امام سجاد علیه السلام
در این دنیا سرور مردم، سخاوتمندان هستند؛ و در قیامت سیّد و سرور مردم، پرهیزكاران خواهند بود
زیارت عاشورا
درباره وبلاگ


قالَ الاْ مامُ عَلی بنُ الْحسَین، زَیْنُ الْعابدین عَلَیْهِ السَّلامُ: ثَلاثٌ مَنْ كُنَّ فیهِ مِنَ الْمُؤمِنینَ كانَ فی كَنَفِ اللّهِ، وَ أظَلَّهُ اللّهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ فی ظِلِّ عَرْشِهِ، وَ آمَنَهُ مِنْ فَزَعِ ‏الْیَوْمِ الاْكْبَرِ: مَنْ أعْطی النّاسَ مِنْ نَفْسِهِ ما هُوَ سائِلهُم لِنَفْسِهِ، و رَجُلٌ لَمْ یَقْدِمْ یَداً وَ رِجْلاً حَتّی یَعْلَمَ أنَّهُ فی طاعَةِ اللّهِ ‏قَدِمَها أوْ فی مَعْصِیَتِهِ، وَ رَجُلٌ لَمْ یَعِبْ أخاهُ بِعَیْبٍ حَتّی یَتْرُكَ ذلكَ الْعِیْبَ مِنْ نَفْسِهِ.(1)

سه حالت و خصلت در هر یك از مؤمنین باشد در پناه خداوند خواهد بود و روز قیامت در سایه رحمت عرش ‏الهی می‌باشد و از سختی‌ها و شداید محشر در امان است.

اوّل آن كه به مردم چیزی را دهد كه از آنان برای خویش می‌خواهد (آنچه برای خود می‌پسندد را به آنان عطا كند).

دوّم آن قدم از قدم برندارد تا آنكه بداند آن حركتش در راه اطاعت خداست یا معصیت و نافرمانی او

سوّم از برادر مومن خود (به عیبی كه در خود نیز دارد ) عیب جویی نكند تا آنكه آن عیب را از خودش دور سارد

مدیر وبلاگ : رحمان نجفی
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
میزان رضایتمندی شما از مطالب ارایه شده در این وبسایت؟






علی بن حسین بن علی بن ابی طالب، معروف به امام سجاد و زین العابدین، چهارمین امام شیعیان است.ایشان در واقعه کربلا حاضر بود ولی به علت بیماری در جنگ شرکت نداشت.

فرآوری: محمد باعزم - بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان
م

بعد از امام حسین (علیه السلام) مقام امامت به فرزندش امام علی بن الحسین (علیهماالسلام) رسید، او را «ابومحمد» و «زین العابدین» می خواندند و گاهی «ابوالحسن» یاد می کردند. مادرش «شاه زنان» دختر کسری (آخرین پادشاه سلسله ی ساسانی) بود که به او «شهربانویه» می گفتند. امیرمؤمنان علی (علیه السلام) حریث بن جابر حنفی را کارگزار جانب مشرق قلمرو حکومت (اسلامی) قرار داد بعدا حریث دو دختر یزدگرد (سوم) را برای علی (علیه السلام) فرستاد و آن حضرت، شهربانویه را به حسین (علیه السلام) بخشید و از او امام زین العابدین (علیه السلام) به دنیا آمد و دیگری را به محمد بن ابوبکر بخشید، که از او قاسم بن محمد، متولد شد و قاسم و امام سجاد (علیه السلام) باهم پسرخاله هستند. و امام سجاد به سال 38 هجری (پنجم شعبان) در مدینه متولد شد، دو سال از آخر عمر جدش امیرمؤمنان علی (علیه السلام) را درک کرد و دوازده سال از عمر عمویش امام حسن (علیه السلام) را درک نمود و 23 سال با پدرش امام حسین (علیه السلام) بود و بعد از پدر، 34 سال عمر کرد و سرانجام (بنابر مشهور، در روز 25 محرم) سال 95 هجری در سن حدود 56 سالگی در مدینه از دنیارفت و دوران امامت او 34 سال بود و قبرش در  قبرستان بقیع (واقع در مدینه) در کنار قبر عمویش امام حسن (علیه السلام) است. .

برگی از کتاب علم امام علیه السلام

کتاب شریف صحیفه سجادیه که حاوی ادعیه و مناجات های چهارمین پیشوای شیعیان است، یکی از بزرگترین و مهمترین گنجینه های حقایق و اسرار الهی به شمار می رود، به همین خاطر به القابی چون «انجیل اهل بیت » و «زبور آل محمد» و «اخت القرآن » مشهور گشته است و نظر به اهمیت و عظمت این کتاب، شرح های زیادی بر آن نوشته شده که صاحب کتاب «الذریعة » ، چهل و هفت شرح را نام برده است .

دانشمندان و علمای بزرگ، پس از عمری تلاش و تعلیم و تعلم برای بیان کردن یا نوشتن مطلبی، زمان زیادی را به مطالعه و کنکاش می پردازند، ولی امام سجاد علیه السلام این مضامین بلند و مطالب عالی را در وقت مناجات با خالق خویش و در هنگامی که تمام توجه اش به معبود، معطوف بوده، نجوا می کرده است، و این نیست مگر جوششی از چشمه علم لدنی آن امام معصوم .

علاوه بر صحیفه سجادیه، رساله گران بهایی از آن حضرت به یادگار مانده که همچون پرتویی از نور، روشنی بخش راه انسان هاست . در این اثر جاوید که «رسالة الحقوق » نام دارد، 51 حق و وظیفه برای انسان بیان شده که از حقوق خداوند بر انسان و سپس حقوق اعضاء و جوارح شروع و به حقوق اهل ذمه ختم شده است.

علی بن حسین بن علی بن ابی طالب، معروف به امام سجاد و زین العابدین، چهارمین امام شیعیان است.ایشان در واقعه کربلا حاضر بود ولی به علت بیماری در جنگ شرکت نداشت. لشکر عمر بن سعد پس از شهادت امام حسین(علیه السلام) او را همراه اسیران کربلا به کوفه و شام بردند.

شجاعت امام علیه السلام

امام سجاد (علیه السلام) که در کلیه ی صفات حمیده و فضایل اخلاقی زبانزد خاص و عام بود، در شجاعت و قوای روحی و ثبات دل و جرأت و شهامت نیز به حد کمال بود. سخنان آن حضرت در پاسخ عبیدالله بن زیاد ظالم و ستمگر، به وقتی که امر به قتل وی داده بود خود بالاترین دلیل بر شجاعت و شهامت آن حضرت است؛ به این ترتیب که خطاب به عبیدالله فرمود: ای پسر زیاد، مرا به مرگ تهدید می کنی؟ تو نمی دانی که قتل برای ما امری عادی و شهامت مایه ی کرامت و مباهات ماست. و آنگاه که از کوفه وی را به اسارت می بردند تا موقعی که به شام رسیدند با هیچ یک از آنها که با وی بودند لب به سخن نگشود. چنان که محفر بن ثعلبه که به این امر فجیع دست زده بود چون به دربار یزید رسید در این مورد آن چه را که خود فکر می کرد گفت اما یزید نیز در جواب محفر گفت: آن که مادر محفر زایید فاجرتر و لئیم تر از هر کس دیگر است. و سخنان آنحضرت در برابر یزید خود دلیل بارزی بر شهامت و شجاعت اوست. و آن به هنگامی بود که یزید بر مسند حکومت و قدرت تکیه داشت. امام زین العابدین (علیه السلام) خطاب به پسر معاویه چنین گفت؛ ای پسر معاویه و هند و صخر، تو خود می دانی که پرچم رسول الله (علیه السلام) در جنگ بدر و احد و احزاب بر دست جدم علی بن ابی طالب (علیه السلام) قرار داشت؛ اما پدر تو و جد تو پرچم کفار را به دست داشتند.
و در جای دیگر نیز به همین ترتیب یزید را مخاطب ساخت و گفت: وای بر تو، اگر به این فاجعه ای که دامن خود را آلوده ساخته ای کمی اندیشه می کردی؛ آن وقت به کوه و بیابان گریخته و فرش خود را جز خاکستر قرار نمی دادی.اکنون بر تو بشارت باد که سرانجام انگشت ندامت بر دهان می گیری و به ذلت و خواری و زیان بزرگی گرفتار خواهی شد.


منابع:
1.سیره معصومان ( علیهم السلام )
2.دانشنامه حوزه
3.نگاهی بر زندگی دوازده امام ( علیهم السلام )


نوع مطلب : امام سجاد علیه السلام، صحیفه سجادیه، آموزه های اخلاقی و رفتاری، گالری صوتی و تصویری، كتابخانه، فضایل و كرامات، مقالات، مناسبتها، احادیث و سخنان گهربار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سبک زندگی امام سجاد (ع)

راز و نیازهای امام سجاد(ع) خود زندگی است؛ همان چیزی که این روزها متاعی نایاب است و دسترسی به آن به قول بعضی ها غیر ممکن. چهارمین امام شیعیان رساله ای دارند که هر آنچه از وظایف انسان در برابر خود و دیگران بخواهید با بیانی شیوا در آن پیدا می شود؛ مجموعه ای تربیتی و اخلاقی که 51 حق و حقوق در آن نوشته شده و می تواند راهنمای بسیار خوبی برای زندگی امروزی ما باشد. امام سجاد (ع) پیشوای چهارم شیعیان در زمان حدوث واقعه کربلا به مصلحت خداوند و به خاطر حفظ امامت در بستر بیماری بودند تا تکلیف جهاد از ایشان برداشته شود و دشمن ایشان را به شهادت نرساند. امام سجاد (ع) بعد از حادثه کربلا حدود 35 سال به ارشاد مردم و تعلیم و تربیت شاگردان پرداختند.

1. صحیفه ای برای انسان بودن

اگر چه «صحیفه سجادیه» به شکل دعا از سوی امام سجاد (ع) به ما رسیده ولی به ساده ترین زبان ویژگی انسان را بیان می کند و اساس و مبنای اصول تربیتی را ارائه می دهد. با نگاهی به دعاهای «صحیفه سجادیه» متوجه مهم ترین مبانی تربیتی آن از جمله خود دوستی، خدا دوستی، دنیا دوستی، کمال خواهی، میل به جاودانگی، خوف و رجا، غفلت و... خواهیم شد.
آن حضرت همچنین در «رساله حقوقی» خود، در 50 ماده حقوق انسان ها را مطرح کرده اند و همه را مسئول رعایت و پاسداری از آن می دانند تا به کمک آن بنیاد جامعه اسلامی به تمام و کمال ایجاد شود. مقام معظم رهبری درباره «صحیفه سجادیه» این امام بزرگوار می گویند: « صحیفه سجادیه مجموعه ای از ادعیه است درباره ی همه موضوعاتی که انسان در یک زندگی بیدار و هوشمندانه باید به آن توجه کند. امام سجاد (ع) به زبان دعا انگیزه های یک زندگی اسلامی را در ذهن مردم بیدار و زنده می کند تا اصلاح جامعه آغاز شود.»

2. مبارزات در دوران امامت

امامت امام سجاد(ع) در اسارت آغاز شد؛ دورانی که مشکلات جامعه اسلامی به حدی بود که فرهنگ جامعه باید از اساس متحول و دگرگون می شد. بنابراین امام زین العابدین (ع) مبارزه خود را در بخش فرهنگی پایه ریزی کردند و در قالب دعا و نیایش تلاش نمودند تا جامعه ی اسلامی زمان خود را اصلاح کنند. مبارزات فرهنگی ایشان مؤثر واقع شد و تحولاتی را در جامعه اسلامی پدید آورد. همین موضوع باعث شد تا امام باقر و امام صادق (ع) که وارثان این تحول بودند، فرصت لازم را برای گسترش فرهنگ و معارف اهل بیت (ع) پیدا کنند و به آن عمق و هویت ببخشند؛ بنابراین فراموش نکنیم که در شرایط کنونی عصر ما جز با مبارزه فرهنگی کاری از پیش نخواهیم برد.

3. با همسایگان خود چگونه رفتار می کردند؟

قبل از اینکه درباره نحوه برخورد امام سجاد(ع) با همسایگان چیزی بگوییم فقط چند لحظه به این جمله فکر کنید که این روزها در زندگی آپارتمان نشینی ما همسایگان چه جایگاهی دارند؟ اصلاً بدون تعارف چند ماه است که از حال و روز همسایه دیوار به دیوار یا روبه رویی بی خبریم؟
طبق دستورات اسلامی از هر سمت خانه تا 40 منزل همسایه به حساب می آیند. برای همین امام سجاد (ع) اغلب اهل مدینه را همسایه خود می دانستند و نیمه شب راهی خانه های آنان می شدند و هر آنچه لازم داشتند در اختیارشان قرار می دادند و قرض شان را می پرداختند اسماعیل بن هشام مخزومی ( والی مدینه) در اذیت و آزار امام چهارم شیعیان بسیار مصرّ بود. او در همسایگی امام سجاد (ع) سکونت داشت و تمامی اهل محل از رفتارهایش به ستوه آمده بودند. وقتی ولید بن عبدالملک روی کار آمد او را برکنار کرد. حتی دستور داد در ملأ عام نگهش دارند تا همسایگان به تلافی اذیت هایش او را آزار دهند. ابن هشام به خاطر بدی هایی که در حق امام سجاد(ع) کرده بود بیش از همه از سوی ایشان نگران بود و می گفت: «من از هیچکس جز علی بن الحسین نمی ترسم چون او مرد صالحی است و خلیفه حرفش را درباره ی خلاف های من می پذیرد.» اما هنگامی که امام همراه یارانشان از کنار او می گذشتند اجازه اعتراض به یارانشان را ندادند. حتی دستور دادند کسی حق ندارد کلمه ای تند نسبت به فرماندار برکنار شده به زبان بیاورد. امام با ابن هشام ملاقات کردند و خطاب به او فرمودند: « خدا تو را عافیت دهد. من از آنچه برایت روی داده ناراحتم، آنچه دوست داری از ما بخواه.» اسماعیل بن هشام از دیدن این همه کرامت و محبت پریشان شد و خجالت کشید و با حیرت گفت: « خداوند بهتر می داند که رسالتش را در کجا قرار دهد. و به کسی که اراده اش تعلق گرفته تفویض کند و بسپارد.»

4. چطور به خویشاوندان خود کمک می کردند؟

بین دوستان و فامیل همه ما هستند کسانی که نیاز به کمک و دستگیری دارند. سوال این است که چقدر از اوضاع و احوال آنان خبر داریم؟ روایت است امام سجاد (ع) پسر عموی فقیری داشتند. بعضی شب ها طوری که او را نشناسد، پیش او می رفتند و مبلغی به وی می بخشیدند. آن مرد می گفت: « علی بن الحسین رعایت خویشاوندی را نمی کند خدا او را سزا دهد». امام این سخنان را می شنیدند اما بردباری می کردند و خود را به آن شخص نمی شناساندند. بعد از شهادت امام، آن شخص دید دیگر خبری از مرد نیست. تازه آن وقت بود که فهمید آن مرد نیکوکار، پسر عمویش علی بن الحسین(ع) بوده. پس بر سر مزارش رفت و گریه کرد. (حلیه الاولیاء، ج 3، ص 140)
البته این روزها رسم جالبی بین بعضی اقوام هست که صندوق های قرض الحسنه فامیلی دارند و هر بار به یکی از نیازمندان فامیل وام هایی بدون کارمزد و با اقساط سبک می دهند. یا همین که خبردار شوند یکی از اقوام فقیر عروسی در پیش دارد، همه با هم مبلغی جمع کرده و پیشاپیش به عنوان هدیه به آن شخص می دهند. با این کار نه تنها به او در برپایی مراسم یا تهیه جهیزیه کمک کرده بلکه عزت نفس و غرور او را نیز حفظ می کنند. خدا کند چنین رسمی روز به روز در جامعه بیشتر شود.

5. رسم همسایه داری

حضرت در «رساله حقوقی» خود درباره ی حق همسایه می فرمایند: « حق همسایه این است که چون نباشد، او را پاس بداری و چون باشد، بزرگش شماری و هنگام حضور و غیبت، یار و مددکارش باشی و در پی زشتی او بر نیایی و برای یافتن بدی هایش کنجکاو نشوی و اگر ناخواسته به کاستی ای برخوردی، باید سینه ات چونان دژی استوار و پرده ای ناگسستی باشد تا با سرنیزه هم نتوان بدان راز دست یافت. پنهانی سخنان او را گوش نکن و او را در سختی ها وانگذار و در نعمت بر او رشک نورز و از لغزشش بگذر و گناهش را نادیده انگار و اگر نادانی کرد بردبار باش و با او مدارا کن.»

6. «رساله حقوقی» امام سجاد(ع) را چقدر می شناسیم؟

سردرگمی ناشی از زندگی ماشینی بسیاری از حقوقی بدیهی انسان ها را نسبت به هم از یادشان برده؛ چه برسد به حقوقی که سرسوزنی حتی لزومشان در ذهن مان نمی گنجد اما شخصیتی چون امام سجاد(ع) هرگز این حقوق را از یاد نبرده اند و در رساله شان به آن اشاره کرده اند. آن حق عجیب و دور از ذهن، حق بدی کننده است که حضرت درباره آن می فرمایند: « حق کسی که با دست یا زبانش به تو بد کرده، اگر آگاهانه بوده بهتر است از او درگذری تا هم ریشه شر کنده شود و هم به ادب رفتار کرده باشی. این گذشت بهره های اخلاقی بسیار دیگری نیز دارد.» خداوند می فرماید: « بر آنان که چون ستم بینند و انتقام جویند، راه تعرضی نیست. این نشان کارهای پسندیده است». همچنین می فرمایند: « اگر می خواهید انتقام بگیرید، باید به قدر ستمی باشد که بر شما رفته و اگر صبر کنید البته برای صابران بهتر است؛ و اگر آگاهانه نبوده نباید در فکر انتقام باشی و آگاهانه، کار ناآگاهانه را کیفر دهی. باید با او مدارا کنی و تا می توانی با لطف و نرمش او را بازگردانی.»
سیره امام سجاد (ع) تنها به کلام خلاصه نمی شود و اسناد بسیاری در تاریخ مبتنی بر این ادعا وجود دارد. از جمله آنکه می گویند مردی امام را بیرون خانه دید و به آن حضرت دشنام داد. خادمان امام به سمت آن مرد حمله کردند. حضرت فرمودند: « او را رها کنید». سپس رو به مرد کردند و گفتند: « آنچه از ما بر تو پوشیده ماند بیشتر از آن است که می دانی. آیا حاجتی داری؟» مرد با دیدن بزرگواری امام شرمنده شد. حضرت گلیمی را که بر دوش داشتند، به مرد دادند و فرمودند هزار درهم به او بدهند. مرد از آن به بعد می گفت: « گواهی می دهم که تو فرزند پیغمبری.»(کشف الغمه، ج 2، ص 81).

7. با نعمت خدا خوش رفتار باش

در لابه لای همهمه و داد و قال های راهروهای دادگاه های خانواده می شود تابلویی مزین به این کلام آسمانی نصب کرد که امام سجاد (ع) می فرمایند: « حق همسر که با پیوند ازدواج، زیر دست و به فرمان توست آن است که بدانی خدا او را آرام جان و راحت بخش و انیس و نگهدار تو کرده. هر یک از شما دو نفر باید نعمت وجود دیگری را به درگاه خدا شکر بگوید و بداند این نعمتی است که خدا به او داده و باید با نعمت خدا خوش رفتاری کند و او را گرامی بدارد و با او بسازد. حق تو بر زن بیشتر و اطاعت تو بر او لازم تر است؛ مگر آنجا که نافرمانی از خدا باشد. حق زن بر تو این است که با او مهربانی کنی و همدم و آرام بخش او باشی.»
منبع مقاله: نشریه همشهری آیه شماره 8

 

 



نوع مطلب : امام سجاد علیه السلام، صحیفه سجادیه، آموزه های اخلاقی و رفتاری، گالری صوتی و تصویری، كتابخانه، مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نویسنده:ابراهیم اخوی



 

مکتبی در سخنان امام سجاد علیه السلام

مدیریت زبان

بخش عمده‌ای از ارتباط ما با دیگران، از راه گفت‌وگو شکل می‌گیرد. چنانچه مهارت گفت‌وگو و آسیب‌های ناشی از آن را ندانیم، ممکن است در ایجاد یک رابطه خوب، دچار مشکل شویم. بخشی از این مهارت، در مهار زبان و تسلط بر گفته‌هاست. پیشنهاد امام سجاد علیه السلام ، توجه به اصل مراقبت از زبان است تا از رها کردن این ابزار مهم ارتباط، پرهیز کنیم: «احفَظْ علَیکَ لسانَکَ تَمْلِکْ بهِ إخوانَکَ؛ زبانت را نگه دار تا برادرانت را نگه داری.»1 از نگاه حضرت، گفت‌وگوهای نسنجیده، گاه به قطع ارتباط می‌انجامد و در مقابل، کنترل زبان و خروجی آن، شخصیتی محبوب از شخص به دیگران معرفی می‌کند که میل به ارتباط با چنین شخصیتی و تداوم رابطه، بیشتر خواهد بود.

روابط اجتماعی

برخی به اشتباه، تسلط و غلبه اجتماعی را در ایجاد مزاحمت برای دیگران، به معنای حساب بردن آنها می‌دانند. چنین نگرش خطرناکی می‌تواند هم فرد را دچار آسیب‌های روانی کند ـ آنچنان‌که در روان‌شناسی با بیمارانی روبه‌رو می‌شویم که از اختلال سلوک یا شخصیت ضد اجتماعی رنج می‌برند ـ و هم امنیت روانی کسانی را که با آنان در تعامل هستند، تهدید کند. در سفارشی از امام سجاد علیه السلام این مسئله به گونه‌ای پیش‌گیرانه آمده است: «کَفُّ الأذی مِن کَمالِ العقلِ و فیه راحةٌ للبَدَنِ عاجِلاً و آجِلاً؛ آزار نرساندن، نشانه کمال خرد است و مایه آسایش تن در دنیا و آخرت است».2

تعارض شناخت و رفتار

دو راهی‌ها از هر نوعی که باشند، انسان را دچار روان‌پریشی می‌کنند. آن‌که می‌داند و خلاف دانسته‌های خود گام برمی‌دارد، دلهره‌‌ای وصف‌نشدنی را تجربه می‌کند که نشانه‌های بیرونی آن، پرخاشگری، ناسازگاری، لج‌بازی، نداشتن مهارت تصمیم‌گیری و نیز سردرگمی در زندگی است. به عنوان نمونه، فردی که قوانین دین را برای زیستن برگزیده است، چنانچه روش زندگی او مغایر با این انتخاب و شناخت باشد، از زندگی خود لذتی نمی‌‌برد و هیچ موفقیتی، او را خرسند نمی‌‌سازد. امام زین ‌العابدین علیه السلام ، از چنین مسئله‌ای با نگاهی توحیدی پرهیز می‌دهد: «إنّ أبْغضَ النّاسِ إلَی اللّه مَن یَقْتَدی بسُنّةِ إمامٍ و لا یَقتدی بأعمالِهِ؛ مبغوض‌ترین مردم نزد خداوند، کسی است که خود را پیرو روش امامی بداند، ولی از رفتار و کردار او پیروی نکند».3

امید

یکی از عوامل اصلی بهداشت روان، امیدواری است. اگر فردی به هر دلیل، امید خود را به فردایی بهتر از دست بدهد، مشکلاتی مانند افسردگی به سراغش خواهد آمد. همچنین داشتن انگیزه پیشرفت و ساختن شرایطی بهتر، از نشانه‌های شخصیت سالم است و چنانچه این میل و انگیزه در افراد جامعه خاموش شود، سردی و بی‌حالی، فرد و اجتماع را فرا می‌گیرد و زندگی وضعیتی نابسامان و دور از نشاط روانی می‌یابد. با این نگرش، امید به ایجاد جامعه‌ای بهتر و با امنیت روانی کامل‌تر به دست آخرین ذخیره خدا، می‌تواند بسیاری از خرسندی‌ها را به خشنودی تبدیل کند و آن‌که از چنین امیدی برخوردار است، گوهری گران‌بها در اختیار دارد. امام چهارم در این باره چه نیکو می‌فرماید: «انتظارُ الفَرَجِ مِن أعظمِ الفَرَجِ؛ انتظار فرج، خود، بزرگ‌ترین گشایش است».4

سبک زندگی

داشتن روش و سبک برای هر کاری ضروری است، وگرنه تندروی‌ها و کندروی‌ها می‌توانند آسیب‌های ویرانگری داشته باشند. برخورداری از صفت‌های شخصیتی ثابت سبب بروز رفتارهای بهنجار است. این صفات، در مکتب‌های گوناگون، شکل‌های متفاوتی می‌یابند. در مکتب امام سجاد علیه السلام برخی از این ویژگی‌های پسندیده بیان شده است:
أربعٌ مَن کُنَّ فیه کَمُلَ إسلامُه و مُحِّصَتْ عنه ذُنوبُهُ و لَقِیَ ربَّهُ عزّ و جلّ و هُو عنه راضٍ: مَن وفی للّه ِ عزّ و جلّ بما یَجْعَلُ علی نفسِهِ للنّاسِ و صَدَقَ لِسانُهُ مَع النّاسِ و اسْتَحْیا مِن کلِّ قبیحٍ عندَ اللهِ و عندَ النّاسِ و حَسَّنَ خُلقَهُ معَ أهلِهِ.5
چهار چیز است که هر کس دارای آنها باشد، اسلامش کامل می‌گردد و گناهانش ریخته می‌شود و پروردگار خویش را دیدار می‌کند، در حالی ‌که از او خشنود است:
1.‌ آن‌که برای خدا، به تعهد خود در قبال مردم عمل کند؛
2. با مردم راست‌گو باشد؛
3. از ارتکاب هر آنچه نزد خدا و مردم زشت است، شرم کند؛
4. با خانواده خود، خوش اخلاق باشد.
با دقت در این سخن، درمی‌یابیم که سه حوزه اصلی ارتباط، یعنی ارتباط با خدا، با خود و دیگران، در ملاک‌های معرفی شده حضرت وجود دارند و هماهنگ شدن با این ویژگی‌ها، می‌تواند سلامت روان افراد را تضمین کند.

پی نوشت ها :

1. بحارالانوار، ج٧٤، ص١٥٦، ح١.
2. تحف العقول، ص٢٨٣.
3. الکافی، ج٨، ص٢٣٤، ح٣١٢.
4. بحارالانوار، ج٥٢، ص١٢، ح٤.
5. همان، ج٧٥، ص٩٣، ح٦.

منبع : فصلنامه اشارت، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، شماره 148.


نوع مطلب : امام سجاد علیه السلام، صحیفه سجادیه، آموزه های اخلاقی و رفتاری، كتابخانه، مناسبتها، مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

گذری بر زندگانی امام سجاد (علیه السلام)



ولادت

چهارمین اختر آسمان ولایت، در نیمه ی جمادی الآخر، سال 38 هجری در مدینه دیده به جهان گشود. (1) نام آن بزرگوار «علی»، کنیه اش «ابوالحسن» (2) و مشهوترین لقبهایش «زین العابدین» و «سجاد» است. پدر بزرگوارش امام حسین (ع) و مادرش «شهربانو» (3) دختر «یزدگرد» پادشاه ایران بود. (4)

مکارم اخلاقی امام (ع)

امام چهارم (ع) در همه ی فضائل و کمالات، سرآمد مردم زمان خود بود. اینک گوشه ای از فضائل و مکارم اخلاقی آن حضرت:

عبادت

فزونی عبادت و نیایش امام چهارم (ع) در پیشگاه خدا به حدی بود که آن حضرت به سرور و زینت بخش عبادت کنندگان (سید العابدین، زین العابدین) و بسیار سجده کننده (سجاد) ملقب گشت.
امام سجاد (ع) هنگامی که وضو می گرفت رنگ از چهره مبارکش می پرید. از علت آن سؤال شد. فرمود:
آیا می دانید می خواهم در برابر چه کسی بایستم؟ (5)
امام (ع) به هنگام نماز چنان غرق در معبود می گشت که هیچ چیز او را از یاد حق باز نمی-داشت. روزی – در حالی که به نماز ایستاد بود – در خانه ی آن حضرت آتش سوزی رخ داد. مردم فریاد زدند و آن بزرگوار را از آتش بر حذر داشتند. امام (ع) بدون آنکه متوجه سر و صدای آنان شود به نماز خود ادامه داد. و پس از نماز پرسیدند: چه موجب شد که به شعله های آتش اعتنا نکردید؟ فرمود: «آتشی سوزنده تر». (6)

عفو و گذشت

پیشوای چهارم در عفو و گذشت چنان بود که پاسخ هر بدی را به نیکی می داد و در این باره می فرمود:
جرعه ای ننوشیدم که نزد من محبوبتر از جرعه ی خشمی باشد که در مقام تلافی برنیایم. (7)
روزی مردی هاشمی به امام (ع) جسارت کرد. امام (ع) سخنی نگفت. پس از بازگشت آن مرد، امام (ع) به حاضران فرمود:
آنچه این مرد گفت، شنیدید. دوست دارم همراه من بیایید تا نزد او برویم و پاسخ مرا نیز بشنوید. امام (ع) به راه افتاد و این آیه را تلاوت می کرد:
«و الکاظمین الغیظ، و العافین عن الناس، و الله یحب المحسنین» (8)
(پرهیز کاران کسانی هستند که...) خشم خویش فرو می خورند و از خطاهای مردم در می-گذرند و خدا نیکوکاران را دوست می دارد.
امام (ع) به در منزل آن مرد رسید. وی – که تصور می کرد امام (ع) برای تلافی آمده است – در حالی که خود را آماده پاسخ کرده بود، بیرون آمد. امام (ع) به او فرمود:
ای برادر! تو اندکی پیش نزد من آمدی و سخنهایی گفتی. آنچه گفتی اگر در من هست، خداوند مرا بیامرزد، و اگر نیست خدا تورا بیامرزد.
آن مرد با دیدن چنین واکنشی از امام (ع)، بر پیشانی آن حضرت بوسه زد و گفت:
آنچه گفتم در تو نبود و خود بدان سزاوارترم. (9)

وجود و بخشش

امام سجاد (ع) زندگی تعداد زیادی (10) از خانواده های مستمند را تأمین می کرد و هر شب با انبانی انباشته از نان و خرما و ... به طور ناشناس به خانه ی آنان می رفت. تا وقتی که آن حضرت رحلت کرد، کسی نفهمید که زندگانی آنان را چه کسی تأمین می کند. پس از شهادت آن حضرت دریافتند که آن فرد ناشناس، «علی بن الحیسن (ع)» بوده است. (11)
امام (ع) هیچ غذایی را نمی خورد مگر آنکه همانند آن را صدقه می داد و می فرمود:
«لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون» (12)
هرگز به خیر و نیکی نخواهید رسید مگر آنکه از آنچه دوست می دارید انفاق کنید. (13)

آزاد کردن بردگان

امام چهارم (ع) برده های زیادی را می خرید و آنان را بر آیین اسلام تربیت می کرد. سپس در راه خدا آزاد می ساخت و برای رفع نیازمندی آنان، زندگیشان را در سطح سایر مردم تأمین می فرمود. (14)

شجاعت

شاید برخی بر این باور باشند که امام سجاد (ع) از شجاعت و قوت روح، برخوردار نبوده است؛ در حالی که این پنداری بیش نیست. امام چهارم (ع) همچون سایر امامان علیهم-السلام، شجاع و ظلم ستیز بود.
گفتگوی آن حضرت با «عبید الله»، «یزید»، و «عبدالملک» نمونه های بارزی از قدرت روحی و شجاعت آن بزرگوار در برابر دستگاه ظلم و ستمگران معاصر خویش است.
در برابر «عبیدالله»:
... آیا مرا به مرگ تهدید می کنی؟ مگر نمی دانی که کشته شدن (در راه خدا) عادت ما، و شهادت کرامت ماست؟». (15)

در برابر «یزید»:

... ای پسر معاویه و هند و صخر! تو می دانی که جدم «علی بن ابیطالب» در روز «بدر»، «احد» و «احزاب» پرچمدار پیامبر (ص) بود؛ ولی پدر و جد تو پرچمدار کافران بودند. (16)
«عبدالملک» به طواف کعبه مشغول بود. امام سجاد (ع) نیز جلوتر از او – بدون آنکه به وی اعتنا کند – طواف می کرد.
«عبدالملک» از روی غرور پرسید: «این کیست که بدون توجه به ما، جلوتر از ما طواف می-کند؟» گفته شد: «علی بن الحسین (ع)». پس از طواف امام (ع) را احضار کرد و و گفت: «من که کشنده ی پدر شما نیستم، پس چرا نزد من نمی آیید؟» امام (ع) فرمود:
قاتل پدرم هر چند به زندگی دنیوی او خاتمه داد ولی آخرت خویش را با با این جنایت تباه ساخت. اگر تو هم دوست داری مانند او باشی، باش!.
«عبدالملک» گفت: «هرگز، ولیکن نزد ما بیا تا از دنیای ما بهره مند شوی». امام (ع) نشست و عبای خود را بر زمین گسترد و عرض کرد: «پروردگارا! بر این مرد، حرمت و منزلت دوستانت را نزد خودت بنمایان!» در این هنگام عبای آن حضرت انباشته از در شد؛ به گونه-ای که درخشندگی آنها چشهما را خیره می ساخت.
امام (ع) رو به «عبدالملک» کرد و فرمود:
کسی که دارای چنین منزلتی نزد پرودگارش می باشد، چه نیازی به دنیای تو دارد؟.
سپس عرض کرد: «خداوندا! اینها را باز پس گیر که من بدانها نیاز ندارم» .(17)

امامت

پیشوای چهارم (ع) همراه همسر و فرزند خردسالش «محمد باقر (ع)» در کربلا حضور داشت؛ ولی به خاطر شدت بیماری نتوانست در نبرد شرکت کند. وی، پس از شهادت پدر بزرگوارش در سن 23 سالگی (18) عهده دار «امامت» شد.
مزدوران «یزید» پس از شهادت امام حسین (ع) چندین بار تصمیم به قتل آن حضرت گرفتند؛ (19) اما خداوند حجت خویش را گزند آنان حفظ کرد.

پی نوشت :

1. اعلام الوری، ص 251 و مناقب، ابن شهرآشوب، ج 4، ص 175. تاریخهای دیگری مانند 15 جمادی اولی، سال 36 هـ، پنجم و نهم شهبان سال 38 هم ذکر شده است. (ر.ک. عوالم، علی بن الحسین (ع)، ج 18، ص 12-14).
2. «ابو محمد»، «ابوالقاسم» و «ابوبکر» هم گفته شده است (ر.ک. مناقب، ابن شهرآشوب، ج 4، ص 175).
3. اسامی دیگری مانند «شاه زنان»، «سلافه»، «غزاله»، «خوله» و ... نیز ضبط شده است (عوالم، ج 18، ص 6-12).
4. ر.ک. الارشاد، ص 253 و اعلام الوری، ص 251.
5. الارشاد، ص 256.
6. صفوة الصفوه، ابن جوزی، ص 52. به نقل از زندگانی امام زین العابدین، وجدانی، ص 53.
7. اصول کافی، ج 2، باب «کظم الغیظ» ص 89، حدیث 1، نشر مطبعة الاسلامیه، تهران، 1388 هـ.
8. آل عمران، آیه ی 134.
9. الارشاد، ص 257.
10.در روایتی از امام باقر (ع) تعداد خانواده های تحت تکفل آن حضرت صد خانوار ذکر شده است. (مناقب، ابن شهرآشوب، ج 4، ص 154).
11. الارشاد، مفید، ص 285.
12. آل عمران، آیه ی 92.
13. بحارالانوار، ج 46، ص 106.
14. اعیان الشیعه، ج 1، ص 621.
15. ابا لقتل تهددنی؟ أما علمت ان القتل لنا عادة و کرامتنا الشهادة (اعیان الشیعه، ج 1، ص 633).
16. همان مدرک.
17. بحارالانوار، ج 46، ص 120-121 و عوالم العلوم، علی بن الحسین (ع)، ج 18، ص 175.
18. ر.ک. مقتل الحیسن، مقرم، ص 394.
19. ر.ک. الارشاد. ص 242 و انساب الاشراف، ج 3، ص 208.

منبع:کتاب تاریخ اسلام در عصر امامت امام سجاد علیه سلام و امام باقر علیه سلام


نوع مطلب : مقالات، كتابخانه، امام سجاد علیه السلام، آموزه های اخلاقی و رفتاری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
امکانات جانبی
زیارت عاشورا

سوره قرآن
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic