امام سجاد علیه السلام
در این دنیا سرور مردم، سخاوتمندان هستند؛ و در قیامت سیّد و سرور مردم، پرهیزكاران خواهند بود
زیارت عاشورا
درباره وبلاگ


قالَ الاْ مامُ عَلی بنُ الْحسَین، زَیْنُ الْعابدین عَلَیْهِ السَّلامُ: ثَلاثٌ مَنْ كُنَّ فیهِ مِنَ الْمُؤمِنینَ كانَ فی كَنَفِ اللّهِ، وَ أظَلَّهُ اللّهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ فی ظِلِّ عَرْشِهِ، وَ آمَنَهُ مِنْ فَزَعِ ‏الْیَوْمِ الاْكْبَرِ: مَنْ أعْطی النّاسَ مِنْ نَفْسِهِ ما هُوَ سائِلهُم لِنَفْسِهِ، و رَجُلٌ لَمْ یَقْدِمْ یَداً وَ رِجْلاً حَتّی یَعْلَمَ أنَّهُ فی طاعَةِ اللّهِ ‏قَدِمَها أوْ فی مَعْصِیَتِهِ، وَ رَجُلٌ لَمْ یَعِبْ أخاهُ بِعَیْبٍ حَتّی یَتْرُكَ ذلكَ الْعِیْبَ مِنْ نَفْسِهِ.(1)

سه حالت و خصلت در هر یك از مؤمنین باشد در پناه خداوند خواهد بود و روز قیامت در سایه رحمت عرش ‏الهی می‌باشد و از سختی‌ها و شداید محشر در امان است.

اوّل آن كه به مردم چیزی را دهد كه از آنان برای خویش می‌خواهد (آنچه برای خود می‌پسندد را به آنان عطا كند).

دوّم آن قدم از قدم برندارد تا آنكه بداند آن حركتش در راه اطاعت خداست یا معصیت و نافرمانی او

سوّم از برادر مومن خود (به عیبی كه در خود نیز دارد ) عیب جویی نكند تا آنكه آن عیب را از خودش دور سارد

مدیر وبلاگ : رحمان نجفی
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
میزان رضایتمندی شما از مطالب ارایه شده در این وبسایت؟







ناز و نیاز (شرحی بر صحیفه سجادیه)
نویسنده:منیره زارعان



پایداری در بندگی

الهی، با همه خطاکاری و روسیاهی ام، دل به بندگی تو خوش دارم و به امید رحمت تو سر به آستان طاعتت می سایم . توفیقم ده که بندگی ام پایدار بماند و رشته این بندگی به گسستن نگراید که به فرموده مولایم علی علیه السلام:
چه بسیار کسانی که اهل گناه بودند، ولی سرانجام زندگی شان به خیر پایان یافت و چه بسیار افراد درست کاری که همواره اهل خیر بودند و پایان عمر، لغزیدند و اهل دوزخ شدند. پس پناه می بریم به خدا از این سرانجام بد و دردناک. (1)
الهی، طاعت و بندگی تو، آن گونه که مولای متقیان علی علیه السلام می فرماید: «کلید هر درستی و صواب و مایه اصلاح هر کجی و فساد است».(2) خدای من ! به ریسمان طاعتت، در مسیر درستی نگاهم دار و از انحراف در امانم گیر.
ای مهربان و ای لطیف! حجت چهارم تو، زینت عابدان امام سجاد علیه السلام همراهی با جماعت (اهل حق) و دوری از اهل بدعت و دوری از صاحبان اندیشه انحرافی را در حصارهایی برای پایداری بندگی می داند.(3)
به بزرگواری و رحمتت مرا در مسیر بندگی ات و برای پایداری در طاعتت هم پا و همراه جماعت (حق جو) کن و از هم نشینی با بدعت گذاران و آدمیان گمراه، نگاهم دار.
ای همه امید من، مرا از حصار بندگی ات بیرون مکن و در شمار بندگان مطیع خود به شمارم آور که به جز بنده تو بودن، مرا آرزو و امیدی نیست.

پیام متن:

1.مهم تر ازبندگی خدا ، پایداری در بندگی تاپایان عمر است .
2.همراهی اهل طاعت و دوری از اهل بدعت ، راهی است برای پایدار ماندن در توفیق بندگی حق.

یاری جستن به گاه ناتوانی در پیری

دوران کودکی به چشم برهم زدنی پایان می گیرد، جوانی مثل باد بهار، شیرین ودل پذیر و کوتاه می گذرد و کهن سالی آرام و سنگین فرا می رسد و من در جویبار عمر روانم.
ای پروردگار من، تو خود فرمودی : «خدا هموست که شما را از ضعف و ناتوانی آفرید. پس از ضعف، شما را نیرو و قوت داد و باز پس از قدرت، ناتوانی و پیری پدید آورد.»(روم : 54) و تو خود پیری را خزان درخت زندگی قرار دادی و فرمودی : «کسی را که در آفرینش، عمر دراز دهیم، نیرویش را رو به ضعف می بریم ».(یس : 68)
الهی، بر نادانی کودکانه ام خرده مگیر ، بر سستی جوانی ام خشم مگیر و در کهن سالی ام، در فصل ناتوانی و افتادگی ام ، دستم گیر که نیرویم از دست رفته و توانم به پایان رسیده است.
خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود
گر تو بیداد کنی، شرط مروت نبود
(حافظ)
ای همه عزت ها! ذلت و خواری را بر بنده ات مپسند و کهن سالی را دوره خواری و بیچارگی ام قرار مده . بیشترین رزق و روزی را بر من در کهن سالی ام قرار ده و قوی ترین نیرو و قوت را در روزگاران فرسودگی ام عطا کن.(4) که در این دوران ضعف و افتادگی ، سخت محتاج و نیازمندم؛ آن قدر که تو خود نیز بندگانت را به یاری کهن سالان بسیار سفارش فرمودی و رسول گرامی تو نیز احترام به پیران و کهن سالان را بزرگ داشته و احترام ذات مقدس الهی شمرده (5) و فرموده است : «کسی که پیر را به علت پیری اش احترام کند ، خدا او را از ترس و نگرانی روز قیامت ایمن می دارد.» (6) پس ای عزیز ، مگذار که ناتوانی بر من چیره شود و دست نیازم به خلق برآید که اینک، دست طلب به سوی تو بلند کرده ام، ای مهربان ترین مهربانان!

پیام متن:

1. دوران پیری، روزهای ضعف پس از نیرو و قوت است. اینک که در اوج قدرتی، دست ضعیفان گیر که شاید در روزگار ضعف و پیری تو، دست تو گیرند.
2. در جوانی چنان پیشه کن که در پیری برای طلب یاری از خدا شرم نکنی.

عبادت از سرشوق

مگر نه اینکه آفرینش مرا هدفی است والاتر از آفرینش حیوان و گیاه و جمادها و مگر نه اینکه خوردن و خوابیدن و آشامیدن، مقصدی نیست که روح تشنه مرا سیراب کند و جان بی قرار مرا در قفس تن آرام سازد؟ آری روح آن دم که در مسیر بندگی تو گام بر می دارد، به قرار و آرام می رسد. بندگی تو، هدف آفرینش جن و انس است، چنان که خود فرمودی: «جن و انس را نیافریدم ، مگر برای آنکه [مرا] عبادت کنند». (ذاریات : 56)
و رسول گرامی تو نیز- که سلام و درود تو بر او و خاندان او باد – فرمود:
برترین مردم کسی است که عاشق عبادت باشد، در دل عبادت را دوست داشته باشد، در حال فراغت بال و آرامش خاطر آن را انجام دهد و باک نداشته باشد که از نظر معاش در مضیقه و تنگی است یا در آسایش و رفاه. (7)
خدای مهربان من، مباد روزی که دلم از عبادت و بندگی تو به تنگ آید و از ایستادن بر در خانه تو ملول شود یا به تکبیری و قرائتی و سجده ای بی روح، به رفع تکلیف بندگی دل خوش کند؛ که این، نه بندگی، که پرده غفلت است و به فرموده تو: «کوردلان را راهی برای هدایت نیست». (نمل : 81)
از در کوی تو هر کس به ملامت برود
نرود کارش و آخر به خجالت برود
(حافظ)
پس مخواه که در عبادت و بندگی ات، به بی رغبتی گرفتار آیم و در پیمودن راه تو، گرفتار کوردلی و نابینایی شوم.(8) در راهت به هوش و بیدارم دار تا با شور و نشاط به سوی تو آیم و با عشق سر به درگاه بندگی ات سایم و با چشمی گشوده ، راه روشن تو را برگزینم.
ای سرچشمه هستی ، چشمی بینا و دلی عاشقم ده که عاشقانه به عبادت برخیزم و آن گاه با چنین بندگی ایی، جان سرگشته را تسلا دهم و از جام آرامش بنوشم.

پیام متن:

عبادت و نزدیکی به خدا، هدف آفرینش توست و کارهای دیگر، همه سراب. بنگر که برای رسیدن به سراب، بیشتر می کوشی یا برای رسیدن به هدف؟

کسب رضای خدا و دوستی با دوستان خدا

ای مهربان، ای بخشاینده، ای خطا پوش، چه زیباست خدایی ات! چه دل نشین است حضورت ! و چه بلند است مقامت!
«ای خدای من، این عزت مرا بس که بنده تو باشم و این افتخار مرا بس که پروردگارم تو باشی .»(9) در درگاه بزرگواری تو، جز شرمناکی و روسیاهی چه می ماند برای من که هیچ نشان شایستگی در بندگی ات بر سینه ندارم؟
عزیزا، «تو چنانی که من دوست می دارم . سپس مرا چنان کن که تو دوست می داری.» (10) و مددم کن که چنان کنم که تو می خواهی. به راهی که نمی پسندی، روانم مدار و به طلب آنچه رضای تو نیست، گرفتارم مکن. با آنانی نزدیکم کن که با تو نزدیکند، تو را می پسندند، تو را می خواهند، تو را می خوانند و تو دوستشان می داری؛ آنان که مولا علی علیه السلام در وصفشان می فرماید:
گروهی هستند که خدا را خالصانه عبادت می کنند و وقتی همه مردم به ظاهر دنیا توجه می کنند، آنان به باطن دنیا می نگرند و گذرا بودن دنیا را می فهمند، آن گاه که همه به دنیا دل می بندند. پس آنچه را می دانند روزی رهایشان خواهد کرد، رها می کنند. (11)
رسول گرامی تو نیز اینان را چنین معرفی می کند که:
دوستان خدا ساکت می شوند، ولی سکوتشان ذکر خداست و نگاهشان عبرت و پند است و گفتارشان حکمت است و راه رفتنشان میان مردم برکت است .(12)
الهی ، هرگز مباد که از دوستان تو دور بمانم و هم قدم دشمنان تو باشم؛ همراه آنان که از تو دورند و از تو بریده اند .
ای برتر از همه وهم ها و ای والاتر از همه وصف ها، بنگر مرا که چگونه هر دم به تمنا سر به درگاه تو می سایم. پس به رحمتت مرا به سوی خود بخواه تا تنها، بنده تو باشم و دیگر هیچ؛ و با دوستانت هم نشین باشم و از دشمنانت بگریزم . ای برآورده حاجت ها و ای مهربان ترین مهربان ها.

پیام متن:

1. خدای تو چنان است که تو دوست می داری: بخشنده، مهربان، روزی دهنده و خطاپوش. پس ای بنده، تو نیز چنان باش که او دوست می دارد: مخلص: مطیع و دوست دار رسیدن به او.
2. خدایا با آنان که به یاد تو هستند ، هم نشینم بدار و از هم نشینی با بی خبران از تو، بازم دار.

پی نوشتها:

1-محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج 3 ، ص200.
2- همان ،ص218.
3- دعای مکارم الاخلاق.
4- اشاره به بخشی از دعای مکارم الاخلاق.
5- شرح مکارم الاخلاق، ص236.
6- همان.
7- همان، ص253.
8- بخشی از دعای مکارم الاخلاق.
9- مفاتیح الجنان، مناجات منظومه امیرالمؤمنین علیه السلام.
10- همان.
11- نک : محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ح22529.
12- همان ، ح22539.

منبع: ماهنامه طوبی 26

نوع مطلب : مقالات، كتابخانه، صحیفه سجادیه، امام سجاد علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارمین امام شیعیان
نویسنده : محمدهادی عالمی




كلمات كلیدی : امام سجاد (ع)، امام حسین (ع)، واقعه كربلا، صحیفه سجادیه
حضرت امام سجّاد علی بن الحسین (ع) چهارمین امام شیعیان است، پدر بزرگوار آن حضرت، امام حسین (ع) و مادرش شهربانو[1] است و از مشهورترین القاب آن حضرت به زین العابدین و سجّاد می‌توان اشاره كرد. آن حضرت در سال سی و هشت هجری قمری در شهر مدینه دیده به جهان گشود[2] و دوران كودكی خود را در شهر مدینة النبی سپری نمود.
در سن دو سالگی جد بزرگوارش امیرالمؤمنین (ع) را از دست داد و پس از آن به مدّت ده سال شاهد امامت عموی بزرگوارش حضرت امام حسن مجتبی (ع) بود و پس از آن در سال 50 هجری قمری دوران امامت پدر بزرگوارش امام حسین (ع) را درك نمود كه تا سال 61 هجری در كنار ایشان بود و بعد از محرم آن سال و جریان كربلا به همراه اسرای كاروان به كوفه و شام رفته و سپس به مدینه بازگشتند. تا آنكه در سال 94 یا 95 هجری در این شهر به شهادت رسیده و در قبرستان معروف بقیع در كنار عموی گرامی‌اش امام حسن (ع) به خاك سپرده شد.

خلفای معاصر حضرت

1- یزید بن معاویه (61 – 64 هـق)
2- معاویة بن یزید (چند ماه از سال 64 هـق)
3- مروان بن حكم (نه ماه از سال 65 هـق)
4- عبدالملك بن مروان (65 – 86 هـق)
5- ولید بن عبدالملك (86 – 96 هـق)
البته لازم به تذكر است كه هم زمان با یزید و خلفای پس از وی "عبدالله بن زبیر" برای خود در مكه و مدتی در عراق حكومت می‌كرد تا اینكه در سال 73 توسّط نیروهای عبدالملك به قتل رسید.[3]

بیماری امام سجاد (ع)

برخی از افراد ناآگاه امام را به عنوان فردی بیمار می‌دانند؛ لیكن باید دانست كه حضرت امام زین العابدین (ع) به غیر از ایام عاشورای سال 61 هجری در حدود 35 سال بعد از آن از سلامت كامل جسمی برخوردار بوده‌اند و بی‌شك بیماری موقت آن حضرت، عنایت خداوندی بوده است تا بدان وسیله از جهاد معذور بمانند [4] و امر امامت را پس از شهادت پدر بزرگوارش بر عهده بگیرند.

عصر اختناق

حادثه عاشورا اگر چه ضربۀ سنگینی بود که بر پیكرۀ نهضت شیعه وارد شد و انعكاس این خبر موجی از رعب و وحشت را در سرتاسر ممالك اسلامی به وجود آورد و این رعب و اختناق با بروز فاجعه حرّه در مدینه و سركوب بی¬رحمانه مردم مدینه توسط نیروهای یزید در سال 63 هـق شدّت یافت، لیكن این روند باعث تزلزل در اجتماعات شیعیان نگردید و شاهد این مسأله قیامهائی است كه بعد از آن به انتقامجوئی از شهدای كربلا اتفاق افتاد، بلكه حادثه عاشورا در تحكیم هویت شیعه و عقائد آن نقش بسیار مهمی را بر عهده داشت.
امام سجاد (ع) پس از واقعه عاشورا بسیار می‌گریست و این گر یه‌ها در راستای زنده نگه داشتن قیام عاشورا و اهداف آن بود، به هر حال بعد از عاشورا، یاران حقیقی ایشان بسیار كم شدند تا جائی كه فرمود:
«در كل مدینه و مكه بیست نفر نیستند كه ما را دوست بدارند»[5]
مورخ معروف، مسعودی می‌نویسد: «علی بن الحسین امامت را بصورت مخفی و با تقیه شدید و در زمانی دشوار عهده‌دار گردید»[6]
در برخی روایات تعداد دوستداران واقعی و حقیقی اهل بیت در آن زمان سه نفر و در برخی پنج نفر ذكر شده است كه این بیانات حاكی از جو شدید و اختناق حاكم در عصر امام زین العابدین(ع) است.

پیام رسان كربلا

یكی از نقاط روشن زندگانی حضرت، افشاگری ایشان در مورد ظلم و جنایات حكومت اموی و معرفی خاندان پیامبر به عنوان ائمه راستین و خلفای بر حق بود.
اولین كلمات امام (ع) بعد از عاشورا در بازار كوفه ایراد شد كه پس از معرفی خود به سرزنش مردم پرداخت. به دنبال این كلمات صدای شیون مردم كوفه از هر سو به پا خواست و در خواست عفو و كمك كردن به اهل بیت نمودند كه امام در جواب آنان فرمود:
«هیهات ای فریبكاران دغل باز! ای اسیران شهوت و آز! می‌خواهید با من هم كاری كنید كه با پدرانم كردید؟...»[7]
و همچنان افشاگری امام در دارالاماره و با سخنرانی در شهر كوفه و سپس در شام ادامه یافت و از همه معروفتر صحبت امام در جلوی یزید و روی منبر كه به معرفی كامل اهل بیت (علیهم السلام) و هدف از قیام پدر بزرگوارش پرداخت و حكومت اموی را كاملاٌ رسوا نمود كه مشروح آن در بحار الأنوار نقل شده است.[8]
حضرت به خاطر جو اختناق حاكم دست به مبارزات روشنگرانه‌ای زدند كه بیشتر در قالب تبیین معارف حقۀ اهل بیت (علیهم السلام) بود. از جمله بیانات ایشان كتاب گرانسنگ صحیفۀ‌سجادیه است كه مشتمل بر پنجاه و چهار دعا است.
یكی دیگر از فعالیتهای امام، مبارزات و برخوردهای ایشان با علمای درباری بود. "زهری" كه یكی از علمای به نام زمان بود، مدتی از طرف بنی امیه در منطقه‌ای حكمرانی می‌كرد، روزی او كسی را تنبیه كرد و در اثر آن تنبیه فرد كشته شد.
"زُهری" ترك خانه و شهر كرد و در بیابانها زندگی می‌كرد كه حضرت امام سجّاد (ع) در دیدار او فرمود:
«ناامیدی تو از گناهت بدتر است از خدا بترس و توجه و استغفار كن و خونبهای مقتول را برای وارث او بفرست و بر میان خانواده‌ات برگرد.»[9]
با توجه به سوابق سیاه "زهری" در دربار اموی، حضرت برایش نامه‌ای كوبنده نوشت و او را توبیخ نمود و در آخر نامه نیز او را به ضایع كردن دین متهم گردانید.[10]
این گوشه‌ای بود از سیره حضرت و امّا عبادت او چنان معروف بود كه ملقب به "زین العابدین" شد كه این مختصر از شرح آن عاجز است. انشاء‌الله خداوند همه ما را از رهروان حقیقی ایشان قرار دهد.

پی نوشت:

[1] . محمد بن یعقوب كلینی، اصول كافی، تهران، مكتبة الصدوق، 1381 هـق، ج 1، ص 467.
[2] . شیخ مفید، محمد بن نعمان؛ الإرشاد، قم، مكتبه بصیرتی، بی‌تا، ص 253.
[3] . پیشوائی، مهدی؛ سیره پیشوایان، قم، موسسه امام صادق (ع)،1381، ص 235.
[4] . سبط ابن الجوزی، تذكرة الخواص، نجف، المطبعة الحیدریة، 1383 هـق، ص 324.
[5] . مجلسی، محمد باقر؛ بحارالأنوار، تهران، المكتبة الاسلامیه، 1394 هـق، چاپ دوم، ج 46، ص 143.
[6] .مسعودی، اثبات الوصیّه، نجف، المطیعة الحیدریه، چاپ چهارم، 1373 هـق، ص 167.
[7] . سید بن طاووس، اللّهوف، قم، منشورات الداوری، بی تا، ص 66.
[8] . مجلسی، محمد باقر؛ بحارالأنوار، تهران، المكتبة الاسلامیه، 1394 هـق، چاپ دوم، ج 45، ص 137.
[9] . ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، قم، انتشارات علامه، بی تا، ج 4، ص 59.
[10] . حسن بن علی بن شعبه، تحف العقول عن آل الرسول، بی جا، موسسه نشر اسلامی، چاپ دوّم، 1404 هـق، صص 277 – 274.

منبع: پژوهشکده  باقرالعلوم(ع)
/الف


نوع مطلب : مقالات، كتابخانه، صحیفه سجادیه، امام سجاد علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
مبانی اخلاقی در صحیفه سجادیه
نویسنده: منصور پهلوان



1- مقدمه:

بخش عظیمی از تعالیم انسان ساز انبیا را اخلاق تشکیل داده است. تعلیم خلق و خوی شایسته که موجبات سعادت دنیوی و اخروی انسان ها را فراهم سازد، یکی از آموزه های اساسی ادیان الهی است. در حدیثی از پیامبر اسلام (ص) آمده است؛ «علیکم بمکارم الاخلاق فان الله عزوجل بعثنی بها » (1) بر شماست که به مکارم اخلاق آراسته شوید، زیرا خدای تعالی مرا برای آن مبعوث کرده است.
در آیات قرآنی نیز به مفاهیم اخلاقی در ابعاد فردی و اجتماعی آن تأکید فراوانی شده است. قرآن، فضائل را ستوده و رذایل را نکوهیده است.
پیامبر اکرم خود الگو و اسوه ی اخلاق بود. خداوند، خلق و خوی والای او راستوده و او را چنین می ستاید: انک لعلی خلق عظیم. (2) شخصیت تو مبتنی بر خلق و خوی عظیمی است. اخلاق والای پیامبر اکرم، خود یکی از اسباب ایمان و جذب مردم به آئین اسلام بوده است و در قرآن کریم می خوانیم: و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک (3) اگر تندخو و خشن بودی مردم از گرد تو پراکنده می شدند.
امامان شیعه نیز - که خلفای برحق پیامبر اکرم بودند- همگی اسوه های اخلاق و رفتار و فضایل انسانی بودند و همین ویژگی ، یکی از نشانه های جانشینان راستین پیامبر اکرم است. اما به این ویژگی اساسی رهبران راستین اسلام کمتر استناد شده و ابعاد اخلاقی شخصیت آنها کمتر مورد بررسی قرار گرفته است.
یکی از کهن ترین متون اسلامی که در قرن اول هجری تألیف شده، کتاب الصحیفة الکامله یا الصحیفه السجادیه تألیف امام زین العابدین و سید الساجدین علی بن الحسین (ع) است. این کتاب به زبور آل محمد نیز موسوم است و به تواتر، توسط سه فرقه ی زیدیه، اسماعیلیه و امامیه به طرق گوناگون از آن امام همام روایت شده است. (4) این کتاب مجموعه دعاهای امام زین العابدین (ع) با خالق یکتا است، اما آنچه که از اخلاق حسنه و فاضله در این دعاها تعلیم داده می شود، کمتر از سایر مضامین شریف آن نیست. در این مجموعه ی گرانقدر، ضمن مناجات با خالق هستی، عالی ترین خلق و خوی انسانی در رفتار فردی و اجتماعی تعلیم گردیده است و هر کس که به مطالعه ی مضامین آن بپردازد، به شخصیت والا و پیامبر گونه ی گوینده ی آن اعتراف خواهد کرد.
در دعاهای صحیفه سجادیه ، امام سجاد (ع) ضمن راز و نیاز با خداوند، به طور غیر مستقیم از فضایل و رذایل اخلاقی سخن می گوید. گویی در دیدگاه امام (ع) از طریق سخن گفتن و راز و نیاز با خداوند، می توان همه ی کمالات انسانی و وظایف فردی و اجتماعی را بازشناخت.
دعاهای صحیفه، غالبا آمیخته با ستایش باری تعالی و توحید است. این عبارت - که از سویی لطیف ترین تعابیر عرفانی است که می تواند بر زبان انبیا و اولیای الهی جاری شود و از سویی دیگر عالی ترین و بلندترین معارف توحیدی را دربر دارد - جایگاه رفیع و ممتازی به این مجموعه داده است، به گونه ای که هیچ مجموعه دیگری در معارف توحیدی قابل مقایسه ی با آن نیست به ویژه آنکه جامه ای زیبا از حسن بیان - برخاسته از معدن فصاحت اهل بیت پیامبر (ص) - نیز بر زیبایی محتوای آنها می افزاید.
در اینجا به عنوان نمونه به بحث املکیت خداوند سبحان اشاره می شود. امام سجاد (ع) دعای 22 را این گونه آغاز می کند: « اللهم انک کلفتنی من نفسی ما انت املک به منی، و قدرتک علیه و علی اغلب من قدرتی » . این عبارت، به صراحت، دو نکته را بیان می کند: اول آنکه انسان و قدرت او، واقعی است نه خیالی و پنداری. این جمله، خط بطلانی است بر این اندیشه که تمام موجودات وهم و خیال و تصورهایی در آینه است یا سخن دیگری که همه ی انسان ها را شیر می داند، ولی نه شیر واقعی، بلکه تصویر شیری که روی پرده است، به اختیار خود حرکتی ندارد، بلکه این باد است که او را به هر سویی که بخواهد به جنبش در می آورد. (5)
در عبارت امام سجاد صلوات الله علیه، سخن از قدرت و تکلیف واقعی انسان است. این دو واقعیت- که بر انسان واقعی مترتب است - اختیار را به خوبی می رساند و جبر را نفی می کند. اما نفی جبر، به گونه ای است که او را به ورطه ی تفویض نمی کشاند و واقعیت « لا یمکن الفرار من حکومتک » را نادیده نمی گیرد. این ویژگی بیان وحی است که در جایی به اجمال ، «لا جبر و لا تفویض بل امر بین الامرین » (6) می گوید، و در جایی دیگر آن را تبیین می کند. (7) جالب توجه آن که این نکات را ، هر کسی با اندک توجهی با واقعیت های زندگی خود منطبق می یابد، یعنی هم مالکیت خود و هم املکیت خداوند را توأمان در زندگی خود می بیند، که اولی نفی جبر و دومی نفی تفویض است.
این گونه گره گشایی از معضل دیرینه ی جبر و تفویض، امام سجاد (ع) را درخور است، که هم راز آشنای خلقت است و هم بر اوج قله های معرفت توحیدی جای دارد. در این گفتار، برآنیم که برخی از مبانی اخلاق اسلامی را بر اساس صحیفه ی سجادیه تبیین کنیم.

2- توحید، مبنای اخلاق؛

در منطق امام سجاد (ع) توحید، یک بحث نظری خشک و بی نتیجه نیست. بلکله آثار عملی فراوان بر آن مترتب است، به ویژه در مقوله ی اخلاق. بخشی از این آثار را برمی شماریم، تا بتوانیم به محکی برای بررسی ادعاهای مدعیان توحید، دست یابیم.

2-1. معرفت خدا، مبنای انسانیت؛

معرفت خدا، مبنا و معنای انسانیت است. خداوند ، در برابر منت های پیاپی که به مردم داده و نعمت های متوالی که بر آنها ارزانی کرده، شناخت حمد خود را از آنها باز نداشته است، وگرنه بدون سپاسگزاری و شکر، در نعمت های او تصرف می کردند و در آن صورت، از حدود انسانیت فرود می آمدند و در حد چهارپایان بودند. (8)

2-2. نعمت خدا و استحقاق مردم؛

خداوند منان، به لطف و تفضل خود، پدیده ها را پدید آورد و وجود بخشید. و نیست را به هست بدل کرد. و نام مبدی ء شاهد بر آن است. بدین روی، سخن گفتن از استحقاق یا استدعاء ذاتی برای چیزی که وجود ندارد، بی معنا است.
امام سجاد (ع) به این حقیقت روشن و فطری، در دعاهای مختلف صحیفه توجه داده است. از جمله به عبارت آغاز دعای ورود ماه رمضان بنگرید: منت تو ابتداء است، یعنی مسبوق به سابقه ای مانند استحقاق و استدعاء ذاتی نیست، عفو تو تفضل و عقوبت حضرتت عدالت است... اگر عطا کنی، عطای خود را به منت آلوده نمی رسانی و اگر نعمتی را باز داری، بازداشتن تو، تعدی بر کسی نیست. بر کسی پرده پوشی می کنی که اگر بخواهی او را رسوا می کنی، و به کسی می بخشی که اگر بخواهی ، نعمت را از او باز می داری؛ در حالی که این هر دو تن، برای رسوایی و منع از سوی حضرتت سزاوارند، اما تو کارهای خود را بر مبنای تفضل بنا کردی... (9)
سراسر دعای تقصیر از ادای شکر نعمت های الهی، نیز، به الفاظی فصیح و رسا بیان همین حقایق است. (10)

2-3. خوف و رجاء؛

معنای دقیق خوف- برخلاف ترجمه ی رایج - عدم امنیت است. کلمه ی خوف، هیچ جا در برابر شجاعت به کار نرفته، تا آن را به ترس معنا کنیم. بلکه غالبا در برابر امنیت و گاهی در برابر رجاء به کار می رود.
در توضیح می گوییم: روشن است که انسان هیچ طلبی از خدای خود ندارد و تمام نعمت های خداوند به تفضل اوست که هر لحظه بگیرد، ظلم روا نداشته است. این است که انسان عاقل، همواره خود را در معرض این خطر می بیند که خداوند، نعمت هایی را که به او داده، از او پس بگیرد. کسی که طعم شیرین نعمت خدا - به خصوص نعمت های معنوی الهی - را چشیده، از این چگونگی می لرزد و همواره در حال عدم امنیت به سر می برد، یعنی همواره به درگاه خداوند سبحان، در حال خوف است ، حتی وقتی که در مسیر عبادت می کوشد.
اما از سوی دیگر، جود و فضل و احسان الهی نیز حقیقتی است که در امید را همواره به روی انسان گشوده می دارد، حتی وقتی که در مسیر معصیت قرار دارد. (11)
توجه به این حقیقت، همواره انسان را در میان دو حالت قرار می دهد که هر دو، نشان از عبودیت او به درگاه مولایش دارد. آثار سازنده ی این توجه در اخلاق و تربیت انسانی ، فوق العاده است.
امام سجاد (ع) در دعای 39 در بیان این حقیقت، بر این نکته تأکید می ورزد که نه یأس انسانی از نجات، از روی نومیدی مطلق است که از گناهان کبیره است و نه طمع فرد به رهایی، به دلیل فریفته شدن به اعمال اوست. بلکه انسان عابد، همواره حسنات خود را در برابر سیئات خود، اندک می بیند، آن هم در برابر خدایی که افراد صدیق در پیشگاه او نباید به اعمال خود فریفته شوند و تبهکاران نیز نباید به دلیل کارنامه ی سیاه خود، از لطف و رحمت حضرت او نومید گردند.

2-4. امید به رحمت الهی در هر حال؛

براساس توضیحاتی که بیان شد، برای انسان هیچ نقطه ی امیدی جز رحمت الهی وجود ندارد، خدایی که عفوش، بیشتر از عذابش و رضای او فراوان تر ازخشم اوست (12) خدایی که رحمتش پیشاپیش غضبش قرار دارد و عطایش بیشتر از منع اوست و آفریدگان همه در گستره ی وسع اویند (13) خدایی که کوچکترین عمل خیری را که برایش انجام شود، سپاس می گزارد و پاداش می دهد. و به هر کس که به سوی او گامی فراپیش نهد، بسیار نزدیک می شود و کسانی را که از درگاه او می گریزند، به سوی خود می خواند، کار نیک را به ثمر می نشاند و رشد می دهد و کار بد بندگان را نادیده میگیرد واز آن در می گذرد. (14)
آری، چنین تکیه گاهی را سزاوار است که انسان بدان تکیه کند و به آن امید بندد.

2-5. اتکاء بر توفیق الهی؛

دست نصرت الهی، همواره به یاری انسان می شتابد، تا او را در برابر دشمنان بزرگ- همچون ابلیس و سپاهیان و یارانش از بیرون، و تمایلات کشنده و کشنده ی نفس از درون - حمایت کند. بدین سان، نعمت توفیق الهی به انسان مختار می رسد. اینک انسان است که می تواند به اختیار خود، از توفیق خداوندی بهره گیرد و به سوی کمال برود یا آن را نادیده گیرد و به سوی تمایلات نفس اماره پیش تازد . خداوند متعال همواره به انسان، توفیق می دهد و برخوردهای زشت او را نادیده می گیرد. اما در مواردی نیز این گونه یاری خاص را از او دریغ می دارد تا انسان با همان سرمایه ی اولیه ی خود، یعنی تذکرات عقل درونی و هشدارهای پیامبران و حجت های معصوم خداوند، با دشمنان یاد شده بجنگد، اگر توان چنین جنگی را داشته باشد. در این حالت گرفتار خذلان می شود، یعنی خداوند، او را به همان تذکرات اولیه ارجاع می دهد، تذکراتی که از هیچ کس دریغ نداشته است.

2-6. توکل بر خدا؛

ندای همیشگی قرآن، این است که ( علی الله فلیتوکل المؤمنون ) (15) ( علی الله فلیتوکل المتوکلون ) (16) افرادی که ایمان آورده اند و می خواهند به جایی سر بسپارند و دل ببندند، تنها باید بر خدای قادر حکیم، دل بندند و سر بسپارند، چرا چنین است؟ دیدیم که هیچ کس ، امکان و نعمتی از خود ندارد. هر چه در دست کسی ببینیم، امانتی است که خدای ولی النعم به او داده و هر زمان بخواهد، از او باز پس می گیرد. به این جهت، همه ی مردم، فقیر به درگاه آن غنی بالذاتند، که حتی در وجود خود نیز امانت دار خدای بزرگ هستند؛ یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله، و الله هو الغنی الحمید. ان یشأ یذهبکم و یأت بخلق جدید و ما ذلک علی الله بعزیز. (17)
این دیدگاه در مورد آفریدگان، دیده ی انسان را به سوی آفریدگار میکشاند، تا از مخلوق ناتوان چشم امید بندند و تنها به سرچشمه ی توانای او چشم بدوزند. سراسر دعای 28 صحیفه، همین مضامین را دارد. عبارت این دعای ارزشمند ترکیب خاص خود را دارد، ترکیبی زیبا از عاطفه و استدلال ، به گونه ای که همچون تار و پود یک نظام دقیق و کارآمد، معنای عبودیت را می رساند. بدین جهت، امام سجاد (ع) از خدای خود، صداقت در توکل، یقین افراد متوکل بر خدا و توکل مؤمنان راستین بر خدا را از او می خواهد. (18)

3- راه های تعالی معنوی؛

صحیفه سجادیه، در کلمه کلمه ی خود، راهکارهایی برای تعالی معنوی انسان عرضه می دارد. از این رو، در پی یافتن این راه ها ، باید به بازخوانی این نامه ی نامدار آسمانی پرداخت و از هر کلامی شیوه نامه ای استخراج کرد. بدیهی است که این بازخوانی، یک زبان خواهد به پهنای فلک، که با اختصار این نوشتار، سازگار نیست. ولی به اقتضای کوتاهی مجال و مقال، تنها به چند راه اشاره می شود.

3-1. قرآن؛

بر اساس حدیث متواتر ثقلین، امام سجاد (ع) ، خود ، تالی قرآن است و کلام او همواره همراه آن تا روز قیامت است. براساس احادیث دیگر، حضرتش در شمار سلسله ای است که به تبیین حقایق قرآن می پردازند. از این رو، بهترین توصیف را از قرآن ارائه می کند. (19)

3-2. خدایی که روزها و شب ها را آفرید؛

برخی از آنها را بر بعضی دیگر برتری داد. این برتری ، می رساند که لحظاتی که پیش روی خود داریم - برخلاف نظر ظاهربینان و کوته نگران - مانند هم نیستند. برای کسانی که نه تنها به پاره های زمان نظاره می کنند، بلکه در ورای آن، خالق آنها را می بینند، این مطلب، حقیقتی است روشن و انکارناپذیر.
امام سجاد (ع) در بیان فضیلت ماه رمضان، از همین راه وارد می شود. ابتدا از راه هایی سخن می گوید که خداوند - به لطف و تفضل و منت بی پایان خود بر بشر - برای آنها قرار داده تا بندگان را به رضوان خود برساند. آنگاه بیان می دارد که یکی از این راه ها، ماه رمضان است. ویژگی های ماه رمضان به بیان حضرتش، بسیار شایان توجه است: ماه خدا ، ماه اسلام، ماه پاکیزگی، ماه آزمون، ماه نزول قرآن. (20) برگزیده ی خدا در میان ماه ها؛ ماه مضاعف شدن ایمان؛ ماه ترغیب به شب زنده داری و وجوب روزه؛ عید اولیای خدا؛ بهترین وقتی که همراه انسان است؛ یاور انسان در برابر کید و مکر شیطان؛ همراهی که راه های نیکوکاری را آسان می سازد، ماه نزول برکت ها و شوینده ی گناهان . (21)
انصاف دهیم! اگر چنین پرتوافکنی از سوی حجت خدا بر این لحظات آسمانی نباشد، چگونه برتری آن بر دیگر زمان ها را باز شناسیم؟ و اگر این گونه تعبیرها را به خوبی قدر بدانیم، آیا ابزاری بهتر از آن برای راه یابی انسان به اوج کمال، میتوان تصور کرد؟

3-3. تولی و تبری؛

تولی و تبری، دو رکن رکین هدایت و دو بنیان استوار نجات انسان است. وقتی پذیرفتیم که راهی برای نجات، جز این که بر در خانه ی خدا برویم وجود ندارد، آنگاه روشن می شود که دشمن او را باید طرد کرد، به گونه ای که قلب و زبان و دست ما، گواه این طرد باشد. بنگرید که قرآن، چگونه این پیام آفریدگار را به آفریدگان می رساند؛
پیام مهم خداوند به انسان، این است که شیطان را دشمن خود بدارید و با او دشمنی کنید. او پیروان خود را فرامی خواند تا به آتش دوزخ بکشاند. یعنی از ورود در حلقه ی پیروان او ا جتناب کنید. (22)
امام سجاد (ع) در مواضع مختلف صحیفه، این اصل اصیل را باز می نماید. از جمله در دعای مکارم اخلاق، از خدا می خواهد افرادی را که اهل بدعتند و سخنان خود بافته به کار میگیرند، طرد کند. (23)
در آخرین سطور دعای روز عرفه، از خدا می خواهد که او را پشتوانه و یاور ستمگران در محو کتاب خدا نگرداند. (24)
در دعای عید اضحی، ابتدا به تفصیل، جنایات دشمن و غاصبان حقوق حقه ی برگزیدگان به حق خداوند را برمی شمارد، به گونه ای که جانشینان و برگزیدگان خدا در زمین، در اثر آن ستم ها ، مورد غلبه و قهر و غضب حق خود قرار گرفتند، احکام الهی را در حال تغییر و تبدیل می بینند، پشت کردن به قرآن را - در عمل - نظاره می کنند، تحریف فرائض و زایل شدن سنت های پیامبر را شاهدند، ولی نمی توانند سخن بگویند.
اینجا است که امام سجاد (ع) زبان به لعن دشمنان خاندان نور می گشاید. نه تنها خود آنها، که پیروان آنها و کسانی را که به کارشان رضایت دهند نیز، مشمول لعن خود می گرداند. و آنگاه تعجیل در فرج و گشایش الهی را برای اولیای به حق خدا می طلبد.(25)
و سرانجام، پیام تربیتی امام سجاد (ع) این است که باید فرزندان را چنان بار آورد که نسبت به اولیای خدا، دوستدار و خیرخواه باشند، همان سان که نسبت به دشمنان او، عناد و بغض داشته باشند. (26)

3-4. شفاعت؛

شفاعت، از آموزه های مهم قرآن و عترت است، که راهی فراخ برای امید به نومیدان می نمایاند. از این رو، در روایات اهل بیت (ع) امید بخش ترین آیه ی قرآن را آیه ی « و لسوف یعطیک ربک فترضی » (27) دانسته اند که ناظر به مقام شفاعت است.
امام سجاد (ع)، سه جزء را در یک جمله بیان می دارد؛
فانی لم آتک ،ثقه منی بعمل صالح قدمته و لا شفاعه مخلوق رجوته الا شفاعه محمد و اهل بیته صلواتک علیه و علیهم و سلامک. (28)
اموری که از این جمله نورانی عاید می شود عبارت است از:
1- هیچگاه به عمل صالح و کار نیک خود نباید دل بست، چرا که اصل بر قبول آن از جانب خداوند متعال است، که عموم انسانها از آن بی خبرند.
2- اصل شفاعت، صحیح است.
3- به شفاعت هیچ کس نمی توان ا میدوار بود، مگر کسانی که خداوند، آنها را به عنوان شفیع درگاه خود معین کرده است.
4- این گرامیان عرش الهی، پیامبر و خاندان پاک نهاد او (ع) هستند.
5- در اینجا نیز - مانند دیگر راه های خیر - باب خوف و رجاء باز است ، چرا که شفاعت پیامبر و اهل بیت (ع) در حق افراد، زمانی نفع می بخشد که مورد رضایت خداوند متعال واقع گردد.
همچنین در دعای 42، از خداوند متعال می خواهد که شفاعت پیامبر را در حق امت قبول فرماید؛ در دعای 31 سخن از شفاعت صلواتی است که بر پیامبر و اهل بیت (ع) بفرستیم؛ ودر دعای 2 سخن از وعده الهی است که برای شفاعت امت به پیامبرش داده است. (29) همان گونه که از شفاعت فضل و کرم الهی نیز سخن رفته است. (30)

3-5. توسل؛

توسل، لازمه ی تقوا است. خدای تعالی می فرماید: یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و ابتغوا الیه الوسیله. (31)
از این رو امام سجاد (ع) در جمله ای که به تبیین آیه ی شریفه می پردازد: «صل علی اطائب اهل بیته الذین .... جعلتهم الوسیله الیک» (32)
ما، راهی برای تعیین وسیله به درگاه خدا نداریم. همان گونه که راهی به احاطه بر خدا نداریم . پس باید به کسانی روی آوریم که خداوند، به عنوان وسیله به سوی خود شناسانده و قرار داده است. و این افراد به تصریح امام سجاد (ع)، همان اهل بیت پیامبر (ص) هستند.
امام سجاد (ع) در اواخر دعای 49، به وسیله مقام عظیم پیامبر خدا (ص) و امام امیرالمؤمنین (ع) به درگاه الهی تقرب می جوید:
اللهم فانی اتقرب الیک بالمحمدیه الرفیعه و العلویه البیضاء و أتوجه الیک بها ان تعیذنی من شر کذا و کذا.
جایی که امام معصوم و حجت خدا (ع)، خود ، به صاحب مقام نبوت و ولایت توسل و تقرب می جوید، بر پیروان امام سجاد (ع) است که این باب نجات را از دست ندهند.
بدیهی است که این حقیقت، منافاتی با حقایق دیگر ندارد، از این قبیل که امام سجاد (ع) ، عقیده به توحید یا قرآن را وسیله ی خود به درگاه خدا بداند، چرا که این ها، همه یک نورند و بیانگر یک حقیقت واحد، به زبان های مختلف.

3-6. شهود اعمال؛

کسی که بداند جزئیات کارهای او در معرض شهادت شاهدان گوناگون است، در رفتارهای خود دقت می کند.
از دعاهای امام سجاد (ع) در این باره می آموزیم که: هر روز نو پدید، بر ما شاهدی سخت گیر است که بر اعمال ما گواهی می دهد. اگر به نیکی عمل کنیم، با حمد و سپاس ما را وداع می گوید. و اگر بد کنیم، بانکوهش، ازما جدا می شود. (33)
ملائک موکل بر ثبت اعمال، بار گزارش کارهای ما را به دوش می کشند. در آغاز هر روز جدید، باید از خدا بخواهیم که بار سنگینی را که بر دوش آنها می نهیم، آسان گرداند؛ بدین طریق که کارنامه ی خود را از حسنات پر کنیم و در محضر آنها به سوء عمل، روا نشویم. (34) آنها به نامه ای درخشان، شاد می شوند. پیوسته در جهت شادی آنها بکوشیم. (35)
آسمان و زمین و ساکنان آنها، صدای توبه ی بنده ی گنهکار را می شنوند و بر آن شهادت می دهند. برخی از آنها در هنگام توبه ی بنده، برای او دعا می کنند. این دعا، یکی از عواملی است که امید می رود سبب نجات انسان گردد. (36)
برتر و بالاتر از همه ی شاهدان اعمال، خدایی است که آشکار و نهان آدمیان رامی بیند و بر پیدا و ناپیدای آنها گواه است. با این همه، به لطف و کرم خود، این همه عیب را می بیند و می پوشد، که اگر چنین تفضلی بر مردم نمی کرد، هیچ فردی، فرد دیگر را به انسانیت نمی پذیرفت. (37) و این لطفی است از خدای منان بر بنده ای که سزاوار رسوا شدن است. (38)
امام سجاد (ع) از خداوند متعال می خواهد که اولا این لطف خود را ادامه دهد و در هر حال، از روی تفضل، گناهان بنده اش را بپوشاند. (39) ثانیا در مواقف دشوار قیامت و در حضور تمامی آفریدگان نیز گناهان بنده را آشکار نسازد. (40)

3-7. صلوات؛

صلوات بر محمد و آل محمد (ع)، بیش از تمام دعاها در صحیفه ی سجادیه تکرار می شود ، به گونه ای که اکثر موارد، در صدر و ذیل و متن دعا، بارها این دعای مستجاب و والا قدر ، بیان می شود و دیگر حاجات و نیازهای انسان، در جوار آن، درخواست می گردد.
امام سجاد (ع)، از خداوند متعال می خواهد که این صلوات را بی پایان و مستمر قرار دهد. (41) البته سود این درود و صلوات به خود ما می رسد، (42) از جمله این که وسیله ی استجابت دعاهای ما است. (43) از خدا می خواهیم که بیش از هر بنده و آفریده ای بر محمد و آل محمد ،درود فرستد. (44) و این، ادای بخشی از حقوقی است که بر ما دارند، از جمله نعمت هدایت و نعمت نجات بخشی ما. (45) بدین رو، امام سجاد (ع) پس از دعای عید قربان، فرموده است که نیازهای خود را به درگاه خدای متعال عرضه کنید و پس از آن هزار بار بر محمد و آل محمد درود فرستید، چنان که حضرتش خود چنان عمل می کرد. (46)
گستره ی بحث صلوات و درود، در بخش دوم دعای عرفه (47) بیش ازهمه مطرح است. (48) سخن از کامل ترین برکت ها، سودمندترین رحمت ها، درودی فزاینده که فزاینده تر از آن نباشد، درودی که از رضوان الهی درگذرد و پیوستگی آن به بقای الهی پیوند خورد، درودی که مانند کلمات الهی پایان نپذیرد، درودی که چندین برابر شود و همراه با گردش روزگار، مضاعف گردد، درودی هم وزن عرش و مادون آن، به اندازه ی آسمان ها و مافوق آنها، به شماره زمین ها و آنچه زیر آنها و آنچه میان آنهاست، درودی که خدا را پسند آید و ... در میان است.
علاوه بر آن، درود بر امامی از شمار امامان (ع) مطرح می شود که خداوند، دین خود را به وسیله ی او تأیید می بخشد، پناهگاه مؤمنان، رشته ی نجات متمسکان، و نور عالمین است. امام سجاد (ع) از خدا می خواهد که او را به فتح آسان برساند، در کنف حفظ خود حمایت کند، با ملائکه خود یاری رساند، کتاب و حدود و شرایع و سنت های رسول خود را به دست او برپا دارد، معالم دین الهی را که ستمگران از میان برده اند، حیات دوباره بخشد، زنگار ستم را بزداید و کسانی را که از راه راست الهی به بیراهه می روند، ارشاد فرماید.
امام سجاد (ع)، نه تنها بر پیامبر و اهل بیت (ع) درود می فرستد، بلکه درود الهی را برای کسانی می خواهد که مقام اهل بیت را به خوبی شناخته و پذیرفته اند، راه آنها را پی می گیرند، از ولایتشان جدا نمی شوند، در برابر امرشان تسلیم هستند، در راه طاعتشان می کوشند، چشم به راه دولت حقه ایشانند و به سوی آن روزگار، دیده دوخته اند.
به نظر می رسد که این عبارت ، در وصف حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه باشد، چنان که ویژگی های یاد شده بر آن دلالت دارد . به هر حال، پیوند قلبی و زبانی و عملی با خاندان نور - که صلوات، نشانه ی بارز آن است- مهم ترین راه برای بهسازی درون و برون فرد و جامعه ای است که در مسیر تعالی معنوی پیش می رود.

پی نوشت :

(-) گرفته شده از فصلنامه ی سفینه، شماره 8،ویژه صحیفه سجادیه، ص 72.
1- بحارالانوار، ج 66، ص 375.
2- القلم / 4.
3- آل عمران/ 159.
4- اسناد و مشایخ راویان صحیفه کامله، علوم حدیث، ج 12، ص 26.
5- به عنوان نمونه، بنگرید به : بحث املکیت خداوند با حفظ مالکیت انسان (دعای 22) ، تنزیه خدای تعالی از احاطه ی بشر بر او، (دعای 5 و 32) لطف و فضل بی پایان الهی ( دعای 13)، توحید و تسبیح و تنزیه و حمد باری تعالی ( دعای 32و 47 و 52).
6- در بحارالانوار بابی وجود دارد تحت عنوان: ابطال الجبر و التفویض و اثبات الامر بین الامرین. بحارالانوار، ج 2، ص 387.
7- دعای 22 صحیفه.
8- دعای 1.
9- دعای 45.
10- دعای 37.
11- بحارالانوار، ج 70، ص 323، باب الخوف و الرجاء . آنچه در متن آمد، چکیده مضامین حدود 110 آیه و 75 حدیث است که علامه مجلسی در این باب آورده است.
12- دعای 12.
13- دعای 16.
14- دعای 46.
15- آل عمران/ 122.
16- ابراهیم/ 12.
17- فاطر / 15 و 16.
18- دعای 54.
19- در این رابطه به دعای 42 و 47 رجوع گردد.
20- دعای 44.
21- دعای 45.
22- فاطر / 6.
23- دعای 20.
24- دعای 47.
25- دعای 48.
26- دعای 45.
27- ضحی، 5.
28- دعای 48.
29- بنگرید: الدلیل الی موضوعات الصحیفه السجادیه، محمد حسین مظفر، ص 98، باب 5، فصل 19 (شفاعه).
30- دعای 31.
31- مائده/ 35.
32- دعای 47.
33- دعای 6.
34- دعای 6.
35- دعای 11.
36- دعای 31.
37- مضمون روایت امام جواد (ع) که فرمود: لو تکاشفتم، ما تدافنتم. بحارالانوار، ج 77، ص 385.
38- دعای 45.
39- دعای 5، 16، 22، 31، 34، 41، 45.
40- دعای 11، 32.
41- دعای 32، 13.
42- دعای 45.
43- دعای 13.
44- دعای 45.
45- دعای 31.
46- دعای 48.
47- دعای 47.
48- دعای 47.

منبع:کتاب معارف 43



نوع مطلب : احادیث و سخنان گهربار، كتابخانه، صحیفه سجادیه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

صحیفه سجادیه به روایت مترجم انگلیسی


 





 
پروفسور «ویلیام چیتیك» در سال ۱۹۴۳ در شهر ملفورد در ایالت كنتیكت دركشور آمریكا زاده شد. تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته‌ای هنر آغاز كرد. خلال سال‌های تحصیل به ایران سفر كرد و دكترای زبان و ادبیات فارسی را در سال ۱۹۷۴ از دانشگاه تهران گرفت. وی پنج سال در دانشگاه صنعتی شریف به تدریس تاریخ تطبیقی ادیان اشتغال داشت. پس از بازگشت به آمریكا، به مدت سه سال به گروه ویرایش دائرة‌المعارف ایرانیكا پیوست. چیتیك، از سال ۱۹۸۳ تاكنون به تدریس مطالعات دینی در دانشگاه استونی بروك اشتغال دارد. پژوهش در تاریخ تصوف، عمده‌ترین موضوع در كارهای پژوهشی اوست. كتاب «من و رومی» به زبان انگلیسی در ترجمه و توضیح كتاب مقالات شمس تبریزی كه در سال ۲۰۰۳ منتشر شد، جایزه جهانی كتاب سال جمهوری اسلامی ایران در بهمن ۱۳۸۳ را دریافت كرد.
ترجمه انگلیسی صحیفه سجادیه همراه با ملحقات، دعاهای ایام هفته، مناجات خمسه عشر و رسالة الحقوق امام سجاد(ع) از آثار ارزشمند چیتیك است كه نقشی به سزا در معرفی صحیفه در سطح جهانی داشته است. چیتیك بر این ترجمه، مقدمه‌ای نسبتا مبسوط نگاشته، و درباره امام سجاد(ع) صحیفه و نسخه‌های خطی و شروح آن، دعا در اسلام، توحید، درخواست از خدا، اسماء الحسنی، شكر نعمت‌ها و مطالبی از این دست، سخن گفته است. این ترجمه، ابتدا توسط بنیاد محمدی در انگلستان و سپس انتشارات انصاریان قم ( به طور افست) منتشر شد.
اهمیت این گفتار، در آن است كه دیدگاهی برون دینی درباره صحیفه را نشان می‌دهد. به دلیل طولانی بودن اصل مقاله، تنها بخش‌هایی از آن را كه در مورد صحیفه بود، برگیزیدم، كه علامت {...} به این اقتباس و انتخاب، اشاره كرد.
{...} عنوان صحیفه سجادیه به معنی كتاب سجاد است. سجاد یكی از القاب امام زین العابدین (ع) است، به معنی كسی كه به طور دائم در نماز و دعا به سجده می‌رود. این كتاب اغلب با عنوان صحیفه كامله سجادیه ـ كتاب كامل سجاد نیز نامیده می‌شود. و نقل از سعید علی خان شیرازی، مفسر صحیفه سجادیه، واژه كامله نشان دهنده كمال سبك و مضمون این كتاب است. برخی منابع دیگر، دلیل افزوده شدن این صفت را متمایز ساختن این اثر از كتاب دیگری می‌دانند كه نسخه ناقص صحیفه محسوب شده و در میان زیدی‌ها رایج و شناخته شده است. اما با توجه به شیوه استفاده از این واژه در مقدمه اثر، چنین احتمالی كمرنگ تر می‌شود (بند ۲۰) صحیفه با عناوین احترام آمیز دیگری چون خواهر قرآن، انجیل اهل بیت، و مزامیر آل محمد نیز خوانده می‌شود.
طبق روایات و احادیث شیعه، امام زین‌العابدین مناجات‌های خود راجمع‌آوری كرده و به فرزندان خود به خصوص امام محمد باقر (ع) و زید آموخت. پس از مدتی این كتاب به طور گسترده‌ای در میان مذاهب مختلف شیعه رواج پیدا كرد. صاحب نظران علم حدیث متن این كتاب را متواتر می دانند. به عبارت دیگر، متن این كتاب از همان ابتدا مورد شناخت عموم بوده و به اشكال و طرق مختلف دست به دست شده و انتقال یافته است ولی اصالت و صحت این اثر هرگز زیر سوال نرفته است.
اما به هر حال، ترتیب و نحوه قرارگیری مناجات‌ها به شكلی است كه به ما اجازه می‌دهد با اطمینان كامل، خط تمایزی میان پنجاه و چهار مناجات تشكیل دهنده پیكره اصلی كتاب، مناجات‌های اضافه تشكیل دهنده ضمایم پانزده گانه (از جمله ادعیه روزهای هفته) و پانزده مناجات یا دعاهای زیر لب قائل شویم. تازگی و طراوت و وحدت مضمون و سبكی را كه به طور غیرقابل انكاری در پنجاه و چهار مناجات اصلی وجود دارد در بخش‌های افزوده شده دیگر به خصوص مناجات‌ها نمی‌تانیم ببینیم، چرا كه هنرمندی و نظم و ترتیب آگاهانه این مناجات‌ها به نحوی است كه وجود ویراستاری را در این میان به ذهن می‌آورد. گفته می‌شود كه ضمایم توسط شمس‌الدین محمد بن مكی، معروف به شهید اول ـ نگارنده شهیر كتاب اللمعة الدمشقیه در علم حقوق كه در سال ۱۳۸۴‌ق /۷۸۶ م در حلب كشته شد جمع‌آوری و به كتاب افزوده شده است. پانزده مناجاتی كه در چندین ویراست جدیدصحیفه افزوده شده‌اند.
نیز به نظر می‌رسد كه توسط علامه محمد باقر مجلسی نویسنده مجموعه ماندگار و جاویدان حدیث شیعه، بحار‌الانوار، به صحیفه اضافه شده باشند؛ علاوه بر مناجات‌های اصلی صحیفه، مناجات‌های بسیار دیگری نیز از امام زین‌العابدین وجود دارند كه توسط محققین مختلف به همراه مناجات‌های اصلی در مجموعه‌هایی به عناوین صحیفه دوم، صحیفه سوم و به همین ترتیب جمع‌اوری شده‌اند. صحیفه دوم كه از نظر حجم مطالب تقریبا به اندازه صحیفه اصلی است با عنوان خواهر صحیفه توسط محمد بن الحسن الحرالعاملی نویسنده كتاب معروف وسائل الشیعه در سال ۱۶۴۳ / ۱۰۵۳، جمع‌آوری گردید. صحیفه سوم نیز توسط نگارنده كتاب ریاض العلماء میرزا عبدالله پسر میرزا عیسی تبریزی معروف به افندی و شاگرد علامه مجلسی، تدوین شد. طولانی‌ترین نسخه به چاپ رسیده از صحیفه، كتاب الصحیفه السجادیه الخامسه (پنجمین صحیفه سجادیه) می‌باشد كه توسط محسن الامین، نویسنده معروف و معاصر كتاب عیان الشیعه، گردآوری شده است. این نسخه از صحیفه شامل تمام مناجات‌های موجود در صحیفه‌های پیشین می‌باشد كه از این میان ۱۳۰ مناجات مربوط به صحیفه‌های اول و دوم بوده و ۵۲ مناجات نیز به آنها افزوده شده است. كنستانس پدویك در مطالعات دلسوزانه خود در مورد كتتب ادعیه اسلامی و عبادات مسلمانان از نسخه كامل و نهایی صحیفه پنجم كه بیش از ششصد صفحه دارد استفاده كرد.
هر گونه تلاش جدی برای به دست آوردن دلایل تاریخی بر صحت هر كدام از مناجات‌ها و ادعیه موجود در تمام ویراست‌های صحیفه كه مبتنی بر بررسی‌های انتقادی جدید نیز باید باشد، وظیفه‌ای دشوار است كه در آن مسائل مهم و عمده‌ای نیز باید مورد توجه قرار گیرد. نتیجه چنین بررسی‌ای البته اگر كسی بتواند با مطالعه سایر متون قدیمی تصمیم‌گیری و قضاوت كند احتمالا چنین است كه،پس از سالها تلاش سخت و طاقت‌فرسا تنها یك دسته فرضیه در اختیار داریم كه با درجات گوناگونی مورد شك و تردید قرار دارند. این موضوع می‌تواند برای محققین غربی و مسلمانان امروزی، كه هر دو گروه به هر صورت هیچگونه دخالت و ارتباط مشخصی با مضامین و آموزه‌های صحیفه ندارند، جالب توجه باشد. اما شیوه بیشتر مسلمانان بر این است كه به مضمون و محتوای متونی كه به صورت احادیث و روایات باشند توجه می‌كنند و چندان توجهی به اینكه براساس حقایق تاریخی چه كسی واقعا آن متن را نوشته، از خود نشان نمی‌دهند. در این رابطه می‌تواند به جمله معروف [امام] علی اشاره كرد كه: به آنچه گفته شده است توجه كن و نه به اینكه چه كسی آن را گفته است، زیرا تنها حقیقت بودن یا نبودن كلمات است كه واقعا اهمیت دارد. با عنایت بر این نظراگر نویسنده صحیفه كامله، امام سجاد نبوده باشد، نویسنده آن در هر صورت یك مقام و مرجع معنوی است و یا جایگاهی در این سطح دارد. با توجه به تمام این مطالب، دوباره به نقطه آغازین باز می‌گردیم كه: با اثری روبرو هستیم كه والاترین الهامات را به روح و جان مسلمانان عرضه می‌كند.
اما به هر صورت می‌توانیم از این نكته خرسند باشیم كه متن اصلی صحیفه كه قرنها احادیث و روایات شیعه آن را منتسب به [امام] زین‌العابدین می‌دانند، در اختیار ماست. یعنی دیگر، در پنجاه و چهار دعای صحیفه، [امام] زین‌العابدین را در برابر داریم كه بیش از هزار سال است در میان شیعیان شناخته شده است و به شكل‌گیری وضعیت ویژه مذهب شیعه تا به امروز كمك شایانی كرده است. شاید محققین سرانجام به این نتیجه برسند كه [امام] زین‌العابدین حقایق تاریخی با [امام] زین‌العابدین احادیث و روایات متفاوت است، اما این نتیجه‌گیری نیز در حد یك نظریه باقی خواهد ماند، چرا كه آزمایش مجدد واقعیت‌های تاریخی غیرممكن است و همچنین این واقعیت‌ها به اندازه ادبیات نمی‌توانند مورد تفسیر قرار بگیرند. پذیرش یا عدم پذیرش صحیفه سجادیه به عنوان یك اثر كاملا اصیل توسط مورخین، تغییری در تأثیر حقیقی و غیرقابل انكار [امام] زین‌العابدین و صحیفه بر اسلام در طول قرون متمادی نخواهد داشت و تصور نیز نمی‌شود كه بتواند تغییری در تداوم تاثیر آن بر مسلمانانی كه اكنون این اثر را می‌خوانند ایجاد كند. زین‌العابدین واقعی آن كسی كه در پس واژه های این كتاب قرار دارد.

*نقش دعا و مناجات
 

{...} اگر چه بسیاری از دعاهایی كه از پیامبر و امامان به ما رسیده‌اند به طور یقین اظهارات قلبی خودجوش آنها بوده اند، اما سایر دعاها باید با هدف بازگویی در شرایط مختلف یا انتقال به مومنین و دینداران نگاشته شده باشند. بیشتر دعاهای پیامبر كوتاه هستند و می‌توانند فی‌المجلس نقل شوند اما برخی از دعاهایی كه از امامان رسیده‌اند مانند دعای امام زین‌العابدین برای روز عرفه طولانی بوده و دارای سبك نگارشی بسیار فاخر و پرطمطراقی می‌باشند. حتی اگر این دعاها در ابتدا به صورت خودجوش و خودانگیخته بوده باشند، این حقیقت كه آنها به عنوان دعاهایی برای شرایط به خصوص به وجود آمدند نشان دهنده این مطلب است كه آنها دست به دست به امامان و پیروان آنها رسیده‌اند تا در شرایط مشابه شرایط زمان ادای آنها دوباره تكرار شوند.
دانستن شرایطی كه در آنها دعاها به وجود آمده‌اند به طور طبیعی غیرممكن است، اما ما به میزان بسیار زیادی در مورد فضای عمومی دوران ابتدایی اسلام اطاعت داریم كه می‌تواند به نشان دادن نقش دعا در جامعه آن زمان كمك كند. بسیاری از مسلمانان، كه بدون شك بسیار بیشتر از مسلمانان امروزی بوده‌اند، مقدار بسیار زیادی از زندگی كاری خود را وقف نقل قرآن، یادآوری خداوند، و دعا كردن كردند. حتی آنان كه مكه و مدینه را به قصد شركت در جنگ‌هایی به منظور توسعه اسلام و یا شركت در اداره امپراتوری جدید ترك كردند لزوما از اعمال معنوی چشم‌پوشی نكردند. و برای آنها كه خود را وقف عبادت كردند، دعا به منزله گوشت و خون تخیل آنها بود. دعا ابزاری بود كه مردم می‌توانستند توسط آن به پروردگار خود بیاندیشند و فكر و یاد او را در تمام فعالیت‌های روزانه خود حاضر نگاه دارند. دعا بیان صمیمی و دوستانه «توحید» یا «اذعان به یگانگی خداوند» بود كه به احساسات، عواطف، افكار و اداركات آنها شكل داد.
در اسلام دعا به عنوان یكی از نخستین چارچوب‌هایی در نظر گرفته می‌شود كه در آن روح می‌تواند مطابق با خواست الهی شكل بگیرد و از طریق این چارچوب تمام افكار و مفاهیمی كه بر نفس بنیان نهاده شده‌اند به دور ریخته شوند. تأكید فوق‌العاده كه در صحیفه بر انجام خواست خدا شده است- همانطور كه مسیحیان دعا می‌كنند «خواست تو انجام می‌شود»- محوریتی را برای پروردگار ترسیم می‌كند كه تمام خودخواهی‌های شخصی و خواهش‌های فردی كه به هر شكل با خواست الهی - خواستی كه از سوی شریعت و سنت به آن شكل ملموس و عینی داده شده است- مغایرت دارد را انكار می‌كند. برای مسلمانان آن زمان نیز همانند مسلمانان امروزی اطلاعت پروردگار وابسته به تقلید از آنهایی است كه پیش‌تر از این با لطف و راهنمایی پروردگار شكل گرفته‌اند.
مجموعه‌ این افراد با پیامبر آغاز شده و با اصحاب بزرگ ایشان ادامه می‌یابد. برای شیعیان سخنان و كردارهای امامان چند نقش اساسی را در این زمینه بازی می‌كند كه گاهی به نظر می‌رسد - دست كم‌ برای غیر شیعیان سنت پیامبر را به پشت صحنه می‌راند. یاران ائمه به طور دائم به آنها مراجعه كرده و از آنها راهنمایی می‌خواستند، در حالیكه امامان خود پیرو شیعه پیامبر بودند كه ساعت‌های متمادی را در روز و شب به نماز، ذكر، و دعا می‌پرداختند. اگر چه بیشتر این زندگی مذهبی و عبادی حالتی شخصی و درون‌گرایانه داشت، اما امامان وظیفه داشتند جامعه را رهبری كرده و زندگی مذهبی مردم را غنی سازند. همانطور كه امام زین‌العابدین در «رساله حقوق»، تأكید می‌كند، بر هر صاحب علمی است كه آن را به دیگران انتقال دهد و امامان نیز از سوی هم عصران خویش، چه شیعه و چه سنی، به عنوان صاحب‌نظران و مراجع بزرگ اسلام شناخته شده بودند. بنابراین طبیعی بوده كه امامان دعاهایی را بنگارند كه در آنها علم ایشان در مورد ارتباط انسان‌ها با خداوند با استفاده از شخصی‌ترین اصطلاحات بیان شده باشد و قابلیت انتقال یافتن به دیگران و تبدیل شدن به یك دارایی مشترك را نیز داشته باشند. اگر نخواهیم بگوییم بیشتر دعاهای صحیفه از این نوع هستند، بسیاری از آن این خاصیت را دارا هستند. تعدادی كمی از دعاهای صحیفه مانند: «دعای آن حضرت در عید فطر» (شماره ۴۶)‌ و «دعای آن حضرت در عید قربان» (شماه ۴۸) نیز به نظر می‌رسند برای مناسبت‌های عمومی گفته شده باشند.
یكی از دعاها نیز دارای نشانه‌هایی داخلی است كه نشان می‌دهد امام، یاران خویش و سایر مردم را در ذهن داشته و نه خود را: در دعا برای والدین (شماره ۲۴) او به گونه‌ای صحبت می‌كند كه گویی والدینش زنده‌اند،در حالیكه چنین چیزی ممكن نبوده است مگر در صورتی كه تصور كنیم كه ایشان این دعا را پیش از واقعه كربلا نگاشته باشند. (...) از آغاز اسلام، دعا یكی از عوامل پایه‌ای و اساسی بوده است كه مسلمانان از آن طریق، آگاهی از اندازه‌های درست و صحیح را به واقعیت رسانده‌اند و خود را برای دیدن پروردگار به عنوان منبع و منشاء تمام خوبی‌ها آموزش داده‌اند. دعا در عالی‌ترین نمونه‌های آن، همانطور كه در صحیفه می‌توانیم ببینیم، تمرین مداوم بینشی است كه بر اساس آن، هر آنچه به خدا تعلق دارد به خدا و هر آنچه به انسان تعلق دارد به انسان مرتبط و منتسب می‌شود. به محض اینكه چنین بینش و بصیرتی به انسان دست می‌دهد، او با گناهكاری و نقص خود تنها می‌ماند. پس تنها كاری كه می‌تواند انجام دهد خوار و ذلیل ساختن خود در برابر پروردگارش است تا از او طلب رحمت و بخشش كند.
آنها كه با نوشته‌هایی مراجع و صاحب‌نظران مذهبی اخیر آشنا هستند ممكن است با آن بعد از دعا كه اكنون مطرح شد مخالف باشند و بگویند كه این تنها نیمی از معنویت اسلام است و تكامل دینی و مذهبی كه دوستان خدا (اولیاء) با دنبال كردن جاده معنویت بدان دست می‌یابند را نادیده گرفته است. بله، از یك سو، انسان بنده خاضع و فقیر پروردگار یكستاست كه هیچ چیزی از خود ندارد. اما آیا او- دست كم به صورت پیامبر و ولی خدا- نماینده خداوند (خلیفه) و تصویر او (صورت) نیست؟در واقع، جنبه دوم در جنبه اول نهفته است، چرا كه هر چه فرد، خصوصیات مثبت را از بنده انكار كند بیشتر به این نكته تأكید كرده است كه او به پروردگار تعلق دارد. با رد این نكته كه انسان از خود، خیر و خوبی دارد، بر این مطلب صحه می‌گذاریم كه هر چیز مثبت و خوبی كه در او وجود دارد تنها متعلق به خداوند است. تا هر جا كه بنده خود را غرق در هیچی خود بداند، كمال پروردگار یكتا را نشان داده است. این نقطه نظر در این حدیث قدسی معروف به طور نسبتا صریحی بیان شده است:
«بنده‌ام با انجام اعمال مستحبی (مانند دعا) به من نزدیك‌تر می‌شود، تا او را دوست بدارم، و هنگامی كه او را دوست بدارم هر آنچه می‌شنود از طریق من می‌شنود، هر آنچه می‌بیند از طریق من می‌بیند، من دستی هستم كه با آن می‌گبرد و پایی هستم كه با آن راه می‌رود.»
اما متون اسلامی اولیه به موضوع «فناء‌ فی‌الله» یا «یكسانی مطلق» اشاره‌ای نكرده‌اند، چرا كه این موضوع ظریف‌تر از آن است كه قابلیت بیان شدن با اصطلاحات صریح متداول در اینگونه متون را داشته باشد. در هر صورت، همانندی و یكسانی با موضوع دعا بیگانه است، زیرا دعا در پی نشان دادن تفاوت و اختلاف میان خدا و بنده است و این تفاوت در تمام شرایط، حتی در جهان دیگر، دست كم با یك درجه و سطح از اختلاف هم كه شده باقی خواهد ماند و مفهوم خود را از دست نخواهد داد.

* صحیفه و معنویت اسلامی
 

(...) مایلم بگویم كه كتابی مانند صحیفه بعد درونی و داخلی اسلام را آشكار می‌كند كه حتی ممكن است فهم و درك آن در سایر متون اولیه دشوارتر نیز بوده باشد. هنگامی كه دانشمندان و سایر افراد ناآشنا به اسلام به آن می‌نگرند به طور طبیعی آنچه را كه در نگاه اول دیده باشند درك می‌كنند كه از آن جمله می‌توان به وقایع، گزارش‌ها و اسناد مكتوب، روابط اجتماعی و غیره اشاره كرد. آگاهی یافتن از درون قلب مردم و یا اصرار بر فهمیدن رابطه شخصی افراد با پروردگار كار آسانی نیست، اگر چه بیشتر مردم نیز علاقه‌ای به این امر ندارند. اگر راهی به درون قلب مردم وجود داشته باشد، یافتن آن مستلزم مطالعه و بررسی درونی‌ترین نگرانی‌ها و دغدغه‌های افراد است كه در فعالیت‌های بیرونی و نوشته‌های ایشان منعكس می‌شوند. اما ابعادی از اسلام كه بیشتر توجه نظاره‌كنندگان بیرونی را به خود جلب كرده‌اند ابعاد بیرونی و مشخص آن هستند كه نسبتا خالی از عشق و حرارتی هستند كه در غرب از معنویت و روحانیت سراغ دارند.
تمدن اسلامی به طور كلی بسیار شبیه به یك شهر مسلمان‌نشین قدیمی است: دیوارهای بیرونی حكایت از گرفتگی و كسالت و غم بار بودن آن می‌كنند و ورود به این دنیای پشت دیوار نیز آسان نیست؛ اما اگر شخصی بتواند با اهالی این شهر صمیمی شود، به او حیاط‌ها و باغ‌های دل‌انگیز و زیبایی نشان داده خواهد شد كه مملو از گل‌های خوشبو، درختان میوه، و فواره‌های جوشان هستند. آنهایی كه در رابطه با تاریخ اسلام، وقایع سیاسی، و بنیادی‌های آن مطلب می‌نویسند تنها با دیوارها سر و كار دارند، زیرا راهی به درون‌ باغ‌های پشت دیوار ندارند. برخی از این باغ‌ها از طریق مطالعه صوفی‌گری، هنر و معماری، شعر و موسیقی به روی افراد باز می‌شوند، اما از آنجا كه تمام این موارد در اشكال تاریخی ویژه و تحت تأثیر محیط پیرامون خود به ظهور رسیده‌اند، ریشه‌های عمیق اسلامی آنها به راحتی از چشم افراد دور می‌ماند. قدیمی‌ترین، اصیل‌ترین و دشوارترین باغ‌های این شهر برای ورود، قلب‌های بزرگترین نمایندگان این تمدن است. اینجاست كه دعاهای رسیده از ستون‌های اسلام اولیه تصویر كاملا جدیدی را از روح زنده و پویای اسلام نشان می‌دهند، چرا كه این دعاها دسترسی مستقیم به انواع رفتارها و ویژگی‌های بشری كه پیش نیاز شكوفایی كامل آرمان اسلامی هستند را فراهم می‌كنند.

* ابعاد دیگر
 

شاید به نظر برسد كه این مقدمه به طور اختصاصی به معنویت و روحانیت در اسلام می‌پردازد، اما صحیفه به سایر قلمرو‌ها نیز می‌پردازد. همانطور كه در بالا گفته شد نمایندگان بزرگ اسلام نیز همانند قرآن و حدیث تمام سطوح تعالیم اسلامی را با همدیگر و به طور همزمان مورد توجه قرار داده‌اند. اگر در مباحثی كه در مورد صحیفه آورده شده است همواره به روحانیت و معنویت اشاره شده است به واسطه این حقیقت است كه این اثر مجموعه‌ای از ادعیه است و این دعاها بر رفتارهای مشخصی در برابر حقیقت الهی پروردگار دلالت می‌كنند كه بدون قرار گرفتن در یك زمینه معنوی و روحانی قابل فهم و اداراك نیستند.
اما صحیفه آموزه‌هایی را نیز ارائه می‌دهد كه در سطوح مختلفی، از خداشناسی (در گسترده‌ترین مفهوم آن) گرفته تا مسائل اجتماعی، كاربرد دارند. البته بررسی جامع و كامل این سطوح نیازمند نگارش كتابی است كه بسیار قطورتر از خود صحیفه خواهد بود. امیدوارم كه با انتشار این ترجمه از صحیفه سجادیه، دانشمندان به مطالعه و بررسی محتوای دعاهای موجود در صحیفه (و همچنین دعاهایی كه از سایر اركان اسلام آغازین به خصوص امامان شیعه به جای مانده است) ترغیب شوند تا تمام سطوح آموزه‌های این ادعیه را آشكار كنند. بیشترین كاری را كه می‌توان در اینجا انجام داد این است كه به برخی از سایر عناوین مهم و مورد توجه صحیفه اشاره كنیم و برخی پرسش‌های مهمی را كه از بررسی این عناوین بدست می‌آیند ذكر كنیم.
اسلام وقعیتی طبیعی و سازمند است كه دارای سه بعد بنیادین است: عمل یا شریعت (اسلام)، اعتقاد (ایمان) شامل مكتب و آموزه‌های اندیشمندانه، و معنویت (احسان). این ابعاد در نمونه زنده‌ای از یك جامعه به طور بسیار نزدیكی به هم پیوسته‌اند، حتی اگر اشكال بنیادین مختلفی بخواهند به طور جداگانه با آنها ارتباط برقرار كنند. منابع اولیه مانند احادیث پیامبر یا نهج‌البلاغه [امام] علی (ع) با هر سه این ابعاد سر و كار دارند. البته بخش‌های مختلفی را نیز از این منابع می توان جدا كرد كه تنها به موضوع خاصی می‌پردازند. اما اثری همانند نهج‌البلاغه یا صحیفه تفاوت بسیار زیادی دارد، چرا كه در این كتاب بیاناتی در تمام زمینه‌ها، از ماوراء‌الطبیعه گرفته تا ماهیت دولت سالم و یا تا اشتباهات شخصی برخی هم عصران علی، یافت می‌شود. اگر چه معنویت یكی از ابعاد اسلام است، ولی در نهج‌البلاغه هیچ تأكیدی بر آن وجود ندارد، اما این نكته را نباید فراموش كرد كه در تمام گفته‌های علی معنویت و تقدس عمیقی نهفته است.
در مقایسه با نهج‌البلاغه،‌صحیفه سجادیه با شكل و محتوای دعایی خود بر درونی‌ترین و خصوصی‌ترین بعد اسلام تأكید می‌كند. اما باید توجه داشت كه صحیفه به طور همزمان به سایر ابعاد اسلام نیز گوشه چشمی دارد. به عنوان مثال دسته سنتی و قدیمی «ایمان» با موضوعاتی چون خدا، فرشتگان، پیامبران، كتاب‌های مقدس، روز قیامت، و «اندازه‌گیری» (قدر) خیر و شر در ارتباط است. این عناصر ایمان موضوع اصلی بیشتر تفكرات اسلامی در كلام، فلسفه، و صوفی‌گری نظری را تشكیل می‌دهند. امام زین‌العابدین این عناصر و موضوعات را گاهی به طور خلاصه و گاهی به صورت مشروح مورد بحث قرار داده است. او اغلب از فرشتگان یاد می‌كند و جمله «سلام و درود بر حاملان عرش» (شماره ۳) كه او در رابطه با فرشتگان بیان می‌كند بهترین خلاصه عقاید مسلمانان در مورد آنهاست.
امام همچنین به طور پیوسته به حوزه و قلمرو اعمال اسلامی یا شریعت در معنای گسترده آن اشاره می‌كند. او بر نیاز به پیروی از راهنمایی‌ها و دستورات خداوند كه در قرآن و حدیث، هم برای زندگی فردی دو هم برای زندگی اجتماعی، آمده است تأكید می‌كند. بسیاری از آموزه‌های اجتماعی ویژه و همچنین احكام و دستورات عمومی از جمله نیاز به برقراری عدالت در جامعه نیز در صحیفه به خوبی دیده می‌شوند. اما از آنجا كه آموزه‌های اجتماعی با حوزه عمل، بیرون‌ترین بعد اسلام، در ارتباط هستند باید در قالب آموزه‌های نظری و معنوی اما نگریسته شوند. همانگونه كه امام (ع) در «رساله حقوق» خویش به روشنی بیان كرده است، سلسله مراتب اولویت‌ها باید همواره مورد توجه قرار گیرد: فردی پیش از اجتماعی، معنوی پیش از عمل، و علم و آگاهی پیش از اقدام. هر انسانی مجموعه‌ای طولانی از وظایف اجتماعی را برعهده دارد. اما این وظایف بستگی به وظایف ضروری‌تر وی دارند كه در درجه اول، ایمان به خدا و در درجه دوم، قرار دادن خود در رابطه‌ای مناسب با حقیقت الهی است.
منبع:جهان نیوز

نوع مطلب : احادیث و سخنان گهربار، مقالات، كتابخانه، صحیفه سجادیه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 22 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
امکانات جانبی
زیارت عاشورا

سوره قرآن
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic