امام سجاد علیه السلام
در این دنیا سرور مردم، سخاوتمندان هستند؛ و در قیامت سیّد و سرور مردم، پرهیزكاران خواهند بود
زیارت عاشورا
درباره وبلاگ


قالَ الاْ مامُ عَلی بنُ الْحسَین، زَیْنُ الْعابدین عَلَیْهِ السَّلامُ: ثَلاثٌ مَنْ كُنَّ فیهِ مِنَ الْمُؤمِنینَ كانَ فی كَنَفِ اللّهِ، وَ أظَلَّهُ اللّهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ فی ظِلِّ عَرْشِهِ، وَ آمَنَهُ مِنْ فَزَعِ ‏الْیَوْمِ الاْكْبَرِ: مَنْ أعْطی النّاسَ مِنْ نَفْسِهِ ما هُوَ سائِلهُم لِنَفْسِهِ، و رَجُلٌ لَمْ یَقْدِمْ یَداً وَ رِجْلاً حَتّی یَعْلَمَ أنَّهُ فی طاعَةِ اللّهِ ‏قَدِمَها أوْ فی مَعْصِیَتِهِ، وَ رَجُلٌ لَمْ یَعِبْ أخاهُ بِعَیْبٍ حَتّی یَتْرُكَ ذلكَ الْعِیْبَ مِنْ نَفْسِهِ.(1)

سه حالت و خصلت در هر یك از مؤمنین باشد در پناه خداوند خواهد بود و روز قیامت در سایه رحمت عرش ‏الهی می‌باشد و از سختی‌ها و شداید محشر در امان است.

اوّل آن كه به مردم چیزی را دهد كه از آنان برای خویش می‌خواهد (آنچه برای خود می‌پسندد را به آنان عطا كند).

دوّم آن قدم از قدم برندارد تا آنكه بداند آن حركتش در راه اطاعت خداست یا معصیت و نافرمانی او

سوّم از برادر مومن خود (به عیبی كه در خود نیز دارد ) عیب جویی نكند تا آنكه آن عیب را از خودش دور سارد

مدیر وبلاگ : رحمان نجفی
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
میزان رضایتمندی شما از مطالب ارایه شده در این وبسایت؟







جلوه های عرفانی دعا در صحیفه سجادیه
نویسنده:دکتر مهدی ابراهیمی

چکیده

در این مقاله با محوریت صحیفه سجادیه دعا از سه منظر فیلسوفانه، تجربه‌گرایانه و عارفانه مورد توجه قرار گرفته و فلسفه و ویژگی‌های خاص آن به قرار زیر ارایه شده است:
الف- دعا در منظر عارفانه زیبا است. زیرا نفس دعا کردن مطلوب است و دعا تابع نتیجه نیست.
ب- دعا در نگاه عارفانه تابع اذن خداوند است و به همین دلیل دعا کردن لذت بخش است.
ج- دعا دارای مراتبی است که عبارتند از: دعای تاجرانه – دعا در مرتبه درک تجلی افعالی خداوند - دعادر مرتبه تجلی صفاتی خداوند و دعا در مرتبه تجلی ذاتی خداوند.

1. مقدمه

یکی از عمیق‌ترین نیازهای انسان، ارتباط او با خداوند است. رابطه تکوینی و فقر ذاتی انسان نسبت به خدا فطرت خداجویی انسان را اشباع نمی‎کند. بنابراین انسان نیازمند ارتباطی اختیاری با خداوند است که جلوه‌ای از فقر ذاتی اوست. این ارتباط اختیاری که بالطبع متضمن گفتگو با خداوند است می‌تواند پاسخی به فطرت خداجوی انسان باشد و نیاز ذاتی او را در مرتبه فعل اختیاری تأمین نماید.
گفتگو با خداوند که می‌تواند شکل‌ها و شیوه‌های متعددی را به خود اختصاص دهد، دعا و نیایش نام دارد که یکی از مهم‌ترین جنبه‌های فرهنگ دینی است. یعنی همه ادیان الهی بر طبق فطرت انسانی به بحث دعا و نیایش پرداخته‌اند. در دین مبین اسلام نیز، دعا یکی از زمینه‌های ارتباط با خداست، و چون انسان‌ها دارای مراتب مختلف هستند، دعا نیز دارای مراتب متفاوت خواهد بود. مراتب مختلف دعا در متون دینی نیز مورد توجه قرار گرفته است. صحیفه سجادیه در این زمینه یک منبع غنی است. لذت دعا و جلوه‌های زیبای آن در این مراتب متفاوت است. در این نوشتار به تبیین مراتب مختلف دعا و جایگاه زیبای آن از منظر عرفانی در ضمن مطالب زیر می‌پردازیم.

2. نگاه‌های مختلف به دعا

دعا را می‌توان از منظرهای مختلف مورد بررسی قرار داد که به بعضی از آن‌ها اشاره می‌کنیم:

2. 1. نگاه فلسفی

در این منظر دعا به عنوان حقیقتی عقلانی مورد بحث قرار می‌گیرد. رابطه دعا با جهان و انسان از دیدگاه علی و معلولی تحلیل می‌شود. آیا دعا می‌تواند نظام جاری علی و معلولی را دگرگون کند؟ آیا ما حق داریم از خدا چیزی بخواهیم؟ مگر خود او آگاه به خواسته ما نیست؟ پس گفتن ما چه فایده‌ای دارد؟ نگاه فلسفی به دعا، به این سؤالات پاسخ می‌دهد و با تبیین جایگاه عقلی دعا در نظام علی و معلولی، آن را از بیهودگی خارج می‌کند. در این دیدگاه عقل انسان می‌پذیرد که دعا کار بیهوده‌ای نیست. اما هم‌چنان که خدای فلسفی چندان زیبا نیست و تحرک آفرین نمی‌باشد، گفتگو با خدای فلسفی هم فقط عقل را قانع می‌کند ولی لذت بخش نیست. شاید علت عدم احساس لذت در دعا برای بسیاری از انسان‌ها، معلول چنین نگاهی به دعا باشد.

2. 2. نگاه تجربه گرایانه

نگریستن به دعا از منظر تجربه انسانی، نگاهی مبتنی بر آزمون و خطاست. در این نگاه، ما همه چیز را می‌آزماییم و آن‌گاه که به نتیجه می‌رسد، آن را تصدیق می‌کنیم و موارد خطا را از آزمون خود حذف می‌کنیم. چنان که در تبیین پدیده‌های طبیعی نیز همین روش را می‌پیماییم. خداشناسی در اروپا در قرن هفدهم و هجدهم چنین رنگی گرفت و خداوند در حد و اندازه ساعت ساز لاهوتی در ذهن انسان سقوط کرد(2، ص: 49). در این دیدگاه، دعای موفق دعایی است که به اجابت برسد. نگریستن از چنین منظری به دعا نیز نمی‌تواند عطش درون انسان را فرو بکاهد و زیبایی لذت گفتگو را به او بچشاند، بلکه حتی می‌تواند مانع راه دعا کردن نیز باشد زیرا که اکثر دعاهای ما در این نگاه، مقرون به اجابت نیست و در چنین آزمون و خطایی، دلیلی بر دعا کردن باقی نمی‌ماند. در حالی که ما مشاهده می‌کنیم علی رغم چنین تجربه‌ای باز هم انسان به دعا رو می‌آورد. پس باید از منظر دیگری به دعا نگریست.

2. 3. نگاه عارفانه

در این منظر نه سخن از علت و معلول عقلی به میان می‌آید و نه سخن از آزمون و خطا و نتیجه گیری. در این نگاه آشفتگی و حیرانی انسان ملاک است. از این منظر نه تنها به اجابت نرسیدن دعا نقطه خطا محسوب نمی‌شود، بلکه چه بسا مطلوب عاشق و معشوق است. اصل این است که خداوند به انسان اذن گفتگو داده است. امیر المؤمنین در نامه‌ای خطاب به امام مجتبی(ع) می‌فرمایند: "یا بنی واعلم ان الذی بیده خزائن السموات و الارض قد اذن لک فی الدعا .." (5، نامه:31، ص: 302) «فرزندم، بدان خدایی که خزاین آسمان و زمین در دست اوست، به تو اجازه داده است که دعا کنی» قطعاً چنین اذنی برای انسان عاشق اذن مبارکی است. در نگاه عارفانه به دعا، انسان خود را طلبکار خدا نمی‌داند و برای خود حقی قایل نیست. در مقابل عمل خود از او پاداشی نمی‌طلبد، بلکه حتی عملی برای خود نمی‌بیند.
امام سجاد(ع) خدا را حمد می‌کند بر این‌که خودش را به ما شناسانده و راه شکرگزاری را به ما آموخته است. «الحمدلله علی ما عرفنا من نفسه و الهمنا من شکره … » (6، ص:32) و در جای دیگر می‌فرمایند: «و انا یا الهی عبدک الذی امرته بالدعاء» (همان، ص:113). یعنی خدایا من بنده تو هستم که مرا به دعا امر کرده‌ای.
مولوی در این زمینه حکایتی را نقل می‌کند:
آن یکــی عـاشق بـه پیش یـار خود
مـی‌شمـرد از خـدمت و از کار خـود
کـز بـرای تـو چنـیـن کـردم چنــان
تیـغ‌ها خـوردم در ایـن رزم و سنـان
مـال رفـت و زور رفـت و نــام رفــت
بـر مـن از عشقـت بـسی ناکام رفت
آن‌چـه او نوشیـده بـود از تـلـخ و درد
در حضــور او یکـایـک مــی‌شـمرد
...گفت معشوق این همه کردی و لیک
گـوش بـگشا پـهن و انـدر یاب نیک
کانچه اصلِ اصلِ عشق است و ولاست
آن نکردی آن‌چه کـردی فـرع‌هـاست
گفت آن عاشق بگو آن اصـل چیست؟
گفت اصلش مردنـست و نیستی است
ایـن هـمه کـردی نـمـردی زنــده ای
هـان بمیـر ار یــار جــان بـازنده ای
(11 / د 5/ 1242)
بنابراین در نگاه عارفانه به دعا، عاشق از فنای خود در مقابل معشوق لذت می‌برد.

3. زیبایی دعا

بنابر آن‌چه گفته شد، دعا فقط در نگاه عارفانه می‌تواند زیبا باشد، زیرا در این نگاه، دعا نتیجه محور نیست، بلکه نفس دعا کردن مطلوبیت ذاتی دارد. زیبایی دعا وقتی برای انسان جلوه‌گری می‌کند که بر مدار نتیجه نچرخد و گرنه مطلوبیت از آنِ دعا نخواهد بود بلکه همان نتیجه است که زیبایی و زشتی را ایجاد می‌کند، یعنی زیبایی دعا عرضی خواهد بود نه ذاتی. در نگاه عرفانی به دعا، زیبایی ذاتی دعا مطلوب است. به همین دلیل است که از این منظر دعا نیازمند اذن است. گرچه از نگاه فلسفی، به انسان اذن عام تکوینی داده شده است و همه ما انسان‌ها همان‌طور که توان گفتگو با یکدیگر را از نظر تکوینی داریم، با خدا هم قادر به صحبت کردن نیستیم و دعا در این فرض نیازمند اذن تکوینی باید همراه معرفت عاشقانه‌ای باشد تا اذن مجددی را انسان دریافت کند و این اذن مجدد که یک اجازه عاشقانه است. دعا را زیبا می‌کند و در این صورت دعا هیچ گاه نتیجه محور نخواهد بود.
این طلب در ما هم از ایجاد توست
رستن از بیداد یا رب داد توست
(11/ د 1/1241)
خداوند این اذن را در دعا به هر کسی نمی‌دهد. گاهی انسان‌هایی آن چنان غرق در نعمت می‌شوند که خدا را فراموش می‌کنند و مجال گفتن حتی یک یا الله را هم نمی‌یابند. مولوی در مثنوی (همان/د3/190) به حکایتی اشاره می‌کند که مردی تحت تأثیر القای شیطانی از دعا کردن باز ایستاد:
آن یکی الله مـی‌گفتـی شبـی
تا که شیرین می‌شد از ذکرش لبی
گفت شیطان آخر ای بسیار گو
ایــن هـمـه الله را لبیـــک کـــو؟
و چون تحت تأثیر این وسوسه قرار گرفت، به او چنین خطاب شد که:
گفت هین از ذکر چون وامانـده‌ای
چون پشیمانی از آن کش خوانده‌ای
گـفت لبیـکم نمـی‌آیــد جــواب
زان همـی ‌تـرسـم که باشـم رد باب
گـفت آن الله تـو لبـیک مـاسـت و
آن نیاز و درد و سوزت پیک ماست
حیـله‌هـا و چـاره‌جـویـی‌هـای تـو
جـذب مـا بـود و گـشاد ایـن پای تو
ترس و عشق تو کمند لطف مـاست
زیـر هـر یـا رب تـو لبیــک‌هــاست
جان جاهل زین دعا جز دور نیست
زانـکه یا رب گفتنـش دستـور نیست
بر دهان و بر لبش فقل است و بنـد
تـا ننــالــد بـا خــدا وقــت گـزنـد
داد مر فرعـون را صـد مـلک و مـال
تـا بـکـرد او دعــوی عــز جـــــلال
در همـه عمـرش نـدیـد او درد سـر
تـا ننـالـد سـوی حـق آن بـد گــهـر
در دعای ابوحمزه ثمالی از زبان امام سجاد(ع) (8، ص:266) در سحرهای ماه رمضان، همین زیبایی جلوه‌گری می‌کند و حضرت چنین با خدا نجوا می‌کند که: خدایا چه شده است که هرگاه با خود می‌گویم که آماده نماز شده‌ام و می‌خواهم با تو نجوا کنم و در پیشگاه تو بایستم، حالت خواب آلودگی بر من عارض می‌شود و در ادامه می‌فرماید: "و هر گاه با خود می‌گویم که می‌خواهم که درون را اصلاح کنم و به مجالس توبه بروم مشکلی پیش می‌آید که قدم‌های من می‌لغزد. آیا این‌ها به خاطر این است که مرا از درگاه خود خود رانده‌ای و لایق خدمت خود ندیده‌ای یا بر نعمت‌های تو شاکر نبوده‌ام و مرا محروم کرده‌ای و یا این که دوست نداری که دعای مرا بشنوی و مرا دور کرده‌ای؟"
در این جملات امام سجاد(ع) به خوبی، زیبایی اذن در دعا را به تصویر می‌کشند و چقدر زیبا در سحرهای ماه رمضان این زمزمه را بیان می‌کنند. در نگاه عارفانه به دعا، رابطه باید از طرف خدا تبیین شود. اگر گفتگو عاشقانه باشد و نیازمند اذن معشوق، بنابر این تعیین گفتگو از طرف انسان بی معنی خواهد بود. انسان نمی‌تواند برای خدا تعیین تکلیف کند و بر همین اساس دعاهای مأثور از ائمه(ع) موضوعیت پیدا می‌کند. یعنی در حقیقت ما به زبانی با خدا سخن می‌گوییم که اولیاء الله با آن سخن گفته‌اند. مفاهیمی‌که در ادعیه مأثوره است، اوج گفتگوی عاشقانه انسان با خداست، اهمیت دعاهای مأثوره از دو جنبه می‌تواند باشد:

3. 1. جنبه اول

جنبة اول اهمیت این ادعیه توجه به ادب گفتگوی عاشقانه است که از طرف معشوق تعیین می‌شود. در این گفتگو انسان تابع حق است. مولوی به خوبی به این معنی اشاره می‌کند:
یاد ده ما را سخن‌های دقیق
تا تو را رحم آورد آن ای رفیق
هم دعا از تو اجابت هم ز تو
ایمنـی از تـو مهابـت هم ز تـو
(11/د 2/694)

3. 2. جنبه دوم

جنبة دیگر پاک بودن زبان در دعاهای مأثوره است. انسانی که می‌خواهد با خدا گفتگو کند، اگر به حقیقت به خود بنگرد، چنین اجازه‌ای به خود نمی‌دهد که با زبان گناه آلود با او حرف بزند. بنابراین، در دعای مأثور، خدا را با زبانی می‌خوانیم که صاحب آن زبان، گناه آلود نیست. از سری سقطی، از بزرگان صوفیه، مناجاتی نقل شده که می‌گوید: "اگر نه آنستی که تو فرموده‌ای که مرا یاد کن، به زبان یاد نکردی یعنی تو در زبان ما نگنجی و زبانی که به لهو آلوده است، به ذکر تو چگونه گشاده گردانیم" (7، ص:340). در مناجات علی(ع) (8، ص:180) این چنین آمده است که: "خدایا زبان‌ها از ستایشی که لایق تو باشد، عاجزند". بنابراین روی آوردن به زبان اولیاء الله تا حدودی انسان را از این جهت آرام می‌کند که گفتگویی از زبان معصوم را بر گزیده است. گرچه آن هم لایق شأن الهی به طور کامل نیست.

4. لذت دعا

زیبایی برای انسان، لذت آفرین و لذت بخش است. دعاهای نتیجه محور، زیبایی‌اش، تابع زیبایی نتیجه ‌است و لذت آن هم تابع نتیجه خواهد بود. اما دعای عارفانه فی نفسه زیباست چون نفس گفتگو موضوعیت دارد و انسان احساس می‌کند خداوند به او اذن داده است تا گفتگو کند و چنین اذنی لذت بخش خواهد بود. امام سجاد(ع) در این زمینه چنین مناجات می‌کنند که "فرغ قلبی لمحبتک ... و هب لی الانس بک و باولیائک" (6، ص: 146).
ساقـی بـه نـور بـاده بـر افـروز جـام مـا
مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما
مـا در پیـالـه عـکس رخ یـار دیـده‌ایــم
ای بـی خبـر ز لـذت شـرب مـدام مـا
هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق
ثبـت اسـت بـر جـریـده عـالم دوام ما
(3،ص: 49)
لذت بردن از دعا، یک امر شخصی است بنابراین تابع معرفت ما خواهد بود و کسی از دعا لذت می‌برد که به آن اذن باور داشته باشد. بنابراین بعضی از اهل دل معتقدند که در سؤالی که خداوند از موسی(ع) می‌کند که: "و ما تلک بیمینک یا موسی – قال هی عصای اتوکؤعلیها و اهش بها علی غنمی ‌و لی فیها مارب اخری" (طه/17). با همان عبارت اول که موسی گفت: "هی عصای"، جواب داده شد، اما شوق گفتگو با معشوق است که باعث ادامه سخن می‌شود.
همه جمال تو بینم چو چشم باز کنم
همـه شـراب تو نوشم چو لـب فراز کنم
حـرام دارم بـا مـردمـان سخـن گفتن
و چون حدیث تو آید ، سخن دراز کنم
(10، ص:355)
بنابراین دعا وقتی لذت بخش است که نفس گفتگو مطلوب باشد و نوعی حال دل با محبوب باشد.
حال دل با تو گفتنم هوس است
خبـر دل شنفتنـم هـوس است
شب قدری چنین عزیز و شریف
با تـو تا روز خفتنم هـوس است
ای صبـا امشبـم مــدد فـرمــا
که سحرگه شکفتنم هوس است
(3، ص: 25)

5. مراتب دعا

با توجه به آن چه راجع به دعا گفته شد، دعا می‌تواند مراتب تشکیکی گسترده‌ای داشته باشد، زیرا دعا به طور مستقیم با معرفت انسان مرتبط است و نحوه معرفت و شناخت انسان با خداست که طرز گفتگوی او را تعیین می‌کند. همانند کودکی که می‌خواهد با پدر خود سخن بگوید. میزان شناخت کودک از جایگاه پدر نقش مستقیمی ‌در نحوه گفتگو دارد. گاهی کودک گفتگوی خود را در قالب چند خواسته کوچک مطرح می‌کند، و گاه می‌خواهد فقط با پدر حرف بزند و درد دل کند، و گاهی فقط می‌خواهد در آغوش پدر قرار گیرد. مراتب دعا نیز بر همین اساس متفاوت است که به برخی از آن‌ها به طور اجمالی اشاره می‌کنیم:

5. 1. دعای تاجرانه

گفتگو با خدا گاهی بر مبنای خواسته مادی انسان صورت می‌گیرد و انسان از خدا می‌خواهد که آن خواسته را برآورد و اگر متحقق نشود، انسان دل آزرده می‌شود. در حقیقت انسان وارد نوعی معامله با خدا می‌گردد. برای خود هویتی در مقابل خدا تصور می‌کند و به خواسته‌های خود اصالت می‌دهد. هم‌چنان که در عبادت، بهشت و جهنم را در نظر می‌گیرد و با گرفتن بهشت و رد کردن جهنم با خدا معامله عبادی می‌کند، در دعا هم برآورده شدن خواسته مادی خود را وجه معامله کفتگو با خدا قرار می‌دهد. به قول مولوی:
آن گدا گوید خدا از بهر نان
متقی گوید خدا از عین جان
(11/د2/500)
وقتی خدا را از بهر نان بخوانیم، اگر حاجت ما بر آورده شود، خوشحال می‌شویم و کار ما با خدا تمام می‌شود و اگر حاجت بر آورده نشود، غمناک و گله‌مند از او هستیم. حتی گاهی ما انسان‌ها خود را به رخ خدا می‌کشیم و به اطاعت او می‌بالیم و خود را طلبکار می‌دانیم. این نگرش به دعا که قطعاً نگرش صحیحی نیست، در اکثر مردم وجود دارد و بیشتر مردم از دعا همین تلقی را دارند. آدابی که برای مردم در دعاها بیان می‌شود، بیشتر برای تصحیح این گونه دعاهاست که مردم در خواسته خود جانب تعدیل را رعایت کنند و ادب خواستن از خدا را فراموش نکنند. رعایت این آداب در دعا تا حدودی دعا را در این مرحله زیبا، وگر نه این گونه معامله کردن با خدا حسنی ندارد.
اگر انسان باور کند که آن‌چه خدا برای او می‌خواهد خیر است، به یک معنی از معامله‌گری با او عبور می‌کند – امام سجاد(ع) در دعای ابوحمزه ثمالی می‌فرماید: "من این لی الخیر یا رب ولا یوجد الا من عندک … " (8، ص: 259) – این باور که نوعی ادب تعلیمی ‌برای دعا است، انسان را از این مرحله عبور می‌دهد. علی(ع) در نامه به امام حسن(ع) می‌فرماید: "…تأخیر در اجابت دعا تو را مأیوس نگرداند، زیرا اولاً، بخشش به مقدار نیت انسان عطا می‌شود. ثانیاً، ممکن است تأخیر، پاداش بیشتر سایل باشد. ثالثاً، ممکن است بهتر از آن‌چه را خواسته‌ای به تو عطا کند. رابعاً، ممکن است آن‌چه خواسته‌ای، باعث هلاک تو باشد و چون خدا خیر تو را می‌خواهد آن را به تو نداده است..."(8،ص:302). همه این مضامین در سخن علی(ع) به منظور آماده کردن انسان برای عبور از مرحله دعای تاجرانه است که این گونه دعا بر محور نتیجه می‌چرخد. مولوی نیز بخشی از مضمون سخن علی(ع) را چنین بیان می‌کند که:
شکر حـق را کـان دعـا مردود شد
من زیان پنداشتم و آن سود شد
بس دعاها کان زیان است و هلاک
وز کـرم مـی‌نشنـود یـزدان پاک
(11/د2/139)
امام سجاد(ع) در صحیفه سجادیه دعایی دارند که در هنگام مبتلا شدن به گرفتاری و یا بیماری می‌خواندند و می‌فرمایند: "خدایا من نمی‌دانم کدام حالت شایسته‌تر به شکر است. هنگام صحت که توان استفاده از روزی تو را دارم یا هنگام بیماری که وسیله رهایی من از گناهان است (6، ص: 110).
این فقرات نوعی ادب حاجت خواستن از خدا را بیان می‌کند.

5. 2. دعا در مرتبه تجلی افعالی خداوند

انسان وقتی از مرتبه معامله‌گری با خدا می‌گذرد، در حقیقت نور الهی را در خود می‌یابد و تابش نور الهی است که وجود انسان را فرا می‌گیرد. اما این جلوه‌گری در همه انسان‌ها یکسان نیست. انسان به میزان معرفت خود از تجلی الهی بهره می‌گیرد. تابش نور الهی همه عالم را فرا گرفته است. قرآن می‌فرماید: "الله نور السموات و الارض..." (نور/35). اما قابلیت قابل در گیرندگی مؤثر است. انسان در اولین مرتبة دریافت، تجلی خدا را در بعد فاعلی و صفات فعلی او مشاهده می‌کند. برای انسان در مرتبه ارتباط با افعال خدا مهم است. غفاریت، رازقیت و … برای انسان قابل درک است. یعنی خداوند با این افعال برای ما متجلی می‌شود. انسان از خدا روزی می‌خواهد، بخشش گناه می‌طلبد، اما در همه این‌ها حقیقت خداوند را متجلی می‌بیند. یعنی گفتگوی با معبود با این بعد فعلی، مطلوب انسان قرار می‌گیرد، اما تحقق خواسته‌های مادی به تبع مطلوبیت گفتگو با حق است.
نعمت تحت الشعاع جاذبه صاحب‌خانه قرار می‌گیرد و رفتن به خانه و نشستن بر سر سفره بهانه‌ای برای دیدار اوست.
طواف حاجیان دارم به گرد یار می‌گـردم بهانـه کــرده‌ام نان را ولیکن مست خبازم
نه اخلاق سگان دارم نه بر مردار می‌گردم نه بر دینار می‌گردم که بر دیدار می‌گردم
(10/حرف م/53)
مولوی در مثنوی از زاویه دیگری هم به این بحث می‌نگرد:
هر که کارد قصد گندم باشدش
کـاه خـود انـدر تبـع می‌آیـدش
قصد کعبه کن چو وقت حج بُوَد
چون که رفتی مکه هم دیده شود
قصد، در معراج، دیـد دوست بود
در تبـع عـرش و ملائک هم نمود
(11/د 2/2222)
بیان خواسته های مادی در ادعیة‌ مأثوره از ائمه طاهرین(ع) از همین باب است، یعنی آن‌ها نمی‌خواهند با خدا معامله کنند اما خواسته مادی را در پرتو گفتگوی با او مطرح می‌کنند. امام سجاد(ع) در دعای ابوحمزه می‌گوید:
"اللهم اعطنی السعه فی الرزق و الامن فی الوطن و قره العین فی الاهل و المال و الولد و المقام فی نعمک عندی والصحه فی الجسم و القوه فی البدن..." (8، ص:273). با این دید خواسته مادی از خدا خواستن، زیبایی خاص خود را دارد؛ زیرا زیبایی مربوط به خواسته انسان نیست بلکه به نفس گفتگو است که در قالب آن خواسته مادی مطرح است و در حقیقت این گونه ادعیه نوعی ادب گفتگوی مادی را نیز به ما می‌آموزد که از خدا چه بخواهیم و چگونه بخواهیم. در تجلی افعالی فراز و نشیب در زندگی انسانی زیاد دیده می‌شود اما در همه آن‌ها خدا دیده می‌شود.
الا یا ایها الساقی ادر کاساً و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها
(3، ص: 17)
آسان نمودن عشق در ابتدا و مشکل دیدن آن در ادامه راه، نتیجه فراز و نشیب زندگی انسانی است. این فراز و نشیب باعث می‌شود که انسان در راه معبود، بر آورده نشدن حاجت خود را تحمل می‌کند و سختی آن را بپذیرد.
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم
سرزنش‌ها گر کند خارمغیلان غم مخور
(همان، ص:213)
و نه تنها گاهی از این سرزنش غم به خود راه نمی‌دهد که آن را نوعی وفاداری می‌پندارد.
سحـر بلبـل حکایـت بـا صبـا کـرد
که حسن روی گل با ما چه ها کرد
از آن رنگ رخم خون در دل انداخت
و از آن گلشن به خـارم مبتلا کـرد
غـــلام همــــت آن نـازنینــــــم
کـه کـار خیـر بـی روی و ریـا کرد
(همان، ص:117)
و چنین است که انسان می تواند به مرتبه بعد قدم بگذارد.
امام سجاد(ع) آن‌گاه که حفظ سلامتی خود را از خدا می‌خواهد آن را مقید به عدم معصیت خدا می‌کنند. "و احفظنا من بین ایدینا و من خَلفنا و عن ایماننا و شمائلنا و من جمیع نواحینا حفظا عاصما من معصیتک، هادیا الی طاعتک..." (6، ص: 73). در تمام دعاهایی که در صحیفه سجادیه آمده این نکته مشهود است که هرگاه خواسته‌ای از خداوند مطرح شده ارتباط آن خواسته با خدا هم مد نظر است یعنی هیچ چیزی به طور مطلق مورد حاجت نیست.
5. 3. دعا در مرتبه تجلی صفاتی
در مرتبه تجلی صفاتی، انسان از افعال عبور می‌کند و خدا را در قالب صفات می‌بیند. در این مرتبه، خداوند با صفات خود بر انسان متجلی می‌شود و نور صفاتی حق بر انسان می‌تابد. خدا را از قالب افعالی مثل رزاقیت و غفاریت بیرون می‌آورد و جمال و جلال و رحمت و امثال این صفات، بر او تجلی می‌افکند.
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
بـی‌خـود از شعشعه پـرتو ذاتم کردند
بـاده از جـام تـجـلی صفـاتـم دادنـــد
(3،ص:158)
کسی که از جام بادة صفاتی می‌نوشد، چنان مست می‌شود که جز نور صفاتی حق، نمی‌بیند. افعال حق در صفات حق محو می‌شود. یعنی خواسته‌های این فرد، دیگر متعلق به افعال خداوند نیست؛ بلکه نجوایش با صفات حق است. پس در این مرحله مفاهیم مادی از قاموس زندگی انسانی حذف می‌شود. آن‌چه به عنوان سختی وجود دارد در این مرحله رخت بر می‏بندد، تجلی صفاتی خدا همانند نوری است که از شبکه‌های متعدد با رنگ‌های مختلف بر انسان می‌تابد و او را خیره می‌کند. آن‌چه می‌بیند، همان نور است و اشیایی که در پرتو نور برای او روشن شده‌اند، برای او اصالتی ندارند بر خلاف تجلی افعالی که در آن‌جا انسان با نور الهی عالم ماده را می‌بیند و در پرتو آن نور، خواسته‌های خود را از خداوند مطرح می‌کند:
بنـمای رخ کـه بـاغ و گلستانـم آرزوست
بگشای لب که قند فـراوانم آرزوست
ای آفتــاب حســن بـرون آ دمـی ‌ز ابــر
کان چهره مشعشع تابـانـم آرزوست
آن دفع گفتنت که برو شه به خانه نیست
آن ناز و باز و تندی دربـانم آرزوست
والله که شـهر بـی تـو مـرا حبس می‌شود
آوارگـی و کـوه و بـیابـانـم آرزوست
(10/حرف ف/441)
در این مسیر آن‌چه سختی است، به جان خریده می‌شود اما نه به عنوان این‌که سخت است، آن چنان که در تجلی افعالی گفته شد، بلکه آن رنج درد و سختی عیناً مطلوب اوست. یعنی در قاموس انسان در این مرحله چیزی به عنوان سختی و آسانی مطرح نیست. در این مرتبه، آن چنان لذت بخش است که انسان نمی‌تواند از آن دست بکشد. در دعای سحرهای ماه رمضان از قول امام باقر(ع) بخشی از گفتگو با خدا در مرحله تجلی صفاتی است: اللهم انی اسئلک من جمالک باجمله... اللهم انی اسئلک من نورک بانوره...(8، ص:257). یعنی در این جا سخن از تجلی صفاتی تا بدان حد است که صفت تفصیلی برای آن به کار می‌رود. قرار گرفتن انسان در مرحله تجلی صفاتی با نوعی آشفتگی و وله و مستی همراه می‌کند. "الهی و الهمنی ولها بذکرک الی ذکرک...". این مستی و وله در او زیاده طلبی عاشقانه ایجاد می‌کند: "الهی اقمنی فی اهل ولا تیک مقام من رجا الزیاده من محبتک... الهی و اجعلنی ممن نادیته فا جابک و لا حظته فصعق لجلالک..." (همان،ص: 224). در این دعا زیادت محبت از خدا خواسته می‌شود و نیز از او می‌خواهیم که با ندای او به حالت صعق افتاده باشیم.
امام سجاد(ع) در صحیفه سجادیه در فقرات زیادی خواسته‌هایی از خدا مطرح می‌کنند که ارتباط بنده با خدا را در مرحله تجلی صفاتی تبیین می‌کند: "فرغ قلبی لمحبتک و اشغله بذکرک... و هب لی الانس بک و باولیائک و اهل طاعتک" (6، ص: 146) و در جای دیگری می‌فرمایند: "و اجعل یقینی افضل الیقین" (6، ص: 128) "و هب لنا یقینا صادقاً تکفینا به من معونة الطلب..."(همان، ص:197). پر واضح است که این خواسته‌ها فراتر از مشاهده حق در تجلی افعالی است. رسیدن به درجه یقین و محبت الهی به انسان کمک می‌کند تا سیر و سلوک خود را به مرحله صفات الهی برساند و از لذت صفاتی بهره‌مند گردد.
لذت چنین گفتگوهایی با خدا قابل وصف نیست. در بیان این مستی و آشفتگی است که عرفا از زبان رمز و تمثیل استفاده می‌کنند. الفاظی که در عالم ماده برای انسان شناخته شده‌اند، رمزی به عالم معنی محسوب می‌شوند. به عنوان مثال: واژه رخ به عنوان تجلی صفات جمالیه الهی به صفت لطف است.
ای خوب رخ که پرده نشینی و بی حجاب
ای صــد هـــزار جـلوه گـر و بـــاز در نـقـاب
با عـاقـلان بگـو که رخ یـار ظاهــر اسـت
کاوش بس است این همه در جست‌و‌جوی دوست
(4، ص: 47)
و واژه زلف تجلی به صفت قهر و منع است.
سر زلفت به کناری زن و رخسار گشا
تا جهان محو شود خرقه کشد سوی فنا
(همان، ص: 43)
و از همین قبیل است واژه‌های ابرو، چشم، باده، شراب، می‌، مستی و … که فعلاً مجال پرداختن به آن‌ها نیست.
هم‌چنین در این مرحله است که حزن و خوف تبدیل به شادی می‌شود:
"الا ان اولیاء الله لا خوف علیهم ولا هم یحزنون" (یونس/62).
جامی ‌بنوش و بر در میخانه، شاد باش
در یاد آن فرشته که توفیق داد باش
گر تیـشه‌ات نبـاشد تا کـوه بــر کنـی
فـرهاد باش درغم دلـدار و شاد باش
(همان، ص: 129)
مولوی نیز در همین زمینه قصه قابل توجهی را ذکر می‌کند که به داستان محتسب و مست مشهور است:
محتسب در نیمه شب جایی رسیـد
در بــن بـازار، مستـی خـفـتــــه دیــــد
گفت هان مستی چه خوردستی بگو؟
گفــت از آن خــوردم کـه هست انــدر سبو
گفت خود اندر سبو واگو که چیست؟
گفت از آن که خورده‌ام، گفت این خفی است
گفت آن چه خورده‌ای آن چیست آن؟
گـفـت آن چـه در سبـو مخفــی اســت آن
دور می‌شـد این سـؤال و ایـن جـواب
مـانــد چــون خـــر محتســب اندر خلاب
گـفت بـا او محتـسب هیـن آه کــن
مــست هــو هــو کــرد هنــگـام سخــــن
گفــت گفتـم آه کــن هـو مـی‌کنـی گ
فـــت مـــن شادم تـــو از غـــم مـی‌زنـی
آه از درد و غــــــم بیــــداری است
هــو هـوی مـــی‌کشــان از شــــادی است
(11/د2/2389)

5. 4. دعا در مرحله تجلی ذاتی

زیباترین جلوه گفتگو با خداوند، رسیدن به مقام تجلی ذاتی و وحدت حقیقی است. مرحله‌ای که انسان نور الهی را حتی در تکثر صفات حق نمی‌بیند بلکه وحدت واقعی را می‌یابد. این مقام همان مرحله فنا در حق است که انسان برای خود هویتی مستقل در مقابل حق نمی‌بیند و انقطاع کامل به او دست می‌دهد. حال وقتی در مناجات شعبانیه همین انقطاع کامل را از خدا می‌خواهیم، چقدر لذت بخش است:
"الهی هب لی کمال الانقطاع الیک و انر ابصار قلوبنا بضیاء نظر ها الیک حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور فتصل الی معدن العظمه و تصیر ارواحنا معلقة بعز قدسک..." (8، ص: 225).
امام سجاد(ع) در صحیفه سجادیه هنگام مناجات با خدا چنین عرضه می‌دارند که "اللهم اخلصت بانقطاعی الیک" "خدایا من خودم را با انقطاع از هر چه غیر از تو است برای تو خالص گردانیده‌ام". انقطاع واقعی همان مقام انقطاع از همه چیز غیر از ذات الهی است.
این مقام در حقیقت مقام عدم است و به طور کامل در اشعار عرفانی امام خمینی به این حقیقت اشاره شده است:
الا یا ایـها الساقی ز مـی‌ پر ساز جامــم را
کـه از جـانم فرو ریزد هوای ننگ و نامم را
از آن می‌ریز در جامم که جانم را فنا سازد
بـرون سازد زهستی هسته نیرنگ و دامم را
از آن می‌ده که جانم را زقید خود رها سازد
بــه خـود گیرد زمامم را فرو ریزد مقامم را
از آن می‌ده که در خلوتگه رندان بی حرمت
به هم کوبد سجودم را به هم ریزد قیامم را
به ساغر ختم کردم این عدم اندر عدم نامه
به پیر صومعه بر گو ببین حسن ختامم را
(4، ص:‌40)
در این مرحله، انسان سخن غیر از سخن حق نمی‌گوید، فقط خدا از زبان او سخن می‌گوید بنابراین گفتن او عین اجابت است.
آن دعای شیخ نی چون هر دعاست
فانی است و گفت او گفت خداست
چـون خـدا از خود سؤال و کد کند
پس دعـای خویش را چون رد کند
(11/د 5/2243)
در این مرحله است که گاهی انسان از دعا کردن خاموش می‌شود، اما نه آن خاموشی که از سر خستگی از گفتگو با معشوق باشد بلکه آن خاموشی که از سر جذبه در معشوق و شوق به او و محو در لقای او ایجاد شده باشد.
آن دگر قومی‌شناسم ز اولیاء
که دهانشان بسته باشد از دعا
(11/د3/1880)
در بعضی از روایات این مضمون وارد شده است که: "من شغله ذکری عن مسالتی اعطیته فوق ما اعطی السائلین" (9، ج: 4، ص:1674). کسی که یاد من او را از در خواست کردن باز دارد، بالاتر از آن چه به سائلین داده‌ام به او می‌دهم. ذکر یعنی یاد واقعی او که غرق شدن در حقیقت واقعی حق باشد، و این یعنی خاموشی از دعا به معنی عرفانی.
در یک جمع بندی فشرده از مجموعه مباحث گذشته چنین نتیجه می‌گیریم که مفهوم دعا یک مفهوم ثابت نیست بلکه دارای مراتب متفاوت است. جلوه‌های زیبایی شناختی دعا در این مراتب، متفاوت است. دعا در مرتبه درخواست تاجرانه، زیبایی ندارد و لذت بخش هم نیست اما در مراتب مختلف تجلی الهی اعم از فعلی و صفتی و ذاتی، دعا زیباست و لذت بخش و همه این مراتب در دعاها و مناجات‌های صحیفه سجادیه به بهترین نحو به چشم می‌خورد.
ماخذ
1- قرآن کریم
2- باربور، این، (1362)، علم و دین، ترجمه خرمشاهی، تهران: مرکز نشر دانشگاهی.
3- حافظ، شمس الدین محمد، (1375)، دیوان، نسخه محمد قزوینی و قاسم غنی، مقدمه پژمان بختیاری، تهران: پیک فرهنگ.
4- خمینی، روح الله، (1381)، دیوان، تهران: نشر آثار امام خمینی.
5- سید رضی، (1378)، نهج البلاغه، ترجمه شهیدی، تهران: شرکت انتشارات علمی ‌و فرهنگی، چاپ چهارم.
6- سجاد (امام)، (1379)، صحیفه سجادیه، ترجمه فیض الاسلام قم: انتشارات فقیه، چاپ پنجم.
7- عطار نیشابوری، فرید الدین، (1380)، تذکره الاولیاء، تصحیح محمد استعلامی، تهران: انتشارات زوار، چاپ دوازدهم.
8- قمی، شیخ عباس، (1375)، مفاتیح الجنان، مشهد: انتشارات آستان قدس، چاپ سوم.
9- محمدی ری شهری، محمد، (1379)، میزان الحکمه، ترجمه حمید رضا شیخی، قم: دارالحدیث، چاپ دوم.
10- مولوی، جلال الدین، (1375)، کلیات شمس، مقدمه فروزانفر، تهران: انتشارات جاویدان، چاپ دوازدهم.
11- مولوی، جلال الدین، (1375)، مثنوی، تصحیح سروش، تهران: شرکت انتشارات علمی ‌و فرهنگی.
منبع: فصلنامه اندیشه دینی ، شماره 13


نوع مطلب : مقالات، امام سجاد علیه السلام، صحیفه سجادیه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

رسالت صحیفه سجادیه
نویسنده: حسن منتظری
صحیفه سجادیه این صحیفه و مجموعه نورانی كه از سوی حضرت حق جل ّ و اعلی بر لسان مبارك زین العابدین امام سجاد ـ علیه‎السلام ـ نازل شده را با این فهم و درك بشری نمی‎توان شناخت و به عمق معارف ارزشمند و نورانی آن دست یافت، لیكن با انس و بهره‎مندی هر چه بیشتر از معارف سرشار از عشق و معرفت و غنای آن می‎توان به گوشه‎هائی از عظمت آن دست یافت.
امام سجاد ـ علیه‎السلام ـ در آن دوران خفقان و اختناق كه از سوی حاكمان ظالم اموی ایجاد شده بود آن همام تحت نظر بوده و تمامی رفت و آمد آن حضرت شدیداً تحت كنترل و مراقبت آنها بود و در واقع، تشنگان حقیقت و شیعیان در آن عصر، از محضر امام و ارشادات ایشان، به طور كامل بهره‎مند نبودند و در واقع نمی‎گذاشتند كه مردم بتوانند از فیض حضور امام استفاده نمایند.
لذا در این دوران غم‎انگیز، امام زین العابدین ـ علیه‎السلام ـ برترین و استوارترین ابزار برای ابلاغ رسالت امامت خویش را در قالب دعا و نیایش متبلور نمود كه در حقیقت بهترین سلاحی بود كه در آن عصر خفقان، برّنده‎ترین شمشیر و زیباترین نبرد در برابر سیل هجوم ظلم، تعدّی و افكار باطل بود. این شیوه ابلاغ رسالت به قدری در خور عظمت بود كه حضرت امام خمینی(ره) از آن به عنوان قرآن صاعد یاد نموده و آنرا زبور آل محمّد می‎نامند و می‎فرمایند: ما مفتخریم كه ادعیه حیات بخش كه او را قرآن صاعد می‎خوانند از ائمه معصومین ـ علیهم السلام ـ است.[1]

تبیین رسالت صحیفه سجادیه:

برای به دست آوردن رسالت صحیفه سجادیه، توجه به دو مبدأ فاعلی و مبدأ غایی در این صحیفه نورانی حائز اهمیت است.
وقتی كه به مبدأ فاعلی پیام‎ها و معارف ارزشمند صحیفه سجادیه توجه می نماییم، در می‎یابیم كه این عبارات غنی، استوار و جامع، نمی‎تواند از زبان شخصی معمولی ارائه شده باشد. مجموع دعاهای امام سجاد ـ علیه‎السلام ـ كه به نام زیبای صحیفه سجادیه معروف شده است، پس از قرآن مجید و نهج البلاغه، بزرگترین و مهمترین گنجینه گرانبهای حقایق و معارف الهی است، به طوری كه از ادوار پیشین از طرف دانشمندان برجسته ما، این صحیفه نورانی به «اخت القران»[2] و «انجیل اهل بیت ـ علیهم السلام ـ» و «زبور آل محمد ـ علیهم السلام ـ» لقب گرفته است.[3]
امام سجاد ـ علیه‎السلام ـ ملقّب به القاب بی‎نظیر از سوی بزرگان شیعه و سایر فرق اسلامی بودند مانند:‌ سید العابدین، سید المتقین، امین، سیدالساجدین، زین الصالحین، زكی و... .[4]
توجه به زندگانی سرشار از زهد، عبادت و معنویت آن حضرت و نیز توجه به علم متصل به منبع لا یزال الهی و استشمام بوی خوش كلام نبوی در بیانات آن حضرت و عظمت مافوق بشری آن وجود نازنین و آسمانی، ما را به این واقعیت رهنمون می‎سازد كه صحیفه سجادیه دارای پیامی سترگ و رسالتی بس عظیم و غنایی بی‎بدیل می‎باشد.
ـ ابعاد مختلف عملكرد امام سجاد ـ علیه‎السلام ـ در طول حیات مباركشان عبارتند از: ارشاد و هدایت امت، تربیت اصحاب خاص و كادرسازی، هشدار به عقاید غالیان، جبرگرایان، و منحرفان و دفاع جدی از حریم دین و سنّت نبوی، احتجاجات و مناظرات با افراد مختلف، دستگیری از درماندگان، تأسیس حوزه علمیه، مبارزه با تهاجم فرهنگی، تفسیر و تبیین معارف والای قرآن و ترویج فرهنگ قرآنی، نشر احكام و آثار تربیتی اخلاقی، تبیین معارف والای دین در كلاس دعا و...
ـ و اما توجه به مبدأ غایی صحیفه سجادیه كه همان انگیزه نهایی آن حضرت است، اهداف الهی و رسالت عظیم آنرا نمایان می‎سازد.
یكی از روشهای تبلیغی و عملكرد فرهنگی مبارزاتی امام سجاد ـ علیه‎السلام ـ، تبیین معارف والای اسلام در قالب دعا بود. از آنجا كه در زمان امام سجاد ـ علیه‎السلام ـ شرایط اختناق آمیزی حكمفرما بود، امام بسیاری از اهداف و مقاصد خود را در قالب دعا و مناجات بیان می‎كرد[5] و از این طریق رسالت الهی امامت خویش را به همگان ابلاغ می‎فرمود.
آری دعا و نیایش كه بهترین پیوند معنوی میان انسان و پروردگار متعال است آثار ارزنده و بی‎نظیری دارد كه با سیر و انس با معارف ادعیه صحیفه سجادیه می‎توان رسالت و اهدافی كه در آن دنبال شده است را به موارد زیر اشاره نمود:
ـ صحیفه سجادیه به منزله یك دائره المعارف علوم بشری است كه آنچه انسان برای سعادت خویش به آن نیازمند است در آن بیان شده كه در حقیقت شامل تمامی اصول اعتقادات و فروع دین و معارف والای توحیدی و عرفانی و اخلاقیات و... است كه از زوایای مختلف این مباحث بیان شده است.
وقتی در آثار بسیاری از بزرگان و اندیشمندان شیعی سیر می‎نماییم در می‎یابیم كه بسیاری از مباحث خود را نشأت گرفته از معارف صحیفه سجادیه نگاشته‎اند.
ـ امام سجاد ـ علیه‎السلام ـ توجه كامل دارند به اینكه انقلابی بدون پشتوانه معنوی، افرادی در آن پدید می‎آیند كه سست بنیان بوده و جزء گروه باد و افرادی متزلزل می‎باشند كه در هر موجی خود را می‎بازند و این نیست مگر ویژگی انسانهایی كه بدون دانش و بینش اسلامی و به دور از فضایل اخلاقی رشد كرده‎اند. لذا با توجه به این نیاز اساسی و مسئولیت و رسالت امامت، یكی از مهمترین اهدافی كه به وضوح در صحیفه سجادیه متجلّی است تعلیم، تربیت، رهنمایی به سوی خودسازی و كمالات انسانی و تعالی روح انسانی است.
امام در حقیقت در قالب دعا و نیایش، به بیان یك سلسله جامع از مسایل عرفانی و فضایل اخلاقی و كمالات روحی پرداخته‎اند.
دعای شریف مكارم الاخلاق صحیفه سجادیه، حاوی تعالیمی مهم و درس‎های آموزنده و انسان‎ساز است و به هر نسبت كه افراد علاقمند و با ایمان در مضامین آن دقت كنند و محتوای آنرا به نیكی فرا گیرند و دستورهایش را عملاً به كار بندند، به همان نسبت از سعادت واقعی و كمال راستین برخوردار می‎گردند و به مكارم اخلاق و سجایای انسانی متخلق می‎شوند.[6]
ـ یكی دیگر از اهداف ارزشمند صحیفه سجادیه به فعلیت رساندن قابلیت‎ها و استعدادهای انسانی كه در درون تمامی انسان نهفته است به گونه‎ای كه با انس و بهره‎مندی از این معارف نورانی می‎توان استعدادها و توانمندیهای روحی، اخلاقی معنوی، علمی و... را شكوفا نمود.
ـ این صحیفه، درها و روزنه‎های امید و آرزو و توكل به رحمت بی‎انتهای الهی را می‎گشاید. انسانی كه در این آشفته بازار دنیا همواره در تند بادهای شیاطین، به بن‎بست‎های لاعلاج می‎رسد، هر قدر هم گنهكار و دور از معرفت ذات احدیت باشد، با دل سپردن به این صحیفه آسمانی، گم شده خود را یافته و با آرامشی وصف ناشدنی دل به رحمت بی‎انتهای الهی می‎سپارد و از غنای ادعیه آن بهره‎مند می‎گردد.
ـ امید است بتوانیم هر چه بیشتر در پناه این نازله آسمانی، بهترین بهره‎های معنوی را برده و از مسیر این ادعیه گهربار كه لذت انس با آن وصف ناشدنی است به مراتب والای معرفت و یقین نائل آییم. انشاءا...

پی نوشت :

[1] . وصیت نامه سیاسی الهی، امام خمینی(ره)،‌ص 3، نشر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
[2] . شیخ آقا بزرگ تهرانی، الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج15،‌ص 18،‌بیروت دارالاضواء 1378ق.
[3] . سید علیخان مدنی، ریاض السالكین ص 4، قم موسسه آل البیت.
[4] . سید جعفر شهیدی، زندگانی علی ابن الحسین ـ علیه‎السلام ـ ص 7، دفتر انتشارات اسلامی، ج3،1370 ش.
[5] . مهدی پیشوایی، سیره پیشوایان، ص 270، موسسه امام صادق ـ علیه‎السلام ـ، 1372ش.
[6] . محمد تقی فلقی، شرح و تفسیر دعای مكارم الاخلاق از صحیفه سجادیه ج1 ص 1، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

منبع: اندیشه قم


نوع مطلب : مقالات، كتابخانه، صحیفه سجادیه، امام سجاد علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

با «زبور آل محمد» آشنا شویم
نویسنده:سید جواد حسینی
علی بن حسین بن علی علیهم السلام چهارمین امام شیعیان، در سال 38 هجری قمری، روز سوم شعبان دیده به جهان گشود . نام مادرش شهربانو، «شهر بانویه‏» «شاه زنان‏» و ... ، و مشهورترین القاب آن حضرت «زین العابدین‏» و «سجاد» می‏باشد .
دوران کودکی را در مدینه سپری کرد، و مدت دو سال از امامت جدش، امیرمؤمنان علیه السلام و ده سال از امامت عمویش، امام حسن مجتبی علیه السلام و ده سال از امامت پدر بزرگوارش، امام حسین علیه السلام را درک نمود . (1)
در محرم سال 61 هجری قمری در جریان قیام امام حسین علیه السلام، در سرزمین کربلا حضور داشت و پس از آن فاجعه دردناک به امامت رسید و با توجه به وضعیت زمان و اختناق حاکم در آن دوران، اقدام به یک سلسله برنامه‏های ارشادی و فرهنگی و مبارزات غیرمستقیم نمود، بدون آنکه حساسیت‏حکومتها را برانگیزد و فعالیتهایی انجام داد که مهم‏ترین آنها عبارتند از:
1 . زنده نگه داشتن یاد و خاطره عاشورا و رساندن پیام آن به مردم آن زمان;
2 . پند و ارشاد امت;
3 . تبیین معارف از طریق دعا و مناجات .
× کتابهای منسوب به امام سجاد علیه السلام
دوران امام سجاد علیه السلام، با توجه به برنامه‏های پیش گفته حضرت، طلیعه درخشش فرهنگ تشیع شمرده می‏شود و حدیث و دعا رونقی دیگر می‏یابد .
در این دوره، آثار مکتوب بر جای مانده از امام سجاد علیه السلام بسیار است .
در شمارش نوشته‏های به‏جا مانده از این امام همام به کتبی بر می‏خوریم که برخی از آنها از این قرار است:
1 . صحیفه سجادیه; (که مقاله حاضر، در ادامه به معرفی این اثر می‏پردازد).
2 . مناسک الحج: یکی دیگر از کتب آن حضرت است که فرزندان آن حضرت این کتاب را نقل کرده‏اند و در بغداد نیز به چاپ رسیده است . (2)
3 . رساله حقوق: از دیگر آثار گرانسنگ آن حضرت که جامع آداب سلوک فردی و اجتماعی است و محور شرح و بسط زیادی قرار گرفته است، رساله حقوق آن حضرت است . (3)
4 . الجامع فی الفقه: عنوان یکی دیگر از آثار آن حضرت است که ابوحمزه ثمالی نقل کرده است . (4)
5 . صحیفة الزهد: کتاب دیگری است که توسط ابوحمزه ثمالی نقل شده است . (5)
6 . کتاب دیگری که توسط داود بن عیسی از آن حضرت نقل شده، کتاب حدیثی است که امام سجاد علیه السلام آن را گردآوری نموده است . (6)
7 . کتاب علی بن الحسین علیه السلام: عنوان کتاب دیگری است که در ضمن مصادر از آن یاد شده است . (7)
آنچه در پیش رو دارید، قدمی است در معرفی صحیفه سجادیه، بدان امید که جامعه ما، مخصوصا جوانان عزیز با این کتاب آشنایی بیشتری پیدا کنند و از دریای معرفت آن، گوهرها به دست آورند، و دنیا و آخرت خویش را با انس گرفتن با آن برای همیشه آباد کنند .

صحیفه سجادیه را بشناسیم

مدت سیزده قرن است که کتاب صحیفه سجادیه مونس بزرگان زهاد و صالحان و مرجع و ملجا مشاهیر علما و مصنفان بوده و هست . برای آشنایی با این گنج معنوی بحث را در چند بخش پی می‏گیریم .

الف) سند صحیفه

از نظر سندی، صحیفه سجادیه در حد تواتر بلکه فوق آن است، شیخ آقا بزرگ تهرانی در این باره می‏گوید: «الصحیفة الاولی المنتهی سندها الی الامام زین العابدین ... و هی من المتواترات عند الاصحاب لاختصاصها بالاجازة والروایة فی کل طبقة وعصر ... ; (8)
صحیفه اولی که سند آن به امام زین العابدین علیه السلام می‏رسد ... از متواترات [و قطعیات] نزد اصحاب است; چرا که از ویژگی آن، این است [که تمام اصحاب از اساتید خود] اجازه نقل آن را در تمام طبقات [رجالی] و در تمام عصرها گرفته‏اند .» کار شهرت سند صحیفه به جایی رسیده که مرحوم محمد تقی مجلسی ادعا نموده است که او در نقل و روایت صحیفه یک میلیون سند دارد . (9) و همین طور شیخ محمد بن نعمان مفید (م‏413) در ارشاد و علی بن محمد خزاز قمی، شاگرد صدوق بن بابویه (م‏381) و احمد بن عیاشی (م‏401) و ابوالفضل شیبانی، و ... . آن را نقل نموده‏اند، و از علمای اهل سنت نیز، ابن جوزی در خصائص الائمه، و حافط سلیمان بن ابراهیم القندوزی (م 1294) در ینابیع المودة از صحیفه اسم برده، بخشهایی از دعای آن را نقل نموده‏اند . (10)
ابوالفضل شیبانی سندش به این صورت است: حدیث کرد ما را عامربن عیسی بن عامر سیرافی در مکه در سال 381، و گفت: حدیث کرد مرا ابو محمد حسن بن محمد بن یحیی بن حسن بن جعفر بن عبیدالله بن حسین بن علی بن ابیطالب علیهم السلام، گفت: حدیث کرد مرا پدرم و او از عمیر بن متوکل، او از پدرش متوکل بن هارون و او از یحیی بن زید، پس از شهادت پدرش در حالی که به سوی خراسان در حرکت‏بود و مردی را به پایه و عقل او ندیدم ... . که او صحیفه کامله‏ای را که دعاهای علی بن الحسین علیه السلام در آن بود، به من نشان داد . (11)
گذشته از کتب تاریخی و رجالی، هیچ کتاب دعای معتبری از دعاهای صحیفه سجادیه خالی نیست، مانند: 1 . «مصباح المتهجد» شیخ طوسی (385 - 460) .
2 . «سلوک الحزین‏» قطب الدین بن سعید بن هبة الله راوندی (م‏573) که کتابش مشهور به «دعوات الراوندی‏» می‏باشد .
3 . «اختیار المصباح‏» از سید علی بن حسین بن باقی .
4 . «اقبال و جمال الاسبوع و فتح الابواب‏» سید رضی الدین علی بن طاووس (م‏589) .
5 . «زوائد الفوائد» ابوالقاسم علی بن رضی الدین .
6 . «البلد الامین‏» ابراهیم بن علی کفعمی (م . 868) و ... .
از همه آنها گذشته، علامه مجلسی اول، به نقل آیت الله مرعشی نجفی، در بسیاری از اجازات خود اشاره کرده که او صحیفه را شفاها و بلاواسطه از حضرت حجة بن الحسن صاحب الزمان علیه السلام نقل می‏کند . مجلسی می‏گوید:
«در بین خواب و بیداری دیدم که گویا در مسجد جامع عتیق اصفهان ایستاده‏ام و حضرت مهدی علیه السلام نیز ایستاده بود . من چند مسئله را که برایم مشکل شده بود، از محضر آن حضرت پرسیدم، پس جواب آن را برایم بیان فرمود . آنگاه از کتابی که به آن عمل کنم سؤال کردم و آن حضرت مرا به مولانا محمد التاج حواله داد و من [نزد او رفتم] و از او کتابی گرفتم، به نظرم آمد که آن کتاب دعا بود، پس آن را بوسیدم و بر چشم نهادم، ولی وقتی به خویش آمدم [و از خواب بیدار شدم] آن کتاب را در دست‏خود نیافتم، پس تا صبح گریه کردم، فردای آن روز به دنبال «محمد تاج‏» راه افتادم تا رسیدم به «دارالبطیخ‏» ، مرد صالحی را که آقا حسن نام و «تاجا» لقب داشت دیدم، به او سلام کردم، او مرا فرا خواند و به کتابخانه خود برد، اولین کتابی که به دست من داد، همان کتابی بود که در خواب دیده بودم، آنگاه شروع نمودم به گریه و گفتم همین کتاب مرا بس است . و از آنجا به نزد شیخ محمد مدرس رفتم و به مقابله آن نسخه با نسخه‏ای که جد پدر محمد مدرس از روی نسخه شهید نوشته بود، پرداختم . دیدم نسخه‏ای که حضرت صاحب الزمان به من مرحمت فرموده بود، درست مطابق نسخه صحیفه شهید می‏باشد . (12)

ب) نامهای صحیفه سجادیه

معروف است که «صحیفه سجادیه‏» پس از قرآن و نهج البلاغه بزرگ‏ترین گنجینه گرانبهای حقایق و معارف الهی به شمار می‏رود و به نقل شیخ آقا بزرگ تهرانی به آن «اخت القرآن‏»: خواهر قرآن، «انجیل اهل بیت‏» ، «زبور آل محمد» و «صحیفه کامله‏» نیز گفته می‏شود، (13) و قندوزی نیز چنین تعبیر نموده است:
«فی ایراد بعض الادعیة والمناجاة التی تکون فی الصحیفة الکاملة للامام الهمام زین العابدین ... وهی زبور اهل البیت الطیبین علیهم السلام; (14) در بیان بعضی دعاها و مناجاتهایی که در صحیفه کامله امام زین العابدین علیه السلام آمده است ... و آن زبور اهل بیت پاک است .»
و علت اینکه آن را «صحیفه کامله‏» نامیده‏اند، این است که در نزد طایفه «زیدیه‏» از صحیفه نسخه‏ای هست که کامل نیست، بلکه در حدود نصف صحیفه موجود می‏باشد . به این جهت، به صحیفه موجود [در دست‏شیعیان دوازده امامی] صحیفه کامله گفته شده است . (15)

ج) شرحهای صحیفه

مرحوم علامه «شیخ آقا بزرگ تهرانی‏» در کتاب الذریعه در حدود پنجاه شرح - غیر از ترجمه‏ها - بر صحیفه سجادیه نام برده است . (16)
علاوه بر این شرحها، گروهی از دانشمندان گذشته و معاصر، ترجمه‏های متعددی (17) بر صحیفه نگاشته‏اند، که در این بخش به عنوان نمونه به برخی شرحها اشاره می‏کنیم:
1 . «الازهار اللطیفة فی شرح مفردات الصحیفة‏» ، تالیف سید علامه محمد رضا اعرجی حسینی .
2 . شرح میرزا محمد مشهدی جمال الدین طوسی صاحب دقائق التنزیل .
3 . شرح محمد علی بن محمد نصیر چهاردهی رشتی (م 1334)، صاحب کتاب «شرح الوقت و القبلة‏» .
4 . شرح سید افصح الدین محمد شیرازی .
5 . شرح مولا تاج الدین مشهور به (تاجا) .
6 . شرح مفتی، میر محمد عباس جزائری (م 1306) .
7 . شرح مولی حبیب الله کاشانی .
8 . شرح ابن مفتاح ابوالحسن عبدالله بن ابی القاسم بن مفتاح الزیدی الیمنی .
9 . شرح مولی خلیل قزوینی .
10 . شرح آقا هادی ابن مولا صالح مازندرانی .
11 . شرح مولا محمد طاهر بن حسین شیرازی .
12 . شرح سید محسن بن قاسم بن اسحاق صنعانی یمنی زیدی از علمای قرن 13 .
13 . شرح سید محسن بن احمد شامی حسنی یمنی زیدی (متوفای 1251) .
14 . شرح سید جمال الدین کوکبانی یمنی الاصل ساکن هند (م 1339) . (18)

د) مستدرکات صحیفه

عده‏ای از علما و دانشمندان مستدرکاتی بر صحیفه نوشته‏اند .
مقصود از این مستدرکات، دعاهای منسوب به حضرت سجاد علیه السلام است که در صحیفه کامله نیامده است . در اینجا به برخی از آنها اشاره می‏شود:
1 . «صحیفه ثانیه‏» ، تالیف شیخ محمد بن حسن الحر العاملی، صاحب وسائل الشیعه .
2 . «صحیفه ثالثه‏» ، گردآوری شده توسط مورخ و رجالی معروف، میرزا عبدالله افندی، صاحب کتاب ریاض العلماء .
3 . «صحیفه رابعه‏» ، تالیف محدث میرزا حسین نوری طبرسی .
4 . «صحیفه خامسه‏» ، علامه محسن امین حسینی عاملی .
5 . «صحیفه سادسه‏» ، تالیف شیخ محمد باقر بن محمد حسن بیرجندی قائینی .
6 . «صحیفه سابعه‏» که توسط شیخ هادی بن عباس آل کاشف الغطاء نجفی، صاحب کتاب مستدرک نوشته شده است .
7 . «صحیفه ثامنه‏» ، تالیف حاج میرزا علی حسینی مرعشی شهرستانی حائری .
8 . «ملحقات صحیفه‏» ، مؤلف آن شیخ محمد، معروف به تقی زیابادی قزوینی می‏باشد که از شاگردان برجسته مرحوم شیخ بهایی بوده و ملحقات را در سال 1023 به پایان رسانده است . (19)

ه). جایگاه صحیفه نزد علما

دعاهای صحیفه علاوه بر حسن بلاغت و کمال فصاحت از علوم الهی و معارف یقینی برخوردار است که عقلها در مقابل آن رام است و فحول علما در مقابل آن سر تسلیم و خضوع فرود آورده‏اند .
این حقیقت‏برای صاحبدلان حقیقت‏بین بانگاهی به صحیفه آشکار می‏گردد; زیرا عبارات صحیفه خود بیانگر آن است که فوق کلام مخلوق و پایین‏تر از کلام خالق است; لذا هم از دسترس اوهام جاعلان برتر و بالاتر است و هم علما و بزرگان سخت‏بدان توجه و از آن ستایش کرده‏اند که به نمونه‏هایی اشاره می‏شود:
1 . ابن شهر آشوب (م‏588) در کتاب مناقب خود می‏گوید: «وقتی در بصره نزد یکی از بلغاء از فصاحت صحیفه کامله سخن به میان آمد، او گفت: من هم می‏توانم مانند آن را بر شما املاء و بیان کنم . آنگاه قلم برداشت و سر به زیر افکند [و هیچ جمله‏ای نتوانست‏به زبان آورد] و در همان حال سرافکندگی از دنیا رفت . (20) »
2 . در سال 1353 ه . ق مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی رحمه الله نسخه‏ای از صحیفه سجادیه را برای طنطاوی، دانشمند اهل سنت و مؤلف تفسیر طنطاوی (مفتی اسکندریه) به «قاهره‏» فرستاد . وی پس از دریافت و تشکر از چنان هدیه‏ای گرانبها و ستایش فراوان در پاسخ نوشت: «این از بدبختی ماست که تاکنون بر این اثر گرانبهای جاوید که از مواریث نبوت است، دست نیافته بودیم، من هر چه در آن می‏نگرم آن را از گفتار مخلوق برتر و از خالق پایین‏تر می‏یابم . (21) »
تعجب از این مفسر معاصر است که لااقل به منابع اهل سنت‏به دقت توجه نکرده; چرا که امثال قندوزی قسمتهایی از صحیفه سجادیه را در کتابهای خود نقل نموده‏اند . (22)
3 . از میرزا هادی مشهدی ذاکر نقل شده که ابن جوزی در «خصائص الائمه‏» چنین گفته است: «اگر امیرالمؤمنین علی علیه السلام نبود، توحید مسلمانان و عقاید ایشان کامل نمی‏شد; زیرا آنچه پیغمبر اکرم بیان فرمود، اصول عقاید و فروع مهم دین بود، ولی دقائق عقائد را [همچون صفات ذات و فعل، و عینیت صفات با ذات را] مسلمانان مدیون و ریزه خوار خوان نعمت امیرالمؤمنین علیه السلام و شاگردان او می‏باشند ...» ، آنگاه درباره امام سجاد علیه السلام می‏گوید: «علی بن الحسین زین العابدین در املاء و انشاء و کیفیت‏سخن گفتن و خطاب و عرض حاجت‏به پیشگاه الهی بر مسلمین حق تعلیم دارد; زیرا اگر آن حضرت نبود، مسلمانان آیین سخن گفتن و عرض حوائج‏خود را به خدای متعال نمی‏دانستند; لذا آن امام به مردم آموخت که هنگام استغفار چگونه با خدا سخن بگویند و در موقع درخواست‏باران رحمت‏با چه زبانی از خداوند نزول باران بخواهند، و زمان ترس از دشمن چگونه به خدا پناه برده، دفع شر دشمنان را بخواهند ... (23) »

و) مروری بر دعاهای صحیفه

صحیفه سجادیه تنها شامل راز و نیاز با خدا وبیان حاجت در پیشگاه وی نیست، بلکه دریایی بیکران از علوم و معارف اسلامی است که طی آن مسائل عقیدتی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و پاره‏ای از قوانین طبیعی و احکام شرعی در قالب دعا مطرح و بیان شده است .
در بخش ارتباط با خداوند طبق مقتضای زمانهای مختلف و احوال گوناگون دعاهایی بیان شده است، برخی دعاهای آن سالی یکبار، همچون دعای عرفه و وداع ماه رمضان، و برخی هر ماه یکبار، مانند دعای دیدن هلال، و برخی در هفته و برخی برای هر شبانه روز قرار داده شده است .
صحیفه سجادیه مشتمل بر 54 دعا است که فهرست عناوین آن بدین شرح است:
1 . ستایش خداوند که با کلمه «حمد» شروع و با کلمه «حمید» پایان می‏یابد .
2 . درود بر محمد و خاندان او .
3 . درود و صلوات بر فرشتگان نگه دارنده عرش و سایر فرشتگان مقرب، همچون اسرافیل، میکائیل، جبرئیل، روح، ملک الموت، منکر، نکیر و ... .
4 . درود و صلوات و درخواست رحمت‏برای پیروان و ایمان آورندگان به پیامبران .
5 . دعای حضرت برای خود و دوستانش .
6 . دعا هنگام صبح و شام .
7 . دعا هنگامی که پیشامدها و حوادث مهمی پیش آید و نیز به هنگام غم و اندوه .
8 . پناه بردن به خداوند از ناپسندیها، بدی اخلاق و کردارهای زشت و نکوهیده .
9 . در اشتیاق به درخواست آمرزش از خداوند .
10 . پناه بردن به درگاه خداوند .
11 . درخواست عاقبت‏به خیری .
12 . اقرار به گناه و درخواست توبه و بازگشت .
13 . درخواست‏حوائج از خداوند .
14 . هنگامی که انسان ستمی می‏بیند و یا از ستمکاران کار ناخوشایندی می‏بیند .
15 . هنگام بیماری، اندوه و گرفتاری .
16 . درخواست عفو از گناهان و عیبها .
17 . درخواست دفع شر شیطان و پناه بردن به خداوند از دشمنی و مکر او .
18 . دعا پس از رفع خطر و برآورده شدن سریع حاجت .
19 . درخواست‏باران هنگام خشکسالی .
20 . درخواست مکارم اخلاق و کردارهای پسندیده از خداوند .
21 . دعا هنگام حزن و اندوه .
22 . دعا هنگام رنج و سختی و دشوار شدن کارها .
23 . دعا هنگام درخواست تندرستی و سپاس بر آن .
24 . دعا برای پدر و مادر .
25 . دعا درباره فرزندان .
26 . همسایگان و دوستان .
27 . دعا برای رزمندگان و مرزداران کشور اسلامی .
28 . هنگام پناه بردن به خدا .
29 . دعا هنگام تنگدستی .
30 . کمک خواستن بر پرداخت قرض .
31 . توبه و بازگشت‏به خدا .
32 . دعا بعد از نماز شب .
33 . درخواست‏خیر و نیکی .
34 . دعا هنگام گرفتاری به بلا و یا هنگامی که مبتلا به گناهی را می‏بیند .
35 . خشنودی از خداوند هنگام دیدن دنیا داران .
36 . دعا هنگامی که انسان به ابرها می‏نگرد و رعد و برق آسمان را مشاهده می‏کند .
37 . اعتراف به ناتوانی از ادای شکر الهی .
38 . دعای عذر خواهی از کوتاهی در ادای حقوق بندگان .
39 . درخواست عفو و رحمت الهی .
40 . دعا هنگام مرگ دیگران و یاد مرگ .
41 . درخواست پرده پوشی و نگه داری از گناه .
42 . هنگام ختم قرآن .
43 . هنگام دیدن هلال ماه .
44 . دعای اول رمضان .
45 . دعای وداع ماه رمضان .
46 . دعای روز عید فطر و جمعه .
47 . دعای روز عرفه (نهم ذی حجه) .
48 . دعای روز جمعه و روز عید قربان .
49 . دعا برای دفع مکر و شر شیطان .
50 . ترس عاقلان از خدا .
51 . تضرع و زاری در پیشگاه الهی .
52 . اصرار به درخواست از خدای متعال .
53 . در مقام کوچکی در پیشگاه الهی .
54 . دعا برای دور شدن اندوهها .

ح) نمی از یم صحیفه

اشاره شد که صحیفه تنها شامل راز و نیاز ... نیست، بلکه ابعاد سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و عقیدتی نیز دارد . حضرت در ضمن دعاها، مباحث‏سیاسی بویژه مسئله «امامت‏» و رهبری جامعه اسلامی را مطرح کرده که به نمونه‏هایی از آن اشاره می‏شود:
1 . امام سجاد علیه السلام در دعای بیستم (دعای مکارم الاخلاق) چنین می‏گوید:
«خدایا! بر محمد و آل او درود بفرست و مرا بر آنکه بر من ستم روا دارد، دستی (نیرویی) و بر آنکه با من ستیزه جوید، زبانی [و برهانی] و بر کسی که با من دشمنی و عناد ورزد، پیروزی عطا کن، و در برابر آن کس که نسبت‏به من، به حیله گری و بد اندیشی بپردازد راه و تدبیر و در برابر کسی که بر من آزار رساند، نیرو عنایت کن و در برابر عیب جویانی که بر من عیب جویی و ناسزا گویی می‏کنند، توان تکذیب [و رد سخنان آنها] و در برابر خطر تهدید دشمنان، به من امنیت عطا فرما ...» (24)
در واقع، این بخش از دعا شکوائیه‏ای است از حضرت در برابر زورگوییهای حکومت و کارگزاران عبدالملک; نظیر «هشام بن اسماعیل مخزومی‏» حاکم مدینه، و از این جهت‏بار سیاسی دارد .
2 . در دعای چهل و هشتم که مربوط به عید قربان و روز جمعه است، چنین می‏خوانیم:
«خدایا! این مقام [خلافت و رهبری امت که اقامه نماز جمعه و عید و ایراد خطبه از شئون آن است] مخصوص جانشینان و برگزیدگان تو، و این پایگاهها، از آن امنای تو است، که آنان را در رتبه بالایی قرار داده‏ای، ولی ستمگران [همچون خلفای اموی] آن را به زور، غصب و تصاحب کرده‏اند ... تا آنجا که برگزیدگان و خلفای تو مغلوب و مقهور [و مجبور به سکوت] گشته‏اند، در حالی که می‏بینند احکام تو تغییر یافته، کتاب تو از صحنه عمل دور افتاده، فرائض و واجبات دستخوش تحریف گشته، و سنت (و راه و رسم) پیامبرت متروک گشته است . خدایا! دشمنان بندگان برگزیده‏ات از اولین و آخرین و همچنین اتباع و پیروانشان و همه کسانی را که به کارهای آنان راضی هستند، لعنت کن و از رحمت‏خود دور ساز ... .» (25)
در این دعا امام سجاد علیه السلام با صراحت از مسئله امامت و رهبری امت که اختصاص به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام دارد و غصب شدن آن توسط ستمگران یاد می‏کند و بدین ترتیب، مشروعیت‏حکومت‏بنی امیه و حتی خلفای اول را نفی می‏کند .
3 . در دعای عرفه (دعای چهل و هفتم) چنین می‏گوید: «پروردگارا! درود فرست‏به پاک‏ترین افراد خاندان پیامبر که آنان را برای رهبری امت و اجرای اوامر خود برگزیده‏ای و آنان را خزانه داران علمت، نگهبانان دینت، جانشینان خود در زمین، و حجتهای خویش بر بندگانت قرار داده‏ای، و به خواست‏خود، آنان را از هر گونه پلیدی یکباره پاک کرده‏ای و آنان را وسیله ارتباط با خود و راه بهشت‏خویش قرار داده‏ای ... خدایا! تو در هر زمان دین خود را به وسیله امامی تایید فرموده‏ای که او را برای بندگانت رهبر و پرچمدار، و در جهان گیتی مشعل هدایت قرار داده‏ای، پس از آنکه او را با ارتباط غیبی، با خود مرتبط ساخته‏ای و او را وسیله خشنودی خود قرار داده‏ای و پیروی از او را واجب کرده‏ای، و از نافرمانی او بیم داده‏ای، و به اطاعت از اوامر و پذیرش نهی او دستور داده‏ای، و مقرر داشته‏ای که هیچ کس از او سبقت نگیرد، و هیچ کس از پیروی او واپس نماند [و سرپیچی ننماید] ... (26) .»
حضرت در این دعا با بیان نقش و موقعیت ویژه رهبران الهی و امامان از خاندان نبوت و امتیازهای آنان با دقت تمام شروعیت‏حکومت زمامداران وقت را نشانه رفته و نشان داده است که مشروعیت‏حکومت‏با انتخاب الهی به دست می‏آید، نه از طریق زور و قدرت و نه حتی از راه جمع آوری آرای مردم .
حسن ختام کلام را گوشه‏هایی از دعای آن حضرت برای مرزداران و هشدارهایی که بیان می‏فرماید، قرار می‏دهیم:
4 . در دعای بیست و هفتم چنین آمده: «خدایا! بر محمد و آلش درود [و رحمت] فرست و مرزهای مسلمانان را به عزت خویش نفوذ ناپذیر گردان و مرزداران را با قدرت خویش تقویت فرما و عطایای آنها را از [خزانه] توانگری خود سرشار ساز .
بارالها! بر محمد و آل محمد درود فرست و عده [مرزداران] را افزون نموده، اسلحه آنها را بران، حوزه‏های آنان را حراست نمای و نقاط حساس جبهه‏های آنان را محکم کن و در بین آنها الفت [و همکاری] قرار ده و کارشان رابه خوبی روبه راه کن ... و مشکلاتشان را با نصرت خویش حل نموده، با پایداری و صبر تقویتشان کن، و چاره جوییهای دقیق [به ایشان برای مقابله با دشمن] بیاموز ... و هنگام برخورد با دشمن فکر دنیای فریبنده را از یادشان ببر و اندیشه ثروت اندوزی و جمع مال را از دلهای آنها بزدای ... و با عشق به آخرت و بهشت دمسازشان کن ... . (27) »

پی نوشت :

1) محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، (تهران، مکتبة الصدوق)، 1381 ه . ق، ج‏1، ص‏467، و شیخ مفید، الارشاد، (قم، مکتبة بصیرتی)، ص‏256 .
2) سید محمد رضا حسینی جلالی، تدوین السنه الشریفه، (مکتب الاعلام الاسلامی، قم، 1418ق، ص‏151) .
3) علی بن شعبه، تحف العقول، (بیروت، مؤسسة الاعلمی، 1394ق)، ص‏255 .
4) ابوالعباس نجاشی، رجال النجاشی، (قم، مکتبة الداوری)، ص‏116 .
5) الکافی، (دارالکتب الاسلامیه، 1366)، ج‏8، ص‏17 .
6) رجال النجاشی، همان، ص‏157 .
7) همان، ص 115 - 116 .
8) آقا بزرگ تهرانی، الذریعه الی تصانیف الشیعه، (تهران، المکتبة الاسلامیه)، ج‏15، ص‏18 - 19 .
9) صحیفه سجادیه، ترجمه سید صدرالدین بلاغی، با مقدمه‏ای از آیت الله مرعشی نجفی، (تهران، دارالکتب الاسلامیه)، ص‏9 مقدمه .
10) ر . ک: سلیمان بن ابراهیم قندوزی، ینابیع المودة، (نجف، مکتبة الحیدریة، 1384 ه . 1965 م) ج‏1 - 2، ص‏599 .
11) مقدمه آیت الله مرعشی بر صحیفه سجادیه، (همان)، ص‏8 - 9، مقدمه .
12) همان، ص‏27 - 29 مقدمه، با تلخیص و تغییر .
13) الذریعه، همان، ج‏15، ص‏18 - 19 .
14) ینابیع المودة (همان)، ص‏599 .
15) مقدمه آیت الله مرعشی نجفی بر صحیفه، (همان)، ص‏46 مقدمه .
16) الذریعه، (همان)، ج‏3، ص 345 - 359 .
17) مانند ترجمه الهی قمشه‏ای، فیض الاسلام، ابوالحسن شعرانی، محمد آیتی، و ترجمه سید احمد فهری و حسین انصاریان و ... .
18) همان، ص‏345 - 359 و ر . ک: مقدمه آیت الله مرعشی نجفی، (همان)، ص‏33 - 35 مقدمه .
19) همان، ص‏41 - 43 .
20) همان، ص‏13 مقدمه .
21) همان، ص‏37 مقدمه، و ر . ک: مهدی پیشوایی، سیره پیشوایان، (قم، مؤسسه امام صادق علیه السلام)، ص‏270 - 271 .
22) ینابیع المودة، (همان)، ص‏599 - 630 .
23) مقدمه آیت الله مرعشی بر صحیفه، (همان)، ص‏43 - 45 .
24) صحیفه سجادیه، (همان)، ص‏102 - 103 .
25) همان، ص‏281 - 282 .
26) همان، ص‏254 - 256 .
27) همان، ص‏40 - 41، دعای 41 .

منبع: ماهنامه مبلغان



نوع مطلب : مقالات، كتابخانه، صحیفه سجادیه، امام سجاد علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 17 دی 1393

طوبای صحیفه

سر افتاده سودای صحیفه
به دل برپاست غوغای صحیفه
نمی‏یابیم راه رستگاری
مگر باشیم دانای صحیفه
یکی فرزانه می‏جویم به گیتی
که بگشاید معمای صحیفه
کسی را که نباشد نور ایمان
نخواهد شد به ژرفای صحیفه
خدا را مسالت دارم که روزی
شوم غواص دریای صحیفه
نداند مرغ فکرت پرگشاید
فراز عرش اعلای صحیفه
ز قلبی با صفا و پاک برخاست
نیایش‏های والای صحیفه
به دلها باغبان عشق می‏کاشت
درخت گشن (1) و رعنای صحیفه
یکی سیمرغ کوه قاف باید
که پیماید بلندای صحیفه
شود روح نیایشگر به پرواز
به همراه دعاهای صحیفه
صفای عشق باید تا نیوشی (2)
به گوش جانت آوای صحیفه
به اوج آسمان علم و آداب
برآید نثر زیبای صحیفه
درختش تا ابد بالنده و سبز
نمیرد نظم برنای صحیفه
بخوان ای بلبل سرمست عاشق
ترنم‏های شیوای صحیفه
سحر برخیز و با جانان صفا کن
به آهنگین نواهای صحیفه
تنزل کرد روح از عرش اعلی
شب قدر است‏یلدای صحیفه
کنون اندیشه پربار انسان
زند صد بوسه بر پای صحیفه
همه عشاق می‏باید نیوشند
سرود عشق از نای صحیفه
هر آنکو در سماء عشق پرزد
بود سرمست رؤیای صحیفه
به بزم عشق گو عاشق نشیند
نه، هرکس نیست‏شیدای صحیفه
به جز سجاد نتواند تنیدن
کسی آن سبز دیبای صحیفه
بیا و با وضوی عشق بگزار
نمازی در مصلای صحیفه
دل و جان گرسنه می‏رباید
شکوه خوان یغمای صحیفه
زداید ظلمت و زنگار از دل
فروغ ماه سیمای صحیفه
فضای بیکران آفرینش
نوردد باد پیمای صحیفه
نهال جان همی بالنده گردد
ز انفاس مسیحای صحیفه
اگر صیقل دهی جان را به عرفان
زنی پر تا ثریای صحیفه
برات هوشیاری از خدا خواه
بشارت ده سکارای صحیفه
فرشته پرزند در آسمان‏ها
به آهنگ مدارای صحیفه
به اوج هفت اختر جای دارد
ز استغنا گداهای صحیفه
نباشد هیچ نظم و هیچ نثری
به استحکام خارای صحیفه
اگر خواهی بگیری نو به نو، کام
بجو پنهان و پیدای صحیفه
سپاس بی کران کردگاری
که عرش اوست ماوای صحیفه
دل شب نغمه‏ای از دل برآور
صفاکن با صفاهای صحیفه
اگر آهنگ داودی شگفت است
مزامیرش نه همتای صحیفه
خدایا! بهره ما را فزون کن
ز آهنگ دل آرای صحیفه
عجب اعجاز کرده در نیایش
جلا بخشد تجلای صحیفه
الها، از تو می‏خواهم به اخلاص
به دل باشد تمنای صحیفه
زنم چنگ توسل در دو عالم
به حبل الله یکتای صحیفه
یکی دل بسته‏ام از روی اخلاص
به آن معشوق تنهای صحیفه
دمی از تنگناها هم برون شو
نگاهی کن به دنیای صحیفه
تو را گر آرمان ارتحال است
سفر کن سوی عقبای صحیفه
اگر خواهی ز رقیت رهائی
نیایش کن به مولای صحیفه
اگر داری سر سیر و سیاحت
به از فردوس، صحرای صحیفه
رهاکن نغمه‏های تار و طنبور
ترنم بشنو از نای صحیفه
شب تاریک قبرستان اموات
نشین در بزم احیای صحیفه
ورای پرده الفاظ بنگر
پر از اسرار جاجای صحیفه
زمو باریک‏تر اسرار هستی
بیاموز از الفبای صحیفه
بخوان تا می‏توانی با تدبر
کتاب بهجت افزای صحیفه
معطر کن فضای جان و دل را
ز عطرآگین سمن سای صحیفه
کند سرمست جان عارفان را
مناجات ورع زای صحیفه
دریغا عمر فانی رفت از دست
ندانستیم آرای صحیفه
هر آنکو از حجاب تن برون شد
رود در عمق معنای صحیفه
اگر خواهی رها گردی ز آفات
بخوان هرشب شکایای صحیفه
اگرچه آرزوها بی شمار است
تو مگذر از منایای صحیفه
چو بگزیدی تو اخلاق خدائی
چه بهتر از سجایای صحیفه
به جز اندیشه ورزان خدا جوی
که می‏داند خبایای صحیفه
خرد گر ناب باشد می‏تواند
رود اندر زوایای صحیفه
هرآنکس اهل شد، رهپوی گردد
کجا نا اهل پویای صحیفه
اگر جویندگان، یابندگانند
تو هم می‏باش جویای صحیفه
به لوح دل بباید نیک بنگاشت
خط زرین خوانای صحیفه
شگفتا در فشانی می‏نماید
عبارت‏های گویای صحیفه
نمی‏بیند گزندی از حوادث
کتاب نغز و پایای صحیفه
ستایش مر خدائی را که برداشت
نفاد از گنج دارای صحیفه
به حق حق، نمی‏باشد گزافه
اگر خوانیم لولای (3) صحیفه
قیاس شکل برتر شد پدیدار
ز صغرا و ز کبرای صحیفه
بیا سیر و سفر آغاز بنما
به سوی پور زهرای صحیفه
برون آرش ز کنج طاق نسیان
بپاکن بزم ذکرای صحیفه
کلیم الله با آن معجزاتش
بود حیران ز بیضای صحیفه
درود ما به خاک پای سجاد
به نام اوست طغرای صحیفه
هوای نفس بگذار و فزون شو
ز عرفانی وصایای صحیفه
من و مائی رها کن، همت افزای
نظر کن در ثنایای صحیفه
چرا از یاس، جان را خسته کردی
به دل افکن سجایای صحیفه
شگفتی نیست گر در طول ایام
فزون گردند ابنای صحیفه
متاع نظم و نثر نکته دانان
کجا بهتر ز کالای صحیفه؟
ز اعدا جملگی توش و توان رفت
خوشا حال احبای صحیفه
گریزان شو ز زقوم طبیعت
نشین در ظل طوبای صحیفه
وساوس می‏رسد بر دل ز شیطان
تو آنگه شو ز بشرای صحیفه
بیا ای طفل جان، آسودگی کن
همی در مهد علیای صحیفه
ز زنگار گناهان پاک گردی
نیوشی گر ز خنیای صحیفه
بنوش ای طالب اسرار هستی
از آن پاکیزه صهبای صحیفه
مقیم خانه دنیا چرائی
سفر کن سوی زورای صحیفه
چرا کاهل شدی خیز و عطا کن
حق اسماء حسنای صحیفه
بیا بگشای چشم جان و بنگر
به کوه طور موسای صحیفه
حیاتی نو به انسان‏ها ببخشد
دم جان بخش عیسای صحیفه
بسا ظلم و ستم بر اولیا رفت
عجب مظلوم یحیای صحیفه
رسد کی طایر اندیشه ناب
به اولی و به اخرای صحیفه
تو را احرام باید از هواجس
عجب عیدی است اضحای‏صحیفه
دو دست‏خویش سوی آسمان کن
چو ره یابی به ژرفای صحیفه
تو را در آسمان پرواز بخشد
نیایش‏های غرای صحیفه
الا ای پادشاه ملک هستی
به قربانت رعایای صحیفه
نه هرکس می‏تواند گشت آگاه
ز اسرار و خفایای صحیفه
خدا را مسالت دارم که اسرار
ببینم در مرایای صحیفه
برای راه و رسم زندگانی
چه بهتر از فتاوای صحیفه
نباشد نزد رندان سحر خیز
نکوتر از قضایای صحیفه
نداری گر رهی زی عالم غیب
کجا دانی مزایای صحیفه
خیال از دام شیطانی رهاکن
نه افسانه است عنقای صحیفه
خدا را شکر می‏گویم شبا روز
که گشتم از اخلای صحیفه
چو دست از جان بشوئی همچورندان
خدا بینی به اثنای صحیفه
بیا در سرزمین جان بیفشان
تولا و تبرای صحیفه
دلی خواهم خداوندا همه سوز
مباد آن دل که اعمای صحیفه
کنون دلمردگی‏ها را رها کن
مشو غافل ز شبهای صحیفه
طلب کن با بصیرت تا توانی
طریقت‏های مثلای صحیفه
حجاب چهره جان را برافکن
بخوان درسی ز تقوای صحیفه
پس از قرآن، پس از نهج البلاغه
کتابی نیست همتای صحیفه
مشام جان معطر بایدت کرد
در این بستان شتای صحیفه
در اینجا گوهر حکمت فراوان
فراز آمد مسمای صحیفه
کتب را درنوردیدیم و لیکن
کدامین است‏یارای صحیفه
نسیم دلنوازی می‏نوازد
گل و گلزار بویای صحیفه
به هر حرفش هزاران در معنی
پر از اسرار طاهای صحیفه
گدای معرفت، حاجات خود را
بگیرد از عطایای صحیفه
ندیدم گرچه من بسیار گشتم
به جز «عارف‏» شکر خای صحیفه

سروده دکتر احمد بهشتی (عارف)

پی نوشت :

1 . درخت‏بارور کننده (فرهنگ عمید) .
2 . گوش دادن به سخن کسی (فرهنگ عمید) .
3 . اقتباس از جمله معروف «لولاک لما خلقت الافلاک‏» و در اینجا یعنی «لولا صحیفة لما خلقت ...» .

منبع: ماهنامه کوثر


نوع مطلب : مقالات، صحیفه سجادیه، امام سجاد علیه السلام، اشعار، پیامك، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
امکانات جانبی
زیارت عاشورا

سوره قرآن
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic