امام سجاد علیه السلام
در این دنیا سرور مردم، سخاوتمندان هستند؛ و در قیامت سیّد و سرور مردم، پرهیزكاران خواهند بود
زیارت عاشورا
درباره وبلاگ


قالَ الاْ مامُ عَلی بنُ الْحسَین، زَیْنُ الْعابدین عَلَیْهِ السَّلامُ: ثَلاثٌ مَنْ كُنَّ فیهِ مِنَ الْمُؤمِنینَ كانَ فی كَنَفِ اللّهِ، وَ أظَلَّهُ اللّهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ فی ظِلِّ عَرْشِهِ، وَ آمَنَهُ مِنْ فَزَعِ ‏الْیَوْمِ الاْكْبَرِ: مَنْ أعْطی النّاسَ مِنْ نَفْسِهِ ما هُوَ سائِلهُم لِنَفْسِهِ، و رَجُلٌ لَمْ یَقْدِمْ یَداً وَ رِجْلاً حَتّی یَعْلَمَ أنَّهُ فی طاعَةِ اللّهِ ‏قَدِمَها أوْ فی مَعْصِیَتِهِ، وَ رَجُلٌ لَمْ یَعِبْ أخاهُ بِعَیْبٍ حَتّی یَتْرُكَ ذلكَ الْعِیْبَ مِنْ نَفْسِهِ.(1)

سه حالت و خصلت در هر یك از مؤمنین باشد در پناه خداوند خواهد بود و روز قیامت در سایه رحمت عرش ‏الهی می‌باشد و از سختی‌ها و شداید محشر در امان است.

اوّل آن كه به مردم چیزی را دهد كه از آنان برای خویش می‌خواهد (آنچه برای خود می‌پسندد را به آنان عطا كند).

دوّم آن قدم از قدم برندارد تا آنكه بداند آن حركتش در راه اطاعت خداست یا معصیت و نافرمانی او

سوّم از برادر مومن خود (به عیبی كه در خود نیز دارد ) عیب جویی نكند تا آنكه آن عیب را از خودش دور سارد

مدیر وبلاگ : رحمان نجفی
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
میزان رضایتمندی شما از مطالب ارایه شده در این وبسایت؟






منابع مقاله:

ماهنامه پاسدار اسلام، شماره 211، حسین باقر، ترجمه رضایی، محمدمهدی؛


اشاره:

گفتیم که: پدیده تعبد، به عنوان یکی از مظاهر شگفت انگیز حیات امام سجاد علیه السلام، دارای کیفیت و کمیت خاصی است و برای بررسی آن، باید از دیدگاه های گوناگون مورد توجه قرار گیرد.فهم دقیق، ولی غیر متعارف عبادت امام در گرو چند عامل است: 1- بررسی حالت تعبد، همگام با مظاهر و پدیده های دیگر. 2- بررسی تعبد امام از رهگذر توجه به اوضاع و احوال آن روزگار. 3- بررسی پدیده عبادت، با توجه به نقش امام، و عمل هر یک ازائمه در دو دوره پیش و بعد از امام سجاد. در بحث عزلت امام و رابطه آن با عبادت آن حضرت، دو عامل مهم را برشمردیم که امام را به یک زندگی انزواگرایانه و دور ازمسائل اجتماعی سیاسی، وامی داشت. یکی از آن دو عامل، اوضاع واحوال سیاسی بود و دیگری، شفاف شدن عمل مرحله ای امام. و در بررسی پدیده عبادت و رابطه آن با رهبری و زعامت امام.گفتیم که، زهد و تعبد، دو گونه کاملا متفاوت دارد. یک گونه آن که مورد تایید اسلام نیز هست، سمت و سویی صحیح و سالم دارد ودر برگیرنده فضائل و برتری های اخلاقی است و اما گونه دیگر که روی کردی است صوفیانه و منحرف، تنها کثرت عبادت را مد نظر داردو از حقیقت و روح اسلام در آن خبری نیست. و بیان شد زهد وعبادت امام از گونه اول بوده است و بس. و اینک ادامه این بحث.

حکومت و تعبد امام

از جمله فوایدی که بر تعبد و انزوای امام سجاد (ع) مترتب بود،این بود که خیال حاکمان وقت را از جانب ایشان آسوده می گذاشت وامام را آن گونه جلوه می داد که گویی هیچ به فکر حکومت نیست ومشغولیتی جز عبادت و زهد ورزی ندارد. عبادت ها و حالت های روحی امام، بیشتر، پیش چشم مردم، واقع می شدو البته، امام را از این کار مقصود و غرضی مورد نظر بوده است.از جمله آن که دست حکومت را از خود کوتاه بدارد و از فعالیت هاو موضع گیری های خطرناک، دوری گزیند. خاصه که ایشان، شیعه،مخالف حکومت وقت، و فرزند انقلابگر عصر، حسین بن علی (ع) بود واین همه امام را در مرکز حساسیت قرار می داد. امام، با پیش گرفتن این روش بی خطر، حاکمان را مطمئن ساخت وآن ها را به دور از خویش نگه می داشت و موفق شد بسیاری از مشکلات و گرفتاری هایی که می توانست دامن گیر ایشان شود، برطرف سازد.گفته اند: چون عبد الملک تصمیم به قتل امام سجاد گرفت، تا هراحتمال خطری را از جانب آن حضرت، عقیم بگذارد، «زهری »برپاخاست و به او گفت: «علی بن حسین، آن گونه نیست که تو فکرمی کنی. او به خود مشغول است ».عبد الملک شادمان گشت و دانست که امام خیال منازعه و درافتادن با او را ندارد، لذا به زهری گفت: «به! امام، چه کار خوبی می کند.» روزی امام به عبد الملک، که نظاره گر عبادت ایشان بود، گفت: «اگر نبود که خانواده ام بر گردن من حق دارند، و درقبال مردم مسلمان، مسئول هستم، چشم هایم را به آسمان می دوختم و قلبم را برای همیشه متوجه خدا می ساختم، تا آن لحظه که جانم را بستاند، که او بهترین حاکم است ». در این هنگام امام به گریه افتاد و عبد الملک نیز گریست. این سخن، عبد الملک را متوجه می کرد که امام کسی نیست که به گمان او، حکومت خواه باشد، بلکه جز عبادت و تهجد، اندیشه ای ندارد. این تاکید امام البته ضرورت داشت تا بسیاری از خطرهای گرداگرد او را دفع نماید و نقشه های حکومتیان را ناکام سازد. حجاج به عبد الملک می نویسد که امام را بکشد و بدین وسیله پایه های حکومت خود را محکم نماید. زبیر، جاسوسانش را به مراقبت امام می گمارد، تا مانع گرد آمدن مردم در اطراف ایشان شوند و آن حضرت را از روی آوردن به جنگ برحذر دارند، و اگرانقلابیون کوفه (توابین و یاران مختار) خواستند با او تماس بگیرند، نگذارند. همه این امور، حکومت را پیوسته، هوشیار و ترسان می داشت. اماامام که سرد و گرم روزگار را چشیده بود و بصیرت کافی داشت،سخت گیری ها و خطرهای حکومتیان را خنثی می ساخت و ناکام می گذاشت.سفاح مسلم بن عقبه، سردسته لشکر اموی در واقعه «حره » درباره امام می گوید: «با این که فرزند رسول الله است، جز خیر وخوبی، هیچ از او صادر نشود». البته منظور سفاح از «خیر»این است که امام با حکومت کاری ندارد و در پی آن نیست که خطرو آشوبی برای دستگاه حکومتی دست و پا کند. این سخن که از شخصی چون سفاح بروز می کند، بهترین دلیل است بر این که امام، درتحقق هدف خود، که همان مطمئن ساختن حکومت اموی بود، موفق بوده است.

تفرقه و تلاش امت، و مسئله تعبد

وقتی که دین اسلام بر طهارت مظاهر حکومت و تقوای حاکمان والتزام آن ها بر امور دین و دنیای مردم، تکیه می کند، نشان ازتاثیر به سزای این عوامل در بدنه جامعه اسلامی، می دهد، چرا که انحراف و کجروی حکومت، تدریجا به از هم پاشیدگی اجتماع و شایع شدن محارم خواهد انجامید. آن جا که حکومت به دست حاکمان بی قیدو لاابالی سپرده شود، بذر معصیت آرام آرام رشد کرده، مظاهر جرم و تباهی در اجتماع اسلامی آشکار می گردد و به دلیل ناتوانی حاکمان از ضبط و ربط امور و حفظ تقید جامعه به شئون دینی،گسترش می یابد; چه رسد به جایی که خود حاکمان قدرت تشخیص مواردحرام و قدرت جلوگیری از رشد آن را نداشته باشند. دورانی که بنی امیه حکومت را به چنگ آورد و والیان فاسق آن،امور جامعه اسلامی را بر عهده گرفتند، و تا توانستند در پستی هاو انحرافات فرو رفتند و بی حیایی و گستاخی را مباح کردند، واموال مردم را به پای لهو و لعب خویش، قربانی نمودند، حال وروز جامعه به جایی رسید که آثار تلاش و انهدام، تضعیف روابط ومناسبات دینی و تعهدات روحی، نمایان گردید و فساد و فراوانی مجالس باطل و حرام، همه گیر و همه جایی شد. آثار تخریبی به جا مانده از فتوحات مسلمین، یعنی درآمیختن باجامعه کفر و برخورد با اموال و ثروت های انباشته، که البته به چنگ حکام و رجال حکومتی می افتاد، باعث به وجود آمدن طبقه ای ممتاز و اسراف کار شد که آثار غیرقابل انکاری در شیوع اسراف کاری و گسترش فساد داشت. این روند تخریبی تا آن جا پیش رفت که جامعه اسلامی، در زمان امام سجاد (ع)، به خصوص در مکه و مدینه، دچار فروپاشی، و ضعف و رخوت مسلمانی مردم و روحیه آن ها گردید. جان های مردم، لانه پستی ها و فسادهای اخلاقی بود و ارزش های اسلامی دست خوش تحول ودگرگونی می شد. و این همه، دو علت اساسی بیش نداشت: 1. انحراف حکومت و زیاده خواهی طبقه حاکم 2. آثار تخریبی فتوحات حکومت در این وضعیت ناگوار، چاره ای جز عملیات بازدارنده و درمان گر،که جامعه مریض آن وقت را رو به بهبودی ببرد، وجود نداشت.ضرورت وجود یک جریان مانع، که در برابر همه گیر شدن این «وبا» در میان فرزندان جامعه اسلامی، بایستد، به شدت احساس می شد. پس حیات روحی امام و روش عبادی آن حضرت، و زهد نسبت به دنیا وفریبندگی های آن، چیزی بود که برای پای داری و مانع تراشی درمقابل همه گیر شدن زشتی ها و فسادهای اخلاقی که جامعه را رو به تلاشی و نابودی می برد، پیش بینی شده بود. قصد امام از آن همه عبادت که با کیفیتی خاص انجام می شد، این بود که جامعه اسلامی را به روی کردی عکس جریان مادی گری بی قیدو بند، وا دارد و سطح معنویت و مصونیت فرزندان آن جامعه رابالا ببرد و نمونه ای کامل و اسوه ای بی نظیر را پیش روی آن هابگذارد، تا نه تنها اصحاب و شیعیان، بلکه تمام مسلمین از آن خط بگیرند و به دنبال آن حرکت کنند. جهت گیری روحی امام، به مثابه طبیبی حاذق، در میان جامعه اسلامی، نقش بسیار مهم و ارزنده خود را به اجرا می گذاشت. هرگاه که مریضی عمق پیدا می کرد و گسترش می یافت، نصیحت های مهربانانه طبیب بود که درد و رنج را می کاست و نجات بعضی جان های بیمار رادر پی داشت. همان گونه که وجود یک عالم روشن فکر، سطح علمی و فرهنگی مردم را ارتقا می دهد و هرچه بر عمر او افزوده گردد، فواید بیشتری به دیگران خواهد رساند. همین گونه بود، آثاری که عبادت امام سجاد (ع) در جامعه اسلامی و زندگی مردم بر جای می گذارد. به خصوص که مردم، پیوسته بروز آن حالات روحانی را که با اخلاص و ایمان واخلاق همراه بود، طی ربع قرن ، یا بیشتر مشاهده می کردند.

تربیت و مظاهر تعبد

بشریت در راه رسیدن به خدا، نمونه ها و اسوه هایی را می طلبد که نشان دهنده صورت علمی حیات دینی و حالات ربانی، باشند. تربیت،نتیجه مطلوب خود را نخواهد داد، اگر نظریه ها به عمل تبدیل نشوند و افکار و مفاهیم، در زندگی مربیان، صورت تحقق نپذیرد. حیات ائمه بزرگوار ما، نمونه ای مثال زدنی در تربیت و تزکیه است. نمونه ای که گروه های مختلف انسانی، می توانند دنباله روآثار آن باشند و به روش آن عمل نمایند. زندگی ائمه به خودایشان پایان نمی پذیرد، بلکه حیات مردم زمانه آن ها را نیزمتاثر می سازد. بالاتر، حیات ایشان، درسی است برای همه مردم درهمه زمان ها. حیات ائمه، اسلام مجسم و نوری است که ظلمات زندگی بشر را به نور تبدیل می نماید. امامان ما، نمونه ها و الگوهایی عالی به فرهنگ اسلامی، پیش کش نمودند. و مؤمنان و پیشوایان، درطی سلوک الهی خویش، بدان نیازمند و به یاری آن نمونه ها، درفهم طریق و التزام به آن محتاجند. همان گونه که انقلاب امام حسین (ع)، تنها یک نهضت ضد یزیدی نبود، بلکه یک درس و پیام روشن و یک رسالت ماندگار تاریخی برای امت مسلمان، در طول مدت حیات آن بود; تعبد امام زین العابدین (ع) نیز، در حقیقت، یک نظریه تاریخی ماندگار برای جامعه اسلامی بود.یک الگوی دینی و نمونه اسلامی بود که مؤمنان خود را در مسیرآموختن از آن قرار می دادند و آثار آن را دنبال می کردند. امام حسین (ع) نظریه انقلاب بر علیه ظلم و فساد را بنیان نهادو امام سجاد (ع) نظریه عمل عبادی، در برابر انحرافات اخلاقی را. و این گونه بود که روح عبادت او، در دل های مردم رسوخ پیدامی کرد و آنان را متاثر می ساخت. بسیاری از اهالی تصوف، عبادت وزهد حضرت را الگوی خود قرار دادند و براساس آن به عمل پرداختند. پس سکوت امام علی، صلح امام حسن، انقلاب امام حسین وعبادت امام سجاد -علیهم السلام- همه، درس های عملی برای تربیت مردم مسلمان، در ادوار گوناگون زمان، بود.بنابراین باید گفت، قصد امام، از آن همه عبادت، این بود که نمونه و الگویی دینی و مثال زدنی، در روی کرد روحانی و تربیت ایمانی، به جامعه اسلامی تقدیم کند. پس امام ناچار بود، عبادت خود را در برابر چشم مردم و پیش روی آن ها انجام دهد تااثرگذار باشد و درس آموز. شاید بتوان بدین وسیله انگیزه امام را در جلوه دادن عبادت ها و راز و نیازهای خود، درک کرد و علت یابی نمود. عبادت امام، به خود او خلاصه نمی شد. عبادت امام درسی تربیتی، روحی و اخلاقی بود. فرصتی که امام در برابر خودمی دید، بسیار قیمتی و غنیمت بود و بعید بود از او که آن فرصت طلایی را از دست بنهد و از آن بهره لازم را نبرد. در بعضی روایات، شرح عبادت های امام آمده است و این که آن حضرت چگونه تجربه های عبادتی خود را علنی و پیش چشم مردم انجام می داد، امام باقر(ع) در توصیف عبادت پدر بزرگوار خودمی گوید: «هرگاه نعمتی از نعمتهای الهی را به یاد می آورد، سجده می کرد. با شنیدن آیات سجده دار، هر کجا که بود، به سجده می افتاد. اگر بلا و شری از او برداشته می شد، به شکرانه آن،فورا سجده می کرد. هرگاه از نمازهای واجب فارغ می گشت به سجده می رفت، هرگاه بین دو شخص را اصلاح می کرد، سجده را فراموش نمی نمود.» این اعمال به گونه ای نبود که مردم از آن بی خبربمانند. بلکه می دیدند و می آموختند. مردم، صدای قرآن خواندن امام را بسیار می شنیدند. گفته اند که:«امام، قرآن را از همه زیباتر می خواند.سقاها، وقتی به کنار خانه امام می رسیدند، با شنیدن صدای قرائت قرآن، می ایستادند و گوش می سپردند.» در بسیاری از روایات این معنا ذکر شده که: هرگاه امام همراه با جمعیتی از مردم به سوی مکه به راه می افتاد، در بعضی از منازل میان راه، می ایستاد، به سجده می افتاد و در سجده تسبیح می گفت و بسیار دعا می خواند وگریه می کرد. و مردم با مشاهده این کارها، به معارفی دست می یافتند که بصیرت و آگاهی شان را نورانی و خدایی می ساخت. بسیاری از آن چه در باره عبادت امام گفته شد، در ملا انجام می یافت. مردم که کوشش امام را در عبادت و ناله و زاری، مشاهده می کردند، به گریه می افتادند و بر ایشان دل می سوزاندند. یک روزشخصی از امام پرسید: «ای فرزند رسول خدا! این بی تابی وگریه های پی درپی برای چیست؟ ما که گناه کار و جنایت پیشه هستیم، نمی توانیم مثل شما عمل کنیم. پدر شما حسین و مادرتان فاطمه است و جدی چون رسول خدا داری » این اعتراف صریح، ازجمله فواید تربیتی عبادت امام بود، که جز با جلوه دادن آن به دست نمی آمد. دعاهای امام سجاد، بلند مرتبه ترین معارف الهی و ارزش مندترین مفاهیم دینی را پیش روی خوانندگان قرار می دهد. امام از رهگذر این دعاها شیوه سلوک فردی و اجتماعی، طرزدعاکردن و روش اندیشیدن را آموزش می دهد; هم چنین، مسائل اعتقادی صحیح و بایدها و نبایدها را توضیح می دهد و به مامی گوید که چرا باید دعا کنیم، چگونه باید دعا کنیم و دعاهاچگونه مستجاب می شوند و در صورت اجابت نشدن دعا، چه بایدبکنیم. دعاهای حضرت اصول دین را یاد می دهد و مسائل مختلف حیاتی برای بشر را یادآور می شود و دیدگاه صحیح اسلامی را بیان می کند. هر وقت که به زمزمه دعاهای زین العابدین می نشینیم، در آن واحد، هم دعا می خوانیم و هم چیزها می آموزیم. کافی است که اشتیاق امام را به این درس ها و تبلیغ آن ها به دیگران، درک کنیم. امام، صحیفه را نزد اولاد خود به امانت می گذارد و آن هانیز در حفظ صحیفه نهایت کوشش خود را به کار می بندند. بعد ازبیان همه این مطالب، دو اشکال اساسی و عمده را باید طرح کنیم و بدان ها پاسخ بگوییم.

اشکال اول

سخن مااین است که عبادت امام سجاد (ع)، با آن کمیت زیاد،نمونه ای بزرگ بلکه بزرگ ترین الگویی است که ائمه ما برای انسان های عابد و زاهد، به ثبت رسانده اند. دیگر این که: روی کرد معنوی امام و توجه خاص ایشان به دعا، راز و نیاز و تعبدطاقت فرسا، عکس العملی است در قبال اوضاع و احوال اجتماعی آن دوران، که امام را به انزوا و کناره گیری از امور دنیایی واجتماعی مجبور می ساخت. و این امر، سبب مباشر برای پدید آمدن تعبد بود، که حیات امام را از زندگی دیگر امامان، متمایزمی ساخت. اگر چنین است که گفتیم، پس آن چه از خود امام به ما رسیده، که در باره عبادت امیرالمومنین (ع) سخن می گوید، چه توجیهی دارد.امام اعتراف کرده که عبادت او به پایه عبادت علی بن ابی طالب نمی رسد و تنها به اندکی از عبادت آن حضرت توانایی و قدرت دارد. ظاهرا این سخنان خلاف چیزی است که ما بر آن اصرار داریم و با تعبیری که از تعبد ارائه نمودیم همخوانی ندارد.

برای یافتن پاسخی دقیق و قانع کننده، ناگزیر از توضیح دو مطلب مهم هستیم: اول: اصطلاح عبادت، به دو معنا آمده است: اول معنای خاص که همان نماز و روزه و حج و.. . و اموری مانند دعا، گریه و شب زنده داری است. دوم، معنای عام که عبارت است از همه کارهای خوب ومورد پسند شارع مقدس که شرط قبول آن ها قصد قربت است. مانندصدقه دادن به فقیران همراه با قصد قربت. یا آشتی دادن دو نفرو حکم کردن بین مردم به قصد قربت. حتی آب خوردن به قصد قربت نیز داخل در معنای عام عبادت است. دوم: در بررسی تاریخ شیعه، کسانی را می بینیم که به جرم شیعه بودن و پیروی از علی بن ابی طالب، مورد تعقیب بوده اند و مدام عذاب دیده اند و شکنجه شده اند. آن هم به دست بدترین و پست ترین دشمنان اسلام، یعنی امویان. حاکمان اموی، با اجیرکردن راویان دغل و نیرنگ باز، و جعل احادیث دروغین، برای خلفا و صحابه شان و مرتبه جعل می کردند و قصدشان از این کار، کم رنگ جلوه دادن فضایل اهل بیت، به خصوص علی(ع) بود، و در صورت توانایی، محو ونابود کردن آن فضایل. دسیسه ها و نیرنگ بازی های حکام اموی و روش حکومتی آن ها، همه انگیزه ای بود برای مسخ فضایل و مناقب امام علی(ع) و از میان برداشتن شان و منزلت ایشان «جابر جعفی » به امام سجاد (ع)،شکایت می کند که بنی امیه و پیروان آن ها، شیعیان را می کشند ومولایشان علی را دشنام می دهند و بر بالای منبرها و در بازارها ومیان راه ها و حتی در مسجد رسول خدا(ص)، بر علی لعن می فرستند وکسی آن ها را منع نمی کند. و اگر کسی به قصد بازداشتن مردم،چیزی بگوید، او را دستگیر می کنند و به او «رافضی » و«ترابی » خطاب می کنند، و بعد او را نزد امیر خود می برند. در مقابله با این اعمال خشونت آمیز و اهانت بار، روش ائمه(ع)بر عکس است. آن ها، قدسی بودن شخصیت علی (ع) و فضایل وبرتری های او را، بیان می کردند و بر آن اصرار داشتند. و بدین وسیله الگویی بی مانند و عنوانی چشم گیر را پیش روی مردم قرارمی دادند تا به اهل بیت توجه کنند و به آن ها گرایش یابند. حال، بعد از توضیح این دو امر، می توان اشکال مطرح شده را این گونه پاسخ گفت که: اگر امام سجاد، عبادت علی بن ابی طالب (ع)را آن گونه بزرگ می شمارد و عبادت خود را در برابر آن ذره ای بیش نمی بیند، معنای عام عبادت را در نظر دارد. منظور امام آن است که:امام علی به کارهایی پرداخت و اموری را سامان داد، که من هنوزبه آن ها نپرداخته ام. او حکومت و زمامداری مردم را بر عهده گرفت; در میان مردم قضاوت می کرد و به کارهای اجتماعی و عمومی سرگرم بود و این ها اموری است که نزد خداوند بیشترین ثواب رانسبت به روزه و نماز، خمس... دارد. آن چه این معنی را تاکید می کند، روایتی است از امام باقر(ع)که در گفتگو با اصحاب و یاران خود، از عظمت پدرش یاد می کند وسعی بلیغ او را در عبادت خدا یادآور می شود، و در عین حال، ازبرتری امام علی سخن می گوید و به این روش حکیمانه، درس مهمی رابه یاران خود می آموزد. شاید این عمل ائمه، که برترین فضایل را به حضرت علی(ع)، نسبت می دادند، کاری بوده است در جهت حفظ تاریخ از دسیسه های بدکاران و بیمه کردن آن در برابر دشمنی و کینه دشمنان و معاندان خاندان اهل بیت.

اشکال دوم

پیش از این دانستیم که عبادت امام، امری هدف دار بوده است ودانستیم که آن حضرت بعضی تجربه های عبادتی خود را، در برابرمردم انجام می داده و ایشان را به انصراف خود از دنیا و مشغول بودن به امور معنوی توجه می داده است و بدین وسیله هم اسباب اطمینان حکومتیان را فراهم می آورده و هم با تعلیم مردم،الگویی مناسب و بی نظیر را پیش چشم آن ها قرار می داده است. سؤال این جاست که: آیا عبادت امام، صفتی عارضی برای ایشان بودو آن چه انجام می داد فقط در جهت رسیدن به اهدافی بود که ذکرکردیم؟ آیا عبادت امام از جنبه اسلامی و بعد روحی خالی و تهی بود؟! و آیا سزاوار است که عبادت های عمیق و معرفت آموز امام رااین چنین سطحی تفسیر کنیم و پدیده ای بدین شگفتی را فقطوسیله ای برای محقق کردن اهدافی چند بدانیم؟! جواب این اشکال با توضیح چند امر، آشکار می گردد: اولا: پیش از این گفته شد که سبب مباشر پدیده تعبد، که درزندگی امام سجاد مجال بروز یافت، ظرف زمانی خاصی بود که امام را احاطه کرده بود. آری، همان گونه که روزگاری، امام حسن (ع)،بنا به مقتضای زمان، مجبور به صلح گردید و امام حسین (ع)چاره ای جز انقلاب و براندازی حکومت وقت، نداشت، امام سجاد(ع)نیز ناگزیر به انزوا پناه برد و به عبادت پروردگار خویش مشغول گردید. ثانیا: در صورتی که امام می توانست با تمسک به انزوا و یاری جستن از پدیده تعبد، اهداف معینی را در جهت مصالح عامه مسلمین، تحقق بخشد، از دست دادن این فرصت شایسته امام نبود،چون او مقامی الهی داشت و امام و هادی مردم بود و می بایست آن ها را تعلیم می داد و ارشاد می نمود. ثالثا: برای انسانی که به کاری عادت کرده، مثلا به عبادت، جمع کردن بین عبادت خالص برای پروردگار، و توجه کردن به تاثیرگذاری این عبادت در مردم، بسیار سخت و مشکل است، زیرا دراین صورت، خلوص نیت که شرط اساسی است، به آسانی تحصیل نمی شود.اما آن کسی که ایمانی عمیق و مخلصانه دارد، قادر است بی آن که شائبه ای از شرک و ریا در عبادتش پدید آید، با عبادت خود مردم را تعلیم دهد. از این رو است که عبادت امام سجاد، مانند ندارد و زین العابدین، صفت مختص به اوست. پس می توان تصور نمود که عبادت امام هم خالص برای خدا بود و هم وسیله ای برای تعلیم و ارشادمردم و توجه دادن آن ها به امور معنوی خدایی.



نوع مطلب : امام سجاد علیه السلام، فضایل و كرامات، 
برچسب ها : امام سجاد علیه السلام، فضایل و كرامات،
لینک های مرتبط :





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
امکانات جانبی
زیارت عاشورا

سوره قرآن
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic