امام سجاد علیه السلام
در این دنیا سرور مردم، سخاوتمندان هستند؛ و در قیامت سیّد و سرور مردم، پرهیزكاران خواهند بود
زیارت عاشورا
درباره وبلاگ


قالَ الاْ مامُ عَلی بنُ الْحسَین، زَیْنُ الْعابدین عَلَیْهِ السَّلامُ: ثَلاثٌ مَنْ كُنَّ فیهِ مِنَ الْمُؤمِنینَ كانَ فی كَنَفِ اللّهِ، وَ أظَلَّهُ اللّهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ فی ظِلِّ عَرْشِهِ، وَ آمَنَهُ مِنْ فَزَعِ ‏الْیَوْمِ الاْكْبَرِ: مَنْ أعْطی النّاسَ مِنْ نَفْسِهِ ما هُوَ سائِلهُم لِنَفْسِهِ، و رَجُلٌ لَمْ یَقْدِمْ یَداً وَ رِجْلاً حَتّی یَعْلَمَ أنَّهُ فی طاعَةِ اللّهِ ‏قَدِمَها أوْ فی مَعْصِیَتِهِ، وَ رَجُلٌ لَمْ یَعِبْ أخاهُ بِعَیْبٍ حَتّی یَتْرُكَ ذلكَ الْعِیْبَ مِنْ نَفْسِهِ.(1)

سه حالت و خصلت در هر یك از مؤمنین باشد در پناه خداوند خواهد بود و روز قیامت در سایه رحمت عرش ‏الهی می‌باشد و از سختی‌ها و شداید محشر در امان است.

اوّل آن كه به مردم چیزی را دهد كه از آنان برای خویش می‌خواهد (آنچه برای خود می‌پسندد را به آنان عطا كند).

دوّم آن قدم از قدم برندارد تا آنكه بداند آن حركتش در راه اطاعت خداست یا معصیت و نافرمانی او

سوّم از برادر مومن خود (به عیبی كه در خود نیز دارد ) عیب جویی نكند تا آنكه آن عیب را از خودش دور سارد

مدیر وبلاگ : رحمان نجفی
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
میزان رضایتمندی شما از مطالب ارایه شده در این وبسایت؟






 

منابع مقاله:

ماهنامه کوثر، شماره 57، گلی زواره، غلامرضا؛


حقوق اسلامی: جهانی و جاودانی

«اسلام » آیین جهانی و جاودانی است که قوانین و موازین آن از سرچشمه وحی جاری گردیده است و چون مقررات آن منشایی آسمانی دارد، گستره آن تمامی حالات فردی و اجتماعی را دربرمی گیرد، مصالح و مفاسد امور، روابط و پیوستگی ها و ظاهر و باطن کارها را در نظر می گیرد و بر اثر گذشت زمان یا مقتضیات سیاسی و اجتماعی در اصل این قوانین دگرگونی ایجاد نمی شود .

از منابع حقوق اسلامی; قرآن، سنت، عقل و اجماع است . قرآن به منزله قانون اساسی است که غالبا کلیات و اصول و ضوابط احکام را پیش روی پیروان حق نهاده است . و رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم و جانشینان راستین آن حضرت با گفتار، رفتار و تقریر، جزئیات موازین شرعی و اعتقادی را بر حسب شرایط زمانی و مکانی بیان فرموده اند، از این امور به «سنت » تعبیر نموده اند که مطلق های قرآنی را تقیید می کند، عموم آن را تخصیص می زند، مجمل ها را توضیح می دهد و نیز مسائلی را که در قرآن نیامده است، بیان می نماید .

جامعه جهانی بعد از دومین جنگ بین الملل که با سلاح علم، تمدن و تکنیک بسیاری را به خاک و خون افکند و شهرهای زیادی را به خرابه مبدل ساخت; میلیون ها نفر را معلول و مجروح نمود و پس از آن همه خسارت های مادی، فرهنگی و اجتماعی برای حفظ حقوق انسان ها، به چاره اندیشی پرداخت، اندیشمندان و نمایندگان پنجاه و شش کشور در 86 جلسه و در طول هفتصد روز و دهها هزار ساعت کار، تنها سی ماده به نام «اعلامیه حقوق بشر» نوشتند که متاسفانه ضامن اجرایی نداشت و موفق نگردید به جنگ های خونین، استثمار انسان ها، تجاوز، زورگویی، غصب و چپاول حقوق محرومان پایان دهد! هنوز مرکب این قوانین خشک نشده بود که آتش جنگ در بین بسیاری از کشورها زبانه کشید و هر روز که از آن می گذشت، دامنه اش گسترش می یافت . آری اندیشمندان و متفکران که از اعماق روح و زوایای ذهن و فکر بشر و مناسبات اجتماعی آنان درک ژرفی نداشتند و به سرچشمه قرآن، وحی و سنت معصومین متصل نبودند، در یک گردهمآیی توان فرسا و وقت گیر، قوانینی را تنظیم کردند که نه تنها گرهی از دشواری ها و آشوب های جهانی بر نداشت و موفق نگردید از تجاوز و بی عدالتی جلوگیری کند، بلکه همان کشورهایی که منادی حقوق بشر بودند، سرزمین های آفریقایی و آسیایی را مورد یورش وحشیانه خویش قرار دادند و به غارت ثروت های فرهنگی، ملی و مادی مردمان کشورها پرداختند!

در داخل سرزمین های خود نیز به اقلیت های دینی ستم کرده و می کنند، آنان را از انجام مراسم مذهبی و اجرای سنت های دینی باز می دارند، از گسترش اماکن عبادی مسلمانان جلوگیری می کنند و اجازه نمی دهند انسان ها به ندای «فطرت و وجدان » خویش که یکتا پرستی و روی آوردن به فضیلت و کرامت های ملکوتی است، پاسخ گویند; از زمامداران خودسر و ستمگر حمایت می کنند، امواج گمراهی و جهالت را با رشد سرطانی فرقه های ضاله گسترش می دهند و بازهم وقیحانه ادعا می کنند: «ما مدافع حقوق انسان ها هستیم و از اینکه کشورهای مسلمان حقوق شهروندان خویش را مراعات نمی نمایند، در رنجیم!»

اعلامیه سازمان ملل متحد که در 25 نوامبر 1948 م . صادر شده و در آن تاکید کرده است: «تمامی مصادیق و اشکال تعصبات و تبعیض بین افراد، ادیان و اعتقادات مختلف باید برچیده شود .» اما فرانسه آن را زیر پا می نهد و «حجاب » را که فریضه ای دینی و اصل مسلم قرآنی است، در مدارس و مراکز آموزشی ممنوع می کند . این است معنای دموکراسی از نوع غربی!

در فرهنگ اسلامی، حقوق و تکالیف، اوامر و نواهی از مذهب ریشه گرفته اند . اسلام به انسان از نظرگاه فردی و اجتماعی، مادی و معنوی تواما می نگرد که این نگرش چند جانبه، در غایت و نتیجه باهم تفاوتی ندارند . ایجاد هم آهنگی بین حقوق شخصی و منافع عمومی و امور مادی و مسایل آخرتی تنها با به کار بستن صحیح دستورات قرآن میسر است . اصول عدالت، تقوا و مسؤولیت انسان شالوده تکالیف هر فرد مسلمان را نسبت به خود و در حق دیگران بنیان نهاده است . تعالیم قرآنی و روایی فضایی در جامعه پدید می آورد که مسلمین را باهم پیوند می دهد و در برخوردها و معاشرت ها با ادب و احترام متقابل روبه رو می شوند . این ها همه مبین آن است که اسلام حقوق بشر را کاملا مورد توجه قرار داده است و هیچ گاه نمی خواهد به آزادی واقعی و اصیل انسان خللی وارد سازد . بر پایه چنین اصلی بود که در صدر اسلام آن پیروزی چشمگیر و آن دگرگونی در افکار و نگرش ها در جامعه جاهلی اعراب بروز نمود . انسان ها و جامعه بر بنیان این نظام ارزشی، اعتبار و عزت و حیثیت تازه ای به دست آوردند . آدمی به مقام خود وقوف یافت و با وظایف و تکالیف خویش آشنا شد و توانایی و استعداد وی در چنین فضایی امکان شکوفایی به دست آورد . امتیازات شخصی، قومی و قبیله ای جای خود را به تقوا و فضیلت انسانی داد .

منشوری منور

اسلام برای همسایگان همچون خویشاوندان، حقوقی را قایل گردیده است که هرکس بخواهد آنها را نادیده تلقی نماید و یا تضییع کند، گناهکار و متجاوز به شمار می آید . حق همسایگی در اسلام، آن چنان اهمیت دارد که قرآن کریم پس از مطرح نمودن توحید و یکتاپرستی و اجتناب از شرک ورزیدن به ساحت پروردگار متعال، دعوت عملی به تضامن و تعاون اجتماعی نموده و در این میان پس از فراخوانی به پرستش خداوند، نیکی به والدین، ارحام، یتیمان و فقیران، «احسان به همسایه » را مورد اهمیت قرار داده است .

در واقع از دیدگاه ارزشی اسلام هر انسانی باید قلمرو محظوظ بودن از امکانات زندگی و نعمت های الهی و همکاری و همیاری خویش را از چهار دیواری خانه بیرون آورد و به محیط پیرامون و محله ای که در آن سکونت دارد، سرایت دهد و در معاشرت ها و رفت و آمدها مراعات حال همسایگان جدی تلقی گردد .

دستور قرآن در آیه 36 از سوره نساء در خصوص همسایگان - اعم از مسلمان، خویشاوند و حتی غیر مسلمان - متضمن برنامه ای است که اگر از سوی مسلمانان به کار گرفته شود، بسیاری از مشکلات جوامع انسانی به لحاظ امنیت روانی، تسهیلات زندگی، بهبود مناسبات اجتماعی، مرتفع می گردد . ارتباط با همسایگان و خوش رفتاری با آنان در فرهنگ قرآن و عترت به آن درجه ای از اهمیت است که معصومان علیهم السلام در سخنانی گهربار این ویژگی را از جمله اهداف بعثت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم ذکر نموده اند و نیز نیکی با همسایه را در ردیف واجباتی چون نماز و از جمله «مکارم اخلاق » برشمرده اند . (1)

چهارمین فروغ امامت، دفاع از حقوق انسان را در سیره و سخن پی گرفت و در این راه اسوه ای برای تمامی آدمیان عصرهای بعدی شد .

در آن عصر وحشت، ضلالت و رذالت امویان، امام سجاد علیه السلام فریاد برآورد:

«از جمله گناهانی که بلای آسمانی را نازل می نماید و نعمت را به نقمت تبدیل می کند، تجاوز و تعدی به حقوق مردم است .» (2)

در فراز یکی از بیانات امام چهارم آمده است:

«یکی از دو گناهی را که خداوند مورد آمرزش قرار نمی دهد، ضایع کردن حقوق برادر دینی است .» (3)

در رساله حقوقی که از ایشان به یادگار مانده است، طی 50 ماده «حقوق انسان ها» را مطرح نموده و ضامن آن را ایمان و اعتقاد مسلمانان و وجدان انسانها و نظام برخاسته از ایمان می داند . (4)

امام در این منشور منور راههای رفتار و سلوک انسانی و بنیان نهادن فرهنگ و تمدن بشری را بر اصولی استوار نموده اند که تمامی عوامل آرامش روحی و مصونیت آن از هر گونه آشوب و آشفتگی، به وفور در آن مشاهده می گردد . امامی که بصیرتی عمیق و گسترده نسبت به حالات انسان ها، زندگی و روابط آنان دارد، حقوقی را بر ایشان مقرر نموده و همه را مسؤول رعایت و پاسداری از آن قرار داده اند تا بدان وسیله بنیاد «جامعه اسلامی » به تمام و کمال ایجاد شود . اما قبل از آنکه هریک از این حقوق را بیان فرمایند، به اجمال و اختصار به آنها پرداخته اند که در فرازی از آن تاکید نموده اند: «بزرگ ترین حقوقی که خداوند بر تو واجب کرده است، حقوقی می باشد که نسبت به خود تو بر تو واجب گردانیده که اساس همه حقوق بوده و تمام آنها از آن نشات گرفته است .» و پس از برشمردن این حقوق، می فرمایند: «خوشا به حال کسی که خداوند او را برای ادای این حقوق واجب یاری کرده و او را موفق و ثابت قدم بدارد .»

سی و یکمین حق از این حقوق، «حق همسایه » است که امام این گونه مطرح فرموده است:

اما حق همسایه این می باشد که وقتی غایب است، حرمت و حقوق او را در نبودنش از هر جهت حفظ کنی و چون حاضر است، تکریمش نمایی و او را احترام کنی و در هر حالی به او کمک نمایی . برای پی بردن به عیب ها و لغزش های او تفحص و جستجو ننمایی و اگر هم ناخودآگاه از عیب او مطلع شدی، در خصوص دانسته های خویش نسبت به معایب او بسیار پرده پوش باش که اگر بخواهند با نیزه هایی دلت را بشکافند و به اندرونت دست یابند، موفق نشوند . به سخنان ناآگاهانه وی وقعی مگذار و اعتنا نکن، در سختی ها رهایش مکن و اگر امکاناتی دارد، بر او رشک مورز . از لغزش او درگذر و خلافش را اغماض نما و اگر ندانسته به تو بدی کرد، متانت به خرج بده و بردبار باش . مبادا بدرفتاری کنی . اگر کسی خواست درباره او زبان به بدگویی بگشاید، جلوگیری کن و اگر فردی خواست مکری درباره اش به اجرا بگذارد، با دلسوزی این نقشه را خنثی کن و با کرامت و بزرگواری با وی معاشرت نما . هیچ نیرو و توانی به جز خدا نیست (پس از آن کمک بگیر) .»

امام سجاد علیه السلام در این فراز از رساله حقوق برای همسایگان اهمیت فوق العاده ای قائل گردیده و مراعات حقشان را سفارش نموده است . هدف از این تاکیدها و توصیه ها و اهتمام و عنایت به امور و شئون همسایگان ایجاد همبستگی اجتماعی و احیای اخوت دینی در میان «جوامع اسلامی » است تا در پرتو این انسجام، محبت و مودت شکل متقابل و فراگیری به خود گیرد و هرگونه اختلاف، بدبینی، بددلی و سوء تفاهم از دل ها رخت بربندد و مردم برای رشد فضایل و مکارم گام بردارند .

امام از پیروان خویش می خواهد وقتی مصائبی برای همسایه ای پیش می آید، او را تنها نگذارند و به امدادش بشتابند; زیرا وقتی فرد مصیبت دیده، خود را در توفانی از حوادث و بلایا مشاهده کرد، دچار فشار روحی و روانی شدیدی می شود و اگر با او همفکری و همکاری نشود و در جهت نجات دادن وی از شدائد و ناگواری ها اقدام نشود، هجوم ناگواری ها ذهن و دلش را پژمرده نموده و نشاط روحی و آرامش روانی را از وی سلب می کند; آدمی با این وضع ناگوار نمی تواند در امور اجتماعی و برنامه های انسان ساز اسلامی حضوری مؤثر و فعال داشته باشد .

به علاوه وقتی ما با همسایه خود ارتباط برقرار می کنیم، باید شئونات وی را کاملا حفظ کنیم و به گونه ای نباشد که در معاشرت با ما، ارج و منزلت اجتماعی وی تنزل یابد . رعایت این حقوق، غیر از آنکه شبکه روابط اجتماعی را در جامعه مسلمانان استحکام می بخشد و دوستی و عواطف عالی را بین آنان رواج می دهد، موجبات رشد، پویایی و کمال یابی آنان را فراهم می سازد .

البته حقوق مذکور متقابل است و مجاورت مسلمانان با یکدیگر تعهد ایجاد می کند . در رعایت حق همسایه هیچ کس نمی تواند ادعا کند به همکاری و مساعدت دیگران نیازی ندارد . (5) زیرا قرآن کریم می فرماید: «و تعاونوا علی البر والتقوی » (6) و در این همکاری در نیکی و تقوا، استثنا و تخصیص وجود ندارد .

قلمرو ممنوع

انسان باید متوجه این واقعیت باشد که نوع معاشرت با همسایگان، در روح و روانش اثر می گذارد .

مجاورت با افراد خاطی، گناهکار و اهل عصیان، دل را تیره می کند . شهید مطهری می گوید:

«انسان با روحی حساس و قابل تغییر آفریده شده است; به همین جهت، صلاح و فساد بدون آنکه خود اشخاص متوجه باشند، از فردی به فرد دیگر سرایت می کند . به تعبیر حضرت علی علیه السلام وقتی آدمی با افراد بد معاشرت و مجالست دارد، مثل این است که وی را در فراموشخانه ایمان برده اند زیرا حداقل به طور موقت و تا وقتی که با او مرتبط است، افکار و عقاید پاک خویش را از یاد می برد .» (7)

تحمل اذیت و آزار همسایه

گرچه به فرمایش رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم از موارد مهم شومی خانه ها، همسایه بد می باشد . (8) اما در منابع اسلامی بردباری نشان دادن در مقابل آزار همسایگان، از نشانه های ایمان معرفی شده است و امام علی علیه السلام می فرماید: «هر کس ناروایی همسایگان را تحمل کند، نیکی را تکمیل نموده است .» (9) امام سجاد علیه السلام فرموده اند: «رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: من و پیامبران قبل از من پیوسته گرفتار کسانی بودیم که ما را اذیت می کردند .» (10)

در سیره آن حضرت آمده است که اگرچه پیامبر صلی الله علیه و آله با اذیت و آزار همسایگان مواجه بود اما آن وجود مبارک با کرامتی فوق العاده در برابر این فشارها مقاومت نموده و شکیبایی نشان داد .

رفتار امام چهارم با دشمنان و کینه توزان با گذشت، نیکی، بخشش و احسان توام بوده است:

اسماعیل بن هشام مخزومی - والی مدینه - در اذیت و آزار امام چهارم بسیار مصر بود . این فرماندار که از سوی امویان به چنین سمتی برگزیده شده بود، در همسایگی امام سجاد علیه السلام سکونت داشت که حق جوار را نادیده گرفته، به نحوی که تمامی اهل محل از رفتارهای منفی وی به ستوه آمده بودند موقعی که ولید بن عبدالملک روی کار آمد، به دلیل اختلافاتی که پیش از رسیدن به قدرت با فرزند هشام داشت، او را از ولایت مدینه برکنار نمود و در سخنانی به مذمتش پرداخت و به مردم اعلام نمود: هرکس حقی دارد، از او بازپس گیرد . حتی دستور داد او را در ملا عام نگاه دارند تا همسایگان به تلافی اذیت هایی که از این فرماندار دیده اند، او را آزار دهند .

ابن هشام بیش از همه کس از امام زین العابدین علیه السلام - به دلیل عداوتی که با آن حضرت داشت - نگران بود و می گفت: من از هیچ کس جز علی بن الحسین نمی ترسم زیرا وی مرد صالحی است و خلیفه حرف او را درباره خلاف های من می پذیرد .

هنگامی که درپشت دیوار کاخ مروان قرار گرفته بود، امام چهارم همراه گروهی از اصحاب و یارانش بر او گذشت اما نه خود متعرض اسماعیل بن هشام گردید و نه اجازه داد یارانش بر او اعتراض کنند . حتی دستور داد کسی حق ندارد کلمه ای خشن و تند نسبت به این فرماندار برکنار شده به زبان جاری سازد . امام با او ملاقت نمود و با سیمای گشاده با وی روبه رو گردید و پیشنهاد کرد تا در مدت گرفتاریش در خصوص رفع حوائجش او را یاری دهد; حضرت خطاب به وی فرمود: «خدای تو را عافیت دهد . من از آنچه برایت روی داده ناراحتم، آنچه دوست داری از ما بخواه .» اسماعیل بن هشام از مشاهده این همه کرامت و محبت، پریشان گردید و بسیار خجالت کشید و با شگفتی و حیرت عرض کرد: الله اعلم حیث یجعل رسالته; خداوند بهتر می داند که رسالت خود را در کجا قرار دهد و به کسی که اراده اش تعلق گرفته است تفویض کند و بسپارد . (11)

ادامه مطلب...



نوع مطلب : امام سجاد علیه السلام، فضایل و كرامات، مقالات، 
برچسب ها : امام سجاد علیه السلام، فضایل و كرامات، مقالات،
لینک های مرتبط :





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
امکانات جانبی
زیارت عاشورا

سوره قرآن
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic