امام سجاد علیه السلام
در این دنیا سرور مردم، سخاوتمندان هستند؛ و در قیامت سیّد و سرور مردم، پرهیزكاران خواهند بود
زیارت عاشورا
درباره وبلاگ


قالَ الاْ مامُ عَلی بنُ الْحسَین، زَیْنُ الْعابدین عَلَیْهِ السَّلامُ: ثَلاثٌ مَنْ كُنَّ فیهِ مِنَ الْمُؤمِنینَ كانَ فی كَنَفِ اللّهِ، وَ أظَلَّهُ اللّهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ فی ظِلِّ عَرْشِهِ، وَ آمَنَهُ مِنْ فَزَعِ ‏الْیَوْمِ الاْكْبَرِ: مَنْ أعْطی النّاسَ مِنْ نَفْسِهِ ما هُوَ سائِلهُم لِنَفْسِهِ، و رَجُلٌ لَمْ یَقْدِمْ یَداً وَ رِجْلاً حَتّی یَعْلَمَ أنَّهُ فی طاعَةِ اللّهِ ‏قَدِمَها أوْ فی مَعْصِیَتِهِ، وَ رَجُلٌ لَمْ یَعِبْ أخاهُ بِعَیْبٍ حَتّی یَتْرُكَ ذلكَ الْعِیْبَ مِنْ نَفْسِهِ.(1)

سه حالت و خصلت در هر یك از مؤمنین باشد در پناه خداوند خواهد بود و روز قیامت در سایه رحمت عرش ‏الهی می‌باشد و از سختی‌ها و شداید محشر در امان است.

اوّل آن كه به مردم چیزی را دهد كه از آنان برای خویش می‌خواهد (آنچه برای خود می‌پسندد را به آنان عطا كند).

دوّم آن قدم از قدم برندارد تا آنكه بداند آن حركتش در راه اطاعت خداست یا معصیت و نافرمانی او

سوّم از برادر مومن خود (به عیبی كه در خود نیز دارد ) عیب جویی نكند تا آنكه آن عیب را از خودش دور سارد

مدیر وبلاگ : رحمان نجفی
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
میزان رضایتمندی شما از مطالب ارایه شده در این وبسایت؟







اشعاری در سوگ سید الساجدین(ع)


 

نویسنده: سودابه مهیجی





 

به شیوه پیشانی تو
 

به جز چشم های تو
هیچ گریه ای شبیه اشک نیست
که پیامبران، از ابتدا
با صدای تو برای خدا سرود خوانده اند
از هم پاشیده اندتمام صخره ها
کوه پژواک تو را بلد نیست
که- تنها- نشستی برسجاده زمین
آیه های دلت را وحی کردی
درپیشانی ات
تمام ماه ها و ستاره ها وضو گرفته اند
لب هایمان مستجاب می شوند
اگر به شیوه پیشانی تو
مؤمن باشیم

دامن خیمه به بالا بزن!
 

محمد فخارزاده
گرچه تا غارت این باغ نماند است بسی
بوی گل می وزد از خیمه خاموش کسی
چه شکوهی است در این خیمه که صد قافله دل
می نوازند به امید رسیدن، جرسی
دامن خیمه به بالا بزن ای گل که دلم
جز پرستاری درد تو ندارد هوسی
ای صفای لعری جمع به پیشانی تو!
باد پاییم و به گردت نرسیده است کسی
چه صمیمی است خدایی که تو یادم دادی
لطف محض است اگر نیست جز او دادرسی
باز شب آمد ومن ماندم واین گریه و نیست
جز ابوحمزه طوفانی توهم نفسی

میراث دار خون وخطبه
 

منیژه درتومیان
گل کرد خون وغریب درعمق چشمان سجاد
آتش گرفت و فرو ریخت، با خیمه ها جان سجاد
دردی بزرگ و صمیمی با دست خود شانه می زد
بر روح عصیانگر باد موی پریشان سجاد
گنجشک های هراسان، آشفته سر می دویدند
گاهی به دامان زینب، گاهی به دامان سجاد
یک کاروان غیرت و درد، با قفل و زنجیر می رفت
میراث خون بود و خطبه، میراث دستان سجاد
بر نیزه های اسیری، صد شعله رویید وقتی
گل کرد خون و غریبی در عمق چشمان سجاد

عجب آیینه بارانی است در شام
 

عبدالحسین رحمتی
بهار آسمان چارُمینی
غریب اما، امامت را نگینی
همه از کربلا تا شام گفتند
امام عشق، زین العابدینی
همیشه چشم گریانی است با تو
مگر یاد شهیدانی است با تو
هوای گریه دارم مثل این است
غم شام غریبانی است با تو
نگاهت ابر گریانی است در شام
عجب آیینه بارانی است در شام
خبر درشهرت پیچیده است آری
حضورت مثل طوفان است در شام
چه رازی داست آخر سجده هایت
چه کردی در صحیفه با دعایت؟
که می آید خیالم هرشب و روز
به پابوس شهید کربلایت

تدبیر خدا
 

منیره هاشمی
هرگز نگذاشت تا ابد شب باشد
او ماند که درکنار زینب باشد
سجاد که سجاده به او دل می بست
تدبیرخدا بود که در تب باشد

قربان دردهای دلت، سجاد
 

مژگان دستوری
شب بود ودرد بود و پریشانی ،شب بود واسب های رها در باد
گویی زمین تبلور ماتم بود، گویا زمان گواهی بد می داد
محزون ودل شکسته و نا آرام، در لحظه های ناخوش و نافرجام
حالت چگونه بود زمانی که خورشید هم به روی زمین افتاد
چشمان سوگوار شما می دید، مرگ شکوفه های شقایق را
سهم شما چه بود نمی دانم، جز درد وناله و عطش وفریاد
ای کاش هرم آه شما آن روز، آتش به دشت فاجعه می افشاند
آن اتفاق سرد نمی افتاد درآن زمین مرده ناآباد
آری زمان، زمانه سختی بود، دیدی هر آنچه را که نباید دید
دیدی غروب سرخ کبوتر را، قربان دردهای دلت سجاد!
منبع: اشارات شماره128


نوع مطلب : اشعار، پیامك، مقالات، امام سجاد علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
امکانات جانبی
زیارت عاشورا

سوره قرآن
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic