امام سجاد علیه السلام
در این دنیا سرور مردم، سخاوتمندان هستند؛ و در قیامت سیّد و سرور مردم، پرهیزكاران خواهند بود
زیارت عاشورا
درباره وبلاگ


قالَ الاْ مامُ عَلی بنُ الْحسَین، زَیْنُ الْعابدین عَلَیْهِ السَّلامُ: ثَلاثٌ مَنْ كُنَّ فیهِ مِنَ الْمُؤمِنینَ كانَ فی كَنَفِ اللّهِ، وَ أظَلَّهُ اللّهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ فی ظِلِّ عَرْشِهِ، وَ آمَنَهُ مِنْ فَزَعِ ‏الْیَوْمِ الاْكْبَرِ: مَنْ أعْطی النّاسَ مِنْ نَفْسِهِ ما هُوَ سائِلهُم لِنَفْسِهِ، و رَجُلٌ لَمْ یَقْدِمْ یَداً وَ رِجْلاً حَتّی یَعْلَمَ أنَّهُ فی طاعَةِ اللّهِ ‏قَدِمَها أوْ فی مَعْصِیَتِهِ، وَ رَجُلٌ لَمْ یَعِبْ أخاهُ بِعَیْبٍ حَتّی یَتْرُكَ ذلكَ الْعِیْبَ مِنْ نَفْسِهِ.(1)

سه حالت و خصلت در هر یك از مؤمنین باشد در پناه خداوند خواهد بود و روز قیامت در سایه رحمت عرش ‏الهی می‌باشد و از سختی‌ها و شداید محشر در امان است.

اوّل آن كه به مردم چیزی را دهد كه از آنان برای خویش می‌خواهد (آنچه برای خود می‌پسندد را به آنان عطا كند).

دوّم آن قدم از قدم برندارد تا آنكه بداند آن حركتش در راه اطاعت خداست یا معصیت و نافرمانی او

سوّم از برادر مومن خود (به عیبی كه در خود نیز دارد ) عیب جویی نكند تا آنكه آن عیب را از خودش دور سارد

مدیر وبلاگ : رحمان نجفی
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
میزان رضایتمندی شما از مطالب ارایه شده در این وبسایت؟






بهترین وسیله سعادت

امام سجاد(ع)

ابن شهاب زُهرى حكایت می نماید:

در جنگ بین مسلمانان و رومیان ، یكى از برادران ایمانى من-  كه به او علاقه بسیارى داشتم - كشته شد و شهید گشت ؛ و من همواره افسوس مى خوردم كه چرا همراه او نبودم تا من هم با فداكارى ، به فیض رفیع شهادت نائل آیم .

شبى در عالم خواب او را دیدم ، به او گفتم : پروردگارت را چگونه یافتى ؟ و با تو چه برخوردى داشته است ؟

پاسخ داد: خداوند متعال ، به جهت شركت من در جنگ و جهاد با دشمنان اسلام ، گناهان مرا مورد عفو و بخشش خویش قرار داد.

همچنین به جهت محبّت و علاقه اى كه به حضرت رسول و اهل بیتش ‍ صلوات اللّه علیهم داشتم ، مورد شفاعت امام زمانم ، حضرت علىّ بن الحسین ، زین العابدین علیه السّلام قرار گرفتم ؛ و در بهشت درجات عالیه اى ، عطایم گردید.

زُهرى گوید: در همان خواب به او گفتم : من بیش از حدّ، افسوس مى خورم كه چرا همراه تو نبودم و شهادت شامل من نشده است ؟!

در پاسخ اظهار داشت : تو در پیشگاه خداوند متعال ، مقامى عالى و والاترى خواهى داشت .

سۆال كردم : چگونه و به چه سببى ؟ من كه كار شایسته اى انجام نداده ام !

در جواب گفت : تو در هر جمعه - حدّاقلّ - یك بار مولاى خود حضرت سجّاد، امام زین العابدین علیه السّلام را ملاقات و زیارت مى نمائى ؛ همچنین جمال نورانیش را نگاه مى كنى و بر محمّد و آل او صلوات مى فرستى ، نیز احادیث و سخنان آن بزرگوار را براى دیگران نقل مى كنى ، و امر به معروف و نهى از منكر انجام مى دهى ؛ خداوند متعال تو را از شرّ مخالفین و كینه توزان در پناه خود حفظ مى نماید.

فرمود: اى زُهرى ! دیشب در عالم خواب برادر ایمانى تو به خوابت آمد و با تو چنین و چنان گفت - و تمام صحبت هاى آن دوست شهید را برایم بازگو نمود - و سپس افزود: بدان آنچه را كه او به تو خبر داده است ، صحّت دارد و بر آن گفته ها ایمان و اعتقاد كامل داشته باش

در همین حال از خواب بیدار شدم ، و با خود گفتم : این ها همه خواب است و اعتبارى ندارد و دو مرتبه خوابیدم و همان دوست و برادرم بخوابم آمد و از من پرسید: آیا درباره آنچه با تو گفتم و تو را از آن آگاه ساختم ، شكّ دارى ؟

و سپس افزود: مواظب باش كه به خود هیچ شكّ و شبهه اى راه ندهى و آنچه را كه شنیدى یقین و اطمینان داشته باش و این راز را براى كسى بازگو و مطرح نكن ؛ و براى یقین و اطمینان بیشتر، حضرت سجّاد علیه السّلام نیز به آنچه با تو گفته ام خبر مى دهد و تو را از آن آگاه مى سازد.

پس چون از خواب بیدار شدم و نماز صبح را به جا آوردم ، شخصى نزد من آمد و گفت : من از طرف امام علىّ بن الحسین آمده ام ، آن حضرت با تو كار دارد، زودتر نزد حضرت بیا.

به همین جهت، سریع بلند شدم و به سوى منزل سرور و مولایم رهسپار گشتم ، همین كه در محضر مبارك آن امام همام علیه السّلام شرفیاب شدم ، فرمود: اى زُهرى ! دیشب در عالم خواب برادر ایمانى تو به خوابت آمد و با تو چنین و چنان گفت - و تمام صحبت هاى آن دوست شهید را برایم بازگو نمود - و سپس افزود: بدان آنچه را كه او به تو خبر داده است ، صحّت دارد و بر آن گفته ها ایمان و اعتقاد كامل داشته باش.

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


منبع:

الثّاقب فى المناقب، ص 362، ح 301؛ به نقل از «چهل داستان و چهل حدیث از إمام زین العابدین علیه السّلام»، عبداللّه صالحى.



نوع مطلب : مقالات، فضایل و كرامات، امام سجاد علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

اى خبیث! از بدن این دختر خارج شو

امام سجاد

مرحوم قطب الدّین راوندى ، به نقل از حضرت باقرالعلوم علیه السّلام حكایت می كند:

شخصى به نام ابوخالد كابلى مدّت زمانى را خدمت گذارى امام سجّاد، حضرت زین العابدین علیه السّلام نمود و چون به طول انجامید، جهت دیدار با مادر خویش از امام سجّاد علیه السّلام اجازه خواست كه راهى شهر شام گردد.

امام علیه السّلام او را مخاطب قرار داد و فرمود: اى ابو خالد! فردا مردى از اهالى شام - كه معروف و ثروتمند مى باشد - به همراه دخترش كه دچار جنّ زدگى شده است ، وارد مدینه خواهد شد.

پدر این دختر به دنبال كسى مى گردد كه دخترش را معالجه و درمان نماید؛ پس تو نزد او مى روى و اظهار مى دارى كه من دخترت را معالجه مى كنم و مقدار ده هزار درهم مى گیرم .

چون فرداى آن روز فرا رسید، مرد شامى وارد مدینه شد، ابوخالد كابلى طبق دستور امام علیه السّلام نزد وى آمد و گفت : چنانچه ده هزار درهم به من بدهى ، دخترت را معالجه و درمان مى نمایم .

پدر دختر هم قبول كرد و قول داد كه چنانچه دخترش خوب و سالم شود آن مقدار پول را بپردازد.

ابوخالد كابلى نزد امام سجّاد علیه السّلام رفته و جریان را براى آن حضرت بازگو كرد.

پس حضرت به او فرمود: مرد شامى بى وفائى مى كند و پول را به تو نمى دهد؛ ولى با این حال ، تو نزد دختر مى روى و گوش چپ او را مى گیرى و مى گوئى : اى خبیث ! علىّ بن الحسین مى گوید: هر چه زودتر از بدن این دختر خارج شو و او را رها كن .

ابوخالد كابلى نیز پیام حضرت را به انجام رسانید و سپس دختر از آن حالت جنّ زدگى نجات یافت و بهبودى كامل خود را بازیافت .

امّا همین كه ابوخالد آن ده هزار درهم را مطالبه نمود، مرد شامى بدون پرداخت كمترین پولى او را از منزل خود بیرون كرد.

پس از آن ، ابوخالد نزد امام زین العابدین علیه السّلام بازگشت و جریان را به طور مفصّل براى آن بزرگوار بازگو كرد.

حضرت به او فرمود: مرد شامى بى وفائى مى كند و پول را به تو نمى دهد؛ ولى با این حال ، تو نزد دختر مى روى و گوش چپ او را مى گیرى و مى گوئى : اى خبیث ! علىّ بن الحسین مى گوید: هر چه زودتر از بدن این دختر خارج شو و او را رها كن . ابوخالد كابلى نیز پیام حضرت را به انجام رسانید و سپس دختر از آن حالت جنّ زدگى نجات یافت

حضرت در پاسخ فرمود: گفته بودم كه مرد شامى حیله و نیرنگ دارد و از پرداخت پول ، امتناع مى ورزد، ولى بدان كه دخترش دو مرتبه به همین زودى دچار جنّ زدگى خواهد شد و پدرش نزد تو مى آید.

پس موقعى كه مراجعه كرد به او بگو: چون به عهد خود وفا نكردى ، چنین شده است ؛ اكنون باید همان آن مبلغ را تحویل علىّ بن الحسین ، زین العابدین علیه السّلام بدهی تا او را معالجه و درمان كنم و دیگر آن حالت جنّ زدگى باز نخواهد گشت .

بنابر این مرد شامى به ناچار، آن مبلغ را تحویل امام سجّاد علیه السّلام داد؛ و ابوخالد نزد دختر آمد و همان سخن قبل را در گوش چپ دختر بازگو كرد و افزود: چنانچه برگردى ، تو را به آتش قهر خداوند متعال مى سوزانم .

امام محمّد باقر علیه السّلام افزود: با این روش ، دختر به بهبودى كامل رسید و نجات یافت و چون با پدرش به سمت شهر شام رفتند، پدرم حضرت زین العابدین علیه السّلام آن پول ها را تحویل ابوخالد كابلى داد و به او اجازه داد تا جهت دیدار مادرش راهى شهر شام گردد.

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


منبع:

بحارالانوار، ج 46، ص 31؛ الخرائج و الجرائح راوندى، ج 1، ص 262؛ به نقل از «چهل داستان و چهل حدیث از إمام زین العابدین علیه السّلام»، عبداللّه صالحى.



نوع مطلب : امام سجاد علیه السلام، مقالات، احادیث و سخنان گهربار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

فروغ قرآن در نگاه سیدالساجدین علیه السلام:
نویسنده: عباس كوثرى‏

قرآن نمونه كامل آمیختگى اعجاز تكوین و تشریع است. كتابى است كه بشریّت توان آوردن همانندى براى آن نداشته و دستورات و جامعیت آن، هر اندیشمند حكیم را به خضوع و ستایش وامى‏دارد. هر قدر انسان‌ها از صفاى روحى و طهارت معنوى بهره‏مند باشند، مى‏توانند جلوه‏هایى از جمال دلربایش را شهود كنند همان‏ گونه كه قرآن مى‏فرماید:«لایمسُّهُ الاّ المطهّرون.»(1)
از آنجا كه خاندان عصمت و وحى برگزیدگانى هستند كه طبق آیه «تطهیر» در اوج پاكى و قداست قرار گرفته و از هر گونه پلیدى بدورند، تمام جانشان مستغرق در قرآن مجید شده و شایسته‏ترین انسان‌هایىهستند كه تفسیر روشن آیات الهى را فرا راه تشنگان حقیقت قرار مى‏دهند. یكى از این منظومه های نورانى، سجاد آل محمد زین العابدین ‏علیه السلام است. در این مقال، با نگاهى گذرا سخنان نورانى‏اش را درباره قرآن مى‏نگریم؛ بدان امید كه جرعه نوش معارف قرآنى با جام عترت باشیم .

1- عظمت قرآن‏

امام زین العابدین ‏علیه السلام از رسول اكرم ‏صلى الله علیه و آله نقل مى‏كند كه فرمود:
"من اعطاه الله القرآن فَرَأى‏ انّ احداً اُعطى افضل ممّا اُعطى فقد صغّر عظیما و عظّم صغیراً"؛ شخصى را كه خداوند به او دانش قرآنى عطا نموده، اگر تصوّرش این باشد كه كسى را بهتر از این عطاى الهى داده‏اند، در حقیقت بزرگى را كوچك شمرده و كوچكى را بزرگ دانسته است.(2)

2- ویژگى‏هاى قرآن‏

در دعاى امام زین العابدین‏ علیه السلام برخى از ویژگى‏هاىختم قرآن این چنین بیان شده است.
الف - نور هدایت‏
قرآن كریم از خود با صفت «نور» یاد مى‏كند و مى‏فرماید: « و انزلنا الیكم نوراً مبینا»(3) اما این نورانیّت براى چه فردى است؟ امام ‏علیه السلام مى‏فرماید:« و جَعَلْتَهُ نوراً نَهتَدِى مِن ظُلَمِ الضَّلالَة والجَهالة باتّباعه؛ بار خدایا! قرآن را نور و روشنایى گردانیدى كه با پیروى از تعالیم آن از تاریكى‏هاى گمراهى و نادانى رهایى یابیم.»(4)
در رابطه با جاودانگى نور قرآن مى‏فرماید: « و نور هُدىً لایُطْفَأ عَنِ الشّاهِدین برهانه؛ و آن را نور هدایتى قرار دادى كه برهان و دلیل آن از شاهدان و گواهان خاموش نمى‏شود.»(5)
در حدیثى دیگر امام صادق ‏علیه السلام مى‏فرماید: «كان علىّ ابن الحسین صلوات الله علیه احسن الناس صوتاً بالقرآن و كان السّقّاؤون یمرّون فیقفون ببابه یسمعون قرائتَه و كان ابو جعفرعلیه السلام احسن الناس صوتاً؛ على بن الحسین‏ علیه السلام خوش صداترین افراد در خواندن قرآن بود. افراد سقا همواره به هنگام عبور، بر در خانه‏اش مى‏ایستادند و به قرائت او گوش مى‏دادند. و ابوجعفر(امام باقرعلیه السلام) نیز نیكوترین صدا را در خواندن قرآن داشت.»
ب - درمان دردها
قرآن مى‏فرماید:« و َنُنَزِّلُ مِنَ القرآن ما هو شفاءٌ و رحمةٌ للمؤمنین»؛ «ما فرو فرستادیم از قرآن آنچه را كه براى مؤمنان شفا و رحمت است.»(6) اما این كه در چه زمان و براى چه فرد؟ امام زین العابدین ‏علیه السلام در دعاى خویش این‏ گونه بیان مى‏دارد:
«و شفاءً لِمَنْ اَنْصَتَ بِفهم التّصدیق الى اسْتماعه؛ قرآن شفا و درمان است براى كسى كه فهمیدن آن را از روى تصدیق و باور خواسته و براى شنیدنش خاموش گشته است.»(7)
ج - ترازوى عدالت‏
قرآن مجید مى‏فرماید: «اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! براى خدا قیام كنید، و از روى عدالت گواهى دهید. دشمنى با جمعیتى، شما را به گناه و ترك عدالت نكشاند. عدالت ورزید كه به پرهیزكارى نزدیك‏تر است و از «معصیت» خدا بپرهیزید كه خداوند از آنچه انجام مى‏دهید، با خبر است.»(8) و خطاب به پیامبر اكرم ‏صلى الله علیه و آله مى‏فرماید:« بگو به هر كتابى كه خدا نازل كرده، ایمان آورده‏ام و مأمورم در میان شما عدالت كنم.»(9) و عدالت را مبناى تشكیل خانواده دانسته و مى‏فرماید:« فَاِنْ خفتم الاّ تعدلوا فواحدة»(10) و نیز مبناى روابط اقتصادى قلمداد شده و مى‏فرماید:« و اوفوا الكیل و المیزان بالقسط»؛ « و حقّ پیمانه و وزن را به عدالت ادا كنید.»(11) و همچنین حل منازعات را بر اساس عدالت خواستار شده است و مى‏فرماید: « فاصلحوا بینهما بالعدل و اقسطوا اِنّ الله یُحِبُّ المُقْسطین»؛ «در میان آن دو به عدالت صلح برقرار سازید و عدالت پیشه كنید كه خداوند عدالت پیشگان را دوست دارد.»(12) اما این كه چه معیار و ملاك و قانونى مى‏توان براى به دست آوردن عدالت معین نمود؟ امام زین العابدین ‏علیه السلام مى‏فرماید:« و میزان عدلٍ لایَحیفُ عن الحقّ لسانه؛ قرآن ترازوى عدالت است كه زبانه‏اش از حق و درستى بر نمى‏گردد.»(13)

3- تلاوت زیبا

در حدیثى از پیامبر اكرم ‏صلى الله علیه و آله آمده است كه فرمود: « لكلّ شى‏ء حِلیة و حِیلة القرآن الصّوتُ الحسن؛ براى هر چیز زینت و زیورى است و زینت قرآن، صداى نیكو است.»(14) امام صادق‏ علیه السلام در تفسیرى از «ترتیل» مى‏فرماید: «آن است كه در آن درنگ كنى و صداى خویش را زیبا سازى.»(15) در این جهت امام زین العابدین ‏علیه السلام نیز اسوه است. نوفلى مى‏گوید:
نزد امام موسى بن جعفرعلیه السلام از صدا و صوت یاد نمودم؛ حضرت فرمود: به هنگام قرائت قرآن توسط على بن الحسین‏ علیه السلام چه بسا فردى از آن جا عبور مى‏كرد و از صداى خوش او مدهوش مى‏گشت و اگر امام از حُسن واقعى آن چیزى را آشكار مى‏نمود، مردم تحمل و تاب زیبایى آن را نداشتند.
نوفلى مى‏گوید: به آن حضرت گفتم: مگر پیامبر صلى الله علیه و آله با مردم نماز نمى‏گزارد و صداى خویش را به هنگام تلاوت قرآن بلند نمى‏كرد؟ حضرت فرمود: پیامبر صلى الله علیه و آله به قدر توان مردم با اقتدا كنندگان خود برخورد مى‏كرد.(16)
احمد ار بگشاید آن پرّ جلیل
تا ابد مدهوش ماند جبرئیل‏

4 - مقدار تلاوت قرآن‏

پیامبر اكرم‏ صلى الله علیه و آله در اولین آیاتى كه بر وى نازل شد، مأمور قرائت آیات الهى شد و در دستور دیگرى، خداوند به پیامبر اكرم ‏صلى الله علیه و آله و مؤمنان مى‏فرماید:« فاقرءوا ما تیسّر من القرآن»؛ «آنچه براى شما میسّر است، قرآن بخوانید.» زُهَرى مى‏گوید: از امام زین العابدین ‏علیه السلام پرسیدم:
كدام عمل با فضیلت‏تر است؟ حضرت فرمود: وارد شونده‏اى كه دوباره حركت مى‏كند. پرسیدم: وارد شونده حركت كننده؟! فرمود: شروع قرآن و ختم آن، با قرائت اول آن و پایان رسیدن آن دوباره شروع كند (همانند مسافرى كه با رسیدن به یك محل در بین راه دوباره از آن جا حركت مى‏كند و به مسیر خود ادامه مى‏دهد.)(18)

5 - انس با قرآن‏

زهرى مى‏گوید: امام على بن الحسین‏ علیه السلام مى‏فرمود:« لو مات مَنْ بین المشرق و المغرب لما استوحشتُ بعد اَنْ یكون القرآن معى؛ اگر تمام افرادى كه بین مشرق و مغرب هستند، بمیرند، چون قرآن با من است؛ هراس و وحشتى به دل راه نخواهم داد.»(19)

6 - قرآن و مردمان آخر الزمان‏

از امام سجاد علیه السلام درباره توحید سؤال شد، فرمود:« خداوند مى‏دانست كه در آخرالزمان مردمانى مى‏آیند كه زیاد اندیشه مى‏كنند؛ بدین جهت، خداوند سوره توحید و آیات سوره حدید تا «علیمٌ بذات الصدور» را نازل نمود. پس هر كس خارج از این محدوده را قصد كند، هلاك خواهد گشت.»(20)

7 - تفكر در قرآن

زهرى مى‏گوید: شنیدم از امام على بن الحسین‏ علیه السلام كه مى‏فرمود:« آیات القرآن خزائن فكلما فتحت خزانةٌ ینبغى لك ان تنظر ما فیها؛ آیات قرآن گنجینه‏اى نهفته است پس هر زمان كه درِ گنجینه گشوده شود، شایسته است كه به آنچه در آن است، نظر كنى.»(21)

8 - تفسیر حروف مُقطعه‏

بیست و نه سوره از قرآن كریم با «حروف مُقطعه» آغاز شده است. مفسّران معانى گوناگونى براى آن ذكر كرده‏اند؛ یكى از تفسیرهاى مهم آن، این است كه: قرآن كریم از نمونه همین حروفى است كه در اختیار همگان قرار گرفته است؛ اگر توانایى دارید،مانند آن را ابداع كنید! امام زین العابدین ‏علیه السلام مى‏فرماید:
«قریش و یهود به قرآن نسبت ناروا دادند و گفتند: قرآن، سحر است. آن را خودش- پیامبر-ساخته و به خدا نسبت داده است. خداوند به آنها اعلام فرمود: «الم...»؛ یعنى اى محمد! كتابى كه به تو فرو فرستادیم، از همین حروف مقطعه «الف - لام - میم» است كه به لغت و همان حروف الفباى شما مى‏باشد. [به آنها بگو: ] اگر در ادعاى خود راستگو هستید، همانند آن را بیاورید.»(22)

9 - ویژگى‏هاى اولیاء الله‏

قرآن كریم مى‏فرماید: «اَلا انّ اولیاء الله لاخوف علیهم ولا هم یحزنون»؛ «بدانید كه اولیاء خدا نه هراسى دارند و نه غمگین مى‏شوند.»(23) این كه اولیاءالله داراى چه ویژگى‏هایى هستند، در حدیثى از امام سجادعلیه السلام بیان شده است. عیاشى مى‏نویسد: امام باقرعلیه السلام فرمود:«در كتاب على بن الحسین‏علیه السلام چنین یافتیم كه اولیاء الله نه ترسى دارند و نه غم و اندوهى زیرا واجب الهى را انجام داده و سنت رسول اكرم‏صلى الله علیه وآله را گرفته‏اند. از آنچه خداوند حرام نموده، پرهیز كرده و در زندگى زودگذر دنیا نسبت به زینت‏هاى آن زهد را پیشه ساخته‏اند و به آنچه در نزد خداست، رغبت نموده و در تلاش براى روزى پاكیزه بوده‏اند و قصد فخر فروشى و زیاده‏طلبى ندارند و پس از آن براى انجام حقوق واجب خود انفاق كرده‏اند. اینان‏اند كه خداوند در درآمدهایشان بركت قرارداده و بر آنچه براى آخرت خویش پیش فرستاده‏اند، ثواب داده مى‏شوند.»(24)

10- رزمندگان واقعى‏

در مسیر مكه، عباد بصرى با امام زین العابدین‏علیه السلام ملاقات مى‏كند؛ به اعتراض مى‏گوید:جهاد و سختى‏هاى آن را رها كردى و به سوى حج و راحتى آن رو آوردى؟ سپس آیه شریفه «اِنّ الله اشترى من المؤمنین انفسهم و اموالهم بأنّ لهم الجنّة» را قرائت كرد. حضرت فرمود: ادامه آیه را بخوان! عبّاد بصرى آیه بعد را قرائت كرد: «التّائبون العابدون السّائحون الرّاكعون السّاجدون الآمرون بالمعروف و النّاهون عن المنكر و الحافظون لحدود الله و بشّر المؤمنین»(25)؛ «توبه كنندگان، عبادتگران، ستایش‏گران، سیاحت كنندگان، ركوع كنندگان، سجده آوران، آمران به معروف، نهى كنندگان از منكر و حافظان حدود (ومرزهاى) الهى و بشارت ده به (این چنین) مؤمنان.»
آنگاه حضرت فرمود: هنگامى كه افرادى با این اوصاف بیابم، جهاد با آنان با فضیلت‏تر از حج است.(26)

11- معناى زهد

عده‏اى تصور مى‏كنند كه «زهد» دورى از اجتماع و پشت كردن به زندگى و زیبایى‏هاى آن است. قرآن كریم مى‏فرماید: «مَنْ حَرَّمَ زینة الله الّتى اخرج لعباده و الطّیّبات من الرّزق»؛ «بگو چه كسى زینت‌هاى الهى را كه براى بندگان خود آفریده و روزی‌هاى پاكیزه را حرام كرده است؟!»)27( و نیز در قالب دعا به انسان‌ها مى‏آموزد كه از خداوند خیر دنیا و آخرت را بخواهند: «ربّنا آتنا فى الدّنیا حسنة و فى الاخرة حسنة»)28( در این زمینه، امام سجادعلیه السلام مى‏فرماید:
«اَلا و انّ الزهد فى آیة من كتاب الله لكیلا تأسوا على ما فاتكم ولاتفرحوا بما آتیكم؛ آگاه باشید كه زهد در این آیه از قرآن است كه مى‏فرماید: این به خاطر آن است كه براى آنچه از دست داده‏اید، تأسف نخورید و به آنچه به شما داده است، دلبسته و شادمان نباشید.»(29)
چنان‏كه در نهج البلاغه نیز مى‏خوانیم كه مى‏فرماید: زهد بین دو كلمه از قرآن است كه خداوند فرموده:«لكیلاً تأسوا...»؛ هر كس كه بر گذشته افسوس نخورد و به آینده مغرور و دلبسته نشود، زهد را به هر دو طرف خود گرفته است.(30)

12- عالم برزخ‏

امام سجاد علیه السلام پس از تلاوت آیه كریمه «وَ مِنْ وَرائهم بَرْزَخٌ الى یوم یُبْعَثُون»؛(31) « پشت سر آنها برزخى است تا روزى كه برانگیخته شوند.»، فرموده: «هو القبر و انّ لهم فیها معیشةً ضنكا و الله اِنّ القبر لروضةٌ من ریاض الجنة او حُفْرَةٌ مِن حُفَرِ النّار؛ برزخ، قبر است كه در آن زندگى سختى دارند. به خدا قسم كه قبر، باغى از باغ‌هاى بهشت یا گودالى از گودال‌هاى آتش است.(32)
درود و سلام و صلوات خدا بر زیباترین روح پرستنده، سجاد آل محمد صلى الله علیه و آله آن زمان كه در خانه پرمهر ابى عبدالله الحسین‏ علیه السلام متولد شد و آن هنگام كه در كربلا شاهد سخت‏ترین مصیبت ها (شهادت سید الشهداء و یاران با وفایش) گشت و آن هنگام كه با دلى غمگین و قلبى محزون به سوى دیار حق شتافت و قبرستان بقیع را با وجود خویش عطرى دیگر بخشید!

پی نوشت‌ :

1. واقعه / 79.
2. اصول كافى، ج 2، ص 605، باب فضل حامل القرآن، ح 7.
3. نساء / 174.
4 و 5. صحیفه سجادیه، دعاى 42.
6. اسراء/ 82 .
7. صحیفه سجادیه، دعاى 42.
8. مائده/ 8.
9. شورى/ 15.
10. نساء/ 4.
11. انعام/ 152.
12. حجرات/ 9.
13. صحیفه سجادیه، دعاى 42.
14. اصول كافى، ج 2، ص 615، باب ترتیل القرآن بالصوت الحسن، ح 9.
15. تفسیر صافى، ج 1، ص 45، مقدمه یازدهم .
16. اصول كافى، ج 2، ص 615، ح 4.
17. همان، ح 11.
18. همان، باب فضل حامل القرآن، ح 7.
19. همان، باب فضل القرآن، ح 13.
20. تفسیر صافى، ج 2، ص 866 .
21. اصول كافى، ج 2، ص 609، باب فى قرائته، ح 2.
22. تفسیر برهان، ج 1، ص 54.
23. یونس/ 62.
24. تفسیر صافى، ج 2، ص 757.
25. توبه/ 111 و 112.
26. تفسیر صافى، ج 1، ص 734، ذیل آیه 111 سوره توبه.
27. اعراب/ 32.
28. بقره/ 201.
29 و 30. تفسیر صافى، ج 2، ص 665، ذیل آیه 23 سوره حدید.
31. مؤمنون/ 100.
32. تفسیر صافى، ج 2، ص 149.



نوع مطلب : مقالات، كتابخانه، امام سجاد علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


عبادت امام سجاد علیه السلام
نویسنده:حسین باقر
ترجمه : محمد مهدى رضایى
در بررسى اساسى‏ترین مظاهر زندگى امام سجاد (ع) به مواردى چون: ترك دنیا، كثرت عبادت، زهد نسبت‏ به مال دنیا و خوشى‏هاى آن‏خواهیم رسید. ما از این مظاهر به «تعبد» و روى گردانى ازدنیا، تعبیر مى‏كنیم.
«تعبد» در حیات پربركت امام (ع) به گونه‏اى است كه محتاج دلیل ‏و نص تاریخى نیست. همین كافى است كه بدانیم آن حضرت را «زین‏العابدین‏» و «سجاد» لقب دادند. در نظر علماى غیر شیعى،امام سجاد (ع) عابدترین و زاهدترین فرد خود زمانه است كه مانندخورشیدى بر تارك انسانیت مى‏درخشد و تاریخ او را در اعلا مرتبه ‏مى‏ستاید. براى معرفى عبادت امام (ع) به صورت زنده و شناساندن كیفیت و مقدار آن و بررسى حالاتى مانند ترس از خدا، زهد و موعظه كه ازلوازم عبادت امام بشمار مى‏آید، برخى از روایات را كه متضمن‏این معنایند، یادآور مى‏شویم: 1) از یكى از كنیزان امام (ع)،در باره عبادت آن جناب، سؤال كردند، او گفت: «آیا مختصر بگویم‏یا تفصیل بدهم‏» گفتند: «مختصر بگو» گفت: «هرگاه براى ایشان غذا مى‏بردم یا مى‏رفتم‏كه رختخواب‏شان را پهن كنم، در حال نماز و عبادت مى‏دیدمشان.هر روز و شب هزار ركعت نماز مى‏خواند.پیشانى حضرت از زیادى سجده پینه بسته بود و مانند پوست زانوى‏شتر شده بود.» 2) امام باقر -علیه السلام- عبادت پدر بزرگوارشان را چنین‏توصیف مى‏كند: «پدرم شب‏ها آن قدر نماز مى‏خواند كه هنگام رفتن‏به رختخواب، از ناتوانى بر روى زمین خود را مى‏كشاند.» روایاتى هم كیفیت عبادت امام -علیه السلام- را شرح داده‏اند:گفته‏اند: امام (ع) در حال نماز، مانند چوب خشكى بى‏حركت ‏مى‏ایستاد، مگر این‏كه باد لباس‏هاى ایشان را به حركت درمى‏آورد. چون به نماز قامت مى‏بست، رنگ چهره‏اش متغیر مى‏شد و در حال‏سجده، آن قدر مى‏ماند كه عرق از سر و روى مباركش جارى مى‏شد.هنگام وضو گرفتن، از خوف خدا، رنگش مى‏پرید و این چنین خود رابراى دیدار پروردگار آماده مى‏ساخت. بعضى از دوست‏داران امام، با دیدن آن همه عبادت و سخت‏گیرى حضرت‏در تضرع و مناجات، خوف بر آنان را برمى‏داشت و از امام تقاضا مى‏كردند كه از عبادت خود كم كند و اندكى مراعات حال خود رابنماید. دخترش فاطمه، روزى به صحابى جلیل القدر، جابر بن‏عبد الله انصارى، گفت كه هر طور شده امام (ع) را قانع سازد ازعبادتش بكاهد، تا خداى ناكرده صدمه‏اى به ایشان نرسد و به ‏مریضى گرفتار نیاید. زیرا او تنها فرزند به جا مانده حسین (ع)و تنها حجت‏خدا، بر روى زمین است. كیفیت عبادت امام، اختیار از كف حاضران مى‏ربود و دل آن‏ها رامى‏سوزاند. آن‏ها مى‏گریستند و مى‏ترسیدند كه ضعف و ناتوانى، كه ‏بى‏سابقه نبود، كار دست امام بدهد. مى‏گوید، روزى امام باقر (ع) نزد پدر رفت و او را در نماز، به حالتى عجیب مشاهده كرد.حالتى كه كسى را یاراى رسیدن به مرتبه آن نبود. رخسار امام (ع)از شدت شب‏زنده‏دارى زرد شده بود و چشمانش از گریه بسیار سرخ.در اثر سجده‏هاى طولانى، پیشانى مباركش پینه بسته بود و بینى‏ایشان زخم شده بود و ساق پاها به كلى از كار افتاده بود. امام ‏باقر (ع) گویند: وقتى پدرم را بدین حالت دیدم، نتوانستم تحمل‏كنم و گریستم. همه كسانى كه در باره امام سجاد (ع) كتابى نگاشته‏اند و این حالات‏را متعرض شده‏اند، كمتر به تفسیرى روشن و دقیق دراین باره دست‏زده‏اند. توضیح نداده‏اند كه چرا در زندگى ائمه دیگر، عبادت رابدین صورت مشاهده نمى‏كنیم. البته این نویسندگان بى‏میل نیستندكه عبادت را به گونه‏اى كه در زندگى امام سجاد (ع) بروز یافته،دلیل برترى ایشان بدانند و كثرت تضرع و شب‏زنده‏دارى آن حضرت‏را، گواه عظمت مرتبه و امامت‏به شمار آرند. بسنده كردن به این گونه تفاسیر نارس و عقیم، نشان از درك ناقصى‏دارد كه با شان و منزلت، و شخصیت امام (ع) سازگار نیست. عبادت‏را صرفا یك فضیلت و ارزش قلمداد كردن، یعنى بررسى حیات وشخصیت ائمه -علیهم السلام- به صورتى غیر دقیق و غیر شیعى ورسیدن به فهمى نادرست و غیر واقعى. اما معرفت‏شیعى كه مبتنى بر اصول اعتقادى ماست، مجال‏گسترده‏ترى را براى بررسى نقش ائمه -علیهم السلام- و پى‏گیرى‏هدف‏هاى مشترك ایشان و بحث در وسایلى كه براى رسیدن به این‏اهداف به كار گرفته‏اند، پیش روى ما مى‏گذارد. این كه چنین پدیده‏اى را بدین كیفیت در طول حیات ائمه پیش و بعداز امام سجاد (ع) نمى‏بینیم، ما را به این نتیجه مى‏رساند كه‏عبادت آن گونه امام، حركتى اصولى و وسیله‏اى كارآمد بود، تا درپرتو آن، اهداف بزرگى را كه بر عهده داشت، تحقق ببخشد. نه‏امام حسن (ع) و نه امام صادق (ع) هیچ كدام، آن‏گونه كه امام‏سجاد (ع) به عبادت مى‏پرداخت، نپرداختند، و حال آن‏كه همه امامان-علیهم السلام- در رتبه و شان، برابر و یكسان بوده‏اند. كدام اوضاع و احوال، امام سجاد (ع) را به اتخاذ چنین رویه‏اى مجبورمى‏ساخت و اهدافى كه این رویه متضمن تحقق بخشیدن بدان‏ها بود،كدام است؟ براى این كه خواننده بتواند ما را در فهم هر چه بهتر این پدیده‏همراهى كند و از ابعاد و مفاهیم و مضامینى كه در آن پدیده‏هست، آگاهى یابد، ناچاریم كه آن را از دیدگاه‏هاى مختلف بررسى‏كنیم و به همان نظرگاه معمول و واحد اكتفا نكنیم، زیرا به درك ‏ناقص و نااستوار ما از جاى گاه حقیقى پدیده عبادت در حیات ‏طیبه امام سجاد (ع) خواهد انجامید.

1. بررسى حالت تعبد همگام با مظاهر انسانى دیگر

تعبد، تنها جنبه قابل بررسى زندگى امام سجاد (ع) نیست. جنبه‏هاى‏ارزشمندى چون، آزاد كردن بردگان، بخشش و انفاق نیز در كنارتعبد وجود داشتند. در بحث از زندگى امام (ع)، باید این جنبه‏هارا كنار هم گذارد و از زاویه‏اى واحد بدان‏ها نگریست. این روش،ما را به لمس زیبایى تناسب بین آن‏ها و درك ضرورت ارتباطشان بایكدیگر مى‏رساند و فهم دقیق جوانب قدرت و تاثیرگذارى این‏پدیده‏ها را در فربهى و تكامل شخصیت، به ما ارزانى مى‏كند. آن‏وقت است كه به چگونگى به كارگیرى این ابزار توسط امام (ع) وشیوه جمع كردن بین آن‏ها، به عنوان یك صفت واحد پى خواهیم‏برد. در بررسى مشترك این پدیده‏ها، به خاطر وحدت انگیزه و هدف،نقش هر یك از این پدیده‏ها در تحقق بخشیدن به هدف‏هاى جزیى مختص‏به خود، انكارناپذیر است، اما مجموع این اهداف جزیى است كه‏هدف عام و گسترده امام (ع) را شكل مى‏دهد و متبلور مى‏سازد.

2. بررسى حالت تعبد از رهگذر توجه به اوضاع و احوال زمان‏امام (علیه السلام)

اوضاع سیاسى زمان امام سجاد (ع) مختص آن حضرت بود و با اوضاع‏سیاسى روزگار ائمه دیگر، تفاوت داشت.امام (ع) فرزند یك انقلابى بود كه بر ضد حكومت اموى قیام كرده‏بود و در راه تصحیح افكار انحرافى آن زمان، شهادت را برگزیده‏بود. سرزمین‏هاى اسلامى، در زمان امام (ع)، خاصه در دوره اول امامت،در تب تند اضطراب، هرج و مرج و ناامنى مى‏سوخت. دولت اموى درحال نابودى و فروپاشى بود و دولت زبیرى در حال شكل‏گیرى وسامان یافتن. البته دوره دوم امامت‏حضرت (ع) بهتر از دوره اول‏نبود. جامعه اسلامى در چنگال كابوس وحشتناك و خفه‏كننده، و ظلم فاجعه‏آفرینى‏گرفتار شده بود كه علم آن را عبد الملك و والیان قسى‏القلب او یعنى حجاج، خالد قسرى و بشیر بن مروان بر دوش‏مى‏كشیدند. هم‏چنین آن دوران، دوران تحولات اجتماعى بود كه در پى‏فتوحات گسترده مسلمانان پدید آمد; فتوحاتى كه حكام را، بى‏آن‏كه‏به مخاطرات كشور گشایى و آمیخته شدن مسلمین با كفار بیندیشند،به غنائم و خوشى‏هاى فتح سرگرم مى‏كرد. در آن دوران، هم‏چنین سردمداران فكرى و شخصیت‏هاى دینى، پا به‏عرصه اجتماع گذاردند و مردم را به تبعیت از خویش فراخواندند;كارى كه در دوران زندگى امام حسن و امام حسین -علیهما السلام‏هیچ كسى جرات انجام آن را نداشت. در كنار همه این امور، اعمال تبلیغاتى امویان، ضد اهل بیت وبنى‏هاشم، هم‏چنین كوشش حكومت در مسخ كردن چهره نورانى فرزندان‏رسول (ص)، كم كم به ثمر نشست و در دل مردم رسوخ نمود. در این‏زمان بود كه كار تحریف آغاز گشت و دستگاه اموى با خریدن‏فحاشان و اجیر كردن راویان دروغ‏گو، به نیرنگ‏بازى و دسیسه بامسلمانان پرداخت. همه این امور بود كه دست‏به دست هم داد و چهره واقعى دوران‏حیات امام (ع) را شكل بخشید، لذا در بررسى پدیده تعبد ناچاریم‏اسباب، اهداف و نتایج آن را مورد توجه و دقت قرار دهیم.

3. بررسى پدیده تعبد، با توجه به نقش امام (ع) و عمل هر یك از ائمه -علیهم السلام- در هر مرحله

نقش و عملكرد امام سجاد (ع) نشان‏دهنده نوعى انعطاف در سیره وعمل ائمه (ع) بود. دوره ائمه پیش از ایشان دوره جنگ سیاسى ومطالبه حكومت‏بود، اما دوره دوم; یعنى دوره امام سجاد (ع) وبعد از او، دوره رهبرى فكرى و جدال بر محور این موضوع بود.حیات حضرت در ابتداى این دوره، ظهور یافت و طبیعتا پدیده‏ها وتجلیات جدید و رفتار هم شان آن را طلب مى‏كرد. رنگ و كیفیت‏این پدیده‏ها به فهم شیعه آن زمان، مقدار آگاهى و سطح فرهنگ‏آن‏ها و نوع ارتباطشان با هم بستگى داشت، چرا كه شیعه،مجموعه‏اى بود از تمایلات عاطفى و جمعیتى كه داراى اصول و مبانى‏است. وظیفه ماست كه به بررسى اهداف واقعى و برنامه‏هاى تبلیغى امام‏بپردازیم:اهدافى چون: پاسدارى از احكام اسلام و تبعیت امت از آن احكام،روشنگرى مسلمانان، پروردن علما و به وجود آوردن یك شخصیت‏نمونه و كامل. هم‏چنین باید به مقدار عنایت مردم و شیعیان به‏امام -علیه السلام- براى به عهده گرفتن رهبرى و ادامه رهبرى، توجه‏داشته باشیم. در این مجال به بررسى پدیده تعبد در زندگى امام‏زین العابدین -علیه السلام- مى‏پردازیم تا به تفسیرى درست و روشن ازآن و انگیزه‏هایى كه امام را به انتخاب این روش، واداشت، برسیم.

عزلت امام و حالت تعبد

معروف است كه امام سجاد (ع) به دور از كارهاى اجتماعى،اندیشه‏اى جز عبادت و روى گردانى از امور دنیا نداشته است. دراین باره گفته‏اند: ایشان بیرون از مدینه، اتاقكى از مو براى‏خود ساخته بود و در آن جا به عبادت و تضرع به درگاه پروردگارمى‏پرداخت. در بعضى از روایات علت انزوا و روى‏گردانى امام (ع) ازفعالیت‏هاى اجتماعى، فرمان و امر الهى و خط مشى غیبى، ذكر شده‏است. به امام صادق (ع) نسبت داده‏اند كه فرمود: على بن حسین (ع)بعد از شهادت پدرش، مهر چهارم وصیت فرود آمده از جانب خدا راگشود. در آن نوشته بود: «سكوت كن و خاموش بنشین.» جاى آن‏است كه بپرسیم: به كدامین علت و انگیزه، امام سجاد (ع) به‏انزوا روى آورد و براى چه خداوند او را به سكوت و خاموشى‏فرمان داد و این كه در امور اجتماعى و عامه و رهبرى آن‏ها وارد نشود ؟! در پاسخ به این سؤال، به دو عامل مهم برمى‏خوریم كه ‏امام را به گزینش چنین زندگى‏اى آن هم در میان مردم واداركرد: اول: اوضاع و احوال سیاسى دوم: شفاف شدن عمل مرحله‏اى امام (ع)
منظور از وضع سیاسى، سیاستى است كه در زمان حیات امام‏سجاد (ع) جریان داشت و دو دوره داشت: دوره اول كه با حكومت ‏یزید آغاز شد و ستیزه‏جویى و سخت‏گیرى را به نمایش گذارد. این‏دوره نه سال اضطراب و جنگ بین امویان و زبیرى‏ها را بر سرحكومت، در پى داشت و انقلاب‏هاى شیعى متعددى را در عراق شاهدبود. دوره دوم هم بعد از سیطره عبد الملك بر حكومت و ظلم و ستم‏او، و به كار گماردن والیان قسى القلب و خونریز بر امت مسلمان‏شروع شد. امام (ع) فرزند مرد انقلابى‏اى چون حسین (ع) بود. همین امر او رااز رهبران بنى هاشم و در صف دشمنان شماره یك امویان و داعیه‏داران‏حكومت، قرار مى‏داد. علاوه بر این، شورش‏هاى شیعى كه درگوشه و كنار به وقوع مى‏پیوست، امام را به رهبرى خویش فرامى‏خواندند. همه این‏ها عرصه را بر امام (ع) تنگ مى‏كرد و ازخطرهاى بسیارى كه در كمین او بود، برحذر مى‏داشت. اما شفاف شدن عملكرد مرحله‏اى امام (ع):انتقال از مرحله جنگ با دولت‏حاكم كه روش ائمه پیشین بودبه مرحله آتش‏بس و فرصت‏یابى براى نشر علم و تربیت‏شیعیان وبالابردن سطح فرهنگ آن‏ها و رسوخ دادن مفاهیم اندیشه امامت درذهن و زبان‏ها، همه نشان از انعطاف و نرمش بسیار در شیوه عمل‏ائمه داشت. این انعطاف به یك شخصیت‏بزرگ و عمل عمیق و ریشه‏داراحتیاج داشت تا مرز بین آثار مرحله اول را به وجود آورد ولوازم و مقدمات فعالیت مرحله دوم را سازمان دهد. قصد امام (ع)از روى كار آوردن مرحله دوم این بود كه مردم و شیعیان نوع‏برخورد با ائمه خود را، كه بدان خو كرده بودند، كنار بگذارند و آن گونه با ایشان برخورد كنند كه برخاسته از یك فهم و شعوراصولى باشد و نه عاطفى صرف. انزواى حضرت، همان عملكرد فاصل بین دو مرحله و مرز ممیز آن‏بود. مرحله دوم از آن جا آغاز شد كه با روى كار آمدن روش‏هاى‏نو و وسایل جدید، ته مانده‏هاى مرحله دوم تمامى پذیرفت و راه‏براى ائمه بعدى باز و هموار گردید. بنابراین، مى‏توان ادعا كرد كه امام سجاد (ع) به تدریج، دامن‏خود را برچید و انزوا را به گوشه‏اى نهاد و بعد از به ثمرنشستن آن روش و تحقق یافتن هدف‏ها، آرام آرام به كارهاى‏اجتماعى و فعالیت‏هاى هدف‏مند در بین صفوف جامعه اسلامى، روى خوش‏نشان داد. پس خانه‏اى كه امام (ره) در بیرون مدینه، براى عبادت خود ساخته‏بود، به دوره اول زندگى حضرت تعلق داشت; یعنى به زمانى كه ازكربلا به مدینه مراجعت فرمود. این كه امام (ع) تمام عمر خود رادر آن خانه به عبادت صرف، پرداخته باشد سخنى ناصواب است. بى‏شك‏این كار، با توجه به این كه امام، هادى مردم و حجت‏خداوند است،از ایشان بعید و با هدف امامت ناسازگار مى‏نماید. گرچه امام (ع) از انزواى خود كاست و تدریجا آن را به كنارى‏نهاد، اما هیچ گاه با تمام وجود وارد جامعه نشد و خود را بافعالیت‏هاى اجتماعى آشتى نداد. او مانند انسانى زاهد و عابد،به دور از مسائل و مشغولیات دنیا، زندگى كرد و وقت‏خود را صرف‏موعظه مردم، رسیدگى به فقرا و برآوردن نیازهاى مردم نمود.این كه روش امام سجاد (ع) با دیگر ائمه (ع) سر از تناقض درآورد،غیر ممكن است. بنابراین بین دوره اول از زندگى امام و دوره‏دوم فاصله‏اى كه آن دو دوره را در برابر هم قرار دهد، وجودندارد. آن اوضاع و احوال و به تبعش آن انگیزه‏هاى خاص، امام (ع) رااحاطه كرد و انزوا و نپرداختن به فعالیت‏هاى اجتماعى را پیش‏روى ایشان گذارد و طبیعى است كه در چنین موقعیتى، شخص به آن چه‏محبوب و مرغوب اوست، روى مى‏آورد. امام (ع) نیز عبادت پروردگارو مناجات و تضرع با او را انتخاب نمود و خود را با نماز وروزه مشغول داشت. این حالت امام (ع)، با وضع ظاهرى و روحى امام‏كاظم (ع) و ائمه دیگرى كه به زندان مى‏افتادند شباهت كامل دارد.آن‏ها به پاس این فرصت ناب، خدا را شاكر بودند و از موقعیت‏فراهم آمده، نهایت‏سود معنوى را مى‏بردند.

رهبرى امام و حالت تعبد

جنبه روحى مردم عابد و زاهد را به دو گونه مى‏توان تفسیر نمود: گونه اول، روى‏كرد روحى صحیح و اسلامى، كه مورد توجه اسلام واولیاى الهى است. كسى كه در عبادت خود چنین سمت و سویى دارد،نور ایمان، روح تقوا، اخلاق اسلامى و روح جهادگرى در راه خدا،در او آشكار و نمایان است و زندگى دنیایى بین خصلت‏هاى اوجدایى نمى‏اندازد. این انسان، هم مجاهد است، هم زاهد و عابد.هر كه با او بنشیند خشنود برخیزد، حال آن‏كه میل همنشینى هنوزدر آن شخص باقى است و این همه از اثر بشاشت‏یقین و ایمان وگریه بر گناهان و تقصیرات، پدید آمده است. اما روى‏كرد دوم كه از آن به روى كرد روحى منحرف (صوفیانه)یاد مى‏كنیم آن‏كه چنین جهت‏گیرى را برمى‏گزیند، در فهم اسلام ومفاهیم آن، و درك شریعت محمدى، به كژ راهه خواهد رفت. اوگرچه، بیشتر به عبادت متوجه است اما این عبادت در او كارگرنیست و چه بسیارند عابدان و زاهدان این چنین كه زنگارهاى‏جاهلیت و ارزش‏هاى آن، از قلوبشان آویخته است و از شفافیت‏ایمان و طهارت روح در آن‏ها اثرى نیست. این گروه از مدعیان،اسلام را در همین حد فهمیده‏اند و آن را كافى دانسته‏اند.پس زندگى را رها كرده به عبادت سرگرم شده‏اند. و این همان‏انحراف و صوفیانه عبادت كردن است. جهت‏گیرى اول -كه اسلام نیزبه آن سفارش كرده- فاصل عملكرد ائمه (ع) و وجه تمایز آن‏ها ازدیگران است. روحیه امام و عبادت او، اجتماعى و عامه است.به گونه‏اى كه همنشینى با امام، انس و الفت را به دنبال دارد وعلاوه بر مردم كه جذب ایشان مى‏شوند مخالفان نیز نوعى میل و كشش‏به آن حضرت، احساس مى‏كنند. لب مطلب این كه، زهد و عبادت‏امامان (ع) هیچ تاثیر سوء و ناگوارى براى مردم به بارنمى‏آورد. هر انسان مسلمان و با ایمان، در برخورد با صنف اول از زاهدان‏و عابدان، و شنیدن سخنان ایشان، مهرشان را به دل مى‏گیرد وبزرگشان مى‏دارد. چرا كه این گروه، نمونه‏اى صد درصد اسلامى، ازیقین استوار و ایمان پابرجایند. حتى كسانى كه از مسلمانى والتزامات روحى و عملى آن بویى نبرده‏اند، به انسان عابد، به‏این اعتبار كه او شخصیتى قدرت‏مند و میل و رغبتى دیگرگون نسبت‏به دنیاى مادى دارد، احترام عمیق مى‏گذارند و از او تجلیل‏مى‏كنند. از آن جا كه خداوند در ذات بشر تمایلات خیر و گرایش به خوبى‏هارا به ودیعت نهاده، هر انسانى، انسان زاهد و سالك الى الله رابه دیده تكریم مى‏نگرد و از این احترام، به حب و تقرب و رابطه‏تعبیر مى‏كند و گاه، گرچه آن ارتباط را آشكار نمى‏سازد، ولى ازرهگذر آن، با انسان متعبد، برخورد و سلوك مى‏كند. این معنا را بیشتر ما، به تجربه دریافته‏ایم. اگر در باره یك‏انسان زاهد و عابد، مطالبى بشنویم كه بوى بدگویى و ناسزامى‏دهد، با دیدن آن شخص و مشاهده رفتار و گفتار او، حالت روحى‏ما به سرعت تغییر مى‏كند، و ما چاره‏اى جز دفاع از آبروى آن‏انسان و تكذیب شنیده‏هاى خود نخواهیم داشت. براى نمونه، از سرگذشت‏حضرت كاظم (ع) و زندانبان او حكایتى‏بشنویم. روزى كه امام (ع) را به زندان بردند، زندان‏بانى برایشان‏گماشتند تا مراقب حضرت و اوضاع زندان باشد. این شخص نسبت‏به‏امام (ع) بسیار جسور بود و در آزار و اذیت، سعى بلیغ مى‏كرد.روزها گذشت و زندان‏بان جز عبادت و نیك رفتارى امام (ع) چیزى‏مشاهده نكرد، دانست كه آن چه در باره امام (ع) شنیده و نسبت‏هاى‏زشت و ناروایى كه به ایشان داده‏اند، یكسره دروغ و بى‏اساس‏است. پس از كار خود كناره گرفت. این اندك ثمره‏اى بود كه بر زهد و عبادت بى‏پرده امام كاظم (ع)مترتب گشت، تا برسد به نتیجه برتر و مقصود اصلى ایشان. پیش ازاو، امام سجاد (ع) عینا، همین روش را در باره عبادت خود، پى‏گرفته بود. عبادت روشمند امام (ع) با آن شكل خاص، مردم را برآن مى‏داشت كه او را بزرگ بدارند، قدرش را بدانند و با او هم‏دردى و هم فكرى كنند. امام (ع) این گونه، قلب بسیارى از مردم وشیعیان را صاحب شده بود. حالت تعبد، به عنوان یك صفت‏بارز در امام، نظر مردم را جلب‏كرده بود و در نگاه آن‏ها امام شخصى بود، زاهد، روى گردان ازمتاع دنیا و لذات آن، كه هم خود را به عبادت و تضرع صرف‏مى‏كرد. در آن زمان، فرد دیگرى را نمى‏شد سراغ گرفت كه مانندامام سجاد (ع) عمل كند و سخن بگوید. مردم این را مى‏دانستند واحترام و تكریمشان، رنگ تقدیس به خود مى‏گرفت و با گذشت روزها،ماه‏ها و سال‏ها، افزون هم مى‏شد. امام (ع) منحصر به فرد بود.مدام ذكر خدا مى‏گفت و پیوسته مى‏گریست. چنان از قیامت‏بیم‏داشت، گویى آن را پیش روى خود مى‏بیند. سلوك عبادى حضرت، همواره با پدیده‏هاى دیگرى چون انفاق،دستگیرى از بیچارگان، انجام اعمال نیك و دوستى با مردم، توام‏بود. اهل مدینه، به فضل و برترى امام (ع) بر دیگران معترف‏بودند و او را بر بسیارى از اطرافیانش كه گاه مانند او عمل‏مى‏كردند و از بزرگان بنى هاشم بودند، ترجیح مى‏دادند. در روایت است كه شخصى به سعید بن مسیب گفت: «با تقوى‏تر ازفلانى ندیدم.» سعید گفت: «آیا، تا به حال على بن حسین رادیده‏اى؟» گفت: «نه.» گفت: «كسى را ندیدم كه از اوپرهیزگارتر و عابدتر باشد.» زهرى، همصدا با بزرگان عصر خود،گفته است: «در میان بنى هاشم، كسى را برتر از على بن حسین (ع)نیافتم.» این سخن هم از اوست كه: «كسى از اهل این خاندان رانمى‏شناسم كه شایسته‏تر از على بن حسین (ع) باشد.» «حرب صحاف‏»از سعید، غلام حسن بن صالح نقل كرده است كه گفت:«كسى را سراغ نداشتم كه در ترس از خدا به مقام حسن بن صالح‏رسیده باشد، تا این كه به مدینه رفتم و با على بن حسین (ع) آشناشدم.او آن چنان از خوف خدا و آتش دوزخ بیمناك بود كه گویى جهنم راتجربه كرده و چشیده است.» خلاصه سخن این كه تعبد، آنگونه كه درزندگى امام (ع) چهره نمود، به بار نشست، رهبرى و زعامت‏حضرت راپایدار ساخت و امامت و قدسى بودن او را، به همگان ثابت نمود.
منبع:الامام السجاد علیه السلام



نوع مطلب : مقالات، فضایل و كرامات، آموزه های اخلاقی و رفتاری، امام سجاد علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 22 )    ...   5   6   7   8   9   10   11   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
امکانات جانبی
زیارت عاشورا

سوره قرآن
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic