امام سجاد علیه السلام
در این دنیا سرور مردم، سخاوتمندان هستند؛ و در قیامت سیّد و سرور مردم، پرهیزكاران خواهند بود
زیارت عاشورا
درباره وبلاگ


قالَ الاْ مامُ عَلی بنُ الْحسَین، زَیْنُ الْعابدین عَلَیْهِ السَّلامُ: ثَلاثٌ مَنْ كُنَّ فیهِ مِنَ الْمُؤمِنینَ كانَ فی كَنَفِ اللّهِ، وَ أظَلَّهُ اللّهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ فی ظِلِّ عَرْشِهِ، وَ آمَنَهُ مِنْ فَزَعِ ‏الْیَوْمِ الاْكْبَرِ: مَنْ أعْطی النّاسَ مِنْ نَفْسِهِ ما هُوَ سائِلهُم لِنَفْسِهِ، و رَجُلٌ لَمْ یَقْدِمْ یَداً وَ رِجْلاً حَتّی یَعْلَمَ أنَّهُ فی طاعَةِ اللّهِ ‏قَدِمَها أوْ فی مَعْصِیَتِهِ، وَ رَجُلٌ لَمْ یَعِبْ أخاهُ بِعَیْبٍ حَتّی یَتْرُكَ ذلكَ الْعِیْبَ مِنْ نَفْسِهِ.(1)

سه حالت و خصلت در هر یك از مؤمنین باشد در پناه خداوند خواهد بود و روز قیامت در سایه رحمت عرش ‏الهی می‌باشد و از سختی‌ها و شداید محشر در امان است.

اوّل آن كه به مردم چیزی را دهد كه از آنان برای خویش می‌خواهد (آنچه برای خود می‌پسندد را به آنان عطا كند).

دوّم آن قدم از قدم برندارد تا آنكه بداند آن حركتش در راه اطاعت خداست یا معصیت و نافرمانی او

سوّم از برادر مومن خود (به عیبی كه در خود نیز دارد ) عیب جویی نكند تا آنكه آن عیب را از خودش دور سارد

مدیر وبلاگ : رحمان نجفی
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
میزان رضایتمندی شما از مطالب ارایه شده در این وبسایت؟







با «زبور آل محمد» آشنا شویم
نویسنده:سید جواد حسینی
علی بن حسین بن علی علیهم السلام چهارمین امام شیعیان، در سال 38 هجری قمری، روز سوم شعبان دیده به جهان گشود . نام مادرش شهربانو، «شهر بانویه‏» «شاه زنان‏» و ... ، و مشهورترین القاب آن حضرت «زین العابدین‏» و «سجاد» می‏باشد .
دوران کودکی را در مدینه سپری کرد، و مدت دو سال از امامت جدش، امیرمؤمنان علیه السلام و ده سال از امامت عمویش، امام حسن مجتبی علیه السلام و ده سال از امامت پدر بزرگوارش، امام حسین علیه السلام را درک نمود . (1)
در محرم سال 61 هجری قمری در جریان قیام امام حسین علیه السلام، در سرزمین کربلا حضور داشت و پس از آن فاجعه دردناک به امامت رسید و با توجه به وضعیت زمان و اختناق حاکم در آن دوران، اقدام به یک سلسله برنامه‏های ارشادی و فرهنگی و مبارزات غیرمستقیم نمود، بدون آنکه حساسیت‏حکومتها را برانگیزد و فعالیتهایی انجام داد که مهم‏ترین آنها عبارتند از:
1 . زنده نگه داشتن یاد و خاطره عاشورا و رساندن پیام آن به مردم آن زمان;
2 . پند و ارشاد امت;
3 . تبیین معارف از طریق دعا و مناجات .
× کتابهای منسوب به امام سجاد علیه السلام
دوران امام سجاد علیه السلام، با توجه به برنامه‏های پیش گفته حضرت، طلیعه درخشش فرهنگ تشیع شمرده می‏شود و حدیث و دعا رونقی دیگر می‏یابد .
در این دوره، آثار مکتوب بر جای مانده از امام سجاد علیه السلام بسیار است .
در شمارش نوشته‏های به‏جا مانده از این امام همام به کتبی بر می‏خوریم که برخی از آنها از این قرار است:
1 . صحیفه سجادیه; (که مقاله حاضر، در ادامه به معرفی این اثر می‏پردازد).
2 . مناسک الحج: یکی دیگر از کتب آن حضرت است که فرزندان آن حضرت این کتاب را نقل کرده‏اند و در بغداد نیز به چاپ رسیده است . (2)
3 . رساله حقوق: از دیگر آثار گرانسنگ آن حضرت که جامع آداب سلوک فردی و اجتماعی است و محور شرح و بسط زیادی قرار گرفته است، رساله حقوق آن حضرت است . (3)
4 . الجامع فی الفقه: عنوان یکی دیگر از آثار آن حضرت است که ابوحمزه ثمالی نقل کرده است . (4)
5 . صحیفة الزهد: کتاب دیگری است که توسط ابوحمزه ثمالی نقل شده است . (5)
6 . کتاب دیگری که توسط داود بن عیسی از آن حضرت نقل شده، کتاب حدیثی است که امام سجاد علیه السلام آن را گردآوری نموده است . (6)
7 . کتاب علی بن الحسین علیه السلام: عنوان کتاب دیگری است که در ضمن مصادر از آن یاد شده است . (7)
آنچه در پیش رو دارید، قدمی است در معرفی صحیفه سجادیه، بدان امید که جامعه ما، مخصوصا جوانان عزیز با این کتاب آشنایی بیشتری پیدا کنند و از دریای معرفت آن، گوهرها به دست آورند، و دنیا و آخرت خویش را با انس گرفتن با آن برای همیشه آباد کنند .

صحیفه سجادیه را بشناسیم

مدت سیزده قرن است که کتاب صحیفه سجادیه مونس بزرگان زهاد و صالحان و مرجع و ملجا مشاهیر علما و مصنفان بوده و هست . برای آشنایی با این گنج معنوی بحث را در چند بخش پی می‏گیریم .

الف) سند صحیفه

از نظر سندی، صحیفه سجادیه در حد تواتر بلکه فوق آن است، شیخ آقا بزرگ تهرانی در این باره می‏گوید: «الصحیفة الاولی المنتهی سندها الی الامام زین العابدین ... و هی من المتواترات عند الاصحاب لاختصاصها بالاجازة والروایة فی کل طبقة وعصر ... ; (8)
صحیفه اولی که سند آن به امام زین العابدین علیه السلام می‏رسد ... از متواترات [و قطعیات] نزد اصحاب است; چرا که از ویژگی آن، این است [که تمام اصحاب از اساتید خود] اجازه نقل آن را در تمام طبقات [رجالی] و در تمام عصرها گرفته‏اند .» کار شهرت سند صحیفه به جایی رسیده که مرحوم محمد تقی مجلسی ادعا نموده است که او در نقل و روایت صحیفه یک میلیون سند دارد . (9) و همین طور شیخ محمد بن نعمان مفید (م‏413) در ارشاد و علی بن محمد خزاز قمی، شاگرد صدوق بن بابویه (م‏381) و احمد بن عیاشی (م‏401) و ابوالفضل شیبانی، و ... . آن را نقل نموده‏اند، و از علمای اهل سنت نیز، ابن جوزی در خصائص الائمه، و حافط سلیمان بن ابراهیم القندوزی (م 1294) در ینابیع المودة از صحیفه اسم برده، بخشهایی از دعای آن را نقل نموده‏اند . (10)
ابوالفضل شیبانی سندش به این صورت است: حدیث کرد ما را عامربن عیسی بن عامر سیرافی در مکه در سال 381، و گفت: حدیث کرد مرا ابو محمد حسن بن محمد بن یحیی بن حسن بن جعفر بن عبیدالله بن حسین بن علی بن ابیطالب علیهم السلام، گفت: حدیث کرد مرا پدرم و او از عمیر بن متوکل، او از پدرش متوکل بن هارون و او از یحیی بن زید، پس از شهادت پدرش در حالی که به سوی خراسان در حرکت‏بود و مردی را به پایه و عقل او ندیدم ... . که او صحیفه کامله‏ای را که دعاهای علی بن الحسین علیه السلام در آن بود، به من نشان داد . (11)
گذشته از کتب تاریخی و رجالی، هیچ کتاب دعای معتبری از دعاهای صحیفه سجادیه خالی نیست، مانند: 1 . «مصباح المتهجد» شیخ طوسی (385 - 460) .
2 . «سلوک الحزین‏» قطب الدین بن سعید بن هبة الله راوندی (م‏573) که کتابش مشهور به «دعوات الراوندی‏» می‏باشد .
3 . «اختیار المصباح‏» از سید علی بن حسین بن باقی .
4 . «اقبال و جمال الاسبوع و فتح الابواب‏» سید رضی الدین علی بن طاووس (م‏589) .
5 . «زوائد الفوائد» ابوالقاسم علی بن رضی الدین .
6 . «البلد الامین‏» ابراهیم بن علی کفعمی (م . 868) و ... .
از همه آنها گذشته، علامه مجلسی اول، به نقل آیت الله مرعشی نجفی، در بسیاری از اجازات خود اشاره کرده که او صحیفه را شفاها و بلاواسطه از حضرت حجة بن الحسن صاحب الزمان علیه السلام نقل می‏کند . مجلسی می‏گوید:
«در بین خواب و بیداری دیدم که گویا در مسجد جامع عتیق اصفهان ایستاده‏ام و حضرت مهدی علیه السلام نیز ایستاده بود . من چند مسئله را که برایم مشکل شده بود، از محضر آن حضرت پرسیدم، پس جواب آن را برایم بیان فرمود . آنگاه از کتابی که به آن عمل کنم سؤال کردم و آن حضرت مرا به مولانا محمد التاج حواله داد و من [نزد او رفتم] و از او کتابی گرفتم، به نظرم آمد که آن کتاب دعا بود، پس آن را بوسیدم و بر چشم نهادم، ولی وقتی به خویش آمدم [و از خواب بیدار شدم] آن کتاب را در دست‏خود نیافتم، پس تا صبح گریه کردم، فردای آن روز به دنبال «محمد تاج‏» راه افتادم تا رسیدم به «دارالبطیخ‏» ، مرد صالحی را که آقا حسن نام و «تاجا» لقب داشت دیدم، به او سلام کردم، او مرا فرا خواند و به کتابخانه خود برد، اولین کتابی که به دست من داد، همان کتابی بود که در خواب دیده بودم، آنگاه شروع نمودم به گریه و گفتم همین کتاب مرا بس است . و از آنجا به نزد شیخ محمد مدرس رفتم و به مقابله آن نسخه با نسخه‏ای که جد پدر محمد مدرس از روی نسخه شهید نوشته بود، پرداختم . دیدم نسخه‏ای که حضرت صاحب الزمان به من مرحمت فرموده بود، درست مطابق نسخه صحیفه شهید می‏باشد . (12)

ب) نامهای صحیفه سجادیه

معروف است که «صحیفه سجادیه‏» پس از قرآن و نهج البلاغه بزرگ‏ترین گنجینه گرانبهای حقایق و معارف الهی به شمار می‏رود و به نقل شیخ آقا بزرگ تهرانی به آن «اخت القرآن‏»: خواهر قرآن، «انجیل اهل بیت‏» ، «زبور آل محمد» و «صحیفه کامله‏» نیز گفته می‏شود، (13) و قندوزی نیز چنین تعبیر نموده است:
«فی ایراد بعض الادعیة والمناجاة التی تکون فی الصحیفة الکاملة للامام الهمام زین العابدین ... وهی زبور اهل البیت الطیبین علیهم السلام; (14) در بیان بعضی دعاها و مناجاتهایی که در صحیفه کامله امام زین العابدین علیه السلام آمده است ... و آن زبور اهل بیت پاک است .»
و علت اینکه آن را «صحیفه کامله‏» نامیده‏اند، این است که در نزد طایفه «زیدیه‏» از صحیفه نسخه‏ای هست که کامل نیست، بلکه در حدود نصف صحیفه موجود می‏باشد . به این جهت، به صحیفه موجود [در دست‏شیعیان دوازده امامی] صحیفه کامله گفته شده است . (15)

ج) شرحهای صحیفه

مرحوم علامه «شیخ آقا بزرگ تهرانی‏» در کتاب الذریعه در حدود پنجاه شرح - غیر از ترجمه‏ها - بر صحیفه سجادیه نام برده است . (16)
علاوه بر این شرحها، گروهی از دانشمندان گذشته و معاصر، ترجمه‏های متعددی (17) بر صحیفه نگاشته‏اند، که در این بخش به عنوان نمونه به برخی شرحها اشاره می‏کنیم:
1 . «الازهار اللطیفة فی شرح مفردات الصحیفة‏» ، تالیف سید علامه محمد رضا اعرجی حسینی .
2 . شرح میرزا محمد مشهدی جمال الدین طوسی صاحب دقائق التنزیل .
3 . شرح محمد علی بن محمد نصیر چهاردهی رشتی (م 1334)، صاحب کتاب «شرح الوقت و القبلة‏» .
4 . شرح سید افصح الدین محمد شیرازی .
5 . شرح مولا تاج الدین مشهور به (تاجا) .
6 . شرح مفتی، میر محمد عباس جزائری (م 1306) .
7 . شرح مولی حبیب الله کاشانی .
8 . شرح ابن مفتاح ابوالحسن عبدالله بن ابی القاسم بن مفتاح الزیدی الیمنی .
9 . شرح مولی خلیل قزوینی .
10 . شرح آقا هادی ابن مولا صالح مازندرانی .
11 . شرح مولا محمد طاهر بن حسین شیرازی .
12 . شرح سید محسن بن قاسم بن اسحاق صنعانی یمنی زیدی از علمای قرن 13 .
13 . شرح سید محسن بن احمد شامی حسنی یمنی زیدی (متوفای 1251) .
14 . شرح سید جمال الدین کوکبانی یمنی الاصل ساکن هند (م 1339) . (18)

د) مستدرکات صحیفه

عده‏ای از علما و دانشمندان مستدرکاتی بر صحیفه نوشته‏اند .
مقصود از این مستدرکات، دعاهای منسوب به حضرت سجاد علیه السلام است که در صحیفه کامله نیامده است . در اینجا به برخی از آنها اشاره می‏شود:
1 . «صحیفه ثانیه‏» ، تالیف شیخ محمد بن حسن الحر العاملی، صاحب وسائل الشیعه .
2 . «صحیفه ثالثه‏» ، گردآوری شده توسط مورخ و رجالی معروف، میرزا عبدالله افندی، صاحب کتاب ریاض العلماء .
3 . «صحیفه رابعه‏» ، تالیف محدث میرزا حسین نوری طبرسی .
4 . «صحیفه خامسه‏» ، علامه محسن امین حسینی عاملی .
5 . «صحیفه سادسه‏» ، تالیف شیخ محمد باقر بن محمد حسن بیرجندی قائینی .
6 . «صحیفه سابعه‏» که توسط شیخ هادی بن عباس آل کاشف الغطاء نجفی، صاحب کتاب مستدرک نوشته شده است .
7 . «صحیفه ثامنه‏» ، تالیف حاج میرزا علی حسینی مرعشی شهرستانی حائری .
8 . «ملحقات صحیفه‏» ، مؤلف آن شیخ محمد، معروف به تقی زیابادی قزوینی می‏باشد که از شاگردان برجسته مرحوم شیخ بهایی بوده و ملحقات را در سال 1023 به پایان رسانده است . (19)

ه). جایگاه صحیفه نزد علما

دعاهای صحیفه علاوه بر حسن بلاغت و کمال فصاحت از علوم الهی و معارف یقینی برخوردار است که عقلها در مقابل آن رام است و فحول علما در مقابل آن سر تسلیم و خضوع فرود آورده‏اند .
این حقیقت‏برای صاحبدلان حقیقت‏بین بانگاهی به صحیفه آشکار می‏گردد; زیرا عبارات صحیفه خود بیانگر آن است که فوق کلام مخلوق و پایین‏تر از کلام خالق است; لذا هم از دسترس اوهام جاعلان برتر و بالاتر است و هم علما و بزرگان سخت‏بدان توجه و از آن ستایش کرده‏اند که به نمونه‏هایی اشاره می‏شود:
1 . ابن شهر آشوب (م‏588) در کتاب مناقب خود می‏گوید: «وقتی در بصره نزد یکی از بلغاء از فصاحت صحیفه کامله سخن به میان آمد، او گفت: من هم می‏توانم مانند آن را بر شما املاء و بیان کنم . آنگاه قلم برداشت و سر به زیر افکند [و هیچ جمله‏ای نتوانست‏به زبان آورد] و در همان حال سرافکندگی از دنیا رفت . (20) »
2 . در سال 1353 ه . ق مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی رحمه الله نسخه‏ای از صحیفه سجادیه را برای طنطاوی، دانشمند اهل سنت و مؤلف تفسیر طنطاوی (مفتی اسکندریه) به «قاهره‏» فرستاد . وی پس از دریافت و تشکر از چنان هدیه‏ای گرانبها و ستایش فراوان در پاسخ نوشت: «این از بدبختی ماست که تاکنون بر این اثر گرانبهای جاوید که از مواریث نبوت است، دست نیافته بودیم، من هر چه در آن می‏نگرم آن را از گفتار مخلوق برتر و از خالق پایین‏تر می‏یابم . (21) »
تعجب از این مفسر معاصر است که لااقل به منابع اهل سنت‏به دقت توجه نکرده; چرا که امثال قندوزی قسمتهایی از صحیفه سجادیه را در کتابهای خود نقل نموده‏اند . (22)
3 . از میرزا هادی مشهدی ذاکر نقل شده که ابن جوزی در «خصائص الائمه‏» چنین گفته است: «اگر امیرالمؤمنین علی علیه السلام نبود، توحید مسلمانان و عقاید ایشان کامل نمی‏شد; زیرا آنچه پیغمبر اکرم بیان فرمود، اصول عقاید و فروع مهم دین بود، ولی دقائق عقائد را [همچون صفات ذات و فعل، و عینیت صفات با ذات را] مسلمانان مدیون و ریزه خوار خوان نعمت امیرالمؤمنین علیه السلام و شاگردان او می‏باشند ...» ، آنگاه درباره امام سجاد علیه السلام می‏گوید: «علی بن الحسین زین العابدین در املاء و انشاء و کیفیت‏سخن گفتن و خطاب و عرض حاجت‏به پیشگاه الهی بر مسلمین حق تعلیم دارد; زیرا اگر آن حضرت نبود، مسلمانان آیین سخن گفتن و عرض حوائج‏خود را به خدای متعال نمی‏دانستند; لذا آن امام به مردم آموخت که هنگام استغفار چگونه با خدا سخن بگویند و در موقع درخواست‏باران رحمت‏با چه زبانی از خداوند نزول باران بخواهند، و زمان ترس از دشمن چگونه به خدا پناه برده، دفع شر دشمنان را بخواهند ... (23) »

و) مروری بر دعاهای صحیفه

صحیفه سجادیه تنها شامل راز و نیاز با خدا وبیان حاجت در پیشگاه وی نیست، بلکه دریایی بیکران از علوم و معارف اسلامی است که طی آن مسائل عقیدتی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و پاره‏ای از قوانین طبیعی و احکام شرعی در قالب دعا مطرح و بیان شده است .
در بخش ارتباط با خداوند طبق مقتضای زمانهای مختلف و احوال گوناگون دعاهایی بیان شده است، برخی دعاهای آن سالی یکبار، همچون دعای عرفه و وداع ماه رمضان، و برخی هر ماه یکبار، مانند دعای دیدن هلال، و برخی در هفته و برخی برای هر شبانه روز قرار داده شده است .
صحیفه سجادیه مشتمل بر 54 دعا است که فهرست عناوین آن بدین شرح است:
1 . ستایش خداوند که با کلمه «حمد» شروع و با کلمه «حمید» پایان می‏یابد .
2 . درود بر محمد و خاندان او .
3 . درود و صلوات بر فرشتگان نگه دارنده عرش و سایر فرشتگان مقرب، همچون اسرافیل، میکائیل، جبرئیل، روح، ملک الموت، منکر، نکیر و ... .
4 . درود و صلوات و درخواست رحمت‏برای پیروان و ایمان آورندگان به پیامبران .
5 . دعای حضرت برای خود و دوستانش .
6 . دعا هنگام صبح و شام .
7 . دعا هنگامی که پیشامدها و حوادث مهمی پیش آید و نیز به هنگام غم و اندوه .
8 . پناه بردن به خداوند از ناپسندیها، بدی اخلاق و کردارهای زشت و نکوهیده .
9 . در اشتیاق به درخواست آمرزش از خداوند .
10 . پناه بردن به درگاه خداوند .
11 . درخواست عاقبت‏به خیری .
12 . اقرار به گناه و درخواست توبه و بازگشت .
13 . درخواست‏حوائج از خداوند .
14 . هنگامی که انسان ستمی می‏بیند و یا از ستمکاران کار ناخوشایندی می‏بیند .
15 . هنگام بیماری، اندوه و گرفتاری .
16 . درخواست عفو از گناهان و عیبها .
17 . درخواست دفع شر شیطان و پناه بردن به خداوند از دشمنی و مکر او .
18 . دعا پس از رفع خطر و برآورده شدن سریع حاجت .
19 . درخواست‏باران هنگام خشکسالی .
20 . درخواست مکارم اخلاق و کردارهای پسندیده از خداوند .
21 . دعا هنگام حزن و اندوه .
22 . دعا هنگام رنج و سختی و دشوار شدن کارها .
23 . دعا هنگام درخواست تندرستی و سپاس بر آن .
24 . دعا برای پدر و مادر .
25 . دعا درباره فرزندان .
26 . همسایگان و دوستان .
27 . دعا برای رزمندگان و مرزداران کشور اسلامی .
28 . هنگام پناه بردن به خدا .
29 . دعا هنگام تنگدستی .
30 . کمک خواستن بر پرداخت قرض .
31 . توبه و بازگشت‏به خدا .
32 . دعا بعد از نماز شب .
33 . درخواست‏خیر و نیکی .
34 . دعا هنگام گرفتاری به بلا و یا هنگامی که مبتلا به گناهی را می‏بیند .
35 . خشنودی از خداوند هنگام دیدن دنیا داران .
36 . دعا هنگامی که انسان به ابرها می‏نگرد و رعد و برق آسمان را مشاهده می‏کند .
37 . اعتراف به ناتوانی از ادای شکر الهی .
38 . دعای عذر خواهی از کوتاهی در ادای حقوق بندگان .
39 . درخواست عفو و رحمت الهی .
40 . دعا هنگام مرگ دیگران و یاد مرگ .
41 . درخواست پرده پوشی و نگه داری از گناه .
42 . هنگام ختم قرآن .
43 . هنگام دیدن هلال ماه .
44 . دعای اول رمضان .
45 . دعای وداع ماه رمضان .
46 . دعای روز عید فطر و جمعه .
47 . دعای روز عرفه (نهم ذی حجه) .
48 . دعای روز جمعه و روز عید قربان .
49 . دعا برای دفع مکر و شر شیطان .
50 . ترس عاقلان از خدا .
51 . تضرع و زاری در پیشگاه الهی .
52 . اصرار به درخواست از خدای متعال .
53 . در مقام کوچکی در پیشگاه الهی .
54 . دعا برای دور شدن اندوهها .

ح) نمی از یم صحیفه

اشاره شد که صحیفه تنها شامل راز و نیاز ... نیست، بلکه ابعاد سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و عقیدتی نیز دارد . حضرت در ضمن دعاها، مباحث‏سیاسی بویژه مسئله «امامت‏» و رهبری جامعه اسلامی را مطرح کرده که به نمونه‏هایی از آن اشاره می‏شود:
1 . امام سجاد علیه السلام در دعای بیستم (دعای مکارم الاخلاق) چنین می‏گوید:
«خدایا! بر محمد و آل او درود بفرست و مرا بر آنکه بر من ستم روا دارد، دستی (نیرویی) و بر آنکه با من ستیزه جوید، زبانی [و برهانی] و بر کسی که با من دشمنی و عناد ورزد، پیروزی عطا کن، و در برابر آن کس که نسبت‏به من، به حیله گری و بد اندیشی بپردازد راه و تدبیر و در برابر کسی که بر من آزار رساند، نیرو عنایت کن و در برابر عیب جویانی که بر من عیب جویی و ناسزا گویی می‏کنند، توان تکذیب [و رد سخنان آنها] و در برابر خطر تهدید دشمنان، به من امنیت عطا فرما ...» (24)
در واقع، این بخش از دعا شکوائیه‏ای است از حضرت در برابر زورگوییهای حکومت و کارگزاران عبدالملک; نظیر «هشام بن اسماعیل مخزومی‏» حاکم مدینه، و از این جهت‏بار سیاسی دارد .
2 . در دعای چهل و هشتم که مربوط به عید قربان و روز جمعه است، چنین می‏خوانیم:
«خدایا! این مقام [خلافت و رهبری امت که اقامه نماز جمعه و عید و ایراد خطبه از شئون آن است] مخصوص جانشینان و برگزیدگان تو، و این پایگاهها، از آن امنای تو است، که آنان را در رتبه بالایی قرار داده‏ای، ولی ستمگران [همچون خلفای اموی] آن را به زور، غصب و تصاحب کرده‏اند ... تا آنجا که برگزیدگان و خلفای تو مغلوب و مقهور [و مجبور به سکوت] گشته‏اند، در حالی که می‏بینند احکام تو تغییر یافته، کتاب تو از صحنه عمل دور افتاده، فرائض و واجبات دستخوش تحریف گشته، و سنت (و راه و رسم) پیامبرت متروک گشته است . خدایا! دشمنان بندگان برگزیده‏ات از اولین و آخرین و همچنین اتباع و پیروانشان و همه کسانی را که به کارهای آنان راضی هستند، لعنت کن و از رحمت‏خود دور ساز ... .» (25)
در این دعا امام سجاد علیه السلام با صراحت از مسئله امامت و رهبری امت که اختصاص به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام دارد و غصب شدن آن توسط ستمگران یاد می‏کند و بدین ترتیب، مشروعیت‏حکومت‏بنی امیه و حتی خلفای اول را نفی می‏کند .
3 . در دعای عرفه (دعای چهل و هفتم) چنین می‏گوید: «پروردگارا! درود فرست‏به پاک‏ترین افراد خاندان پیامبر که آنان را برای رهبری امت و اجرای اوامر خود برگزیده‏ای و آنان را خزانه داران علمت، نگهبانان دینت، جانشینان خود در زمین، و حجتهای خویش بر بندگانت قرار داده‏ای، و به خواست‏خود، آنان را از هر گونه پلیدی یکباره پاک کرده‏ای و آنان را وسیله ارتباط با خود و راه بهشت‏خویش قرار داده‏ای ... خدایا! تو در هر زمان دین خود را به وسیله امامی تایید فرموده‏ای که او را برای بندگانت رهبر و پرچمدار، و در جهان گیتی مشعل هدایت قرار داده‏ای، پس از آنکه او را با ارتباط غیبی، با خود مرتبط ساخته‏ای و او را وسیله خشنودی خود قرار داده‏ای و پیروی از او را واجب کرده‏ای، و از نافرمانی او بیم داده‏ای، و به اطاعت از اوامر و پذیرش نهی او دستور داده‏ای، و مقرر داشته‏ای که هیچ کس از او سبقت نگیرد، و هیچ کس از پیروی او واپس نماند [و سرپیچی ننماید] ... (26) .»
حضرت در این دعا با بیان نقش و موقعیت ویژه رهبران الهی و امامان از خاندان نبوت و امتیازهای آنان با دقت تمام شروعیت‏حکومت زمامداران وقت را نشانه رفته و نشان داده است که مشروعیت‏حکومت‏با انتخاب الهی به دست می‏آید، نه از طریق زور و قدرت و نه حتی از راه جمع آوری آرای مردم .
حسن ختام کلام را گوشه‏هایی از دعای آن حضرت برای مرزداران و هشدارهایی که بیان می‏فرماید، قرار می‏دهیم:
4 . در دعای بیست و هفتم چنین آمده: «خدایا! بر محمد و آلش درود [و رحمت] فرست و مرزهای مسلمانان را به عزت خویش نفوذ ناپذیر گردان و مرزداران را با قدرت خویش تقویت فرما و عطایای آنها را از [خزانه] توانگری خود سرشار ساز .
بارالها! بر محمد و آل محمد درود فرست و عده [مرزداران] را افزون نموده، اسلحه آنها را بران، حوزه‏های آنان را حراست نمای و نقاط حساس جبهه‏های آنان را محکم کن و در بین آنها الفت [و همکاری] قرار ده و کارشان رابه خوبی روبه راه کن ... و مشکلاتشان را با نصرت خویش حل نموده، با پایداری و صبر تقویتشان کن، و چاره جوییهای دقیق [به ایشان برای مقابله با دشمن] بیاموز ... و هنگام برخورد با دشمن فکر دنیای فریبنده را از یادشان ببر و اندیشه ثروت اندوزی و جمع مال را از دلهای آنها بزدای ... و با عشق به آخرت و بهشت دمسازشان کن ... . (27) »

پی نوشت :

1) محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، (تهران، مکتبة الصدوق)، 1381 ه . ق، ج‏1، ص‏467، و شیخ مفید، الارشاد، (قم، مکتبة بصیرتی)، ص‏256 .
2) سید محمد رضا حسینی جلالی، تدوین السنه الشریفه، (مکتب الاعلام الاسلامی، قم، 1418ق، ص‏151) .
3) علی بن شعبه، تحف العقول، (بیروت، مؤسسة الاعلمی، 1394ق)، ص‏255 .
4) ابوالعباس نجاشی، رجال النجاشی، (قم، مکتبة الداوری)، ص‏116 .
5) الکافی، (دارالکتب الاسلامیه، 1366)، ج‏8، ص‏17 .
6) رجال النجاشی، همان، ص‏157 .
7) همان، ص 115 - 116 .
8) آقا بزرگ تهرانی، الذریعه الی تصانیف الشیعه، (تهران، المکتبة الاسلامیه)، ج‏15، ص‏18 - 19 .
9) صحیفه سجادیه، ترجمه سید صدرالدین بلاغی، با مقدمه‏ای از آیت الله مرعشی نجفی، (تهران، دارالکتب الاسلامیه)، ص‏9 مقدمه .
10) ر . ک: سلیمان بن ابراهیم قندوزی، ینابیع المودة، (نجف، مکتبة الحیدریة، 1384 ه . 1965 م) ج‏1 - 2، ص‏599 .
11) مقدمه آیت الله مرعشی بر صحیفه سجادیه، (همان)، ص‏8 - 9، مقدمه .
12) همان، ص‏27 - 29 مقدمه، با تلخیص و تغییر .
13) الذریعه، همان، ج‏15، ص‏18 - 19 .
14) ینابیع المودة (همان)، ص‏599 .
15) مقدمه آیت الله مرعشی نجفی بر صحیفه، (همان)، ص‏46 مقدمه .
16) الذریعه، (همان)، ج‏3، ص 345 - 359 .
17) مانند ترجمه الهی قمشه‏ای، فیض الاسلام، ابوالحسن شعرانی، محمد آیتی، و ترجمه سید احمد فهری و حسین انصاریان و ... .
18) همان، ص‏345 - 359 و ر . ک: مقدمه آیت الله مرعشی نجفی، (همان)، ص‏33 - 35 مقدمه .
19) همان، ص‏41 - 43 .
20) همان، ص‏13 مقدمه .
21) همان، ص‏37 مقدمه، و ر . ک: مهدی پیشوایی، سیره پیشوایان، (قم، مؤسسه امام صادق علیه السلام)، ص‏270 - 271 .
22) ینابیع المودة، (همان)، ص‏599 - 630 .
23) مقدمه آیت الله مرعشی بر صحیفه، (همان)، ص‏43 - 45 .
24) صحیفه سجادیه، (همان)، ص‏102 - 103 .
25) همان، ص‏281 - 282 .
26) همان، ص‏254 - 256 .
27) همان، ص‏40 - 41، دعای 41 .

منبع: ماهنامه مبلغان



نوع مطلب : مقالات، كتابخانه، صحیفه سجادیه، امام سجاد علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 17 دی 1393

طوبای صحیفه

سر افتاده سودای صحیفه
به دل برپاست غوغای صحیفه
نمی‏یابیم راه رستگاری
مگر باشیم دانای صحیفه
یکی فرزانه می‏جویم به گیتی
که بگشاید معمای صحیفه
کسی را که نباشد نور ایمان
نخواهد شد به ژرفای صحیفه
خدا را مسالت دارم که روزی
شوم غواص دریای صحیفه
نداند مرغ فکرت پرگشاید
فراز عرش اعلای صحیفه
ز قلبی با صفا و پاک برخاست
نیایش‏های والای صحیفه
به دلها باغبان عشق می‏کاشت
درخت گشن (1) و رعنای صحیفه
یکی سیمرغ کوه قاف باید
که پیماید بلندای صحیفه
شود روح نیایشگر به پرواز
به همراه دعاهای صحیفه
صفای عشق باید تا نیوشی (2)
به گوش جانت آوای صحیفه
به اوج آسمان علم و آداب
برآید نثر زیبای صحیفه
درختش تا ابد بالنده و سبز
نمیرد نظم برنای صحیفه
بخوان ای بلبل سرمست عاشق
ترنم‏های شیوای صحیفه
سحر برخیز و با جانان صفا کن
به آهنگین نواهای صحیفه
تنزل کرد روح از عرش اعلی
شب قدر است‏یلدای صحیفه
کنون اندیشه پربار انسان
زند صد بوسه بر پای صحیفه
همه عشاق می‏باید نیوشند
سرود عشق از نای صحیفه
هر آنکو در سماء عشق پرزد
بود سرمست رؤیای صحیفه
به بزم عشق گو عاشق نشیند
نه، هرکس نیست‏شیدای صحیفه
به جز سجاد نتواند تنیدن
کسی آن سبز دیبای صحیفه
بیا و با وضوی عشق بگزار
نمازی در مصلای صحیفه
دل و جان گرسنه می‏رباید
شکوه خوان یغمای صحیفه
زداید ظلمت و زنگار از دل
فروغ ماه سیمای صحیفه
فضای بیکران آفرینش
نوردد باد پیمای صحیفه
نهال جان همی بالنده گردد
ز انفاس مسیحای صحیفه
اگر صیقل دهی جان را به عرفان
زنی پر تا ثریای صحیفه
برات هوشیاری از خدا خواه
بشارت ده سکارای صحیفه
فرشته پرزند در آسمان‏ها
به آهنگ مدارای صحیفه
به اوج هفت اختر جای دارد
ز استغنا گداهای صحیفه
نباشد هیچ نظم و هیچ نثری
به استحکام خارای صحیفه
اگر خواهی بگیری نو به نو، کام
بجو پنهان و پیدای صحیفه
سپاس بی کران کردگاری
که عرش اوست ماوای صحیفه
دل شب نغمه‏ای از دل برآور
صفاکن با صفاهای صحیفه
اگر آهنگ داودی شگفت است
مزامیرش نه همتای صحیفه
خدایا! بهره ما را فزون کن
ز آهنگ دل آرای صحیفه
عجب اعجاز کرده در نیایش
جلا بخشد تجلای صحیفه
الها، از تو می‏خواهم به اخلاص
به دل باشد تمنای صحیفه
زنم چنگ توسل در دو عالم
به حبل الله یکتای صحیفه
یکی دل بسته‏ام از روی اخلاص
به آن معشوق تنهای صحیفه
دمی از تنگناها هم برون شو
نگاهی کن به دنیای صحیفه
تو را گر آرمان ارتحال است
سفر کن سوی عقبای صحیفه
اگر خواهی ز رقیت رهائی
نیایش کن به مولای صحیفه
اگر داری سر سیر و سیاحت
به از فردوس، صحرای صحیفه
رهاکن نغمه‏های تار و طنبور
ترنم بشنو از نای صحیفه
شب تاریک قبرستان اموات
نشین در بزم احیای صحیفه
ورای پرده الفاظ بنگر
پر از اسرار جاجای صحیفه
زمو باریک‏تر اسرار هستی
بیاموز از الفبای صحیفه
بخوان تا می‏توانی با تدبر
کتاب بهجت افزای صحیفه
معطر کن فضای جان و دل را
ز عطرآگین سمن سای صحیفه
کند سرمست جان عارفان را
مناجات ورع زای صحیفه
دریغا عمر فانی رفت از دست
ندانستیم آرای صحیفه
هر آنکو از حجاب تن برون شد
رود در عمق معنای صحیفه
اگر خواهی رها گردی ز آفات
بخوان هرشب شکایای صحیفه
اگرچه آرزوها بی شمار است
تو مگذر از منایای صحیفه
چو بگزیدی تو اخلاق خدائی
چه بهتر از سجایای صحیفه
به جز اندیشه ورزان خدا جوی
که می‏داند خبایای صحیفه
خرد گر ناب باشد می‏تواند
رود اندر زوایای صحیفه
هرآنکس اهل شد، رهپوی گردد
کجا نا اهل پویای صحیفه
اگر جویندگان، یابندگانند
تو هم می‏باش جویای صحیفه
به لوح دل بباید نیک بنگاشت
خط زرین خوانای صحیفه
شگفتا در فشانی می‏نماید
عبارت‏های گویای صحیفه
نمی‏بیند گزندی از حوادث
کتاب نغز و پایای صحیفه
ستایش مر خدائی را که برداشت
نفاد از گنج دارای صحیفه
به حق حق، نمی‏باشد گزافه
اگر خوانیم لولای (3) صحیفه
قیاس شکل برتر شد پدیدار
ز صغرا و ز کبرای صحیفه
بیا سیر و سفر آغاز بنما
به سوی پور زهرای صحیفه
برون آرش ز کنج طاق نسیان
بپاکن بزم ذکرای صحیفه
کلیم الله با آن معجزاتش
بود حیران ز بیضای صحیفه
درود ما به خاک پای سجاد
به نام اوست طغرای صحیفه
هوای نفس بگذار و فزون شو
ز عرفانی وصایای صحیفه
من و مائی رها کن، همت افزای
نظر کن در ثنایای صحیفه
چرا از یاس، جان را خسته کردی
به دل افکن سجایای صحیفه
شگفتی نیست گر در طول ایام
فزون گردند ابنای صحیفه
متاع نظم و نثر نکته دانان
کجا بهتر ز کالای صحیفه؟
ز اعدا جملگی توش و توان رفت
خوشا حال احبای صحیفه
گریزان شو ز زقوم طبیعت
نشین در ظل طوبای صحیفه
وساوس می‏رسد بر دل ز شیطان
تو آنگه شو ز بشرای صحیفه
بیا ای طفل جان، آسودگی کن
همی در مهد علیای صحیفه
ز زنگار گناهان پاک گردی
نیوشی گر ز خنیای صحیفه
بنوش ای طالب اسرار هستی
از آن پاکیزه صهبای صحیفه
مقیم خانه دنیا چرائی
سفر کن سوی زورای صحیفه
چرا کاهل شدی خیز و عطا کن
حق اسماء حسنای صحیفه
بیا بگشای چشم جان و بنگر
به کوه طور موسای صحیفه
حیاتی نو به انسان‏ها ببخشد
دم جان بخش عیسای صحیفه
بسا ظلم و ستم بر اولیا رفت
عجب مظلوم یحیای صحیفه
رسد کی طایر اندیشه ناب
به اولی و به اخرای صحیفه
تو را احرام باید از هواجس
عجب عیدی است اضحای‏صحیفه
دو دست‏خویش سوی آسمان کن
چو ره یابی به ژرفای صحیفه
تو را در آسمان پرواز بخشد
نیایش‏های غرای صحیفه
الا ای پادشاه ملک هستی
به قربانت رعایای صحیفه
نه هرکس می‏تواند گشت آگاه
ز اسرار و خفایای صحیفه
خدا را مسالت دارم که اسرار
ببینم در مرایای صحیفه
برای راه و رسم زندگانی
چه بهتر از فتاوای صحیفه
نباشد نزد رندان سحر خیز
نکوتر از قضایای صحیفه
نداری گر رهی زی عالم غیب
کجا دانی مزایای صحیفه
خیال از دام شیطانی رهاکن
نه افسانه است عنقای صحیفه
خدا را شکر می‏گویم شبا روز
که گشتم از اخلای صحیفه
چو دست از جان بشوئی همچورندان
خدا بینی به اثنای صحیفه
بیا در سرزمین جان بیفشان
تولا و تبرای صحیفه
دلی خواهم خداوندا همه سوز
مباد آن دل که اعمای صحیفه
کنون دلمردگی‏ها را رها کن
مشو غافل ز شبهای صحیفه
طلب کن با بصیرت تا توانی
طریقت‏های مثلای صحیفه
حجاب چهره جان را برافکن
بخوان درسی ز تقوای صحیفه
پس از قرآن، پس از نهج البلاغه
کتابی نیست همتای صحیفه
مشام جان معطر بایدت کرد
در این بستان شتای صحیفه
در اینجا گوهر حکمت فراوان
فراز آمد مسمای صحیفه
کتب را درنوردیدیم و لیکن
کدامین است‏یارای صحیفه
نسیم دلنوازی می‏نوازد
گل و گلزار بویای صحیفه
به هر حرفش هزاران در معنی
پر از اسرار طاهای صحیفه
گدای معرفت، حاجات خود را
بگیرد از عطایای صحیفه
ندیدم گرچه من بسیار گشتم
به جز «عارف‏» شکر خای صحیفه

سروده دکتر احمد بهشتی (عارف)

پی نوشت :

1 . درخت‏بارور کننده (فرهنگ عمید) .
2 . گوش دادن به سخن کسی (فرهنگ عمید) .
3 . اقتباس از جمله معروف «لولاک لما خلقت الافلاک‏» و در اینجا یعنی «لولا صحیفة لما خلقت ...» .

منبع: ماهنامه کوثر


نوع مطلب : مقالات، صحیفه سجادیه، امام سجاد علیه السلام، اشعار، پیامك، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دكترین و سیاست‌هاى دفاعى ـ امنیتى در صحیفه سجادیه
نویسنده: دکتر بهرام اخوان کاظمی

خلاصه:

با توجّه به اهمیت دینى و سیاسى مفهوم «امنیت»، نوشتار حاضر بررسىِ این مفهوم و آموزه هاى دفاعى ـ امنیتى را در آراى امام چهارم (ع) وجههء همت قرارداده است. بر مبناى مستندات این پژوهش، این فرضیه اثبات مى گردد كه صحیفه و مصحف شریف سجادیه، به ویژه دعاى بیست و هفتم آن، شامل دكترین و آموزه هاى دفاعى ـ امنیتى بسیار منسجم و كم نظیرى است كه امام سجاد(ع) با رویكرد ظلم ستیزانه و در عین عدم تأیید حكومت هاى جائر وقت و به خاطر حفظ اسلام و مصالح امت اسلامى و مقابله با تهدیدها و تهاجمات بیگانگان طراحى كرده و اندیشیده است و اكنون با قطعیت مى توان بدین آموزه ها اتكا و استناد كرد.
کلمات کلیدی: سیاست های دفاعی امنیتی صحیفه سجادیه (امام سجاد (ع امنیت
بر كسى پوشیده نیست كه تبیین اندیشه هاى سیاسى ـ اجتماعى معصومین(ع) از اهمیت بسیارى برخوردار است، امّا به نظر مى رسد
كه این اهمیت و ضرورتِ چنین اقدامى، در مورد بعضى از معصومین؛ مانند امام زین العابدین بیش از دیگران است. یكى از دلایل چنین مدعایى، تصوّرات غلطى است كه از امام چهارم در اذهان و افواه عامه وجود دارد؛[1] تصوراتى دال بر این كه امام (ع)بخش زیادى از عمر شریف خود را به بیمارى گذرانده و به غیر از قلمرو دعا و مناجات، به عرصهء دیگرى وارد نشده است! نوشتهء حاضر مى كوشد در راستاى رد چنین توهماتى، آموزه هاى دفاعى و امنیتى آن حضرت را ـ آن هم در عصر حكومت هاى جائر و متغلب و شرایط حاد و بحرانى معاصر حیات آن امام ـ بررسى كند.
گفتنى است امنیت از مفاهیم بسیار با اهمیت و متطورى است كه در گذشته و حال، در حیات دینى، فكرى، سیاسى و اجتماعى كلیهء جوامع مطرح بوده، ضمن آن كه صدها بار، با مشتقات واژه اى خویش، در كلام الهى و به كرات در سایر منابع اسلامى بدان اشارت رفته است و با توجّه به اهمیت سیاسى و دینى این مفهوم گرانسنگ، این نوشتار بررسى آن را در آراى امام، وجههء همت خود قرار داده است.
پرسش اصلى این پژوهش ـكه نگارنده سعى در پاسخ به آن داردـ چنین است:«آیا در صحیفهء سجادیه مى توان به دیدگاه ها و آموزه هایى دربارهء مسائل دفاعى و امنیتى دست یافت؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، آیا این آموزه ها از انسجام، ارزش و اهمیتى والا برخوردار است؟»
در این راستا، برخى پرسشهاى فرعى از جمله موارد ذیل قابل طرح است:
1ـ آیا طراحى فكرى و راهبردسازى دفاعى ـ امنیتى امام سجاد براى مرزداران اسلامى به معناى همراهى با حكومت هاى جائر وقت بوده است؟ اگر چنین نیست، هدف امام از ارائهء این راهبردها و راهكارها چگونه قابل توجیه است؟
2ـ امنیت در منابع اسلامى از چه جایگاهى برخوردار است؟
3ـ آیا میان وضعیت حاد، بحرانى و ناامن زمان امام سجاد و ادعیهء حاوى آراء ایشان در باب سیاست هاى دفاعى و امنیتى ارتباطى وجود
دارد؟ این وضعیت چه ویژگى هایى داشته است؟
فرضیه یا مدعاى این پژوهش را مى توان اینگونه ترسیم كرد:
«صحیفهء سجادیه شامل دكترین[1] و آموزه هاى دفاعى ـ امنیتى بسیار منسجم و كم نظیرى است كه امام سجاد(ع)با رویكردى ظلم ستیزانه و در عین عدم تأیید حكومت هاى جائر وقت، به خاطر حفظ اساس اسلام و مصالح امت اسلامى و مقابله با تهدیدات و تهاجمات بیگانگان، طراحى كرده و اندیشیده است و اكنون نیز مى توان بدان اتكا و استناد نمود.»

بهرهء نخست ـ دورهء متلاطم، بحرانى و ناامن عصر امام چهارم

امام على بن الحسین، بنا به نظریهء معروف، در سال 38هجرى دیده به جهان گشود و در سال 94هجرى، با زهرى كه به دستور هشام بن عبدالملك به آن حضرت خوراندند، مسموم شد و به شهادت رسید. دوران خردسالى و یا نوجوانى او مصادف بود با حكومت معاویه، آشفتگى و سپس اختناق عراق و بحران هاى حجاز و درهم ریختن سنت و پدید آمدن بدعت. امام (ع) نزدیك به سه سال، از خلافت امام على‏(ع)و شش ماه خلافت امام حسن‏(ع)و سپس شهادت ایشان را درك كردند. پس از واقعهء جانكاه عاشوراى سال 61 هجرى و شهادت حسین بن على‏(ع) مسؤولیت زمامدارى مسلمانان و امامت امت از جانب خدا به او واگذار شد و حضرت در دورهء پرتلاطم حیات خویش، با خلفاى متغلب كم نظیرى مانند یزید بن معاویه، مروان بن حكم، عبدالملك بن مروان بن حكم و ولید بن عبدالملك معاصر بود. بسیارى از سیره شناسان معصومین(ع)، دورهء امامت حضرت سجاد را مصادف با یكى از پرمحنت ترین و سیاه ترین دورانى دانسته اند كه بر اهل بیت گذشته است[1] و در این دوره، جوّ اختناق، ناامنى و سفاكى نسبت به امام و شیعیان و انحراف از سیرهء نبوى و علوى به اوج خود رسید و زمامداران بدون پنهان كارى هاى قبلى، سیاست هاى پلیدِ غیر اسلامى و انسانى خود را با بازگشت مفتخرانه به رفتارهاى عصر جاهلى و قبیله اى آشكارا دنبال مى كردند و با مخالفین خود، به سبعانه ترین شكل برخوردمى نمودند.
امام سجاد مانند اجداد پاكش در رودررویى با نظام هاى سیاسى جائر، از مجاهدت و سیرهء مبارزاتى درخشانى برخوردار بوده است و در مقابله با آنان حتى گامى عقب ننشست. آن حضرت در كنار این سیرهء مبارزاتى و ادامه خط سرخ شهادت طلبى حسینى و تلاش بى امان در ایستادگى در برابر انحراف حكومت ها و توده هاى نادان از اسلام ناب نبوى و علوى، به تنویر اذهان عمومى در این باره پرداخت و در همین راستا به تربیت شاگردان بسیار مبرز و نامورى پرداخت كه عدد آن ها از یك صد و هفتاد تن افزون است. اما بدیهى است كه در جو خفقان آن روز، پیمودن چنین مسیرى و دنبال كردن این اهداف عالى، به سادگى میسر نبود و در واقع حضرت با راهبردهایى مانند
نوشتن كتاب صحیفه سجادیه و آن هم در قالب پنجاه و چهار فقره دعا و مضامین عرفانى، مقاصد سیاسى، اجتماعى و مبارزاتى خود را تا جاى ممكن بیان فرموده و در قالب دعا، به مسلمانان درس قیام داد، همچنان كه در دعاى بیستم این مصحف مى فرماید:
«پروردگارا! درود فرست بر محمد و آلش و هر كه در حقم ظلم و ستم كرد، مرا بر او دست قدرت و نیروى انتقام عطا فرما و زبان مرا با خصم من گویا گردان و هر كه با من عناد و لجاجت كند، مرا بر او پیروز گردان و هر كه با من مكر و خدعه كند تو مكرى كه بر او غالب شوم بر من عطا فرما و هر كه با من به قهر و غلبه برخیزد، مرا بر او قدرت بخش....»[1]
خطابه هاى آتشین حضرت سجاد، پس از واقعهء عاشورا، از بهترین شواهد ظلم ستیزى بى امان حضرت است. پس از این فاجعه كه امام به صورت اسیر با كاروان اسرا به كوفه و آنگاه به شام منتقل شد، در اجتماعات مردمى این مسیر، به شدیدترین انتقادها از زمامداران جائر وقت و مسببان واقعه كربلا پرداخت تا جایى كه در مجلس عبیدالله زیاد (امیر كوفه) پس از گفتگوى مفصلى كه غضب و خشم شدید عبیدالله را موجب شد، به قتل تهدید گردید و امام در پاسخ او فرمود:
«آیا مرا با كشتن مى ترسانى و نمى دانى كه كشته شدن براى ما یك كار عادى است و شهادت براى ما كرامت و فضیلت است؟»[1]
همچنین امام در گفتگویى با یزید در یك مجلس رسمى نیز تهدید به قتل گشت؛ آنجا كه حضرت در پاسخ او فرمود:
«هیچگاه آزاد شدگانى مانند بنى امیه نمى توانند حكم قتل انبیا و اوصیا را صادر كنند، مگر از اسلام خارج شوند و اگر چنین تصمیمى دارى، مرد مطمئنى را حاضر كن تا وصیت كنم و اهل حرم را به او بسپارم.»[2]
بنابراین، امام در پاسخ، هرگز از یزید درخواست عفو نكرد، بلكه با ابراز آمادگى براى شهادت، درخواست نمود كه فرد امینى را براى رساندن كاروان اسرا به مدینه معین كنند.ضمن آن كه امام در خلال خطابهء آتشین خود در مسجد شام و در حضور آحاد مردم، نقاب از ماهیت و چهرهء پلید خاندان اموى برگرفت تا جایى كه یزید و اطرافیان وى از بیانات امام و وضع مجلس، به شدت بیمناك گشته، مسجد را ترك كردند.
از سویى به دلیل حكومت جائرانه و دین ستیزانهء خلفاى نالایق اموى، فتنه ها و شورش هاى بى شمارى در عصر امام سجاد بر ضد حكومت هاى وقت رخ داد و به ویژه در دورهء یزید این شورش ها و از جمله شورش مردم مدینه ـ در واقعهء حره ـ به شدت سركوب شد و طى این واقعه، به مدت سه روز، جان و مال مردم مدینه براى لشكریان یزید به فرماندهى مسلم بن عقبه مباح شمرده شد و این فاجعه و قتل عام را باید یكى از اسفناك ترین حوادث تاریخ اسلام به شمار آورد. همچنان كه طى حملهء سپاهیان یزید به فرماندهى حصین بن نمیر و جهت سركوبى پسر زبیر، حصین، مكه را محاصره و شهر را آماج سنگ هاى منجیق ها قرارداد و در این گیر و دار، خانهء كعبه تخریب و به آتش كشیده شد.
همچنین در عصر معاویةبن یزید، شام از آشوب بركنار نماند و گرفتار ستیزهاى قبیله اى و چشم و هم چشمى هاى «قیسى»ها و «كلبى»ها گردید. از سوى دیگر در این دورهء پرتلاطم باید از قیام مختار پسر ابوعبیدهء ثقفى ـ به خونخواهى امام حسین ـ یاد كرد كه اصلى ترین جنایتكاران فاجعهء كربلا را به سزایشان رسانید. به هر حال، عصر مزبور و به خصوص سال هاى 66تا 75هجرى قمرى براى حجاز، عراق و شام، سال هاى محنت و آشوب بود و آنچه كه این وضعیت و ناامنى را حادتر و بحرانى تر مى كرد، این مسأله بود كه بلاد اسلامى از سوى قدرت هاى بزرگ آن زمان، همانند امپراتورى روم تهدید و یا در معرض تهدید قرار داشت و بدیهى است چنین وضعیتى ایجاب نماید كه امام سجاد در باب موضوع با اهمیت امنیت و مسائل دفاعى و حفظ مرزهاى اسلامى، در صحیفهء خود سخن براند و آموزه هاى خویش را در این باره عرضه بدارد.
باید خاطر نشان كرد كه آن حضرت همانند سیرهء جدش امام على‏(ع) در عین ابراز تنفر از زمامداران متغلب اموى، از هدایت و راهنمایى آنان؛ به خصوص آن جا كه اساس اسلام مطرح بود كوتاهى نمى كرد و در واقع ارائهء آموزه هاى دفاعى و امنیتى در مقابل بیگانگان نامسلمانى كه از خارج مرزها چشم طمع به بلاد اسلامى دوخته بودند، از این باب بوده است.

بهرهء دوم ـ مفهوم و جایگاه امنیت در منابع اسلامى

امنیت از مقوله هاى اساسى است كه وجود آن در تمام ابعاد زندگى بشرى، به گونه اى قابل لمس و مؤثر احساس مى شود و از دیرباز تاكنون، در حیات انسانى منشأ تحولات و دگرگونى هاى فراوان شده است. ریشهء لغوى این واژه از ثلاثى مجرد «أمن» و با مشتقاتى مانند «ایمان»، «ایمنى» و «استیمان» است. این واژه را به مفهوم اطمینان، آرامش در برابر خوف، تفسیر، تعریف و ترجمه كرده اند كه تا حد زیادى به واقعیت نزدیك است و شامل دو بعد ایجابى و سلبى در تعریف امنیت مى شود. از یك سو اطمینان، آرامش فكرى و روحى و از سوى دیگر فقدان خوف، دلهره و نگرانى ـ كه موجب سلب آرامش و اطمینان مى گردند ـ از كاربردهاى دیگر این واژه است. هم چنین امنیت از موضوعات بسیار مهمى است كه در قرآن و روایات به گستردگى آن اشاره شده است. صورت فارسى و عربى این كلمه به اشكال «امنیت» و «امنیه» در متون اسلامى موجود نیست و بیش تر توجه به این موضوع با عبارات و مشتقاتى از ثلاثى مجرد «أمِن» صورت پذیرفته است.
در مجموع از ریشه یا كلمهء «أمن»، 62كلمه مشتق[1] شده است كه حدود 879بار در قرآن به كار رفته كه از این تعداد كاربرد، 358مورد در آیات مكى و 521مورد در آیات مدنى است.[1]
پیوند معنایى ناگسستنىِ این اصطلاح با واژه‌هاى ایمان و مؤمن، نشان دهندهء اهمیت فوق‌العادهء مفهوم امنیت در اسلام است؛ مفهومى كه علاوه بر قرآن و روایات، به وفور در ادعیهء اسلامى و شیعى دیده مى شود. آن چه كه بدیهى است، در این مجالِ مختصر، امكان پرداختن به ابعاد مختلف سیاسى، اجتماعى، اقتصادى، قضائى، أمنیتى و...، نه وجود دارد و نه لازم است.[2] اما با صراحت مى توان اذعان داشت، این مفهوم در منابع اسلامى، داراى عرصه وسیعى بوده و قلمروهاى فردى و اجتماعى و زمینه هاى داخلى و خارجى، فكرى و روحى، اخلاقى و اعتقادى و دنیایى و آخرتى را در بر مى گیرد و با شاخص هاى ایجابى و سلبى، از هر دو زاویه قابل تعریف و دسترسى است و البته این امر نسبى است نه مطلق و نیز تابع وضع و امكانات و توانایى هاى هر فرد و جامعه است و نباید آن را صرفاً به امكانات و تجهیزات نظامى، با اندازه هاى مادى و فیزیكى یا مقولات اقتصادى و مانند آن تعریف كرد؛ بلكه مفهومى عمیق تر، ظریف تر و فراگیرتر از موضوعات یاد شده داشته و بر ابعاد روحى، فكرى، فرهنگى، اخلاقى، معنوى و اعتقادى و ارزش هاى الهى نیز اتكا و وابستگى كامل دارد.
قرآن و روایات، بیانگر این نكتهء بسیار مهم است كه هرگونه امنیتى و در هر بعد از ابعاد آن،در ایمان و اعتقادات معنوى و الهى ریشه دارد و هرگونه ناامنى، در هر عرصه اى، بالاخره ریشه اش به بى ایمانى و صفات متقابل ایمان؛ مانند: شرك، كفر، ظلم، استكبار و... بر مى گردد.
هم چنین مؤمن و صفات ایمانى، اصلى ترین خاستگاه صدور كنش هاى امنیت زا است.بنابراین مى توان گفت، بسترسازى حیات معنوى طیبه و حسنه، براى تربیت و تهذیب افراد،چه در حوزهء رفتارهاى فردى و چه در عرصه هاى اجتماعى و دورى آن ها از حیات سیئه و غیر ایمانى، اصلى ترین ساز و كار تأمین امنیت است؛ بدین خاطر هر نظام واقعى اسلامى باید تلاش كند با تشویق حیات مؤمنانه و پشتیبانى از مؤمنان و مقابله با دشمنان جبهه ایمان، امنیت و عدالتى همه جانبه و فراگیر را براى همهء شهروندان جامعه اسلامى و حتى غیرمسلمانانى كه در پناه آن زندگى مى كنند، فراهم نماید. البته این كار باید بدون غفلت از زندگى دنیایى و با تأمین نیازهاى این جهانى باشد تا بتواند زمینهء ورود سرشار از عافیت و سلامت و ایمن از عذاب را به زندگى آن جهانى و اخروى آماده سازد. مشخص است كه تا پیش از ظهور، انجام كامل و بهینهء این امور توسط حكومت هاى دنیایى امكان پذیر نیست و این گونه آرمان هاى عالى الهى و بشرى به صورت كامل، تنها در عصر حكومت مهدى (عج) محقق خواهد شد.
در قرآن كریم، آیات بسیارى دربارهء اهمیت امنیت و جایگاه والاى آن در زندگى فردى، اجتماعى، اقتصادى و... انسان وارد شده است كه چند نمونه از آن ها آورده مى شود:
الف) قرآن یكى از اهداف برقرارى حاكمیت خدا و جانشینى صالحان و طرح كلى امامت ر، تحقق امنیت معرفى كرده و مى فرماید:
(وعدالله الذین آمنوا منكم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فى الارض كما استخلف الذین من قبلهم و لیمكنن لهم دینهم الذى ارتضى لهم و لیبدلنهم من بعد خوفهم أمناً یعبدوننى لا یشركون بى شیئا....)[1]
«خداوند به كسانى از شم، كه ایمان آورده و كارهاى شایسته كرده اند، وعده داده است كه حتماً آنان را در این سرزمین جانشین [خود] قرار دهد. همان گونه كه كسانى كه پیش از آنان بودند جانشین [خود] قرار داد و آن دینى كه برایشان پسندیده است به سودشان مستقر كند و بیمشان را به ایمنى مبدل گرداند [تا] مرا عبادت كنند و چیزى را با من شریك نگردانند.»
ب) بنا به آیهء (و اذ قال ابراهیم رب اجعل هذا البلد آمناً....)[1] حضرت ابراهیم هنگام بنا نهادن كعبه، به این نیاز فطرى توجه كرد و از خداوند خواست آن سرزمین را از نظر نعمت «امنیت» برخوردار سازد. خواست آن سرزمین را از نعمت «امنیت» برخوردار سازد. خداوند نیز، بنا به آیهء (و اذ جعلنا البیت مثابة للناس و أمناً)[2] آن جا را خانهء امنى براى مردم قرار داد و به همین سرزمین أمن براى بیان چگونگى آفرینش انسان سوگند یادمى كند.[3]
این كه از سوى خداى متعال خانهء كعبه امن قرار داده شده، در حقیقت بیانگر اهمیت امنیت است كه این بناى بسیار مقدس با آن توصیف گردیده است. این صفت كعبه در آیات بسیارى تكرار شده است؛ همچنان كه خداوند در سورهء تین، مكهء مكرمه و شهر كعبه را به «بلد امین» تشبیه كرده است.
ج) در قرآن، شهرى كه برخوردار از نعمت باشد، به عنوان سرزمین آرمانى و مثالى معرفى شده و بنا به آیهء (و ضرب الله مثلاً قریة كانت آمنة مطمئنة یأتیها و رزقها رغداً من كل مكان)[4] خداوند به عنوان الگو و نمونه، قریه و شهرى را مثال مى زند كه امن، آرام و مطمئن بوده و همواره روزى اش به فراوانى از هر مكانى فرا رسیده است. بدیهى است، تحقق نهایى چنین شهرى در جایى به جز عصر و حكومت امام مهدى، محقق نخواهد شد.
د) قرآن كریم یكى از مصداق هاى مهم واژه هایى مانند «نعمت»، «نعیم» و «بركات» را امنیت دانسته است؛ به عنوان نمونه، علامهء طباطبایى در بحث از آیهء (و لو أن أهل القرى آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم بركات)[5] به این معنا اشاره كرده و مى نویسد:«بركات به معناى هر چیز كثیرى از قبیل امنیت، آسایش، سلامتى، مال و اولاد است كه غالباً انسان به فقد آن ها مورد آزمایش قرارمى گیرد.»
همچنین این مفسر كبیر در تفسیر خویش، در تبیین واژه هاى «حیات حسنه» و «حیات طیبه» یكى از ویژگى هاى اصلى این نوع زندگى را بهره مندى از نعمت امنیت مى شمرد؛ هم چنان كه یكى از ویژگى هاى «حیات سیئه» را زندگى در ناامنى مى داند.[1]
ه) هنگامى كه خانوادهء حضرت یوسف وارد مصر مى شوند، او از میان تمامى مواهب و نعمت هاى مصر، انگشت روى مسألهء امنیت مى گذارد و به پدر و مادر و برادران خودش مى گوید: (أدخلوها مصراً ان شاءالله آمنین)؛ یعنى «داخل مصر شوید كه ان شاءالله در امنیت خواهید بود.» این نشان مى دهد كه نعمت امنیت ریشهء همهء نعمت ها است؛ زیرا هرگاه امنیت از میان برود، مسائل دفاعى و مواهب مادى و معنوى دیگر نیز به خطر خواهد افتاد. در یك محیط ناامن، نه اطاعت خداوند مقدور است، نه زندگى همراه با سربلندى و آسودگى فكر و نه تلاش و كوشش و جهاد براى پیشبرد هدف هاى اجتماعى.[2]
در سخنان و روایات معصومان (ع) نیز مطالب فراوانى دربارهء اهمیت و ضرورت امنیت وارد شده است كه براى نمونه، تنها مواردى از آن ها ذكر مى شود:
ادامه مطلب..


نوع مطلب : مقالات، كتابخانه، صحیفه سجادیه، امام سجاد علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

صحیفه سجادیه، مرکز اطلاع رسانی جهانی و الهی
نویسنده:حجت الاسلام بابایی

خطرات دینی زمان امام سجاد(علیه السلام)

دو خطر بزرگ، جامعه زمان امام سجاد(ع)را تهدید می‏کرد:
(1)فرهنگهای متنوع بیگانه:
(2)خطر تجمل پرستی:
از این روی لازم بود در زمینه علمی کاری انجام شود تامسلمانان به اصالت فکری و شخصیت قانونگذاری ویژه خود، که ازکتاب و سنت در اسلام الهام می‏گیرد، واقف گردند.
در اینجا ضرورت یک حرکت فکری اجتهادی(اطلاع رسانی قوی)به نظرمی‏رسید تا در چهارچوب تعالیم اسلامی افق فکری مسلمانان گسترش‏یابد و باید اصالت‏شخصیت اسلامی حاصل کنند و بذر اجتهاد و تلاش‏از برای یافتن راه حق در دل آنها افشانده شود. و این کاری بودکه امام علی بن الحسین زین العابدین(ع)بدان دست‏یافت. او کلاس‏درس خود را در مسجد پیامبر(ص)آغاز کرد... و از این کلاس درس‏تعداد قابل توجهی از فقهای مسلمین فارغ التحصیل شدند.
خطر دوم ناشی از پیشامد امواج رفاه و آسایش در جامعه اسلامی‏در پیامد هولناک فتوحات نامبرده بود. خطر خاموش شدن آن عشق‏سوزانی که از ارزش‏های اخلاقی و پیوندهای روحی نسبت‏به خدا و روزقیامت در مسلمانان پدید آمده بود.
امام علی بن الحسین(ع)این خطر را احساس فرموده، و برای علاج‏آن آغاز به کار کرد. برای جلوگیری از آن «نیایش‏» را بنیادقرار داد.
«تلخ‏ترین حادثه پس از حادثه عاشورا رخ می‏دهد و مرارت این‏مصیبت عظمی آنچنان زیاد است که کاسه صبر امام صبرآفرین حضرت‏امام العابدین والعارفین سجاد(ع) لبریز می‏شود و آن غیرت عالم‏امکان و امام زمان از عمق جان ندای:
فیالیت امی لم تلدنی و لم اک یزید، یرانی فی البلاد اسیرا
سر می‏دهد، یعنی ای کاش مادرم مرا نزاده بود و به دنیا نیامده‏بودم تا یزید مرا در شهر و دیار اسیر ببیند.
بلی باز هم پیمانی با پیام رسانی، و باز هم وظیفه و صدورانقلاب که بهترین شاهد، خطبه امام سجاد(ع)در کوفه و مدینه منوره‏می‏باشد که تمام پنهانیها را در قالب پیام، نمایان می‏نماید.

صدور انقلاب:

«اسیران آزادی آفرین کربلا، با تبیین معرفی و روشنگری
درباره:
1 اصل نهضت
2 رهبران و شخصیتهای نهضت
3 مکتب امامت و ولایت در بعد فرهنگی و فکری
و سپس:
در بیدار کردن و شوراندن مردم در بعد عاطفی و سیاسی،نقش بنیادین در صدور انقلاب و نهضت‏حسینی داشتند و این، نقشی‏فراتر از حفظ نهضت و استمرار و تداوم آن است.
خلاصه راه خدا بدون سیلی نیست. سیلیها را باید به جان خرید واز کانال سیلی‏ها باید صدور انقلاب را تدارک دید و از این تاکتیک‏کمال استفاده را نمود.
آری برای صدور انقلاب امام حسین(ع)، افراد قافله عاشورا،بویژه اطفال و بچه‏ها، در طول سفر بسیار سیلی خوردند و بدن آنهاتازیانه‏های زیادی را تحمل کرد. خلاصه:
«اگر حماسه حسینی و «قیام عاشورا» را تاریخساز، مکتب‏فضیلت و مبارزه و فضیلت و مدرسه عشق و انسان سازی بدانیم، دقیقا کاروان کربلا را نیز همین سان خواهیم دانست‏» .

دعای مرز داران استراتژی ناب:

«اسلام عزیز دارای مرزهای:
1 اعتقادی و معنوی
2 سیاسی و اجتماعی
3 فرهنگی و تربیتی
4 اقتصادی و طبیعی است،
و برای هر یک از این مرزها مرزدارانی است که مسئولیتشان درپاسداری از هر یک از مرزها بسیار عظیم است.»
دعای مرزداران دعای‏27 دستورالعملی است‏که بیانگر:
1 مسائل سیاسی
2 مسائل نظامی
3 عقیدتی است.
آنجائیکه تمام راهها بسته شود و هیچ روزنه‏ای برای مبارزه‏علنی باقی نماند و دشمن مست و هوی پرست‏بظاهر پیروز، همسان گرگ‏خونخوار، دست‏به هر اهانتی دراز می‏کند... در چنین اوضاع واحوالی، امام سجاد(ع)می‏نشیند و برای مرزداران اسلام دعا می‏کند.
1 این کار و این شیوه چه معنایی پیدا می‏کند؟
و چگونه تحلیل می‏شود؟
ضمن اینکه امام سجاد(ع)، در قالب دعا، بحثهای سیاسی، نظامی وعقیدتی را شروع می‏کنند; می‏خواهند به کنایه بفهمانند که اگر من‏لشکر و نیرویی داشتم از قیام مسلحانه باز نمی‏ماندم و همانندپدر خودم انقلاب خونینی را علیه شما آغاز می‏کردم و امن و امان‏را بر شما، تلخ می‏ساختم; ولی چون راه از این حیث ناهموار گشته،انقلاب فرهنگ و بازسازی و نوسازی معنوی همه جانبه‏ای را در قالب‏دعا آغاز می‏کنم تا مرزدارانی را، در این دانشگاه تربیت‏بکنم که‏در آینده از سنگر اسلام، پاسبانی و نگهبانی بکنند.
اللهم کثر عدتهم، والحذ اسلحتهم... این شدنی نیست مگر آنکه‏اعتقادات و شناخت مردم، درست گردد. لذا امام(ع)با صلوات که‏جهان بینی پاسداران است کارش را شروع و به عنوان یک شعار،همواره آنرا تکرار کرده و در گردنه‏های پر فراز و نشیب و درکورانهای سخت‏سیاسی، حرکت و جهت گیریش را بر اساس آن تنظیم‏می‏کند.
در صلوات سه اصل از اصول دین به وضوح مطرح شده است.
1 اصل توحید
2 اصل نبوت
اصل امامت

انواع استراتژی امام سجاد(علیه السلام):

در خفقان دوران بنی امیه، امام(ع)با چه شیوه‏ای مبارزه راشروع می‏کرد خوب بود؟
امام سجاد(ع)، در قالب:
1 دعا و نیایش
2 گریه و شیون
3 برده داری و برده بانی
مبارزه را شروع می‏کند.
زمینی(مکان)و زمان، نقش بسیار سازنده‏ای را در تمام امورزندگی، بویژه در امر امامت و ولایت(امر حکومت)، ایفاء می‏کند.
تغییر استراتژی در امر امامت امت، امری است اساسی و جدی.
«شیوه‏های مبارزه، شیوه‏ای است گسترده و کشدار که قادر است درتمام فراز ونشیب‏های شرایط متحول گوناگون تاریخی، فکری،اجتماعی، طبقاتی، نظامی... راه خود را پیدا کرده و همواره‏بصورت مستقیمی رو بسوی هدفهای خویش گام بردارد.»
پس مبارزه گاهی بصورت:
1 نظامی و جنگ گرم است و 2 جنگ سرد.

امام سجاد(علیه السلام):

«در آنچنان شرایط دشواری قرار می‏گیرد که حتی «شهادت‏» راهم نمی‏تواند انتخاب کند. بر عکس امام حسین(ع)در شرایطی قرارمی‏گیرد که نه یاوری چون عباس، و نه پیام آوری چون زینب. می‏بیندشهادت، برای او مرگی در خاموشی است نه مرگی که در طول زمان ودر عرض زمین، با همه کس سخن می‏گوید(چقدر دردناک است‏برای بزرگ‏مردی که حتی «خوب مردن‏» هم برایش امکان نداشته باشد...» .

در چنین اوضاع و احوال چه باید کرد؟

امام(ع)، کار خودش را با دعاء که جهاد و مبارزه اجتماعی وجمعی در یک وضعیت نابهنجار اجتماعی است، شروع می‏کند.
این کتاب دعا اصلا وسیله چیز خواستن نیست، بلکه یک کتاب آموزش‏است. آموزش عمیقی، در زیباترین حالات فرد است، و اسمش دعاست.
اما با آن معنای معمولی‏اش اصلا دعا نیست، یک کتاب آموزش عمیق وعلمی اخلاقی و فلسفی است.
بنابر این دعای شیعه بصورت کاملترین مکتب، خودش، در چهار بعدمشخص‏» می‏شود.
پس دعا دارای چهار بعد می‏باشد که عبارتند از:
1 نیاز:
2 عشق:
3 آگاهی:
4 مبارزه:
«گفتار امام(ع)در صحیفه سجادیه‏» فریادی است‏به «همه‏تاریخ‏» که در هر شرایط و بهر شکلی و با هر امکانی که دراختیار هست‏حرف حق را باید زد و نهضت و انقلاب را باید پاسداری‏کرد و در هیچ شرایطی این مسئولیت‏سلب نخواهد شد.»
دعای مرز داران(پاسداران) بصورت دستورالعمل:
1 سیاسی
2 نظامی
3 عقیدتی، بیان شد.
بنابر این می‏توان به قول شهید مدنی اشاره کرد و آن اینکه:
«اگر میدان را برای فرصت طلبان خالی کنیم در خون بهشتی وبهشتی‏ها سهیم هستیم. »

ابعاد مبارزات امام سجاد(علیه السلام):

با مظالم و مفاسد عصر:
مبارزه منفی یا جنگ بی مرز در قالب و لباس گریه:
زنده نگه داشتن یاد و خاطره عاشورا.
برای آنکه این فاجعه فراموش نشود، امام با گریه بر شهیدان وزنده نگهداشتن خاطره آنان، مبارزه منفی را به صورت گریه، آنهم‏گریه‏های پر سوز که ریشه عاطفی داشت ادامه می‏داد.
بی‏شک چگونگی برخورد امام سجاد با این موضوع اثر و نتیجه‏سیاسی داشت، یادآوری مکرر فاجعه کربلا نمی‏گذاشت ظلم و جنایت‏حکومت اموی از خاطره‏ها فراموش شود.

پند و ارشاد امت

امام در قالب موعظه، مردم را با اندیشه درست اسلامی آشنامی‏کرد.
3 تبیین معارف در کلاس دعا. یکی دیگر از شیوه‏های مبارزاتی‏امام(ع).
مجموع دعاهای امام سجاد به نام صحیفه سجادیه معروف است که‏بدان:
1 اخت القرآن
2 انجیل اهل بیت
3 زبور آل محمد، لقب داده‏اند.
«در سال‏1353 ه.ق مرجع فقید، مرحوم آیت ا... العظمی‏مرعشی(ره)نسخه‏ای از صحیفه سجادیه را برای علامه معاصر مولف‏تفسیر طنطاوی(مفتی اسکندریه)به قاهره فرستاد. وی سپس از دریافت‏این هدیه گرانبها و ستایش فراوان از آن، در پاسخ چنین نوشت:
«این از بدبختی ماست که تاکنون بر این اثر گرانبهای جاویدکه از مواریث نبوت است، دست نیافته بودیم، من هر چه در آن‏می‏نگرم، آن را از گفتار مخلوق برتر و از کلام خالق پایین‏ترمی‏یابم.»
خلاصه در صحیفه سجادیه ابعاد سیاسی فراوانی مطرح گشته و یک‏کتاب دعای صرف و بی‏روح نیست. لذا ما از آن به اینترنت جهانی والهی نام برده‏ایم‏» .
4 برخورد و مبارزه با علمای در باری.
5 نشر احکام و آثار تربیتی و اخلاقی.
6 دستگیری از درماندگان.
7 کانون تربیتی.
همه این موارد شیوه‏های مناسب مبارزه بودند که امام(ع)درشرایط زمانی خود آنرا برگزید.

«قهرمان معنویت‏»

«وجود مقدس زین العابدین(ع)قهرمان معنویت است.»
«کسی که می‏خواهد خدمتگزار اسلام باشد، همه مواقع فرصت است‏ولی شکل فرصتها فرق می‏کند. ببینید امام زین العابدین به صورت‏دعا چه افتخاری برای دنیای شیعه درست کرده؟! و در عین حال درهمان لباس دعا امام کار خودش را می‏کرد.»
«الدعاء سلاح المؤمن‏»
اگر دعا سلاح مؤمن است
اگر دعا صلاح می‏آورد
امام سجاد(ع)از این سلاح، به عنوان یک استراتژی ناب استفاده‏می‏کند تا جامعه را به سمت صلاح سوق داده و انقلاب عظیمی را باانقلاب فرهنگی شروع بکند و می‏کند.
«امام چهارم(ع)نکات برجسته اصول عقاید را از راه تعلیمات‏عالیه خود بعنوان دعا بر اهل عالم عرضه داشته است.»
دعا بهترین روش برای دعوت، در شرایط تقیه.
دفاع فرهنگی، در قالب دعا، در دل ظلمتهای شب، که هیچ نیرویی‏را تاب مقاوت و هیچ پرچمی را توان دفاع نیست، بسیار زیبا وگویاست و کارآمدترین روش دفاعی در عصر خویش می‏باشد. اگر می‏شوددر قالب و لباس دعا، همه مسائل، اعم از سیاسی، نظامی، عقیدتی،اخلاقی و عرفانی و... را مطرح کرد، چرا نکرد؟
چرا از این سلاح، برای صلاح جامعه اسلامی و به سعادت رساندن‏افراد استفاده نگردد؟ هر نوع استراتژی و هر نوع سلاحی، درمبارزه بکار گرفته شود، هدف واحدی را دنبال می‏کند و آن امر به‏معروف و نهی از منکر است.

دعا دفاع فرهنگی

فلسفه دعا:
1 دادخواهی، 2 تلطیف فضای خشونت و قساوت،3 پرهیز ازلغزش، 4 استغفار، 5 بهره‏گیری از امداد غیبی،6 لباس حق،7 تحمل محیط نامساعد و شرایط تنهایی، 8 استقامت در مقابل جوسازیها،9 پاسخ در خور به نیکی‏ها و بدیها.
عناصر دعا: محتوی دعا.
1 نیاز
2 عشق
3 آگاهی و تفکر
4 مبارزه.
«اول باید کسی را که می‏خواند و کسی را که به دعا می‏طلبد واز او چیزی می‏خواهد، به دقت و با آگاهی و روشنایی منطقی و درست‏در متن زیارت یا دعا بشناسد و بعد بگوید من از تو چه‏می‏خواهم.»
حضرت سجاد در اختناق شدید و محیط استبداد در قالب دعا ونیایش به نشر تعالیم اسلام اقدام نموده است.
انا زین العابدین و تاج البکائین.
گریه و درد و غم و زاری خود شادمانی دان ببیداری خود
(مولوی)
گریه صدایی بی معنا نیست.تا چه رسد به گریه اهل معنا و امام

انواع گریه به اعتبار افراد:

1 گریه عارفان،
2 گریه مصیبت زدگان،
3 گریه‏ی ترحم،
4 گریه نفاق،
5 گریه حسرت،
6 گریه غم،
7 گریه روزگار.
«خنده و گریه مظهر شدیدترین حالات احساسی انسانی است. آنوقتی‏که کسی بتواند مالک خنده و گریه مردمی بشود، به حقیقت مالک قلب‏آنها شده و با عواطف آنها بازی می‏کند. کارهای قلبی غیر ازکارهای عقلی است...»
شاعر عرب می‏گوید:
اگر اشک نبود سرزمین وداع آتش می‏گرفت.
گریه بوقت‏بهتر از خنده بی‏وقت است.

گریه درمانی و آثار گریه:

گریستن بخصوص می‏تواند بسیار جنبه درمانی داشته باشد.
ما بطور غریزی می‏دانیم گریستن می‏تواند به تخلیه غم‏ها ونگرانی‏ها از سیستم کمک کند. اشکهایی که بر اثر غلیان هیجانات‏تولید می‏شود حاوی انکافالین می‏باشد که خود یک مسکن تولید شده‏طبیعی است.

فلسفه گریه و عزاداری و آثار آن

(1)روان درمانی است.
(2)یک مسئله مهم سیاسی است.
(3)مجالس عزا یک سازماندهی سراسری کشورهاست.
(4)مبارزه زیرزمینی است.
(5)اطلاع رسانی و ایجاد سؤال کردن است.
(6)فریاد قهرمانانه ملتهاست‏بر سردمداران‏ستم پیشه. فریاد ستم شکن است.
(7)باعث‏حفظ خون شهداء و زنده نگه داشتن نهضت است.
(8)و من بکی او ابکی واحدا فله الجنه و من تباکی فله الجنه.
(9)جهت روانی آن که قلوب را بهم متصل می‏کند و ایجاد وحدت‏می‏نماید. نوعی بسیج عمومی است.(وحدت آفرین است)
(10)یک مسئله اجتماعی است و حیات آفرین است .
(11)گریه آدم ساز است.
(12)تبلیغات ویژه بر ضد طاغوت است.
(13)ایثار آفرین است.
(14)ارباب‏ها از این گریه‏ها می‏ترسند.
(15)یک شعار سیاسی است.
(16)تجدید بیعت‏با عاشورا و فرهنگ شهادت است.
(17)تغذیه فکری و روحی با مکتب است.
(18)اشک ریختن نوعی امضاء کردن پیمان و قرار داد مودت باسیدالشهداء است.

انواع گریه‏ها:

(1)گریه عجز و زبونی:
(2)تزویر و دروغ: اشک تمساح ضرب المثل
(3)گریه پشیمانی: علی(ع): من بکی من ذنب غفر له.
(4)گریه شوق:
(5)رحم و رافت:
(6)غم و اندوه:
(7)گریه فراق:
این چهار نوع گریه، برای حضرت سیدالشهداء و سایر شهیدان‏عاشورا، سزاوار و به جاست.
«همه کارهای ما نوعی ارتباط است.»
اگر به قول روانشناسان همه کارهای ما نوعی ارتباط است;و اگر به قول امام صادق(ع):
من تباکی فله الجنه; امام سجاد(ع)که تاج البکائین است و به‏قول‏امام صادق(ع)که فرموده:
«فبکی علی بن الحسین عشرین سنه، ما وضع بین یدیه طعام الابکی...»
گریه‏های طولانی و جانسوز امام سجاد(ع)چه معنایی می‏تواند داشته باشد؟!
دعاهای بین المللی و نیایش‏های با مضامین بلند که فوق بشرمعمولی است چه؟ لذا است که بزرگان می‏گویند:
صحیفه سجادیه «کتاب دعا، کتاب ثنا، کتاب حال، کتاب قال،کتاب حکمت، کتاب فلسفه، کتاب عرفان، کتاب خانواده، کتاب جامعه،کتاب تربیت، کتاب قانون، کتاب حسنات، کتاب حلال و حرام، کتاب‏هدایت، کتاب فرقان بین حق و باطل... » می‏باشد.
این است که «جنبه‏های پیام رسانی گریه‏» بسیار زیاد است و دراین مورد ائمه(ع)یا خود به عنوان استراتژی از آن استفاده‏کرده‏اند و یا برای خود اجیر گرفته‏اند که «حضرت باقر(ع)وقتی که‏می‏خواستند فوت کنند وصیت کردند که ده سال ظاهرا که در منا اجیرکنند کسی را، کسانی را که برای من گریه کنند.» و یا به گریه‏کردن و گریاندن، حتی به تباکی وصیت کردند و برای آن ارزش زیادی‏قائل شده‏اند.
این کار نیست مگر «سیاست ناب‏» و تداوم بخشیدن به انقلاب وزنده نگه داشتن انقلاب حسینی.

کانون تربیتی:

«هنگام ظهور اسلام، بردگی در سراسر جهان آن روز حتی در مهدتمدن آن زمان یعنی یونان و روم رواج داشت، و چون لغو چنین‏پدیده گسترده‏ای بیکباره مقدور نبود اسلام از راههای مختلفی‏زمینه لغو تدریجی(گام به گام)آن را فراهم ساخت. » بدین‏ترتیب:
1 راههای برده‏گیری را تقلیل داده آن را محدود ساخت.
2 آزاد سازی بردگان را کفاره بسیاری از گناهان قرار داد.
3 از طرفی پیامبر اسلام به مسلمانان توصیه کرد که با بردگان‏همچون عضوی از خانواده رفتار انسانی داشته باشند.
4 آزاد سازی بردگان، ارزشمند تلقی شد...

امام چهارم و موضوع آزاد سازی بردگان:

انگیزه والاتر:
زندگی امام چهارم(ع)محفوف است‏به موضوع آزاد سازی بردگان‏آنهم در سطح بسیار وسیع و گسترده که تنها با محاسبات بالا قابل‏توجیه نیست.
معقول نیست که گفته شود امام چهارم(ع)از این کار قصد ثواب‏داشته و یا از روی دلسوزی، می‏خواست عده‏ای از بردگان را آزادسازد که یک همچون کاری را ممکن بود افراد معمولی هم انجام‏بدهند.
آنچه در این زمینه جلب توجه می‏کند این است که امام(ع)از این‏کار انگیزه‏های والاتری داشته و آن تربیت نیروی انسانی بوده است‏که تربیت دینی، حرف آخر را در جهان می‏زند.
شکل کار امام(ع)بدین صورت بوده که امام بردگان را خریداری‏می‏کرد و مدتی آنها را تحت آموزش و تربیت ناب خودش قرار می‏داد وسپس آنها را آزاد می‏کرد و آنان بصورت انسانهای نمونه به فعالیت‏فرهنگی و تربیتی می‏پرداختند و پس از آزادی نیز ارتباطشان باامام قطع نمی‏شد.
پس به طور مختصر محور کار امام اینگونه بود:
1 خریداری بردگان.
2 آموزش و تربیت آنان حداکثر به مدت یکسال.
3 آزادی آنان.
امام(ع)با این برنامه، در واقع یک کانون تربیتی بوجود آورده‏بود. آری ای جهانیان و ای بشریت، این بود از زیرکیها وزیبائیهای کار امام(ع)که در واقع کربلایی دیگر و پیوند و پیمان‏با کربلا، کربلای نوین و جنگ نوین.
یکی از مصادیق زیبای سیاست گام به گام در اسلام، سیاست الغاءبردگی و استقرار آزادی بردگان بود آنهم با بیش از چهارده قرن‏قدمت تاریخی.
«حدود یک قرن پیش که می‏خواستند مسئله بردگی را در آمریکالغو کنند طی چهار سال چه جنگهایی و مبارزات خونینی درگرفت تابصورت ظاهر مسئله بردگی لغو گردید ولی تاکنون هیچگاه برابری وبرادری میان نژاد سیاه و سفید برقرار نگشته است.
اما اسلام با روش عالی و تدریجی نو، آنچنان مسئله را حل کردکه اکنون در هیچ یک از کشورهای اسلامی این مشکل وجود ندارد.
نمونه بارز آن اجتماع سالانه مسلمانان ملل مختلف و نژادهای‏گوناگون بهنگام حج است.
ملت آمریکا با جنگهای چهارساله روبرو شد و عاقبت ابراهام‏لینکلن رئیس جمهور آمریکا جان خود را بر سر این‏کار گذاشت‏» .
حضرت امام خمینی(ره)می‏فرماید:
«اسلام احکام اخلاقیش هم سیاسی است، همین حکمی که درقرآن هست‏که مؤمنین برادر هستند، این یک حکم اخلاقی است، یک حکم اجتماعی‏است، یک حکم سیاسی است.»
در جای دیگر می‏فرمایند:
«شما اگر ادعیه امام سجاد و سایر ائمه را ملاحظه بفرماییدمشحون است از اینکه مردم را بسازند برای یک امر بالاتر از آن‏که‏مردم عادی تصور می‏کنند. دعوت به توحید، دعوت به تهذیب نفس،دعوت به اعراض از دنیا...»
آری، وقتی اسلام، تمام مسائلش سیاسی باشد که هست; چطورمی‏توان، استراتژی امام سجاد(ع)را یک کار معمولی و فردی و یاغیر سیاسی انگاشت. جایی که همه، از زمین و هوا می‏خواهند تبلیغ‏کنند و برای رسیدن به اهداف خودشان، از هر فرصتی استفاده‏می‏کنند و امروزه کشورها، از کانال فوتبال، استفاده‏های سیاسی‏می‏کنند; معقول است که حرکت امام سجاد(ع)را، در تمام زمینه‏هاحتی در زمینه بردگی و برده داری یک کار معمولی و غیر سیاسی‏بدانیم؟!
یقینا چنین برداشتی نمی‏تواند مصادف با صواب باشد و امام‏چهارم(ع)بدون آنکه بهانه‏ای به دست دشمن بدهد کار سیاسی می‏کرده‏و با استراتژی ناب، که نتیجه نهایی‏اش، فلاح بشریت مشغول تهذیب‏خود و اجتماع بود.

نتیجه:

استراتژی امام سجاد(ع)، در ارتباطات، عالیترین نوع استراتژی‏بود که در زمان خودش آنرا برگزید. اگر دشمن در اوج قدرت و غیرت‏کذایی، همه انسانیت انسانهای کریم را کریه و زشت جلوه می‏دهد وهمانند «خوکهای‏» خوار جنگل، زور آزمایی و جدل می‏کنند و اگرزمینه برای یک مرگ پایدار و جاودانه، ناهموار است و اگر همه‏درهای ورودی و خروجی را به روی خاندان خاتم پیامبران بستند واگر دشمنان همسان گرگان هار جلوی هدایت گری هادیان دین رامی‏گیرند و اگر... از طرف دیگر، اگر مسئولیت‏خطیر پیام رسانی‏انقلاب خونین کربلا بر دوش امام سجاد(ع)قرار می‏گیرد و اگرامام(ع)حادثه سنگین کربلا را لمس کرده که این خود مسئولیت امام‏سجاد(ع)را صد چندان می‏کند و خلاصه اگر امام(ع)امامت امت را«منصوبا عندالله‏» به امانت می‏پذیرد... در چنین گیر و داری چه‏باید کرد؟! و وظیفه امام و امامت چیست؟
امام سجاد(ع)باید متد صحیح «مبارزه‏» انتخاب می‏کرد و انتخاب‏کرد و آن تشکیل و احداث مرکز اطلاع رسانی جهانی‏الهی(اینترنت)بود که بتواند از کانال آن چهره انقلاب کربلا وپیام اسلام الهی را به تصویر بکشد و آن را از کانالهای گوناگون‏همانند دعا، گریه و برده داری در معرض نمایش گذاشت که «صحیفه‏سجادیه‏» خود به اخت قرآن مشهور گشت و همه انسانهای آزاده به‏این نکته واقف و آگاهند.
منبع: ماهنامه پاسدار اسلام



نوع مطلب : كتابخانه، مقالات، صحیفه سجادیه، امام سجاد علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 22 )    ...   3   4   5   6   7   8   9   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
امکانات جانبی
زیارت عاشورا

سوره قرآن
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic