تبلیغات
امام سجاد علیه السلام
 
امام سجاد علیه السلام
در این دنیا سرور مردم، سخاوتمندان هستند؛ و در قیامت سیّد و سرور مردم، پرهیزكاران خواهند بود
زیارت عاشورا
درباره وبلاگ


قالَ الاْ مامُ عَلی بنُ الْحسَین، زَیْنُ الْعابدین عَلَیْهِ السَّلامُ: ثَلاثٌ مَنْ كُنَّ فیهِ مِنَ الْمُؤمِنینَ كانَ فی كَنَفِ اللّهِ، وَ أظَلَّهُ اللّهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ فی ظِلِّ عَرْشِهِ، وَ آمَنَهُ مِنْ فَزَعِ ‏الْیَوْمِ الاْكْبَرِ: مَنْ أعْطی النّاسَ مِنْ نَفْسِهِ ما هُوَ سائِلهُم لِنَفْسِهِ، و رَجُلٌ لَمْ یَقْدِمْ یَداً وَ رِجْلاً حَتّی یَعْلَمَ أنَّهُ فی طاعَةِ اللّهِ ‏قَدِمَها أوْ فی مَعْصِیَتِهِ، وَ رَجُلٌ لَمْ یَعِبْ أخاهُ بِعَیْبٍ حَتّی یَتْرُكَ ذلكَ الْعِیْبَ مِنْ نَفْسِهِ.(1)

سه حالت و خصلت در هر یك از مؤمنین باشد در پناه خداوند خواهد بود و روز قیامت در سایه رحمت عرش ‏الهی می‌باشد و از سختی‌ها و شداید محشر در امان است.

اوّل آن كه به مردم چیزی را دهد كه از آنان برای خویش می‌خواهد (آنچه برای خود می‌پسندد را به آنان عطا كند).

دوّم آن قدم از قدم برندارد تا آنكه بداند آن حركتش در راه اطاعت خداست یا معصیت و نافرمانی او

سوّم از برادر مومن خود (به عیبی كه در خود نیز دارد ) عیب جویی نكند تا آنكه آن عیب را از خودش دور سارد

مدیر وبلاگ : رحمان نجفی
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
میزان رضایتمندی شما از مطالب ارایه شده در این وبسایت؟






علی بن حسین بن علی بن ابی طالب، معروف به امام سجاد و زین العابدین، چهارمین امام شیعیان است.ایشان در واقعه کربلا حاضر بود ولی به علت بیماری در جنگ شرکت نداشت.

فرآوری: محمد باعزم - بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان
م

بعد از امام حسین (علیه السلام) مقام امامت به فرزندش امام علی بن الحسین (علیهماالسلام) رسید، او را «ابومحمد» و «زین العابدین» می خواندند و گاهی «ابوالحسن» یاد می کردند. مادرش «شاه زنان» دختر کسری (آخرین پادشاه سلسله ی ساسانی) بود که به او «شهربانویه» می گفتند. امیرمؤمنان علی (علیه السلام) حریث بن جابر حنفی را کارگزار جانب مشرق قلمرو حکومت (اسلامی) قرار داد بعدا حریث دو دختر یزدگرد (سوم) را برای علی (علیه السلام) فرستاد و آن حضرت، شهربانویه را به حسین (علیه السلام) بخشید و از او امام زین العابدین (علیه السلام) به دنیا آمد و دیگری را به محمد بن ابوبکر بخشید، که از او قاسم بن محمد، متولد شد و قاسم و امام سجاد (علیه السلام) باهم پسرخاله هستند. و امام سجاد به سال 38 هجری (پنجم شعبان) در مدینه متولد شد، دو سال از آخر عمر جدش امیرمؤمنان علی (علیه السلام) را درک کرد و دوازده سال از عمر عمویش امام حسن (علیه السلام) را درک نمود و 23 سال با پدرش امام حسین (علیه السلام) بود و بعد از پدر، 34 سال عمر کرد و سرانجام (بنابر مشهور، در روز 25 محرم) سال 95 هجری در سن حدود 56 سالگی در مدینه از دنیارفت و دوران امامت او 34 سال بود و قبرش در  قبرستان بقیع (واقع در مدینه) در کنار قبر عمویش امام حسن (علیه السلام) است. .

برگی از کتاب علم امام علیه السلام

کتاب شریف صحیفه سجادیه که حاوی ادعیه و مناجات های چهارمین پیشوای شیعیان است، یکی از بزرگترین و مهمترین گنجینه های حقایق و اسرار الهی به شمار می رود، به همین خاطر به القابی چون «انجیل اهل بیت » و «زبور آل محمد» و «اخت القرآن » مشهور گشته است و نظر به اهمیت و عظمت این کتاب، شرح های زیادی بر آن نوشته شده که صاحب کتاب «الذریعة » ، چهل و هفت شرح را نام برده است .

دانشمندان و علمای بزرگ، پس از عمری تلاش و تعلیم و تعلم برای بیان کردن یا نوشتن مطلبی، زمان زیادی را به مطالعه و کنکاش می پردازند، ولی امام سجاد علیه السلام این مضامین بلند و مطالب عالی را در وقت مناجات با خالق خویش و در هنگامی که تمام توجه اش به معبود، معطوف بوده، نجوا می کرده است، و این نیست مگر جوششی از چشمه علم لدنی آن امام معصوم .

علاوه بر صحیفه سجادیه، رساله گران بهایی از آن حضرت به یادگار مانده که همچون پرتویی از نور، روشنی بخش راه انسان هاست . در این اثر جاوید که «رسالة الحقوق » نام دارد، 51 حق و وظیفه برای انسان بیان شده که از حقوق خداوند بر انسان و سپس حقوق اعضاء و جوارح شروع و به حقوق اهل ذمه ختم شده است.

علی بن حسین بن علی بن ابی طالب، معروف به امام سجاد و زین العابدین، چهارمین امام شیعیان است.ایشان در واقعه کربلا حاضر بود ولی به علت بیماری در جنگ شرکت نداشت. لشکر عمر بن سعد پس از شهادت امام حسین(علیه السلام) او را همراه اسیران کربلا به کوفه و شام بردند.

شجاعت امام علیه السلام

امام سجاد (علیه السلام) که در کلیه ی صفات حمیده و فضایل اخلاقی زبانزد خاص و عام بود، در شجاعت و قوای روحی و ثبات دل و جرأت و شهامت نیز به حد کمال بود. سخنان آن حضرت در پاسخ عبیدالله بن زیاد ظالم و ستمگر، به وقتی که امر به قتل وی داده بود خود بالاترین دلیل بر شجاعت و شهامت آن حضرت است؛ به این ترتیب که خطاب به عبیدالله فرمود: ای پسر زیاد، مرا به مرگ تهدید می کنی؟ تو نمی دانی که قتل برای ما امری عادی و شهامت مایه ی کرامت و مباهات ماست. و آنگاه که از کوفه وی را به اسارت می بردند تا موقعی که به شام رسیدند با هیچ یک از آنها که با وی بودند لب به سخن نگشود. چنان که محفر بن ثعلبه که به این امر فجیع دست زده بود چون به دربار یزید رسید در این مورد آن چه را که خود فکر می کرد گفت اما یزید نیز در جواب محفر گفت: آن که مادر محفر زایید فاجرتر و لئیم تر از هر کس دیگر است. و سخنان آنحضرت در برابر یزید خود دلیل بارزی بر شهامت و شجاعت اوست. و آن به هنگامی بود که یزید بر مسند حکومت و قدرت تکیه داشت. امام زین العابدین (علیه السلام) خطاب به پسر معاویه چنین گفت؛ ای پسر معاویه و هند و صخر، تو خود می دانی که پرچم رسول الله (علیه السلام) در جنگ بدر و احد و احزاب بر دست جدم علی بن ابی طالب (علیه السلام) قرار داشت؛ اما پدر تو و جد تو پرچم کفار را به دست داشتند.
و در جای دیگر نیز به همین ترتیب یزید را مخاطب ساخت و گفت: وای بر تو، اگر به این فاجعه ای که دامن خود را آلوده ساخته ای کمی اندیشه می کردی؛ آن وقت به کوه و بیابان گریخته و فرش خود را جز خاکستر قرار نمی دادی.اکنون بر تو بشارت باد که سرانجام انگشت ندامت بر دهان می گیری و به ذلت و خواری و زیان بزرگی گرفتار خواهی شد.


منابع:
1.سیره معصومان ( علیهم السلام )
2.دانشنامه حوزه
3.نگاهی بر زندگی دوازده امام ( علیهم السلام )


نوع مطلب : امام سجاد علیه السلام، صحیفه سجادیه، آموزه های اخلاقی و رفتاری، گالری صوتی و تصویری، كتابخانه، فضایل و كرامات، مقالات، مناسبتها، احادیث و سخنان گهربار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نویسنده: آیت الله سیدعلی حسینی میلان

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله ربّ العالمین، والصّلاة و السلام علی محمّد و آله الطاهرین، و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الأوّلین و الآخرین.
از آثار اعتقادی ارزشمند شیعه، کتاب منهاج الکرامة فی معرفة الإمامة است که علامه حلی (رحمه الله) آن را به رشته تحریر درآورده اند.
ما شرح مبسوطی بر این اثر فاخر نگاشته و در ضمن آن، به شبهه های مطرح شده از سوی ابن تیمیه-در کتاب منهاج السنة-نیز پاسخ داده ایم.
در آن اثر درباره زندگی نامه امامان معصوم (علیهم السلام) سخن به میان آمده است. ما به دلیل اهمیت مباحث یاد شده زندگی نامه امامان معصوم (علیهم السلام) را به طور جداگانه و در قالب سلسله مقالاتی به خوانندگان تقدیم می نماییم.

******

علامه حلّی (رحمه الله) در نگاهی کوتاه به زندگی امام سجّاد(علیه السلام) می نویسد:
حضرت علی بن حسین(علیهما السلام) روزها روزه می گرفت و شب ها به نیایش با خدای سبحان می پرداخت و قرآن تلاوت می نمود.
آن بزرگوار هر شبانه روز هزار رکعت نماز می خواند و پس از هر دو رکعت، به گونه ای که از ایشان و پدرانش (علیهم السلام) نقل شده، به درگاه خداوند دعا می کرد. آن گاه هم چون فردی ناراحت صحیفه را کنار می گذاشت و می فرمود:
أنّی لی بعبادة علی(علیه السلام)؟!
من کجا و عبادت علی(علیه السلام) کجا؟!
امام سجاد(علیه السلام) بسیار می گریست؛ به طوری که اشک، گونه هایش را ساییده بود. حضرتش آن قدر سجده کرد که او را «ذو الثفنات؛ صاحب پینه ها» لقب دادند. رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) نیز آن حضرت را «سیدالعابدین؛ سَروَر عابدان» لقب دادند.
هنگامی که هشام بن عبدالملک به حج رفت، کوشید دست خود را به حجرالاسود برساند. اما به دلیل شلوغی و فراوانی جمعیت موفق نشد.
ولی وقتی امام سجاد(علیه السلام) آمد، مردم به احترام ایشان از کنار حجرالاسود کنار رفتند تا حضرتش بتواند آن را لمس کند؛ به طوری که هیچ فرد دیگری جز ایشان در کنار حجرالاسود نبود. در این هنگام هشام پرسید: این فرد کیست؟
فرزدق در پاسخ به هشام این ابیات را سرود:

هذا الّذی تعرف البطحاءُ وطأته ... والبیتُ یعرفه و الحِلُّ و الحَرَمُ

هذا ابن خیر عبادالله کلّهمُ ... هذا التقیُّ النَّقیُّ الطاهرُ العَلَمُ
یکادُ یُمسِکُهُ عِرفانَ راحتِه ... رُکنُ الحطیمِ إذا ما جاء یَستلمُ
إذا رَأتْهُ قریشٌ قال قائلُها ... إلی مکارمِ هذا ینتهی الکرمُ
إن عُدّ أهلُ التُّقی کانو أئمَّتَهم ... أو قِیلَ: مَن خیر خلق الله؟ قیل: هُمُ
هذا ابن فاطمة إنْ کنتَ جاهله ... بجَدِّه أنبیاءُ الله قد خُتموا
یُغضی حَیاءً و یغضی من مَهابته ... فما یُکَلَّمُ إلّا حینَ یبتسمُ
ینشقُّ نورُ الهُدی عن صُبح غُرَّتِهِ ... کالشمس تَنجاب عن إشراقها الظُّلمُ
مشتقّةٌ من رسول الله نَبْعَتُهُ ... طابَتْ عَناصِرُهُ وَ الخِیمُ والشِّیَمُ
الله شرّفه قِدْماً و فضّله ... جری بذاکَ له فی لَوحةِ القلمُ
مِنْ مَعشَر حُبّهم دِینٌ وَ بُغضُهُم ... کُفْرٌ وَ قُربُهُم مَلْجاً وَ مُعْتَصمُ
لا یَستطیع جَوادٌ بُعْدَ غایتهم ... و لا یُدانیِهِمُ قومٌ وإن کَرمُوا
هُمُ الغیوثُ إذا ما أزمةٌ أزِمَتْ ... و الأُسْدُ أُسدُ الشُّری و الرأیُ مُحْتَدِمُ
لا ینقصُ العُسرُ من أکفّهِمُ ... سیّانَ ذلک إن أثْرَوا وإن عَدِموا
ما قال «لا» قطُّ إلّا فی تشهّده ... لو لا التشهّدُ کانت لاؤهُ نَعمُ
یُستَدْفَعُ السوءُ و البلوی بحبّهُم ... و یُستَرَقُّ به الإحسانُ و النِّعَمُ
مقدّمٌ بعد ذِکرالله ذِکرُهُمُ ... فی کلِّ برٍّ، و مختومٌ به الکلمُ
مَن یعرف الله یعرفْ او لویّة ذا ... الدینُ مِنْ بیتِ هذا نالَهُ الأُمم
و لیس قولُکَ مَنْ هذا بضائِرهِ ... العُرْبُ تعرفُ مَن أنکَرْتَ و العَجَمُ

این (کسی که می گویی او را نمی شناسی) همان است که سرزمین بطحاء (=مکّه) جای گام هایش را می شناسد. خانه خدا، منطقه حرم و خارج آن، همگی او را می شناسند.
این مرد، فرزند برترین بندگان خداست، او همان شخصیت پرهیزکار و پاکیزه ای است که نشانه (و میزانی برای هدایت و تقوا در میان بندگان خداوند) است.
هرگاه می آید که به حجرالاسود دست بکشد، رکن حطیم به سبب شناختن دست او می خواهد آن را بگیرد و رها نکند.
هرگاه قریش او را می بیند سخنگوی آن می گوید: به بزرگواری این شخص، کرم و بزرگواری پایان می پذیرد. اگر پرهیزکاران شمرده شوند ایشان پیشوای آنانند، و اگر گفته شود: بهترین خلایق کیست؟ گفته می شود: ایشان هستند.
اگر تو را نمی شناسی، بدان که او پسر فاطمه است و با پدربزرگ او پیامبران ختم شده اند.
او از حیا و شرمی که دارد چشم فرو می بندد و از هیبت او چشم ها فروبسته می شوند و با او سخن گفته نمی شود مگر آن گاه که لبخند بر لب دارد.
نور هدایت از سفیدی پیشانی او طلوع می کند، هم چو خورشیدی که از دمیدنش تاریکی ها از میان می روند.
او از چشمه وجود رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) جوشیده و خلق و خوی و سرشت او پاکیزه است.
خدایش از دیرباز او را شرف و فضیلت داده و قلم سرنوشت برای او چنین رقم زده است.
از گروهی است که دوستی ایشان دین، دشمنی ایشان کفر و نزدیک شدن به آنان مایه نجات و پناهگاه است. هیچ اسب تندروی نمی تواند به نهایت مقام ایشان که بسیار دور است برسد و هیچ قومی هر قدر بزرگواری نماید، به آنان نزدیک نمی شود.
هرگاه سختی و خشکسالی پیش آید ایشان ابرهای باران زا (فریاد رسان) هستند و چون کارزار گرم می شود، هم چون شیران بیشه شُری(1) هستند و عقل (در این جا از عظمت آن بزرگواران) می سوزد و نابود می گردد.
سختی و گرفتاری چیزی از بخشش نعمت دست های ایشان را کاهش نمی دهد؛ چه در حال توان گری و چه در حال تنگدستی، نعمت از ایشان یکسان فرو می ریزد.
هرگز کلمه «لا» بر زبان نیاورد مگر در تشهّد نماز و اگر در آن مقام نیز نیازی به منزّه دانستن خدا از هر شریکی نبود، آن جا نیز به جای «لا» کلمه «بله» بکار می برد.
با دوستی ایشان، بدی و گرفتاری برطرف می شود و احسان و نعمت های الهی بدست می آید.
پس از نام خدا، نام ایشان در هر آغازی مقدم است و کلام به آن ختم می شود.
هر کس خدا را بشناسد مقام ولایت و سزاوارتر بودن این مرد را نیز می شناسد و مردم و ملت ها دین را از خانه این مرد دریافته اند.
سخن تو که «او را نمی شناسم»، به او ضرری نمی رساند، به درستی که عرب و عجم او را می شناسند. وقتی هشام این ابیات را شنید، خشمگین شد و فرمان داد فرزدق را در مکانی بین مکه و مدینه زندانی کنند.
پس از این ماجرا حضرت امام سجاد(علیه السلام) برای فرزدق هزار دینار فرستاد.
اما او این مبلغ را نپذیرفت و عرض کرد: من این اشعار را از روی خشم بر دشمنان شما، برای خدا و رسولش سروده ام، پس برای آن پاداش نمی گیرم.
امام سجاد(علیه السلام) فرمود:
نحن أهلُ بیت لا یعود إلینا ما خرج منّا؛
ما خاندانی هستیم که اگر عطا کنیم، دیگر باز پس نمی گیریم.
آن گاه بود که فرزدق نیز آن مبلغ را پذیرفت.
امام سجّاد (علیه السلام) در مدینه، به گروهی از مردم رسیدگی می کردند و شبانه به آن ها روزی می دادند. اما آنان نمی دانستند که این شخص نیکوکار کیست.
وقتی مولای ما امام سجاد (علیه السلام) به شهادت رسید، روزی این گروه قطع شد. در این هنگام شناختند چه کسی به آنان رسیدگی می کرده است.

عبادت شبانه روزی

علامه حلّی (رحمه الله) فرمود:
حضرت علی بن حسین(علیهما السلام) روزها روزه می گرفت و شب ها به نیایش با خدای سبحان می پرداخت و قرآن تلاوت می نمود. آن بزرگوار آن قدر سجده می کرد که مواضع سجده او هم چون زانوی شتر پینه بسته بود، به گونه ای که آن بزرگوار را «ذوالثفنات؛ صاحب پینه ها» لقب دادند.
رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) نیز ایشان را «سیدالعابدین؛ سرور عابدان» لقب دادند.

دیدگاه ابن تیمیه

ابن تیمیه می نویسد:
علی بن حسین(علیهما السلام)، یکی از تابعین بزرگ و در علم و دین از سران تابعین بوده است. او از پدرش، ابن عباس، مسور بن مخرمه، ابورافع غلام پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) (2) و از سه ام المؤمنین عایشه، ام سلمه و صفیه، از مروان بن حکم، سعید بن مسیب، عبدالله بن عثمان، ذکوان غلام عایشه و دیگران روایت نقل کرده است.
ابوسلمة بن عبدالرحمان، یحیی بن سعید انصاری، زهری، ابوزناد، زید بن اسلم و فرزندش ابوجعفر(امام باقر(علیه السلام)) از او روایت نقل کرده اند.
یحیی بن سعید می گوید: علی بن حسین(علیهما السلام) با فضیلت ترین هاشمی است که در مدینه دیده ام.
محمد بن سعد در الطبقات الکبری می نویسد:
علی بن حسین(علیهما السلام) ثقه، امین، عالی و والامقام بود و روایات بسیاری را نقل کرده است.
در روایتی حمّاد بن زید می گوید: از علی بن حسین (علیه السلام)-که با فضیلت ترین هاشمی است که من دیده ام-شنیدیم که می گفت:
یا ایّها الناس! أحبّونا حبّ الإسلام، فما برح بنا حبّکم حتّی صار عاراً علینا؛
ای مردم! آن گونه که اسلام روا می دارد، ما را دوست داشته باشید؛ زیرا دوستی های افراطی شما، مایه ننگ و عار برای ماست.
شیبة بن نعامه می گوید: علی بن حسین(علیهما السلام) در ظاهر به گونه ای رفتار می کرد که گویی به کسی احسان نمی کند و بخل می ورزد، اما وقتی از دنیا رفت، دیدند که او به طور پنهانی غذای یکصد خانه وار را در مدینه تأمین می کرده است.
خشوع، صدقه دادن پنهانی و دیگر فضیلت های او (امام سجاد علیه السلام) معروف و شناخته شده است، به گونه ای که او به دلیل شایستگی و دین داری، از کنار مجالس بزرگان عبور می کرد و با زید بن اسلم، غلام عمر بن خطاب-که در میان تابعان از بهترین علما و دینداران بود-هم نشین می شد.
به او گفته شد: هم نشینی با قوم خودت را رها می کنی و با این فرد هم نشین می شوی؟!
پاسخ می داد: انسان همان جایی می رود که صلاح دل خویش را بیابد.
اما این که او (علامه حلی (رحمه الله)) گفته: علی بن حسین(علیهما السلام) هزار رکعت نماز می خواند، در گذشته نیز آوردیم که این امر در شریعت ناخوشایند است، یا باید گفت: هرگز امکان پذیر نیست.
بنابراین، شایسته نیست که چنین مطلبی را به عنوان منقبت و فضیلت ذکر کند.
هم چنین مطلب گفته شده درباره نامگذاری او از سوی رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) به «سیدالعابدین» مطلبی بی ریشه و اساس است. هیچ یک از علما و اهل دین آن را نقل نکرده اند.(3)

نقد دیدگاه ابن تیمیه

آن چه گذشت همه مطالبی است که ابن تیمیه درباره ی امام سجاد(علیه السلام) بیان داشته است. اما دیدگاه او را در چند محور نقد می نماییم.

عابدترین فرد

نخست آن که

ابن تیمیه در برابر برخی مطالبی که علامه حلی (رحمه الله) درباره ی امام سجاد(علیه السلام) آورده، سکوت کرده است و سکوت او نیز دلیل بر پذیرش این مطالب است، اما هوای نفس به او اجازه نداده که این پذیرش را به صراحت بیان کند.
آری، به اعتراف همگان امام سجاد(علیه السلام) عابدترین فرد زمانه خویش بود، حضرتش روزها روزه می گرفت و شب ها نیایش می کرد و قرآن تلاوت می نمود. به گونه های نقل شده، در درگاه خداوند دعا می کرد... سپس صحیفه دعا را با ناراحتی به کنار می نهاد ... او بسیار می گریست... او آن قدر سجده کرد که مواضع سجده اش زخم شده بود... .
ابن تیمیه در برابر این مطالب سکوت کرده است. اما همه این امور مسلّم و ثابت است؛ خواه او بپذیرد و خواه انکار کند... .
هم چنین ابن تیمیه در برابر داستان کنار رفتن مردم به احترام امام سجّاد (علیه السلام) و لمس حجرالاسود توسط این امام بزرگوار بعد از بی توجّهی مردم به هشام، سکوت می نماید و به شعر فرزدق نیز اشاره ای نمی کند... .
البته هرگز و یا دیگران توان انکار واقعه ای را ندارند که فراتر از یک روایت، از داستان های مسلّم و قطعی تاریخ شده است.

امام معصوم

دوم آن که

ابن تیمیه اعتراف کرده که امام سجاد(علیه السلام) از تابعین بزرگ و در علم و دین از سران آنان بوده است. او حتی برخی سخنان بزرگان اهل سنت در تمجید از امام سجاد(علیه السلام) را نقل می کند.
باید بگوییم: امام علی بن حسین(علیهما السلام) امام معصوم است که نصّ صریح درباره امامت ایشان وجود دارد. دلیل های عقلی و نقلی برای اثبات امامت آن حضرت فراوان است که در جای خود بحث و تبیین شده اند. اما این که ابن تیمیّه او را از تابعین می شمارد، این طبق اصطلاح اهل سنت است.
ابن تیمیّه می توانست در مدح و عظمت امام سجاد(علیه السلام)، سخنان دیگری را نیز نقل کند، اما کینه و لجاجت به او اجازه چنین کاری را نمی دهد. نقل نکردن این عبارات با هدف کوتاه نویسی و خلاصه گویی نیست؛ چرا که وی در موارد بسیاری سخنان باطل و دروغی را به طور مبسوط و مفصّل بیان کرده است، حتی او برخی مطالب را چندین بار به تکرار آورده است، یا این که در برخی موارد به مطالبی پرداخته که به موضوع، ارتباطی ندارد.
آری، هوای نفس به ابن تیمیّه اجازه نداده که حتی مطالب نقل شده در کتاب الطبقات الکبری محمد بن سعد و حلیة الأولیاء ابونعیم اصفهانی را در شرح حال امام سجاد(علیه السلام) به طور کامل ذکر کند؛ بلکه او فقط به برخی عبارات این دو عالم سنی بسنده کرده است.

سرور عابدان

سوم آن که

ابن تیمیّه با توجه به عبارت علّامه حلی (رحمه الله) دو موضوع را نیز انکار کرده است:
1. این که امام سجاد (علیه السلام) در هر شبانه روز هزار رکعت نماز می خواند.
2. لقب گرفتن آن امام به «سیدالعابدین» از سوی رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و چنان چه گذشت در این زمینه می گوید:
«مطلب گفته شده درباره نامگذاری او از سوی رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) به «سیدالعابدین» مطلبی بی ریشه و اساس است و هیچ یک از علما و اهل دین آن را نقل نکرده اند.»
در پاسخ به ابن تیمیّه باید گفت:
نماز خواندن حضرت امام سجّاد(علیه السلام) در هر شبانه روز به میزان هزار رکعت، هم چون سیره پدر و جدّ بزرگوار ایشان(علیه السلام) بوده است... دروغ خواندن این مطلب از روی لجاجت، دشمنی و تعصّب است، زیرا این مطلبی است که شماری از حافظان حدیث اهل سنت به آن اذعان نموده اند.
هم چنین دادن لقب «سیدالعابدین» به امام سجّاد(علیه السلام) از سوی رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) نیز در کتاب های شیعه و سنی آمده است.
حافظ سبط ابن جوزی، از مدائنی از جابر بن عبدالله انصاری این گونه نقل می کند:
جابر به ابوجعفر محمد بن علی (علیهما السلام) گفت: رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) به تو سلام می رساند.
از جابر پرسیده شد: چگونه چنین سخنی را می گویی؟
پاسخ داد: روزی نزد رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) نشسته بودم. حسین(علیه السلام) نیز در دامان آن حضرت نشسته بود و پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) با او بازی می کرد. در این هنگام رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود:
یا جابر! یولدله ولد اسمه علی. إذا کان یوم القیامة، نادی منادٍ: لیقم سیدالعابدین.
فیقوم ولده.
ثمّ یولد له ولد اسمه محمّد، فإن أدرکته یا جابر! فاقرأه منّی السلام؛
ای جابر! او فرزندی به نام علی خواهد داشت. وقتی روز قیامت شود، منادی فریاد برمی آورد: سیدالعابدین برخیزد!
در این هنگام پسر او برمی خیزد.
او نیز صاحب فرزندی می شود که نامش محمد است. وقتی او را دیدی، سلام مرا به او برسان. (4)
ابن حجر هیتمی مکّی می نویسد:
«همین شرافت برای او (امام باقر(علیه السلام) بس که ابن مدینی از جابر بن عبدالله انصاری نقل می کند که به او در حالی که سن کمی داشت گفته است: رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) بر تو سلام می کند.
از جابر پرسیده شد: چگونه چنین سخنی را می گویی؟
پاسخ داد: روزی نزد رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) نشسته بودم که...».(5)
ابوعمرو زاهد نیز این روایت را در کتاب «الیواقیت» به نقل از زهری، نقل کرده است.
همچنین در حلیة الاولیاء این گونه آمده است:
«وقتی زهری نام علی بن حسین(علیه السلام) را می برد، گریه می کرد و می گفت: زین العابدین». (6)
لقب دادن حضرت امام سجّاد(علیه السلام) به «سیدالعابدین» یا «زین العابدین» در دیگر کتاب هایی که به شرح حال و زندگی نامه ایشان پرداخته اند، آمده است. (7)
آیا همین مقدار برای اثبات دروغ گویی ابن تیمیّه کافی نیست؟!

وارث علوم سالار پیامبران

چهارم آن که

ابن تیمیه درباره ی امام سجاد (علیه السلام) مطالبی را بیان کرده که باید به تحقیق درباره ی آن ها بپردازیم.
او می گوید: «علی بن حسین(علیهما السلام) از پدرش و ابن عباس و ... روایت نقل کرده است».
در پاسخ باید گفت: امام سجاد(علیه السلام) علم و دانش را از پدرش امام حسین شهید(علیه السلام)اخذ کرده است و امام حسین(علیه السلام) نیز از پدر خویش امیرمؤمنان علی(علیه السلام) و ایشان نیز علم و دانش را از پیامبر و فرستاده پروردگار جهانیان اخذ کرده اند... .
در این صورت، امام سجاد (علیه السلام) وارث علوم سالار پیامبران حضرت محمد(صلّی الله علیه و آله و سلّم) می شود و از اخذ علم و دانش و روایت از دیگران بی نیاز می شود.
زیرا کسانی را که ابن تیمیّه از آنان یاد می کند، هرگز در علم و فضیلت به پای امام زین العابدین (علیه السلام) نمی رسند. حتی بعضی از آنان در شمار عالمان به حساب نمی آیند.
بی تردید پس از امام حسین(علیه السلام) برترین کسی که ابن تیمیّه از او یاد می کند ابن عباس است. اما همه علم ابن عباس نیز برگرفته از علم و دانش امیرمؤمنان علی، امام حسن و حسین (علیهم السلام) است. بنابراین، علم امام سجاد(علیه السلام) تنها بخشی از علوم به ارث رسیده به آن بزرگوار است... .
از تهمت هایی که ابن تیمیه می زند این که «علی بن حسین(علیهما السلام) از عایشه و مروان بن حکم اخذ علم و روایت کرده است».
به راستی هر عاقلی می داند که از سویی میان امام سجاد(علیه السلام) و این دو فرد هیچ تناسب علمی و فضیلتی وجود ندارد و از سوی دیگر رابطه این دو با جدّ ایشان حضرت علی(علیه السلام) و عموی ایشان سبط اکبر، امام حسن(علیه السلام) و هم چنین مطالبی که در تاریخ درباره مروان بن حکم، این ملعون پسر ملعون، نقل شده، روشن است!!
هم چنین ادّعای ابن تیمیه که «علی بن حسین(علیهما السلام) از مجالس بزرگان قوم کناره گیری می کرد و به هم نشینی با زید بن اسلم می پرداخت»، یک دروغ روشن است. حتی اگر امام سجاد(علیه السلام) با او هم نشینی می کرده، برای انتقال فضیلت و علم او بوده است نه به عکس.
زیرا علاوه بر این که در کتاب های شیعه از زید بن اسلم به عنوان اصحاب امام سجاد(علیه السلام) نام برده شده است، هم چنان که در عبارت ابن تیمیه گذشت خود او این فرد را از کسانی می داند که از حضرت امام سجاد(علیه السلام) بهره علمی برده اند.
چنان که ابونعیم اصفهانی نقل می کند: علی بن حسین(علیهما السلام) در حلقه های قوم خویش شرکت نمی کرد، تا این که زید بن اسلم می آمد و نزد او می نشست. او می گفت: انسان باید نزد کسی بنشیند که به دینش سودی برساند. (8)
بنابراین، با فرض درستی این روایت، امام سجاد(علیه السلام) به زید بن اسلم نفع می رسانده است؛ زیرا ایشان می فرمودند:
من کتم علماً أحداً أو أخذ علیه أجراً رفداً ینفعه أبداً؛ (9)
اگر کسی علمی را از فردی پنهان کند، یا به خاطر آن مالی را به عنوان اجرت بگیرد، این علم هرگز برایش سودمند نخواهد بود.

علمای اهل سنت و دروغی دیگر

راستی آنان به این امام بزرگ؛ هم چون پدران و فرزندانش چه دروغ هایی بسته اند؟
برای نمونه در معتبرترین کتاب روایی اهل سنت یعنی صحیح بخاری چنین آمده است:
«علی بن حسین (علیهما السلام) در تفسیر آیه سوم سوره نساء؛ یعنی «فَانْکِحُوا مَا طَابَ لَکُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنَی وَ ثُلَاثَ وَ رُبَاعَ»(10) می گوید:
مقصود آیه این است که دو یا سه یا چهار زن می توان گرفت (نه آن که دو، سه و چهار یعنی نه زن مقصود باشد)».
شارحان صحیح بخاری نوشته اند:
«این یکی از بهترین دلیل ها بر ردّ رافضی هاست؛ زیرا این مطلب، تفسیر زین العابدین (علیه السلام) است. او یکی از امامان رافضی هاست که به عصمت او اعتقاد دارند و سخنان او مرجع آنان است».(11)
اهل سنّت بر پایه این روایت، می گویند: شیعیان معتقدند که داشتن بیش از چهار همسر جایز است. اما این نسبتی دروغ است و هرگز درست نیست.
فراتر این که به عکس، این فتوا یعنی جایز بودن ازدواج با بیش از چهار زن، از شماری از فقهای بزرگ اهل سنت نقل شده است. آنان با استدلال به این آیه مبارکه این فتوا را داده اند. برای آگاهی در این رابطه می توان به کتاب های تبیین الحقایق تألیف زیلعی حنفی و نیل الأوطار تألیف شوکانی مراجعه کرد. (12) حتی برخی از فقهای اهل سنت گفته اند که ازدواج با هر تعداد از زن که خواسته باشی، جایز است.
این مطلب را نیشابوری در تفسیر غرائب القرآن و به هنگام تفسیر آیه یاد شده ذکر کرده است. (13)

امام سجّاد (علیه السلام) و استلام حجر در حضور هشام

علامه حلّی (رحمه الله) فرمود:
وقتی هشام بن عبدالملک به حج رفت، کوشید دست خود را به حجرالاسود برساند. اما به دلیل شلوغی و فراوانی جمعیت موفق نشد. ولی وقتی امام سجاد(علیه السلام) آمد، مردم به احترام ایشان از کنار حجرالاسود کنار رفتند تا ایشان بتواند آن را لمس کند... .
داستان استلام حجر به وسیله امام زین العابدین (علیه السلام) در حضور هشام و قصیده فرزدق در وصف آن حضرت در بسیاری از منابع شیعه و سنی آمده است. در این جا به ذکر شماری از کتاب های اهل سنت در پاورقی بسنده می کنیم. (14)
از این گذشته این مطلب را خود ابن تیمیّه به هنگام نقل کلام علامه حلّی (رحمه الله) نقل کرده، اما در ردّ آن هیچ سخنی نگفته است!!

فرزدق و دفاع از اهل بیت (علیهم السلام)

درباره فرزدق نیز باید گفت: او ابوفراس همام بن غالب دارمی تمیمی بصری است، که در سال 19 هجری قمری به دنیا آمده است. بزرگان ادبیات عرب او را بر افرادی مانند جریر و اخطل مقدّم دانسته اند.
برخی دیگر گفته اند: اگر شعر فرزدق نبود، یک سوم زبان عربی از دست می رفت. او در اواخر دوران زندگی خویش به اظهار محبت و مهرورزی به اهل بیت (علیهم السلام) و دفاع از آنان شهرت یافت. قصیده بسیار جالب و ژرف او درباره امام سجاد(علیه السلام) از قوی ترین شواهد ایمان او به امامت و ولایت اهل بیت(علیهم السلام) پس از رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) است.
سیدمرتضی می نویسد: فرزدق در پایان زندگی خویش دست از نسبت ناروا دادن و فسق کشید و به راه دین بازگشت.
البته او در زمانی که فاسق بود، باز به طور کامل از دین جدا نشده و هرگز به طور کامل دین را رها نکرده بود. او در بصره در سال 110 هجری در حالی که نزدیک به یکصد سال عمر کرده بود، درگذشت. (15)

امام سجاد(علیه السلام) و رسیدگی به نیازمندان

علامه حلّی (رحمه الله) فرمود:
امام سجاد علیه السلام در مدینه، به گروهی از مردم رسیدگی می کرد و برایشان ارزاق می برد. اما آنان نمی دانستند که این شخص نیکوکار کیست.
وقتی مولای ما امام سجاد(علیه السلام) به شهادت رسید، روزی این گروه قطع شد. آن گاه بود که شناختند چه کسی به آنان رسیدگی می کرده است.
ابن تیمیّه به این مطلب اعتراف کرده است. تاریخ نگاران شیعه و سنی نیز در این باره اتّفاق نظر دارند. با مراجعه به کتاب حلیة الأولیاء، تألیف حافظ ابونعیم اصفهانی وصفة الصفوه، اثر حافظ ابوالفرج ابن جوزی و کتاب های دیگر این مطلب آشکار می شود. (16)

پی نوشت ها :

1. شُری: نام جایی در تهامه که دارای شیران فراوان است.
2. به رغم این که در منابع اهل سنّت درود و صلوات پس از نام مبارک پیامبر خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) به صورت ناقص(ابتر) آمده است، ما طبق فرمایش حضرتش، درود و صلوات را به صورت کامل و اسامی ائمه معصوم(علیهم السلام) را با سلام آورده ایم.
3. منهاج السنة: 123/2.
4. تذکرة الخواص من الأمة: 337.
5. الصواعق المحرقة، 120.
6. حلیة الأولیاء: 135/3.
7. ر.ک: وفیات الأعیان: 429/2، حلیة الأولیاء: 133/3، الطبقات الکبری: 156/5، تذکرة الحفّاظ: 74/1، تهذیب التهذیب: 304/7، طبقات الحفاظ: 37، طبقات القراء: 534/1.
8. حلیة الأولیاء 138/3.
9. همان: 140/3.
10. سوره ی نساء، آیه 3.
11. فتح الباری: 41/11، إرشاد الساری: 26/8، عمدة القاری: 91/20. گفتنی است که آنان برخلاف معاندان و حسدورزان، امام سجاد(علیه السلام) را «زین العابدین» توصیف کرده اند.
12. تبیین الحقائق: 143/1، نیل الأوطار: 169/6.
13. غرائب القرآن، 172/4.
14. حلیة الأولیاء، ابونعیم اصفهانی: 139/3، تذکرة خواص الأمّة، سبط بن جوزی حنفی: 329، وفیات الأعیان، ابن خلکان: 200/2، صفة الصفوة، ابن جوزی حنبلی: 55/2، البدایه و النهایه، ابن کثیر: 108/9، مرآة الجنان، یافعی: 239/1، مطالب السئول، ابن طلحة شافعی: 64، حیاة الحیوان، دمیری: 9/1، شذرات الذهب، ابن عماد حنبلی: 142/1، زهرالآداب، قیروانی: 102/1، شرح شواهد مغنی اللبیب، جلال الدین سیوطی: 249، کفایة الطالب، گنجی شافعی: 303، شرح الحماسة، تبریزی: 82/4، الفصول المهمة، ابن صبّاغ مالکی، 193، الصواعق المحرقة، هیتمی مکی: 120، قصص العرب، احمد جاد المولی: 254/2، جواهر الأدب، احمد هاشمی: 15/2، نورالأبصار، شَبلَنجی: 193.
15. شرح حال فرزدق را می توان در این کتاب ها مطالعه کرد:
أمالی سید مرتضی: 62/1، الأغانی: 229/21، الدرجات الرفیعة: 541، معجم الأُدباء: 252/7، خزانة الأدب: 202/1، شذرات الذهب: 141/1 و کتاب های دیگر.
16. حلیة الأولیاء: 139/3، صفة الصفوة، 70/2.

منبع مقاله :
حسینی میلانی، آیت الله سیدعلی؛ (1392)، پیشوایان معصوم (علیهم السلام) ج 1، ترجمه: هیئت تحریریه انتشارات الحقایق، قم: الحقایق، چاپ اول..



نوع مطلب : امام سجاد علیه السلام، صحیفه سجادیه، كتابخانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سبک زندگی امام سجاد (ع)

راز و نیازهای امام سجاد(ع) خود زندگی است؛ همان چیزی که این روزها متاعی نایاب است و دسترسی به آن به قول بعضی ها غیر ممکن. چهارمین امام شیعیان رساله ای دارند که هر آنچه از وظایف انسان در برابر خود و دیگران بخواهید با بیانی شیوا در آن پیدا می شود؛ مجموعه ای تربیتی و اخلاقی که 51 حق و حقوق در آن نوشته شده و می تواند راهنمای بسیار خوبی برای زندگی امروزی ما باشد. امام سجاد (ع) پیشوای چهارم شیعیان در زمان حدوث واقعه کربلا به مصلحت خداوند و به خاطر حفظ امامت در بستر بیماری بودند تا تکلیف جهاد از ایشان برداشته شود و دشمن ایشان را به شهادت نرساند. امام سجاد (ع) بعد از حادثه کربلا حدود 35 سال به ارشاد مردم و تعلیم و تربیت شاگردان پرداختند.

1. صحیفه ای برای انسان بودن

اگر چه «صحیفه سجادیه» به شکل دعا از سوی امام سجاد (ع) به ما رسیده ولی به ساده ترین زبان ویژگی انسان را بیان می کند و اساس و مبنای اصول تربیتی را ارائه می دهد. با نگاهی به دعاهای «صحیفه سجادیه» متوجه مهم ترین مبانی تربیتی آن از جمله خود دوستی، خدا دوستی، دنیا دوستی، کمال خواهی، میل به جاودانگی، خوف و رجا، غفلت و... خواهیم شد.
آن حضرت همچنین در «رساله حقوقی» خود، در 50 ماده حقوق انسان ها را مطرح کرده اند و همه را مسئول رعایت و پاسداری از آن می دانند تا به کمک آن بنیاد جامعه اسلامی به تمام و کمال ایجاد شود. مقام معظم رهبری درباره «صحیفه سجادیه» این امام بزرگوار می گویند: « صحیفه سجادیه مجموعه ای از ادعیه است درباره ی همه موضوعاتی که انسان در یک زندگی بیدار و هوشمندانه باید به آن توجه کند. امام سجاد (ع) به زبان دعا انگیزه های یک زندگی اسلامی را در ذهن مردم بیدار و زنده می کند تا اصلاح جامعه آغاز شود.»

2. مبارزات در دوران امامت

امامت امام سجاد(ع) در اسارت آغاز شد؛ دورانی که مشکلات جامعه اسلامی به حدی بود که فرهنگ جامعه باید از اساس متحول و دگرگون می شد. بنابراین امام زین العابدین (ع) مبارزه خود را در بخش فرهنگی پایه ریزی کردند و در قالب دعا و نیایش تلاش نمودند تا جامعه ی اسلامی زمان خود را اصلاح کنند. مبارزات فرهنگی ایشان مؤثر واقع شد و تحولاتی را در جامعه اسلامی پدید آورد. همین موضوع باعث شد تا امام باقر و امام صادق (ع) که وارثان این تحول بودند، فرصت لازم را برای گسترش فرهنگ و معارف اهل بیت (ع) پیدا کنند و به آن عمق و هویت ببخشند؛ بنابراین فراموش نکنیم که در شرایط کنونی عصر ما جز با مبارزه فرهنگی کاری از پیش نخواهیم برد.

3. با همسایگان خود چگونه رفتار می کردند؟

قبل از اینکه درباره نحوه برخورد امام سجاد(ع) با همسایگان چیزی بگوییم فقط چند لحظه به این جمله فکر کنید که این روزها در زندگی آپارتمان نشینی ما همسایگان چه جایگاهی دارند؟ اصلاً بدون تعارف چند ماه است که از حال و روز همسایه دیوار به دیوار یا روبه رویی بی خبریم؟
طبق دستورات اسلامی از هر سمت خانه تا 40 منزل همسایه به حساب می آیند. برای همین امام سجاد (ع) اغلب اهل مدینه را همسایه خود می دانستند و نیمه شب راهی خانه های آنان می شدند و هر آنچه لازم داشتند در اختیارشان قرار می دادند و قرض شان را می پرداختند اسماعیل بن هشام مخزومی ( والی مدینه) در اذیت و آزار امام چهارم شیعیان بسیار مصرّ بود. او در همسایگی امام سجاد (ع) سکونت داشت و تمامی اهل محل از رفتارهایش به ستوه آمده بودند. وقتی ولید بن عبدالملک روی کار آمد او را برکنار کرد. حتی دستور داد در ملأ عام نگهش دارند تا همسایگان به تلافی اذیت هایش او را آزار دهند. ابن هشام به خاطر بدی هایی که در حق امام سجاد(ع) کرده بود بیش از همه از سوی ایشان نگران بود و می گفت: «من از هیچکس جز علی بن الحسین نمی ترسم چون او مرد صالحی است و خلیفه حرفش را درباره ی خلاف های من می پذیرد.» اما هنگامی که امام همراه یارانشان از کنار او می گذشتند اجازه اعتراض به یارانشان را ندادند. حتی دستور دادند کسی حق ندارد کلمه ای تند نسبت به فرماندار برکنار شده به زبان بیاورد. امام با ابن هشام ملاقات کردند و خطاب به او فرمودند: « خدا تو را عافیت دهد. من از آنچه برایت روی داده ناراحتم، آنچه دوست داری از ما بخواه.» اسماعیل بن هشام از دیدن این همه کرامت و محبت پریشان شد و خجالت کشید و با حیرت گفت: « خداوند بهتر می داند که رسالتش را در کجا قرار دهد. و به کسی که اراده اش تعلق گرفته تفویض کند و بسپارد.»

4. چطور به خویشاوندان خود کمک می کردند؟

بین دوستان و فامیل همه ما هستند کسانی که نیاز به کمک و دستگیری دارند. سوال این است که چقدر از اوضاع و احوال آنان خبر داریم؟ روایت است امام سجاد (ع) پسر عموی فقیری داشتند. بعضی شب ها طوری که او را نشناسد، پیش او می رفتند و مبلغی به وی می بخشیدند. آن مرد می گفت: « علی بن الحسین رعایت خویشاوندی را نمی کند خدا او را سزا دهد». امام این سخنان را می شنیدند اما بردباری می کردند و خود را به آن شخص نمی شناساندند. بعد از شهادت امام، آن شخص دید دیگر خبری از مرد نیست. تازه آن وقت بود که فهمید آن مرد نیکوکار، پسر عمویش علی بن الحسین(ع) بوده. پس بر سر مزارش رفت و گریه کرد. (حلیه الاولیاء، ج 3، ص 140)
البته این روزها رسم جالبی بین بعضی اقوام هست که صندوق های قرض الحسنه فامیلی دارند و هر بار به یکی از نیازمندان فامیل وام هایی بدون کارمزد و با اقساط سبک می دهند. یا همین که خبردار شوند یکی از اقوام فقیر عروسی در پیش دارد، همه با هم مبلغی جمع کرده و پیشاپیش به عنوان هدیه به آن شخص می دهند. با این کار نه تنها به او در برپایی مراسم یا تهیه جهیزیه کمک کرده بلکه عزت نفس و غرور او را نیز حفظ می کنند. خدا کند چنین رسمی روز به روز در جامعه بیشتر شود.

5. رسم همسایه داری

حضرت در «رساله حقوقی» خود درباره ی حق همسایه می فرمایند: « حق همسایه این است که چون نباشد، او را پاس بداری و چون باشد، بزرگش شماری و هنگام حضور و غیبت، یار و مددکارش باشی و در پی زشتی او بر نیایی و برای یافتن بدی هایش کنجکاو نشوی و اگر ناخواسته به کاستی ای برخوردی، باید سینه ات چونان دژی استوار و پرده ای ناگسستی باشد تا با سرنیزه هم نتوان بدان راز دست یافت. پنهانی سخنان او را گوش نکن و او را در سختی ها وانگذار و در نعمت بر او رشک نورز و از لغزشش بگذر و گناهش را نادیده انگار و اگر نادانی کرد بردبار باش و با او مدارا کن.»

6. «رساله حقوقی» امام سجاد(ع) را چقدر می شناسیم؟

سردرگمی ناشی از زندگی ماشینی بسیاری از حقوقی بدیهی انسان ها را نسبت به هم از یادشان برده؛ چه برسد به حقوقی که سرسوزنی حتی لزومشان در ذهن مان نمی گنجد اما شخصیتی چون امام سجاد(ع) هرگز این حقوق را از یاد نبرده اند و در رساله شان به آن اشاره کرده اند. آن حق عجیب و دور از ذهن، حق بدی کننده است که حضرت درباره آن می فرمایند: « حق کسی که با دست یا زبانش به تو بد کرده، اگر آگاهانه بوده بهتر است از او درگذری تا هم ریشه شر کنده شود و هم به ادب رفتار کرده باشی. این گذشت بهره های اخلاقی بسیار دیگری نیز دارد.» خداوند می فرماید: « بر آنان که چون ستم بینند و انتقام جویند، راه تعرضی نیست. این نشان کارهای پسندیده است». همچنین می فرمایند: « اگر می خواهید انتقام بگیرید، باید به قدر ستمی باشد که بر شما رفته و اگر صبر کنید البته برای صابران بهتر است؛ و اگر آگاهانه نبوده نباید در فکر انتقام باشی و آگاهانه، کار ناآگاهانه را کیفر دهی. باید با او مدارا کنی و تا می توانی با لطف و نرمش او را بازگردانی.»
سیره امام سجاد (ع) تنها به کلام خلاصه نمی شود و اسناد بسیاری در تاریخ مبتنی بر این ادعا وجود دارد. از جمله آنکه می گویند مردی امام را بیرون خانه دید و به آن حضرت دشنام داد. خادمان امام به سمت آن مرد حمله کردند. حضرت فرمودند: « او را رها کنید». سپس رو به مرد کردند و گفتند: « آنچه از ما بر تو پوشیده ماند بیشتر از آن است که می دانی. آیا حاجتی داری؟» مرد با دیدن بزرگواری امام شرمنده شد. حضرت گلیمی را که بر دوش داشتند، به مرد دادند و فرمودند هزار درهم به او بدهند. مرد از آن به بعد می گفت: « گواهی می دهم که تو فرزند پیغمبری.»(کشف الغمه، ج 2، ص 81).

7. با نعمت خدا خوش رفتار باش

در لابه لای همهمه و داد و قال های راهروهای دادگاه های خانواده می شود تابلویی مزین به این کلام آسمانی نصب کرد که امام سجاد (ع) می فرمایند: « حق همسر که با پیوند ازدواج، زیر دست و به فرمان توست آن است که بدانی خدا او را آرام جان و راحت بخش و انیس و نگهدار تو کرده. هر یک از شما دو نفر باید نعمت وجود دیگری را به درگاه خدا شکر بگوید و بداند این نعمتی است که خدا به او داده و باید با نعمت خدا خوش رفتاری کند و او را گرامی بدارد و با او بسازد. حق تو بر زن بیشتر و اطاعت تو بر او لازم تر است؛ مگر آنجا که نافرمانی از خدا باشد. حق زن بر تو این است که با او مهربانی کنی و همدم و آرام بخش او باشی.»
منبع مقاله: نشریه همشهری آیه شماره 8

 

 



نوع مطلب : امام سجاد علیه السلام، صحیفه سجادیه، آموزه های اخلاقی و رفتاری، گالری صوتی و تصویری، كتابخانه، مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نویسنده:ابراهیم اخوی



 

مکتبی در سخنان امام سجاد علیه السلام

مدیریت زبان

بخش عمده‌ای از ارتباط ما با دیگران، از راه گفت‌وگو شکل می‌گیرد. چنانچه مهارت گفت‌وگو و آسیب‌های ناشی از آن را ندانیم، ممکن است در ایجاد یک رابطه خوب، دچار مشکل شویم. بخشی از این مهارت، در مهار زبان و تسلط بر گفته‌هاست. پیشنهاد امام سجاد علیه السلام ، توجه به اصل مراقبت از زبان است تا از رها کردن این ابزار مهم ارتباط، پرهیز کنیم: «احفَظْ علَیکَ لسانَکَ تَمْلِکْ بهِ إخوانَکَ؛ زبانت را نگه دار تا برادرانت را نگه داری.»1 از نگاه حضرت، گفت‌وگوهای نسنجیده، گاه به قطع ارتباط می‌انجامد و در مقابل، کنترل زبان و خروجی آن، شخصیتی محبوب از شخص به دیگران معرفی می‌کند که میل به ارتباط با چنین شخصیتی و تداوم رابطه، بیشتر خواهد بود.

روابط اجتماعی

برخی به اشتباه، تسلط و غلبه اجتماعی را در ایجاد مزاحمت برای دیگران، به معنای حساب بردن آنها می‌دانند. چنین نگرش خطرناکی می‌تواند هم فرد را دچار آسیب‌های روانی کند ـ آنچنان‌که در روان‌شناسی با بیمارانی روبه‌رو می‌شویم که از اختلال سلوک یا شخصیت ضد اجتماعی رنج می‌برند ـ و هم امنیت روانی کسانی را که با آنان در تعامل هستند، تهدید کند. در سفارشی از امام سجاد علیه السلام این مسئله به گونه‌ای پیش‌گیرانه آمده است: «کَفُّ الأذی مِن کَمالِ العقلِ و فیه راحةٌ للبَدَنِ عاجِلاً و آجِلاً؛ آزار نرساندن، نشانه کمال خرد است و مایه آسایش تن در دنیا و آخرت است».2

تعارض شناخت و رفتار

دو راهی‌ها از هر نوعی که باشند، انسان را دچار روان‌پریشی می‌کنند. آن‌که می‌داند و خلاف دانسته‌های خود گام برمی‌دارد، دلهره‌‌ای وصف‌نشدنی را تجربه می‌کند که نشانه‌های بیرونی آن، پرخاشگری، ناسازگاری، لج‌بازی، نداشتن مهارت تصمیم‌گیری و نیز سردرگمی در زندگی است. به عنوان نمونه، فردی که قوانین دین را برای زیستن برگزیده است، چنانچه روش زندگی او مغایر با این انتخاب و شناخت باشد، از زندگی خود لذتی نمی‌‌برد و هیچ موفقیتی، او را خرسند نمی‌‌سازد. امام زین ‌العابدین علیه السلام ، از چنین مسئله‌ای با نگاهی توحیدی پرهیز می‌دهد: «إنّ أبْغضَ النّاسِ إلَی اللّه مَن یَقْتَدی بسُنّةِ إمامٍ و لا یَقتدی بأعمالِهِ؛ مبغوض‌ترین مردم نزد خداوند، کسی است که خود را پیرو روش امامی بداند، ولی از رفتار و کردار او پیروی نکند».3

امید

یکی از عوامل اصلی بهداشت روان، امیدواری است. اگر فردی به هر دلیل، امید خود را به فردایی بهتر از دست بدهد، مشکلاتی مانند افسردگی به سراغش خواهد آمد. همچنین داشتن انگیزه پیشرفت و ساختن شرایطی بهتر، از نشانه‌های شخصیت سالم است و چنانچه این میل و انگیزه در افراد جامعه خاموش شود، سردی و بی‌حالی، فرد و اجتماع را فرا می‌گیرد و زندگی وضعیتی نابسامان و دور از نشاط روانی می‌یابد. با این نگرش، امید به ایجاد جامعه‌ای بهتر و با امنیت روانی کامل‌تر به دست آخرین ذخیره خدا، می‌تواند بسیاری از خرسندی‌ها را به خشنودی تبدیل کند و آن‌که از چنین امیدی برخوردار است، گوهری گران‌بها در اختیار دارد. امام چهارم در این باره چه نیکو می‌فرماید: «انتظارُ الفَرَجِ مِن أعظمِ الفَرَجِ؛ انتظار فرج، خود، بزرگ‌ترین گشایش است».4

سبک زندگی

داشتن روش و سبک برای هر کاری ضروری است، وگرنه تندروی‌ها و کندروی‌ها می‌توانند آسیب‌های ویرانگری داشته باشند. برخورداری از صفت‌های شخصیتی ثابت سبب بروز رفتارهای بهنجار است. این صفات، در مکتب‌های گوناگون، شکل‌های متفاوتی می‌یابند. در مکتب امام سجاد علیه السلام برخی از این ویژگی‌های پسندیده بیان شده است:
أربعٌ مَن کُنَّ فیه کَمُلَ إسلامُه و مُحِّصَتْ عنه ذُنوبُهُ و لَقِیَ ربَّهُ عزّ و جلّ و هُو عنه راضٍ: مَن وفی للّه ِ عزّ و جلّ بما یَجْعَلُ علی نفسِهِ للنّاسِ و صَدَقَ لِسانُهُ مَع النّاسِ و اسْتَحْیا مِن کلِّ قبیحٍ عندَ اللهِ و عندَ النّاسِ و حَسَّنَ خُلقَهُ معَ أهلِهِ.5
چهار چیز است که هر کس دارای آنها باشد، اسلامش کامل می‌گردد و گناهانش ریخته می‌شود و پروردگار خویش را دیدار می‌کند، در حالی ‌که از او خشنود است:
1.‌ آن‌که برای خدا، به تعهد خود در قبال مردم عمل کند؛
2. با مردم راست‌گو باشد؛
3. از ارتکاب هر آنچه نزد خدا و مردم زشت است، شرم کند؛
4. با خانواده خود، خوش اخلاق باشد.
با دقت در این سخن، درمی‌یابیم که سه حوزه اصلی ارتباط، یعنی ارتباط با خدا، با خود و دیگران، در ملاک‌های معرفی شده حضرت وجود دارند و هماهنگ شدن با این ویژگی‌ها، می‌تواند سلامت روان افراد را تضمین کند.

پی نوشت ها :

1. بحارالانوار، ج٧٤، ص١٥٦، ح١.
2. تحف العقول، ص٢٨٣.
3. الکافی، ج٨، ص٢٣٤، ح٣١٢.
4. بحارالانوار، ج٥٢، ص١٢، ح٤.
5. همان، ج٧٥، ص٩٣، ح٦.

منبع : فصلنامه اشارت، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، شماره 148.


نوع مطلب : امام سجاد علیه السلام، صحیفه سجادیه، آموزه های اخلاقی و رفتاری، كتابخانه، مناسبتها، مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 22 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
امکانات جانبی
زیارت عاشورا

سوره قرآن